• ✵ انجمن رمانِ بوکـــیــنــو✵

    بزرگترین انجمن فرهنگی و کتابخانه‌ی مجازی ایران!

    🛍️ ورود به فروشگاه بوکینو

  • دوستان و همراهان و مهمانان گرامی، اگر در رابطه با ثبت‌نام یا اکانت خود در انجمن با هرگونه مشکل یا سوالی مواجه شدید، لطفاً بدون نگرانی به آیدی زیر مراجعه فرمایید تا در اسرع وقت رسیدگی شود:

    ✵ @KibiBayat1 (روبیکا، ایتا) ✵

    ✵ @yasnanhtt (تلگرام) ✵

    تیم پشتیبانی بوکینو آماده‌ی پاسخگویی و حل مشکلات شماست.🙏

وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.

اول شخص مفرد

نویسنده انجمن
تاریخ ثبت‌نام
2024-01-11
نوشته‌ها
344
سکه
1,827
و تو آمین «بانوی غم‌های عمیق زندگی‌ام!»‌
شب از مهریر زمستان و آواز پریشانی من، غمگین است و به بهانه‌ی یقین شکستن جانِ تو در پس آرزوهای مرده، در شکوه از دست رفته از این‌جا رخت بسته است.
به خود گفتم دیگر بار از نو شروع می‌کنم و با تو سخن می‌گویم، نامت را به زبان می‌آورم و دستانت را می‌گیرم؛ «اما باز هم هیچ، دیگر چیزی نیست.»
خیال و وهم، مرا در بر گرفته و گویا خواب سنگینی بر من چیره شده است.
من با احساس شکافت پذری از آلودگی ذات خود دور می‌شوم و به سمت چهره‌های یخ‌زده‌ در تاریکی غمبار خیال‌ پردازی عشق در افق‌های دور دست می‌روم.
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:

اول شخص مفرد

نویسنده انجمن
تاریخ ثبت‌نام
2024-01-11
نوشته‌ها
344
سکه
1,827
آمین، دلدار دلداده‌ی من!
چقدر دوستت دارم، صدایم به هنگام آن شادی بادآورده از تقدیر پنهان‌مان گره می‌خورد و آن هنگام بود که مرگ زود به سراغت آمد و تو هرگز احساسات و تعلق خاطر من را نیافتی.
سهم من از تو از میلیارد‌ها سال حرکت و حیات به اندازه‌ی یک شب محروم از هیبت و عشق زندگانی با تو بود و من در حبس و تبعید از دلتنگی چنان دلبسته‌ام به تو که بار دیگر، سایه‌ای گسترده‌ی اشک بر من چیره می‌شود.
تو جایی در میان گل‌های لیلیوم در آخر این شب سرد و بی‌جان دراز کشیده‌ای و من برای سالیان نزدیک بدون تو، با نغمه‌ای نو با سوگند به روح جوانت، در برابر سرمای سیاه پا برهنه فریاد برخواهم آورد از درد، که عاشقی بد اقبالم.
برای بیتا همسر از دست رفته‌ام.
پایان.

 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.

بازدید کنندگان موضوع (تعداد: 0) مشاهده جزئیات

بالا