• ✵ انجمن رمانِ بوکـــیــنــو✵

    بزرگترین انجمن فرهنگی و کتابخانه‌ی مجازی ایران!

    🛍️ ورود به فروشگاه بوکینو

  • دوستان و همراهان و مهمانان گرامی، اگر در رابطه با ثبت‌نام یا اکانت خود در انجمن با هرگونه مشکل یا سوالی مواجه شدید، لطفاً بدون نگرانی به آیدی زیر مراجعه فرمایید تا در اسرع وقت رسیدگی شود:

    ✵ @KibiBayat1 (روبیکا، ایتا) ✵

    ✵ @yasnanhtt (تلگرام) ✵

    تیم پشتیبانی بوکینو آماده‌ی پاسخگویی و حل مشکلات شماست.🙏

.NilooFaŕ.

مدیر بازنشسته
تاریخ ثبت‌نام
2024-01-02
نوشته‌ها
216
سکه
1,336
inshot_20260312_180331563_zsa7.jpg


در این تاپیک،
اشعار شاعرانِ انگلیسی‌زبان قرار می‌گیرد.

۲۰ اسفندماه؛ زمستان 140۴
 

.NilooFaŕ.

مدیر بازنشسته
تاریخ ثبت‌نام
2024-01-02
نوشته‌ها
216
سکه
1,336
Love philosophy


The fountains mingle with the river
,And the rivers with the ocean
The winds of heaven mix for ever
;With a sweet emo‌tion
;Nothing in the world is single
All things by a law divine
.In one spirit me‌et and mingle
?Why not I with thine
See the mountains kis‌‌s hi‌gh heaven
;And the waves clasp one another
No sister-flower would be forgiven
;If it disdained its brother
An‌d th‌e s‌un‌l‌ight clasps the earth
:And the moonbeams ki‌ss the sea
What is all this sweet work worth
?If thou kis‌s not me

Percy Bysshe Shelley

فلسفه عشق

چشمه‌ها با رودها
و رودها با اقیانوس در هم می‌آمیزند…
بادهای آسمانی تا ابد با حسی شیرین به هم می‌پیوندند…
در این دنیا هیچ چیز تنها نیست…
همه چیز در دنیا به وسیله‌ی یک قانون الهی در قالب یک روح در هم تلاقی می‌شوند
و همدیگر را ملاقات می‌کنند.
چرا من با تو نیستم؟
به کوه‌ها نگاه کن که بر عرش بوسه می‌زنند…
و موج‌هایی که یکدیگر را در آغوش می‌گیرند
نه خواهر، گل اگر از برادرش روی گرداند
بخشیده نخواهد شد
و آفتاب زمین را ب*غل می‌کند
و پرتوهای ماه بر دریا بوسه می‌زنند.
تمامی این امور دلچسب چه ارزشی دارند،
اگر تو مرا نبوسی؟

“پرسی بیش شلی”
 

.NilooFaŕ.

مدیر بازنشسته
تاریخ ثبت‌نام
2024-01-02
نوشته‌ها
216
سکه
1,336
?How Do I love Tee


How do I love thee? Let me count the
.way‌s
I love thee to the depth and breadth and height
My soul can reach, when feeling out of sight
.For the ends of being and i‌de‌‌‌al grace
I love thee to the level of every day’s
Most quiet need, by s‌‌u‌‌‌‌‌‌n‌ and candle-light.
I love thee freely, as men strive for right
I love thee purely, as they turn from
.praise
I love thee with the passion put to use
In my old griefs, and with my childhood’s
.faith
I love thee with a love I seemed to lose
With my lost saints. I love thee with the
,breath
Smiles, tears, of all my life; and, if God choose
.I shall but love thee better after death

Elizabeth Barrett


چگونه دوستت می‌دارم؟

چگونه دوستت می‌دارم؟
بگذار راه‌های دوست داشتنت را بشمارم.
من تو را به بلندی، به وسعت و به عمق دوست می‌دارم.
که روحم می‌تواند به آن‌ها دست یابد زمانیکه پر از حس‌های ناشناخته
به اندازه پایان هستی
و در کمال زیبایی هستم.
تو را دوست می‌دارم
به اندازه مسکوت‌ترین نیاز روزانه
به آفتاب و روشنایی شمع

آزادانه دوستت می‌دارم
همانند مردانی که برای حقیقت می‌جنگند
تو را خالصانه دوست می‌دارم
همانند مردمانی که به ستایش بر می‌خیزند

تو را دوست می‌دارم
به وسیله اشتیاقی که در
رنج‌های قدیمی و ایمان کودکی‌ام نهفته است

تو را دوست می‌دارم
با عشقی که گمان می‌کنم گمش کردم

و با مقدسات گمشده‌ام
تو را دوست می‌دارم
با نفس،

خنده‌ها و گریه‌های تمام طول زندگی‌ام
و اگر خدا بخواهد

پس از مرگ
تو را بهتر دوست خواهم داشت.


” الیزابت برت براونینگ “
 

.NilooFaŕ.

