What's new

بزرگترین مرجع تایپِ کتاب | بوکینو | بهترین انجمن فرهنگی و هنری

انجمن فرهنگی بوکینو، مکانی‌ برای انتشار و تایپ آثارِ شما عزیزان بوده و طبقِ قوانین جمهوری اسلامی ایران اداره می‌شود. هدف ما همواره ایجاد یک محیط گرم و صمیمانه است. برای دسترسی به امکانات انجمن و تعامل در آن، همین حالا ثبت نام کنید.

سوالات متداول

آموزش کار با انجمن را از این لینک مطالعه کنید.

ایجاد موضوع

برای شروع موضوعی در تالار مورد نظر خود بفرستید.

کسب مقام

به خانواده‌ی بزرگ بوکینو بپیوندید!
  • ✵ انجمن رمانِ بوکـــیــنــو✵

    بزرگترین انجمن فرهنگی و کتابخانه‌ی مجازی ایران!

SABA

[مدیر آزمایشی تالار شعر]
Staff member
LV
0
 
Joined
Nov 15, 2025
Messages
212
Reaction score
116
Time online
22h 52m
Points
43
Age
19
سکه
1,058
  • #61
تركم مكن، حتی برای يك روز
زان رو كه به انتظار، ايستگاهی متروك خواهم بود، خالی از قطار
تركم مكن، حتی برای ساعتی
كه دلتنگی، چون بارانی، به آوارم فرو خواهد ريخت، و غبار، چون هاله ای
جای پاهايت به شن ها، اميدم می دهد، و مژگانت، آرامشم
عزيزترين !تركم مكن، حتی برای ثانيه ای
وقتی تو نيستی، سرگردان، سرگشته اين سوال مداومم
كه بازخواهی گشت آيا؟
 

SABA

[مدیر آزمایشی تالار شعر]
Staff member
LV
0
 
Joined
Nov 15, 2025
Messages
212
Reaction score
116
Time online
22h 52m
Points
43
Age
19
سکه
1,058
  • #62
از لحظه ای كه با شب هم بستر شدم، از ميان تمامی ستارگان

چشمان تو را، تنها چشمان تو را برگزيدم

و از تمامی رودخانه ها، اشكت را

از تمامی امواج، يكی، تنها يكی، موج تفكيك ناپذير اندام تو را

گيسوانت، تار به تار، مو به مو از آن من باد

و از تمامی سرزمين ها، تنها قلب وحشی تو، موطنم.
 

SABA

[مدیر آزمایشی تالار شعر]
Staff member
LV
0
 
Joined
Nov 15, 2025
Messages
212
Reaction score
116
Time online
22h 52m
Points
43
Age
19
سکه
1,058
  • #63
دو دلداده، نان طبخ می كنند، و ماه به چمنزار درمی غلطد
آن دو، چونان دو روح با هم به پرواز درمی آيند
و در حال برخاستن، خورشيدی را در رختخواب خود برجای خواهند نهاد
از ميان تمام حقايق لامحال، نه با طناب، كه با عطر خود
روز را به بردگی خويش، وادار می كنند
 

SABA

[مدیر آزمایشی تالار شعر]
Staff member
LV
0
 
Joined
Nov 15, 2025
Messages
212
Reaction score
116
Time online
22h 52m
Points
43
Age
19
سکه
1,058
  • #64
ای عشق !بی آنكه ببينمت، بی آنكه نگاهت را بشناسم
بی آنكه دركت كنم، دوستت می داشتم
شايد تو را ديده ام پيش از اين
در حالی كه ليوان شرابی را بلند می كردی
شايد تو همان گيتاری بودی كه درست نمی نواختمت
دوستت می داشتم بی آنكه دركت كنم
دوستت می داشتم بی آنكه هرگز تو را ديده باشم
و ناگهان تو با من –تنها، در دل تنگ من، در آنجا بودی
لمست كردم، بر تو دست كشيدم، و در قلمرو تو زيستم
چون آذرخشی بر يكی شعله، كه آتش قلمرو توست
ای فرمانروای من !
 

Who has read this thread (Total: 2) View details

shape1
shape2
shape3
shape4
shape5
shape6
Top Bottom