• ✵ انجمن رمانِ بوکـــیــنــو✵

    بزرگترین انجمن فرهنگی و کتابخانه‌ی مجازی ایران!

    🛍️ ورود به فروشگاه بوکینو

  • دوستان و همراهان و مهمانان گرامی، اگر در رابطه با ثبت‌نام یا اکانت خود در انجمن با هرگونه مشکل یا سوالی مواجه شدید، لطفاً بدون نگرانی به آیدی زیر مراجعه فرمایید تا در اسرع وقت رسیدگی شود:

    ✵ @KibiBayat1 (روبیکا، ایتا) ✵

    ✵ @yasnanhtt (تلگرام) ✵

    تیم پشتیبانی بوکینو آماده‌ی پاسخگویی و حل مشکلات شماست.🙏

YAS

[ بنیانگذار دوم سایت + مدیریت تالار نظارت ]
عضو کادر مدیریت
تاریخ ثبت‌نام
2024-09-04
نوشته‌ها
1,485
سکه
36,686
Username: آرام

نام و نام خانوادگی: آرام ویسی

نوع کتاب: رمان

عنوان کتاب: از این‌جا تا هیچ‌جا

ژانر کتاب: عاشقانه، درام

نویسنده کتاب: آرام ویسی

زبان اصلی کتاب: فارسی

تعداد صفحات (پارت)‌: نامشخص

خلاصه کتاب: خلاصه:
گاهی اوقات، بعضی لحظه‌ها آن‌قدر پررنگ‌اند که همه‌چیز را به دو بخش تقسیم می‌کنند:
قبل از دیدنش، و بعد از دیدنش.
شاید همین لحظه‌ها هستند که ما را به هم وصل می‌کنند. نه حرف‌ها، نه قول‌ها، فقط همان لحظه‌هایی که بی‌هوا می‌رسند و همه‌چیز را تغییر می‌دهند. شاید هم از اول، در سرنوشتمان نوشته شده بود که هر مسیری را که برویم، یک‌جایی از آن مسیر دوباره به هم برسیم. من نمی‌دانم این بازگشت، یک تصادف ساده است یا یک امتحان دوباره.

فقط می‌دانم که دیدنش، بعد از این‌همه سال، هنوز همان کاری را با دلم می‌کند که نباید.

مقدمه کتاب: مقدمه:
در این چند سال گذشته، به این نتیجه رسیده‌ام که هرکس، اتفاقات را با دیدگاه شخصی خودش پردازش می‌کند. با همان هم قضاوت می‌کند. شاید حتی دیدگاه‌های مختلف انسان‌ها نسبت به یک اتفاق مشترک، تا حدی متفاوت باشد که بتواند همه‌چیز را به سمتی بکشاند که هیچکس فکرش را هم نمی‌کرد. شاید فقط یک سوءتفاهم ساده، بتواند تبدیل به مشکلی بزرگ شود. مشکلی که اگر همان لحظه‌ای که به وجود آمده بود آن را حل می‌کردیم، هیچ‌گاه این‌گونه گریبان‌گیرمان نمی‌شد.
اما ما انسان‌ها همیشه فکر می‌کنیم وقت داریم، که بعداً توضیح می‌دهیم.
و بعد، یک روز به‌خودمان می‌آییم و می‌فهمیم که هیچ‌کدام از آن «بعداً»ها نیامده‌اند.


در صورت بیان ایرادات توسط ناظر، آیا خودتان آنها را ویرایش می‌کنید یا به ناظر واگذار می‌کنید؟ خودم ویرایش می‌کنم.

مورخ ثبت درخواست: Sep 25, 2025
سلام و درود.
با درخواست نظارت شما موافقت شد.✅
ناظر شما: @Reyhane
لطفا منتظر گفت‌و‌گویی از جانب ناظر خود بمانید و تاپیک اثر خود را تا زمان تایید توسط ناظر ایجاد نکنید.
موفق و موید باشید.🤝🤍
 
  • لـایک
واکنش‌ها[ی پسندها]: آرام

اِللا لطیفــی

کاربر بوکینو
تاریخ ثبت‌نام
2025-09-27
نوشته‌ها
25
سکه
127
Username: اِللا لطیفــی

نام و نام خانوادگی: اِللا لطیفــی

نوع کتاب: رمان

عنوان کتاب: آسفناکیا

ژانر کتاب: فانتزی

نویسنده کتاب: اِللا لطیفــی

زبان اصلی کتاب: فارسی

تعداد صفحات (پارت)‌: نامشخص

خلاصه کتاب: همه زندگیش در حال سوختن بود. سوختنی فراتر از غوطه‌ور بودن در جهنم. به هر گوشه که نگاه می‌کرد سیاهی می‌دید و آتیش... آتیشی بی‌وقفه که همچون نوری می‌تابید.

