• ✵ انجمن رمانِ بوکـــیــنــو✵

    بزرگترین انجمن فرهنگی و کتابخانه‌ی مجازی ایران!

    🛍️ ورود به فروشگاه بوکینو

  • دوستان و همراهان و مهمانان گرامی، اگر در رابطه با ثبت‌نام یا اکانت خود در انجمن با هرگونه مشکل یا سوالی مواجه شدید، لطفاً بدون نگرانی به آیدی زیر مراجعه فرمایید تا در اسرع وقت رسیدگی شود:

    ✵ @KibiBayat1 (روبیکا، ایتا) ✵

    ✵ @yasnanhtt (تلگرام) ✵

    تیم پشتیبانی بوکینو آماده‌ی پاسخگویی و حل مشکلات شماست.🙏

YAS

[ بنیانگذار دوم سایت + مدیریت تالار نظارت ]
عضو کادر مدیریت
تاریخ ثبت‌نام
2024-09-04
نوشته‌ها
1,485
سکه
36,686
نام‌کاربری: Zahra tajik

نام و نام خانوادگی: زهرا تاجیک

نوع کتاب: رمان

عنوان کتاب: افسون اَشوم

ژانر کتاب: تخیلی، فانتزی، عاشقانه

نویسنده کتاب: زهرا تاجیک

زبان اصلی کتاب: فارسی

تعداد صفحات (پارت)‌: نمیدونم شاید ۵۰۰ پارت.

خلاصه کتاب: لارا دختری که دوستش پشت گوشش طلسمی خالکوبی میکنه که اون طلسم باعث میشه موجود عجیبی بعد از پنج هزار سال از زندان ارباب تاریکی فرار کنه و قدرت اون رو به افول بره.

مقدمه کتاب: مقدمه:

سایه‌ها اطراف لارا پراکنده بودند بی‌صدا، نامرئی اما نزدیک‌تر از چیزی که تصور می‌کرد.
قبل از این‌که فرصت داشته باشد آن‌ها را ببیند، قبل از این‌که بفهمد چه دنیایی او را می‌بلعد، همه‌چیز تغییر کرد.


در صورت بیان ایرادات توسط ناظر، آیا خودتان آنها را ویرایش می‌کنید یا به ناظر واگذار می‌کنید؟ خودم ویرایش می‌کنم.

مورخ ثبت درخواست: Sep 3, 2025
سلام و درود.
با درخواست نظارت شما موافقت شد.✅
ناظر شما: @Reyhane
لطفا منتظر گفت‌و‌گویی از جانب ناظر خود بمانید و تاپیک اثر خود را تا زمان تایید توسط ناظر ایجاد نکنید.
موفق و موید باشید.🤝🤍
 

MAHDIEH❀

[مدیر تالار گویا + گوینده انجمن]
تاریخ ثبت‌نام
2025-03-14
نوشته‌ها
76
سکه
317
نام‌کاربری: شهبانو؛

نام و نام خانوادگی: مهدیه

نوع کتاب: دلنوشته

عنوان کتاب: پشت پنجره

ژانر کتاب: غمگین

نویسنده کتاب: شهبانو

زبان اصلی کتاب: فارسی

تعداد صفحات (پارت)‌: نامشخص

خلاصه کتاب: مرثیه ای برای روزهایی که گذشته اند، برای صداهایی که از یاد رفته اند ، برای احساساتی که بر باد رفته اند و برای آدم هایی که از کنارمان رفته اند .

مقدمه کتاب: ای کاش میدانستم چه چیزی قرار است پیش آید، شاید آن موقع میتوانستم راحت تر قبول کنم که تنها ماندن در میان اندوه غم ها انتخاب نیست ، بلکه سرنوشت هر آدمیست ...

در صورت بیان ایرادات توسط ناظر، آیا خودتان آنها را ویرایش می‌کنید یا به ناظر واگذار می‌کنید؟ خودم ویرایش می‌کنم.

مورخ ثبت درخواست: Sep 6, 2025
 

YAS

[ بنیانگذار دوم سایت + مدیریت تالار نظارت ]
عضو کادر مدیریت
تاریخ ثبت‌نام
2024-09-04
نوشته‌ها
1,485
سکه
36,686
نام‌کاربری: شهبانو؛

نام و نام خانوادگی: مهدیه

نوع کتاب: دلنوشته

عنوان کتاب: پشت پنجره

ژانر کتاب: غمگین

نویسنده کتاب: شهبانو

زبان اصلی کتاب: فارسی

تعداد صفحات (پارت)‌: نامشخص

خلاصه کتاب: مرثیه ای برای روزهایی که گذشته اند، برای صداهایی که از یاد رفته اند ، برای احساساتی که بر باد رفته اند و برای آدم هایی که از کنارمان رفته اند .