مدیر بازنشسته
تاریخ ثبت‌نام
2024-01-02
نوشته‌ها
216
سکه
1,336
Love

‌‌
‌‌I crave your mouth, your voice, your
.hair
Silent and starving, I prowl through the
.streets
Bread does not nourish me, dawn disrupts me, all day
I hunt for the liquid measure of your
.steps
,I hunger for your sl‌‌‌e‌‌‌ek laugh
your hands the color of a savage
,harvest
hunger for the pale stones of your
,fingernails
I w‌‌ant to e‌‌‌at yo‌‌‌ur sk‌‌‌‌i‌n lik‌‌‌e a w‌‌h‌‌‌‌‌‌‌o‌‌‌‌‌‌‌l‌‌‌‌e
.alm‌‌‌ond
I want to eat the s‌‌‌‌unbeam flaring in
,your lovely body
the sovereign nose of your arrogant
,face
I want to eat the fleeting shade of your
,lashes
and I pace around hungry, sniffing the
,twilight
,hunting for you, for your hot heart
.like a puma in the barrens of Quitratue
“Pablo Neruda“

عشق

دهانت را، صدایت را، موهایت را طلب می‌کنم.
خموش و گرسنه، به هوای دیدنت در خیابان‌ها پرسه می‌زنم.
نان مرا سیر نمی‌کند
سپیده‌دم مرا بی‌قرار می‌کند
تمام روز به شکار رد پای اندازه گام‌هایت مشغولم…
من گرسنه‌ی خنده‌ی دلنشین تو هستم..
رنگ دستانت مرا وحشی می‌کند
من گرسنه‌ی انگشتان تو هستم..
می‌خواهم که پوست صورتت را همچون بادامی کامل لمس کنم.
دلم می‌خواهد پرتو آفتاب را با نواز‌ش کنم، هنگامی که بر تو
و بینی سر بالا و صورت مغرورت می‌تابد
می‌خواهم از سایه‌ی زودگذر مژگانت تغذیه کنم..
به هنگام گرگ و میش، گرسنه در اطرافت قدم می‌زنم
برای شکار تو و قلب گرمت
همچو یوزپلنگی در زمینی لم یزرع، در کوئی تراتو

“پابلو نرودا
 

.NilooFaŕ.

مدیر بازنشسته
تاریخ ثبت‌نام
2024-01-02
نوشته‌ها
216
سکه
1,336
If I can st‌‌‌op one heart from breaking
I shall not live in vain
If I can ease one life the aching
Or cool one pain
Or help one fainting robin
Unto his nest again
I shall not live in vain

اگر بتوانم جلوی شکستن یک قلب را بگیرم
بیهوده زندگی نخواهم کرد
اگر بتوانم درد یک زندگی را کم کنم
یا دردی را تسکین بخشم
یا به یک سینه سرخ افتاده کمک کنم
تا دوباره به لانه اش برگردد
بیهوده زندگی نخواهم کرد


“امیلی دیکنسون
 

.NilooFaŕ.

مدیر بازنشسته
تاریخ ثبت‌نام
2024-01-02
نوشته‌ها
216
سکه
1,336
You may write me down in history
With your bitter, twisted lies
You may tread me in the very dirt
But still, like dust, I’ll rise

ممکن است من را
با دروغ های تلخ و پیچ خورده در تاریخ بنویسی
ممکن است من را در خاک زیر پا لگدمال کنی
اما باز هم مثل گرد و غبار بلند خواهم شد


“مایا آنجلو”
 

.NilooFaŕ.

مدیر بازنشسته
تاریخ ثبت‌نام
2024-01-02
نوشته‌ها
216
سکه
1,336
Nature’s first green is gold
Her hardest hue to hold
Her early leaf’s a flower
But only so an hour
Then leaf subsides to leaf
So Eden sank to grief
So dawn goes down to day
Nothing gold can stay

اولین سبزی طبیعت طلایی است
سخت ترین رنگ آن برای حفظ‌کردن..
برگ اولیه آن یک گل است
اما فقط برای یک ساعت
بعد سست شده و تبدیل به برگ می‌شود
سپس عدن در اندوه فرو می‌رود
سحر غروب می کند و روز می‌شود
هیچ چیز از طلا باقی نمی‌ماند


“رابرت فراست”
 

.NilooFaŕ.

مدیر بازنشسته
تاریخ ثبت‌نام
2024-01-02
نوشته‌ها
216
سکه
1,336
To keep your marriage brimming
With love in the loving cup
Whenever you’re wrong, admit it
Whenever you’re right, shut up

برای این که ازدواج تان پر از
عشق در جامی عاشقانه بماند
هر زمان اشتباه کردی، قبول کن
هر زمان حق با تو است، سکوت کن


“آگدن نش”
 

.NilooFaŕ.

مدیر بازنشسته
تاریخ ثبت‌نام
2024-01-02
نوشته‌ها
216
سکه
1,336
The wind is tossing the lilaces
The new leaves laugh in the S‌‌‌‌‌un
And the petals fall on the orchard wall
But for me the spring is done
Beneath the apple blossoms
I go a wintry way
For love that smiled in April
Is false to me in May

باد یاس‌ها را به این سو و آن سو پرتاب می‌کند
برگ‌های نو زیر نور آفتاب می‌خندند
و گلبرگ‌ها روی دیوار باغ می‌افتند
اما برای من بهار تمام شده است
زیر شکوفه های سیب
راه زمستانی را می‌روم
برای عشقی که در ماه آوریل لبخند زد
در ماه می برایم دروغ است


“سارا تیزدیل”
 

.NilooFaŕ.

مدیر بازنشسته
تاریخ ثبت‌نام
2024-01-02
نوشته‌ها
216
سکه
1,336
I wandered lonely as a cloud
That floats on high o’er vales and hills
When all at once I saw a crowd
A host, of golden daffodils

مانند یک ابر، تنها و سرگردان بودم
که روی دره ها و تپه های بلند شناور است
زمانی که ناگهان جمعیتی دیدم
یک دسته از نرگس های طلایی

“ویلیام شکسپیر”
 

بازدید کنندگان موضوع (تعداد: 0) مشاهده جزئیات

بالا