در این بین اِللا سمت نور رفت، بی خبر از این‌که اون نور از خود جهنم ساطع میشد... .


مقدمه کتاب: ...

در صورت بیان ایرادات توسط ناظر، آیا خودتان آنها را ویرایش می‌کنید یا به ناظر واگذار می‌کنید؟ خودم ویرایش می‌کنم.

مورخ ثبت درخواست: Sep 27, 2025
 

YAS

[ بنیانگذار دوم سایت + مدیریت تالار نظارت ]
عضو کادر مدیریت
تاریخ ثبت‌نام
2024-09-04
نوشته‌ها
1,485
سکه
36,686
Username: اِللا لطیفــی

نام و نام خانوادگی: اِللا لطیفــی

نوع کتاب: رمان

عنوان کتاب: آسفناکیا

ژانر کتاب: فانتزی

نویسنده کتاب: اِللا لطیفــی

زبان اصلی کتاب: فارسی

تعداد صفحات (پارت)‌: نامشخص

خلاصه کتاب: همه زندگیش در حال سوختن بود. سوختنی فراتر از غوطه‌ور بودن در جهنم. به هر گوشه که نگاه می‌کرد سیاهی می‌دید و آتیش... آتیشی بی‌وقفه که همچون نوری می‌تابید.

در این بین اِللا سمت نور رفت، بی خبر از این‌که اون نور از خود جهنم ساطع میشد... .

مقدمه کتاب: ...

در صورت بیان ایرادات توسط ناظر، آیا خودتان آنها را ویرایش می‌کنید یا به ناظر واگذار می‌کنید؟ خودم ویرایش می‌کنم.

مورخ ثبت درخواست: Sep 27, 2025
سلام و درود.
با درخواست نظارت شما موافقت شد.✅
ناظر شما: @yeganeh
لطفا منتظر گفت‌و‌گویی از جانب ناظر خود بمانید و تاپیک اثر خود را تا زمان تایید توسط ناظر ایجاد نکنید.
موفق و موید باشید.🤝🤍
 

رویا پرداز تاریک

در جستجوی فیودور خان
تاریخ ثبت‌نام
2025-09-26
نوشته‌ها
3
سکه
12
نام‌کاربری: رویا پرداز تاریک

نام و نام خانوادگی: رویا پرداز تاریک

نوع کتاب: رمان

عنوان کتاب: دیو اشک نمیریزد

ژانر کتاب: عاشقانه تخیلی

نویسنده کتاب: رویا پرداز تاریک

زبان اصلی کتاب: فارسی

تعداد صفحات (پارت)‌: معلوم نیست

خلاصه کتاب: جیران همیشه حسرت داشتن یک پدر و مادر رو داشت و زندگی خوبی توی یتیم خونه نداشت اما همین زندگی براش ارزش داشت یه امیدی توی قلبش داشت که یه روزی بتونه به عنوان دانشجو معلم از این خراب شده بره اما دیوکش های ظاهرا شریف اون رو وارد زندگی کثیف خودشون کردن تا بتونند انتقام بگیرن درست همون موع که فکر کرد دیگه بالاتر از سیاهی رنگی نیست اون عشق همون لرزش خفیفی که تو قلب حس میشه رو با یه دورگه حس کرد

مقدمه کتاب: نداره

در صورت بیان ایرادات توسط ناظر، آیا خودتان آنها را ویرایش می‌کنید یا به ناظر واگذار می‌کنید؟ به ناظر واگذار می‌کنم.

مورخ ثبت درخواست: Sep 9, 2025
 

YAS

[ بنیانگذار دوم سایت + مدیریت تالار نظارت ]
عضو کادر مدیریت
تاریخ ثبت‌نام
2024-09-04
نوشته‌ها
1,485
سکه
36,686
نام‌کاربری: رویا پرداز تاریک

نام و نام خانوادگی: رویا پرداز تاریک

نوع کتاب: رمان

عنوان کتاب: دیو اشک نمیریزد

ژانر کتاب: عاشقانه تخیلی

نویسنده کتاب: رویا پرداز تاریک

زبان اصلی کتاب: فارسی

تعداد صفحات (پارت)‌: معلوم نیست

خلاصه کتاب: جیران همیشه حسرت داشتن یک پدر و مادر رو داشت و زندگی خوبی توی یتیم خونه نداشت اما همین زندگی براش ارزش داشت یه امیدی توی قلبش داشت که یه روزی بتونه به عنوان دانشجو معلم از این خراب شده بره اما دیوکش های ظاهرا شریف اون رو وارد زندگی کثیف خودشون کردن تا بتونند انتقام بگیرن درست همون موع که فکر کرد دیگه بالاتر از سیاهی رنگی نیست اون عشق همون لرزش خفیفی که تو قلب حس میشه رو با یه دورگه حس کرد

مقدمه کتاب: نداره

در صورت بیان ایرادات توسط ناظر، آیا خودتان آنها را ویرایش می‌کنید یا به ناظر واگذار می‌کنید؟ به ناظر واگذار می‌کنم.

