• ✵ انجمن رمانِ بوکـــیــنــو✵

    بزرگترین انجمن فرهنگی و کتابخانه‌ی مجازی ایران!

SABA

[مدیر آزمایشی تالار شعر]
کادر مدیریت بوکینو
ارسال‌کننده‌ی برتر ماه
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
2025-11-15
نوشته‌ها
214
سکه
1,063
تركم مكن، حتی برای يك روز
زان رو كه به انتظار، ايستگاهی متروك خواهم بود، خالی از قطار
تركم مكن، حتی برای ساعتی
كه دلتنگی، چون بارانی، به آوارم فرو خواهد ريخت، و غبار، چون هاله ای
جای پاهايت به شن ها، اميدم می دهد، و مژگانت، آرامشم
عزيزترين !تركم مكن، حتی برای ثانيه ای
وقتی تو نيستی، سرگردان، سرگشته اين سوال مداومم
كه بازخواهی گشت آيا؟
 

SABA

[مدیر آزمایشی تالار شعر]
کادر مدیریت بوکینو
ارسال‌کننده‌ی برتر ماه
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
2025-11-15
نوشته‌ها
214
سکه
1,063
از لحظه ای كه با شب هم بستر شدم، از ميان تمامی ستارگان

چشمان تو را، تنها چشمان تو را برگزيدم

و از تمامی رودخانه ها، اشكت را

از تمامی امواج، يكی، تنها يكی، موج تفكيك ناپذير اندام تو را

گيسوانت، تار به تار، مو به مو از آن من باد

و از تمامی سرزمين ها، تنها قلب وحشی تو، موطنم.
 

SABA

[مدیر آزمایشی تالار شعر]
کادر مدیریت بوکینو
ارسال‌کننده‌ی برتر ماه
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
2025-11-15
نوشته‌ها
214
سکه
1,063
دو دلداده، نان طبخ می كنند، و ماه به چمنزار درمی غلطد
آن دو، چونان دو روح با هم به پرواز درمی آيند
و در حال برخاستن، خورشيدی را در رختخواب خود برجای خواهند نهاد
از ميان تمام حقايق لامحال، نه با طناب، كه با عطر خود
روز را به بردگی خويش، وادار می كنند
 

SABA

[مدیر آزمایشی تالار شعر]
کادر مدیریت بوکینو
ارسال‌کننده‌ی برتر ماه
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
2025-11-15
نوشته‌ها
214
سکه
1,063
ای عشق !بی آنكه ببينمت، بی آنكه نگاهت را بشناسم
بی آنكه دركت كنم، دوستت می داشتم
شايد تو را ديده ام پيش از اين
در حالی كه ليوان شرابی را بلند می كردی
شايد تو همان گيتاری بودی كه درست نمی نواختمت
دوستت می داشتم بی آنكه دركت كنم
دوستت می داشتم بی آنكه هرگز تو را ديده باشم
و ناگهان تو با من –تنها، در دل تنگ من، در آنجا بودی
لمست كردم، بر تو دست كشيدم، و در قلمرو تو زيستم
چون آذرخشی بر يكی شعله، كه آتش قلمرو توست
ای فرمانروای من !
 

بازدید کنندگان موضوع (تعداد: 2) مشاهده جزئیات

بالا