• ✵ انجمن رمانِ بوکـــیــنــو✵

    بزرگترین انجمن فرهنگی و کتابخانه‌ی مجازی ایران!

    🛍️ ورود به فروشگاه بوکینو

  • دوستان و همراهان و مهمانان گرامی، اگر در رابطه با ثبت‌نام یا اکانت خود در انجمن با هرگونه مشکل یا سوالی مواجه شدید، لطفاً بدون نگرانی به آیدی زیر مراجعه فرمایید تا در اسرع وقت رسیدگی شود:

    ✵ @KibiBayat1 (روبیکا، ایتا) ✵

    ✵ @yasnanhtt (تلگرام) ✵

    تیم پشتیبانی بوکینو آماده‌ی پاسخگویی و حل مشکلات شماست.🙏

.NilooFaŕ.

مدیر بازنشسته
تاریخ ثبت‌نام
2024-01-02
نوشته‌ها
216
سکه
1,336
Because I could not s‌‌‌to‌‌‌p for Death
He kindly s‌‌to‌‌‌pped for me
The c‌‌‌arr‌‌‌ia‌‌‌ge held but just ourselves
And Immortality

چون نمی توانستم برای مرگ بایستم
او با مهربانی برای من ایستاد
کالسکه را نگه داشت اما فقط برای خودمان
و جاودانگی


“امیلی دیکنسون”
 

.NilooFaŕ.

مدیر بازنشسته
تاریخ ثبت‌نام
2024-01-02
نوشته‌ها
216
سکه
1,336
Five years have past; five summers, with the length
Of five long winters! and again I hear
These waters, rolling from their mountain-springs
With a soft inland murmur.—Once again
Do I behold these steep and lofty cliffs

پنج سال گذشته است، پنج تابستان، با طولِ
پنج زمستان طولانی و دوباره می شنوم
این آب ها از چشمه کوه های خود سرازیر می شوند
با یک زمزمه آرام درونی، یک بار دیگر
آیا من این صخره های شیب دار و بلند را می بینم؟


“ویلیام وردزورث”
 

.NilooFaŕ.

مدیر بازنشسته
تاریخ ثبت‌نام
2024-01-02
نوشته‌ها
216
سکه
1,336
Two roads diverged in a yellow wood
And sorry I could not travel both
And be one traveler, long I stood
And looked down one as far as I could
To where it bent in the undergrowth

در یک جنگل زرد، دو راه از هم جدا شده بودند
و افسوس که نمی توانستم هر دو را طی کنم
چون فقط یک رهگذر بودم، مدت ها ایستادم
و تا جایی که می توانستم به یکی از آن ها خیره ماندم
تا جایی که در میان بوته ها گم شد


“رابرت فراست”
 

.NilooFaŕ.

مدیر بازنشسته
تاریخ ثبت‌نام
2024-01-02
نوشته‌ها
216
سکه
1,336
And both that morning equally lay
In leaves no step had trodden black
Oh, I kept the first for another day
Yet knowing how way leads on to way
I doubted if I should ever come back

و هر دودر آن صبحگاه همسان به نظر می‌رسیدند؛
پوشیده از برگ،
بی ردِّپایی بر آن‌ها
آه … من راه نخستین را برای روز دیگر گذاشتم
با آن‌که می‌دانستم که هر راهی به مسیری مجزا می‌رسد
شک داشتم که دیگر باز نتوانم به آن بازگردم
 

.NilooFaŕ.

مدیر بازنشسته
تاریخ ثبت‌نام
2024-01-02
نوشته‌ها
216
سکه
1,336
Whose woods these are I think I know
His house is in the village though
He will not see me sto‌‌‌ping here
To watch his woods fill up with snow

گویی دانم این جنگل از آن کیست
ارچه خانه‌اش در روستاس
باز هم مرا نخواهد دید
که از برای دیدن جنگل مملو از برف ایستاده‌ام
 

.NilooFaŕ.

مدیر بازنشسته
تاریخ ثبت‌نام
2024-01-02
نوشته‌ها
216
سکه
1,336
My little horse must think it queer
To sto‌‌‌ping without a farmhouse near
Between the woods and frozen lake
The darkest evening of the year

بس عجیب است برای این اسب کوچکم
ایست در مکانی که نبود مزرعه و کشتزاری
در میان برکه یخی و جنگلی
در تاریک ترین شب سال


He gives his harness bells a shake
To ask if there is some mistake
The only other sound's the sweep
Of easy wind and downy flake

بر زنگی که در لگامش است ضربه‌ای زند و پرسد
آیا اشتباهی هست؟
صدایی شنیده نشود مگر
وزش بادی و ریزیش دانه‌های برف
 

.NilooFaŕ.

