• ✵ انجمن رمانِ بوکـــیــنــو✵

    بزرگترین انجمن فرهنگی و کتابخانه‌ی مجازی ایران!

    🛍️ ورود به فروشگاه بوکینو

  • دوستان و همراهان و مهمانان گرامی، اگر در رابطه با ثبت‌نام یا اکانت خود در انجمن با هرگونه مشکل یا سوالی مواجه شدید، لطفاً بدون نگرانی به آیدی زیر مراجعه فرمایید تا در اسرع وقت رسیدگی شود:

    ✵ @KibiBayat1 (روبیکا، ایتا) ✵

    ✵ @yasnanhtt (تلگرام) ✵

    تیم پشتیبانی بوکینو آماده‌ی پاسخگویی و حل مشکلات شماست.🙏

PORIAW

کاربر بوکینو
تاریخ ثبت‌نام
2026-10-02
نوشته‌ها
1
سکه
5
به پایِ عهدِ خویش مانده‌ام، ولی دلِ من
هنوز خانه‌ی آن چشم‌های غافلِ من

قسم به هرچه که بستم به این شبِ خاموش،
تو مانده‌ای به نهان‌خانه‌های باطلِ من

چه سود اگر که جهان مرا «وفادار» بداند؟
که نیست هیچ خبر از جنونِ کاملِ من

تو را ز خویش راندم، به حکمِ تقدیرم،
ولی نرفت خیالت ز کنجِ ساحلِ من

هزار بار گفتم: «فراموشت کنم، ای عشق»
هزار بار تو برگشتی از مقابِلِ من

نه راهِ بازگشتی‌ست، نه تابِ گفتنِ «برگرد»،
فقط تو مانده‌ای و حسرتِ مسائلِ من

من آن کسی‌ست که لبخند می‌زند هر روز،
ولی شبانه فرو می‌ریزد از دلِ من

چه تلخ بود که قسمت، میانِ ما دیوار
کشید و سهمِ من افتاد، غیرِ حاصلِ من

تو را نداشتم و با خود قسم خوردم
که بعدِ تو نرود عشق از محافلِ من

ولی چه ساده نبود این فراموشیِ تلخ؛
تو ریشه کرده‌ای در تمامِ قاتلِ من

اگرچه نامِ تو را بر زبان نمی‌آرم،
هنوز عطرِ تو جاری‌ست در مشامِ من

اگر روزی از این شعر بوی من برخاست،
بدان که مانده‌ای آن سویِ این فاصله،
در دلِ من...

و گرچه قسمتِ من نیست دیدنِ رویت،
تو آخرین غزلِ عاشقانه‌ای،
که ماندی تا ابد در دفترِ من.
 
  • قلب
واکنش‌ها[ی پسندها]: SABA

بازدید کنندگان موضوع (تعداد: 2) مشاهده جزئیات

بالا