مورخ ثبت درخواست: Sep 9, 2025
سلام و درود.
با درخواست نظارت شما موافقت شد.✅
ناظر شما: @gece ayı
لطفا منتظر گفت‌و‌گویی از جانب ناظر خود بمانید و تاپیک اثر خود را تا زمان تایید توسط ناظر ایجاد نکنید.
موفق و موید باشید.🤝🤍
 
  • لـایک
واکنش‌ها[ی پسندها]: TWCA

~DeL'M~

کاربر بوکینو
تاریخ ثبت‌نام
2023-12-14
نوشته‌ها
2
سکه
7
نام‌کاربری: -Armita-

نام و نام خانوادگی: دلارام منش

نوع کتاب: رمان

عنوان کتاب: نبض نامیرا

ژانر کتاب: پلیسی - عاشقانه

نویسنده کتاب: دلارام منش

زبان اصلی کتاب: فارسی

تعداد صفحات (پارت)‌: نامشخص

خلاصه کتاب: در کوچه‌های ساکت یک خانه‌ی بی‌پناه،
"یهدا" با خاطره‌هایی زندگی می‌کند که بیشتر از هر فریادی، او را زخمی کرده‌اند.
سکوتش، فریاد نگفته‌ی سال‌هاست...
و نگاهش، آینه‌ی دلی که خیلی وقت است گریه نمی‌کند.
اسیر در خانه‌ای با دیوارهای آلوده به اجبار،
او روزی را نمی‌شناسد که بی‌درد گذشته باشد—
تا صدایی از گذشته‌اش، آرام و بی‌ادعا، دوباره در دلش طنین بیندازد.
اما نجات، همیشه آغاز روشنی نیست.
رازی در دل شب پنهان شده،
و حقیقتی که با روشن شدنش،
همه‌چیز ممکن است فروبپاشد… یا دوباره شکوفه بزند.
و این‌بار، قصه از همان‌جایی آغاز می‌شود که کسی هنوز جرات نجات خودش را نداشت!


مقدمه کتاب: مقدمه:
برخی رنج‌ها را نمی‌توان فریاد زد؛
نه از آن‌رو که بی‌رمق‌اند، بلکه چون واژه‌ای برای بیان‌شان زاده نشده است.
من یکی از آن رنج‌ها را زیسته‌ام...
نه قهرمان این روایت‌ام و نه اسیر بی‌چاره‌اش،
من تنها دختری‌ام که آموخت چگونه در دلِ خاموشی،
خود را بشنود؛
وقتی جهان، گوش‌هایش را بسته بود.
این خانه،
با دیوارهایی که بوی سال‌ها سکوت را در خود دارند،
شاهدی‌ست بر من…
نه از سر دلسوزی،
که از عادت به شنیدن بی‌پاسخ‌ترین نجواها.
من به نداشتن‌ها خو گرفته‌ام،
به آمدن‌هایی که هرگز برای ماندن نبودند،
و به دستانی که پیش از آنکه گرمی دهند،
رها می‌کردند.
با این‌همه،
در ژرفای هر زخم، جرقه‌ای آرام نفس می‌کشد؛
نه امیدی آشکار،
اما خاموش نیز نه.
و این قصه،
روایت همان جرقه‌ است؛
روایت دختری که در پسِ سال‌ها خاموشی،
تصمیم گرفت از دلِ ویرانه‌ی خویش برخیزد،
و بی‌هیاهو،
خود را از نو بخواند…


در صورت بیان ایرادات توسط ناظر، آیا خودتان آنها را ویرایش می‌کنید یا به ناظر واگذار می‌کنید؟ به ناظر واگذار می‌کنم.