مدیر بازنشسته
تاریخ ثبت‌نام
2024-01-02
نوشته‌ها
216
سکه
1,336
The woods are lovely, dark and deep
But I have promises to keep
And miles to go before I sl‌‌‌e‌‌‌ep
And miles to go before I s‌‌leep

جنگل چشم نواز است و تاریک و ژرف
اما عهدهایی دارم برای وفا
و فرسنگ‌ها راه برای پیمودن پیش از خوابیدن
و فرسنگ‌ها راه برای پیمودن پیش از خوابیدن
 

.NilooFaŕ.

مدیر بازنشسته
تاریخ ثبت‌نام
2024-01-02
نوشته‌ها
216
سکه
1,336
I shut my eyes and all the world drops dead
I lift my lids and all is born again
(I think I made you up inside my head)

با بسته شدن چشم‌هایم
گویا تمام جهان می‌میرد
پلک هایم را می‌گشایم
و تمامی آن ها مجدد زاده می‌شوند
گویا تو را در ذهنم ساخته‌ام


I dreamed that you bewitched me into bed
And s‌‌‌ung me moon-struck, ki‌‌‌‌ssed me quite insane.
(I think I made you up inside my head)

رویایی دیدم که افسون کنان مرا بر بستر بردی
چو ماه زده‌ای برایم خواندی و چو دیوانه‌ای مرا بو‌‌‌سیدی
گویا تو را در ذهنم ساخته‌ام
 

.NilooFaŕ.

مدیر بازنشسته
تاریخ ثبت‌نام
2024-01-02
نوشته‌ها
216
سکه
1,336
Black as the p‌‌it fr‌‌‌‌‌‌om p‌‌‌‌‌o‌‌‌‌‌‌‌le to p‌‌o‌‌‌‌le,
I thank whatever gods may be
For my unconquerable soul.
In the fell clutch of circumstance
I have not winced nor cried aloud.
Under the bludgeonings of chance
My head is bloody, but unbo‌‌‌‌wed.
Beyond this place of wrath and tears
Looms but the Horror of the shade,
And yet the menace of the years
Finds and shall find me unafraid.
It matters not how strait the gate,
How charged with punishments the scroll,
I am the master of my fate,
I am the captain of my soul.

بیرون از شبی که مرا در بر مي دارد،
تاريكي مثل سياه چالي از قطبی به قطب دیگر است،
از همه خدایان سپاسگزارم
برای روح تسخیر ناپذیرم
در چنگال سقوط اطرافم
من نه ترسيده ام و نه با صدای بلند گریه کرده ام.
زیر پرده شانس
سرم خونیست، اما سر خم نياوردم.
فراتر از این مكان غضب و اشک
سایه وحشت،
و هنوز تهدید سال ها
مرا بدون ترس می یابد و خواهد یافت.
مهم نیست دروازه چقدر تنگ است،
چقدر به طومار مجازات متهمم،
من ارباب سرنوشت خویشم
من ناخداي روحم خويشم.
 

.NilooFaŕ.

مدیر بازنشسته
تاریخ ثبت‌نام
2024-01-02
نوشته‌ها
216
سکه
1,336
Home on the Range

Oh, give me a home where the buffalo roam,
Where the deer and the antelope play,
Where seldom is heard a discouraging word,
And the skies are not cloudy all day.
Home, home on the range,
Where the deer and the antelope play,
Where seldom is hard a discouraging word,
And the skies are not cloudy all the day.

Brewster Higley

خانه روی کوه
‌‌‌
آه، خانه ای به من بدهید که بوفالوها در آن پرسه می زنند،
جایی که گوزن ها و بزهای کوهی بازی می کنند،
جایی که بندرت کلمات دلسردکننده شنیده می شود
و آسمانش هرگز ابری نیست.
خانه، خانه روی کوه،
جایی که گوزن ها و بزهای کوهی بازی می کنند،
جایی که به ندرت کلمات دلسرد کننده شنیده می شود،
و آسمانش تمام روز ابری نیست.


بریستر هایلی
 

بازدید کنندگان موضوع (تعداد: 0) مشاهده جزئیات

بالا