جدیدترین‌ها

بزرگترین مرجع تایپِ کتاب | انجمن رمان نویسی بوکینو

انجمن فرهنگی بوکینو، مکانی‌ برای انتشار و تایپ آثارِ شما عزیزان بوده و طبقِ قوانین جمهوری اسلامی ایران اداره می‌شود. هدف ما همواره ایجاد یک محیط گرم و صمیمانه است. برای دسترسی به امکانات انجمن و تعامل در آن، همین حالا ثبت نام کنید.

سوالات متداول

آموزش کار با انجمن را از این لینک مطالعه کنید.

ایجاد موضوع

برای شروع موضوعی در تالار مورد نظر خود بفرستید.

کسب مقام

به خانواده‌ی بزرگ بوکینو بپیوندید!
  • ✵ انجمن رمانِ بوکـــیــنــو✵

    بزرگترین انجمن فرهنگی و کتابخانه‌ی مجازی ایران!

ANLI

[مدیر آزمایشی تالار ادبیات ]
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
2024-09-14
نوشته‌ها
1,232
پسندها
1,663
زمان آنلاین بودن
7d 19h 15m
امتیازها
203
سن
21
محل سکونت
ᏕᏂᎥᏒᏗፚ
سکه
6,307
  • #1
1728540211293.png
عنوان دلنوشته: سیزدهم
نام نویسنده: زری
ژانر: تراژدی
ناظر: @yas_NHT
ویراستار: @Blueberry
خلاصه:
صدایی به گوش می‌رسد، نگویید که سیزدهم نزدیک است. این روز، روز تولد من نیست. از من نخواهید که کیک به دست آرزو کنم. آرزوی من او بود اویی که به نیستی و پوچی تبدیل شد. مثل پروانه بودم و او مثل شمع، دورش گشتم و سوختم. او خاموش گشت و من مُردم.
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:

ANLI

[مدیر آزمایشی تالار ادبیات ]
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
2024-09-14
نوشته‌ها
1,232
پسندها
1,663
زمان آنلاین بودن
7d 19h 15m
امتیازها
203
سن
21
محل سکونت
ᏕᏂᎥᏒᏗፚ
سکه
6,307
  • #2
1726695571975.png
نویسنده‌ی عزیز، از این‌که انجمن بوکینو را برای انتشار آثارتان برگزیدید، خرسند و سپاسگزاریم.
لطفا قبل از تایپ دلنوشته‌ی خود، قوانین مربوط به تایپ دلنوشته را مطالعه کنید.

⚛️[ قوانین - قوانین تایپ دلنوشته | تالار ادبیات توصیفی🔸 ] ⚛️

همچنین شما می‌توانید در صورت نیاز به راهنمایی و بهبود بخشیدن قلم خود، درخواست ناظر دهید.

⚛️ [ 🔸درخواست نظارت (ویژه تالار ادبیات توصیفی) ] ⚛️

پس از تایپ حداقل ۱۵ پست، می‌توانید درخواست نقد و تگ دهید.

⚛️[ درخواست - درخواست نقد ادبی شورا | ویژه تالار ادبیات ] ⚛️

⚛️[ درخواست - درخواست تگ آثار | تالار نقد] ⚛️

شما می‌توانید پس از تایپ ١٠ پست برای اثر خود درخواست طراحی جلد دهید‌.

⚛️[ درخواست - جلد آثار | تالار طراحی] ⚛️

بعد از ۲۰ پست می‌توانید پایان دلنوشته‌تان را اعلام کنید.

⚛️[ اطلاعیه‌ - اعلام پایان آثار ادبی | تالار ادبیات توصیفی ] ⚛️

در صورت تصمیم به عدم ادامه‌ی تایپ دلنوشته، شما می‌توانید درخواست انتقال به متروکه دهید و همچنین در صورت تصمیم به ادامه‌ی تایپ دلنوشته و انتشار اثرتان می‌توانید درخواست بازگردانی اثر از متروکه را دهید.

⚛️ [ درخواست - انتقال و بازگردانی از متروکه | تالار ادبیات توصیفی ] ⚛️

𖡼 با سپاس از توجه شما 𖡼
[کادر مدیریت تالار ادبیات]
 
  • لایک
واکنش‌ها[ی پسندها]: mahban

ANLI

[مدیر آزمایشی تالار ادبیات ]
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
2024-09-14
نوشته‌ها
1,232
پسندها
1,663
زمان آنلاین بودن
7d 19h 15m
امتیازها
203
سن
21
محل سکونت
ᏕᏂᎥᏒᏗፚ
سکه
6,307
  • #3
مقدمه: از من نخواهید که شمع بیست سالگی را فوت کنم. پلک‌های سنگین و آغشته به اشکم را تا بستم و گشودم؛ دیدم به سن بیست سالگی رسیدم. بیست سال از عمرم با غم و سختی هدر رفت. ای کاش تولدم، روز مرگم باشد.
 

ANLI

[مدیر آزمایشی تالار ادبیات ]
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
2024-09-14
نوشته‌ها
1,232
پسندها
1,663
زمان آنلاین بودن
7d 19h 15m
امتیازها
203
سن
21
محل سکونت
ᏕᏂᎥᏒᏗፚ
سکه
6,307
  • #4
روز سیزدهم یا تولدم که نه، روزی که ندارمت و دستانم خالی از نبود انگشتان توست و شهری که بی‌تو و خاطره‌هایمان به نیستی و پوچی بدل شده است، مبارکم باشد. تکه‌های قلبم را با خود بردی و من دیگر قلب و احساسی ندارم. از زمانی که دستانمان از هم جدا شد و تو رفتی، خانه خالی از نبود تو و بی‌هیچ شور و جنبشی شد. سیزدهم برای همگان به جز من تمام شد.
 