مورخ ثبت درخواست: Oct 8, 2025
 

YAS

[ بنیانگذار دوم سایت + مدیریت تالار نظارت ]
عضو کادر مدیریت
تاریخ ثبت‌نام
2024-09-04
نوشته‌ها
1,485
سکه
36,686
نام‌کاربری: -Armita-

نام و نام خانوادگی: دلارام منش

نوع کتاب: رمان

عنوان کتاب: نبض نامیرا

ژانر کتاب: پلیسی - عاشقانه

نویسنده کتاب: دلارام منش

زبان اصلی کتاب: فارسی

تعداد صفحات (پارت)‌: نامشخص

خلاصه کتاب: در کوچه‌های ساکت یک خانه‌ی بی‌پناه،
"یهدا" با خاطره‌هایی زندگی می‌کند که بیشتر از هر فریادی، او را زخمی کرده‌اند.
سکوتش، فریاد نگفته‌ی سال‌هاست...
و نگاهش، آینه‌ی دلی که خیلی وقت است گریه نمی‌کند.
اسیر در خانه‌ای با دیوارهای آلوده به اجبار،
او روزی را نمی‌شناسد که بی‌درد گذشته باشد—
تا صدایی از گذشته‌اش، آرام و بی‌ادعا، دوباره در دلش طنین بیندازد.
اما نجات، همیشه آغاز روشنی نیست.
رازی در دل شب پنهان شده،
و حقیقتی که با روشن شدنش،
همه‌چیز ممکن است فروبپاشد… یا دوباره شکوفه بزند.
و این‌بار، قصه از همان‌جایی آغاز می‌شود که کسی هنوز جرات نجات خودش را نداشت!


مقدمه کتاب: مقدمه:
برخی رنج‌ها را نمی‌توان فریاد زد؛
نه از آن‌رو که بی‌رمق‌اند، بلکه چون واژه‌ای برای بیان‌شان زاده نشده است.
من یکی از آن رنج‌ها را زیسته‌ام...
نه قهرمان این روایت‌ام و نه اسیر بی‌چاره‌اش،
من تنها دختری‌ام که آموخت چگونه در دلِ خاموشی،
خود را بشنود؛
وقتی جهان، گوش‌هایش را بسته بود.
این خانه،
با دیوارهایی که بوی سال‌ها سکوت را در خود دارند،
شاهدی‌ست بر من…
نه از سر دلسوزی،
که از عادت به شنیدن بی‌پاسخ‌ترین نجواها.
من به نداشتن‌ها خو گرفته‌ام،
به آمدن‌هایی که هرگز برای ماندن نبودند،
و به دستانی که پیش از آنکه گرمی دهند،
رها می‌کردند.
با این‌همه،
در ژرفای هر زخم، جرقه‌ای آرام نفس می‌کشد؛
نه امیدی آشکار،
اما خاموش نیز نه.
و این قصه،
روایت همان جرقه‌ است؛
روایت دختری که در پسِ سال‌ها خاموشی،
تصمیم گرفت از دلِ ویرانه‌ی خویش برخیزد،
و بی‌هیاهو،
خود را از نو بخواند…


در صورت بیان ایرادات توسط ناظر، آیا خودتان آنها را ویرایش می‌کنید یا به ناظر واگذار می‌کنید؟ به ناظر واگذار می‌کنم.

مورخ ثبت درخواست: Oct 8, 2025
سلام و درود.
با درخواست نظارت شما موافقت شد.✅
ناظر شما: @yeganeh
لطفا منتظر گفت‌و‌گویی از جانب ناظر خود بمانید و تاپیک اثر خود را تا زمان تایید توسط ناظر ایجاد نکنید.
موفق و موید باشید.🤝🤍
 

مهرسا

کاربر بوکینو
تاریخ ثبت‌نام
2025-10-17
نوشته‌ها
1
سکه
5
نام اثر: جنون خونین

نام نویسنده: مهرسا چناری

نوع کتاب= رمان

ژانر: پلیسی، جنایی، معمایی

زبان اصلی کتاب= فارسی

خلاصه: در میان میلیاردها انسان، همیشه کسانی هستند که رازی تاریک در دل پنهان کرده‌اند. هیچ گاه ردی از خود به جا نمی گذارند که مبادا کسی از ریشه آن موضوع خبردار شود . رازهایی حساس که فهمیدنشان مانند تغییر سرنوشت و برهم زدن آرامش می باشد . سوال اینجا مطرح می‌شود، بعد از فهمیدن راز تاریکشان چه اقدامی را انجام می‌دهند؟

