• ✵ انجمن رمانِ بوکـــیــنــو✵

    بزرگترین انجمن فرهنگی و کتابخانه‌ی مجازی ایران!

    🛍️ ورود به فروشگاه بوکینو

  • دوستان و همراهان و مهمانان گرامی، اگر در رابطه با ثبت‌نام یا اکانت خود در انجمن با هرگونه مشکل یا سوالی مواجه شدید، لطفاً بدون نگرانی به آیدی زیر مراجعه فرمایید تا در اسرع وقت رسیدگی شود:

    ✵ @KibiBayat1 (روبیکا، ایتا) ✵

    ✵ @yasnanhtt (تلگرام) ✵

    تیم پشتیبانی بوکینو آماده‌ی پاسخگویی و حل مشکلات شماست.🙏

دنباله دار یک کلاغ چهل کلاغ

ZEINAB.S

[کیبی بایت ¹⁰²⁴ + مدیر تالار کپیست]
عضو کادر مدیریت
تاریخ ثبت‌نام
2023-02-17
نوشته‌ها
1,024
سکه
7,329

حوراء

کاربر بوکینو
تاریخ ثبت‌نام
2024-11-30
نوشته‌ها
622
سکه
2,174
دیشب سرگرم کتاب خواندن نبودم امروز صبح رفتم به کتابخانه سرچهارراه، یهو بین کتاب‌ها چشمم به کتاب خودم افتاد
 

Saya

کاربر بوکینو
تاریخ ثبت‌نام
2023-09-14
نوشته‌ها
581
سکه
3,719
دیشب سرگرم کتاب خواندن نبودم امروز صبح رفتم به کتابخانه سرچهارراه، یهو بین کتاب‌ها چشمم به کتاب خودم افتاد
دیشب سرگرم کتاب خواندن نبودم. امروز صبح رفتم به کتابخانه سروچهارراه، یهو بین کتاب‌ها چشمم به کتاب خودم افتاد که مدت زیادی از چاپش می‌گذشت...
 

.......

کاربر بوکینو
تاریخ ثبت‌نام
2024-12-09
نوشته‌ها
403
سکه
2,328
دیشب سرگرم کتاب خواندن نبودم. امروز صبح رفتم به کتابخانه سروچهارراه، یهو بین کتاب‌ها چشمم به کتاب خودم افتاد که مدت زیادی از چاپش می‌گذشت خشکم زد
 

Elaheh_A

[مدیریت ارشد بازنشسته+نویسنده]
تاریخ ثبت‌نام
2024-08-06
نوشته‌ها
1,417
سکه
8,906
دیشب سرگرم کتاب خواندن نبودم. امروز صبح رفتم به کتابخانه سروچهارراه، یهو بین کتاب‌ها چشمم به کتاب خودم افتاد که مدت زیادی از چاپش می‌گذشت خشکم زد!
با خودم گفتم:
-...
 

mahban

کاربر نقره‌ای
تاریخ ثبت‌نام
2024-07-04
نوشته‌ها
2,019
سکه
34,189
دیشب سرگرم کتاب خواندن نبودم. امروز صبح رفتم به کتابخانه سروچهارراه، یهو بین کتاب‌ها چشمم به کتاب خودم افتاد که مدت زیادی از چاپش می‌گذشت خشکم زد!
با خودم گفتم:
اگه اون موقع تجربه الان رو داشتم، بازم می نوشتمش؟
 

Hamoon_Mehrdad

:/
تاریخ ثبت‌نام
2025-06-09
نوشته‌ها
198
سکه
1,004
دیشب سرگرم کتاب خواندن نبودم. امروز صبح رفتم به کتابخانه سروچهارراه، یهو بین کتاب‌ها چشمم به کتاب خودم افتاد که مدت زیادی از چاپش می‌گذشت خشکم زد!
با خودم گفتم:
اگه اون موقع تجربه الان رو داشتم، بازم می نوشتمش؟
و به این نتیجه بسیار مضحکانه رسیدم ک نه شاید اصلا دوست نداشتم چاپ شود نمی‌دانم در هر صورت به گمانم آن چنان جالب هم نبود یا شاید بود ولی شبیه تصورات ذهنی من نبود غمگین بودم این را حتی فروشنده آن طرف پیشخوان هم می‌فهمید از کتابخانه بیرون آمدم و به راهم ادامه دادم شب بود خیلی شب بود ...
 

بازدید کنندگان موضوع (تعداد: 0) مشاهده جزئیات

بالا