ANLI

[مدیر آزمایشی تالار ادبیات ]
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
2024-09-14
نوشته‌ها
1,232
پسندها
1,663
زمان آنلاین بودن
7d 19h 15m
امتیازها
203
سن
21
محل سکونت
ᏕᏂᎥᏒᏗፚ
سکه
6,307
  • #5
باید یه جایی از قبل را فراموش می‌کردم تا بتوانم از جایی که متوقف شده‌ام آغاز کنم. باید از یه جایی از قبل را به دست باد می‌سپردم تا بتوانم در برابر نور بی‌رمق آینده‌ام همچو خورشید بدرخشم. باید همانند گل پژمرده، شاداب می‌شدم تا بتوانم به دردهایم ریشخند بزنم تا بشود امیدی نو در دل بپرورانم. باید تو را به فراموشی بسپارم تا خود را پیدا کنم.
 

ANLI

[مدیر آزمایشی تالار ادبیات ]
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
2024-09-14
نوشته‌ها
1,232
پسندها
1,663
زمان آنلاین بودن
7d 19h 15m
امتیازها
203
سن
21
محل سکونت
ᏕᏂᎥᏒᏗፚ
سکه
6,307
  • #6
برای من هیچ‌گاه روز سیزدهم به پایان نرسید؛ زیرا آن روز تو را در گوشه به گوشه‌ی شهر جا گذاشتم. حتی قلبی برایم نمانده بود تا خاطره‌هایمان را مرور کنم و آن‌ها را در کول پشتی‌ام جمع کنم و به خانه‌ام بیاورم. ای کاش بودی تا همان خیابان‌هایی که بارها با قدم‌هایمان متر کرده بودیم، از آن خیابان‌ها گذر می‌کردیم که یادمان تا ابد زنده نگه داشته شود.
 

ANLI

[مدیر آزمایشی تالار ادبیات ]
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
2024-09-14
نوشته‌ها
1,232
پسندها
1,663
زمان آنلاین بودن
7d 19h 15m
امتیازها
203
سن
21
محل سکونت
ᏕᏂᎥᏒᏗፚ
سکه
6,307
  • #7
روز سیزدهم هم گذشت، اما چیزی در درون من رخ داد. می‌دانی آن چه بود؟ اول بودنت و بعد از آن نبودنت در من اتفاق افتاد. کدام سیل بی‌رحمی آمد و دست مرا و تو را از یکدیگر جدا کرد؟ کی باران آمد و خاطره‌هایمان را شست و با تکه دستمال پاک کرد و رفت؟ نکند من به خواب غفلت فرو رفته بودم؟ بگو که این یک خواب و سراب است، زیرا من دیگر طاقت دوری‌ات را ندارم.
 

ANLI

[مدیر آزمایشی تالار ادبیات ]
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
2024-09-14
نوشته‌ها
1,232
پسندها
1,663
زمان آنلاین بودن
7d 19h 15m
امتیازها
203
سن
21
محل سکونت
ᏕᏂᎥᏒᏗፚ
سکه
6,307
  • #8
گاه باید شکست تا آدم‌ها را به خوبی بشناسی
من هم برای شناخت آدم‌ها هر بار شکستم، اما در عوض آن‌ها را به خوبی شناختم. روز سیزدهم روزی بود که من تجربه‌ی زیادی از زندگی‌ام کسب کردم. این بود که تا زمانی که برای اطرافیانت سود نداشته باشی کنارت نمی‌مانند‌. به هدفشان که برسند دیگر شخصی به نام تو نمی‌شناسند.
 

ANLI

[مدیر آزمایشی تالار ادبیات ]
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
2024-09-14
نوشته‌ها
1,232
پسندها
1,663
زمان آنلاین بودن
7d 19h 15m
امتیازها
203
سن
21
محل سکونت
ᏕᏂᎥᏒᏗፚ
سکه
6,307
  • #9
سیزدهم برای همگان گذشت، اما برای من نگذشت و تمام نشد. سیزدهم چه روزی‌ست؟ سیزدهم روزی بود که شب نداشت. نه روزش روز بود نه شبش شب بود. سیزدهم برای همگان یک روز عادی بود که به خوبی و خوشی یا با درد و رنج و سختی گذشت، اما برای من یک روز عادی نبود. می‌دانی چرا؟ زیرا سال قبل روز تولدم را با تو جشن گرفتم، ولی سیزدهم امسال، به عنوان نبودنت، این روز را همانند اشک در چشمانم خلاصه کردم.
 

ANLI

[مدیر آزمایشی تالار ادبیات ]
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
2024-09-14
نوشته‌ها
1,232
پسندها
1,663
زمان آنلاین بودن
7d 19h 15m
امتیازها
203
سن
21
محل سکونت
ᏕᏂᎥᏒᏗፚ
سکه
6,307
  • #10
سیزدهم هم گذشت، پرنده‌های بال شکسته به من خبر رساندند که دیگر تو نمی‌آیی، سیزدهم هم گذشت و من هر روزم بدتر از هزاران سیزدهم است. پرنده‌های بال شکسته در قلبم به سوی تو کوچ می‌کنند و به سوی تو بال می‌گشایند، ولی در نبود تو بال‌هایشان رمقی ندارند.
 

بازدید کنندگان موضوع (تعداد: 0) مشاهده جزئیات

shape1
shape2
shape3
shape4
shape5
shape6
بالا پایین