مقدمه: زندگی ها به دو دسته ی کلی تقسیم می شوند .
یکی مبنا بر خوشبختی و زندگی آرام که با تمام مشکلات ، گذر میشود . و زندگی دیگر شوم است .
در خود جنونی خونین را به همراه دارد که نفس میگرد ، نگاه ها را در خود می بلعد و بی امان دست به اقدام وحشت می‌زند.
زندگی های آرام، هرزگاه به معنای آرامش بیشتر اما برای نابودی توسط مجنون هایی که طلب خون دارند ، نابود می‌شود. زندگی میان هزاران و میلیون و میلیارد ها انسان شبیه پلی .میان خطر و آرامش است

تعداد پارت: نامعلوم

در صورت بیان ایرادات توسط ناظر، آیا خودتان آنها را ویرایش می‌کنید یا به ناظر واگذار می‌کنید؟ واگذار به ناظر میکنم

مورخ ثبت درخواست: ۲۰۲۵/۱۰/۱۷
 

Sarina

کاربر بوکینو
تاریخ ثبت‌نام
2024-08-29
نوشته‌ها
66
سکه
337
نام اثر: یین و یانگ

نویسنده: Youna (سارینا الماسی)

ژانر: فانتزی، عاشقانه

خلاصه: از هنگامی که پا به دنیا گذاشت، مورد توجه و احترام همگان شد. از همان روزها همه چیز برایش متفاوت بود. هیچ‌گاه نفهمید چرا غذایش با دیگران تفاوت دارد یا چرا برادرانش از او هراس دارند. او، پسری زاده‌ی نسل شاه شیطان، در بی‌خبری رشد می‌کرد. بی‌خبر از فرزندی که برای به قتل رساندن او آموزش می‌دید. همان فرزندی که از نسل نور بود؛ نوری با آینده‌ای تاریک‌تر از هر تاریکی... .

مقدمه: گمان می‌کردم همه چیز همانیست که می‌بینم. تصور داشتم تمام دنیا پوچ و تهی از آنی است که اسمش را احساس گذاشته بودند.
تا روزی که لبخند ساده و درخشان تو را به چشم دیدم. لبخندی که نمی‌دانستم می‌تواند از ماده‌ای که به آن زهر می‌گویند، برایم کشنده‌تر باشد... .


تعداد پارت: نامعلوم

در صورت بیان ایرادات توسط ناظر، آیا خودتان آنها را ویرایش می‌کنید یا به ناظر واگذار می‌کنید؟ واگذار به ناظر میکنم
 

YAS

[ بنیانگذار دوم سایت + مدیریت تالار نظارت ]
عضو کادر مدیریت
تاریخ ثبت‌نام
2024-09-04
نوشته‌ها
1,485
سکه
36,686
نام اثر: جنون خونین

نام نویسنده: مهرسا چناری

نوع کتاب= رمان

ژانر: پلیسی، جنایی، معمایی

زبان اصلی کتاب= فارسی

خلاصه: در میان میلیاردها انسان، همیشه کسانی هستند که رازی تاریک در دل پنهان کرده‌اند. هیچ گاه ردی از خود به جا نمی گذارند که مبادا کسی از ریشه آن موضوع خبردار شود . رازهایی حساس که فهمیدنشان مانند تغییر سرنوشت و برهم زدن آرامش می باشد . سوال اینجا مطرح می‌شود، بعد از فهمیدن راز تاریکشان چه اقدامی را انجام می‌دهند؟

مقدمه: زندگی ها به دو دسته ی کلی تقسیم می شوند .
یکی مبنا بر خوشبختی و زندگی آرام که با تمام مشکلات ، گذر میشود . و زندگی دیگر شوم است .
در خود جنونی خونین را به همراه دارد که نفس میگرد ، نگاه ها را در خود می بلعد و بی امان دست به اقدام وحشت می‌زند.
زندگی های آرام، هرزگاه به معنای آرامش بیشتر اما برای نابودی توسط مجنون هایی که طلب خون دارند ، نابود می‌شود. زندگی میان هزاران و میلیون و میلیارد ها انسان شبیه پلی .میان خطر و آرامش است

تعداد پارت: نامعلوم

در صورت بیان ایرادات توسط ناظر، آیا خودتان آنها را ویرایش می‌کنید یا به ناظر واگذار می‌کنید؟ واگذار به ناظر میکنم

مورخ ثبت درخواست: ۲۰۲۵/۱۰/۱۷
سلام و درود.
با درخواست نظارت شما موافقت شد.✅
ناظر شما: @Reyhane
لطفا منتظر گفت‌و‌گویی از جانب ناظر خود بمانید و تاپیک اثر خود را تا زمان تایید توسط ناظر ایجاد نکنید.
موفق و موید باشید.🤝🤍
 

بازدید کنندگان موضوع (تعداد: 7) مشاهده جزئیات

بالا