مقدمه کتاب: ای کاش میدانستم چه چیزی قرار است پیش آید، شاید آن موقع میتوانستم راحت تر قبول کنم که تنها ماندن در میان اندوه غم ها انتخاب نیست ، بلکه سرنوشت هر آدمیست ...

در صورت بیان ایرادات توسط ناظر، آیا خودتان آنها را ویرایش می‌کنید یا به ناظر واگذار می‌کنید؟ خودم ویرایش می‌کنم.

مورخ ثبت درخواست: Sep 6, 2025
سلام و درود.
با درخواست نظارت شما موافقت شد.✅
ناظر شما: @yeganeh
لطفا منتظر گفت‌و‌گویی از جانب ناظر خود بمانید و تاپیک اثر خود را تا زمان تایید توسط ناظر ایجاد نکنید.
موفق و موید باشید.🤝🤍
 

pen lady

کاربر بوکینو
تاریخ ثبت‌نام
2025-06-28
نوشته‌ها
80
سکه
374
Username: pen lady

نام و نام خانوادگی: ماها کیازاده

نوع کتاب: رمان

عنوان کتاب: پسران دانشگاه را رهبری می‌کنند

ژانر کتاب: اجتماعی، طنز، عاشقانه

نویسنده کتاب: ماها کیازاده (penlady)

زبان اصلی کتاب: فارسی

تعداد صفحات (پارت)‌: نامشخص

خلاصه کتاب: مرضیه، تارا و فاطمه دخترانی بودند که وارد منطقه‌ی زیر سلطه‌ی او شدند. دخترانی که با زورگویی و قوانین بی‌اساس او جنگیدند، مقاومت کردند و قصد دخالت در رهبری او را کردند. سرانجام در لیستی قرار گرفتند که برای هیچ‌کدام خوشایند نبود. غافل از اتفاقاتی که قرار است در آینده‌ای نه چندان دور، جرقه‌های کوچکی در قلب‌شان پدیدار کند... .

مقدمه کتاب: مقدمه:
ما موجودی هستیم که رهبران رو به گریه می‌‌ندازه، امپراطوری‌ها رو نابود می‌کنه. ما موجودی هستیم که آدم به‌خاطرش از بهشت رونده شده. ما دختریم! یاغی و سرکش، متکی به خود، با یه عالمه استعداد و دنیایی پر از شور و شوق! اما گاهی پیش میاد که سر به زير میشیم، مطیع میشیم، ساکت میشیم. نه برای این‌که ترسیدیم یا که ضعیفیم؛ نه برای این‌که تو قدرتمند یا ترسناکی! نه‌نه اصلاً! چون عاشق میشیم! لوس میشیم، الکی مریض میشیم و اين بند کفش مدام میره زیر پامون تا بیوفتیم توی ب*غل تو... آره ما مثلاً ضعیف میشیم... .


در صورت بیان ایرادات توسط ناظر، آیا خودتان آنها را ویرایش می‌کنید یا به ناظر واگذار می‌کنید؟ خودم ویرایش می‌کنم.

مورخ ثبت درخواست: Sep 9, 2025
 

YAS

[ بنیانگذار دوم سایت + مدیریت تالار نظارت ]
عضو کادر مدیریت
تاریخ ثبت‌نام
2024-09-04
نوشته‌ها
1,485
سکه
36,686
Username: pen lady

نام و نام خانوادگی: ماها کیازاده

نوع کتاب: رمان

عنوان کتاب: پسران دانشگاه را رهبری می‌کنند

ژانر کتاب: اجتماعی، طنز، عاشقانه

نویسنده کتاب: ماها کیازاده (penlady)

زبان اصلی کتاب: فارسی

تعداد صفحات (پارت)‌: نامشخص

خلاصه کتاب: مرضیه، تارا و فاطمه دخترانی بودند که وارد منطقه‌ی زیر سلطه‌ی او شدند. دخترانی که با زورگویی و قوانین بی‌اساس او جنگیدند، مقاومت کردند و قصد دخالت در رهبری او را کردند. سرانجام در لیستی قرار گرفتند که برای هیچ‌کدام خوشایند نبود. غافل از اتفاقاتی که قرار است در آینده‌ای نه چندان دور، جرقه‌های کوچکی در قلب‌شان پدیدار کند... .

مقدمه کتاب: مقدمه:
ما موجودی هستیم که رهبران رو به گریه می‌‌ندازه، امپراطوری‌ها رو نابود می‌کنه. ما موجودی هستیم که آدم به‌خاطرش از بهشت رونده شده. ما دختریم! یاغی و سرکش، متکی به خود، با یه عالمه استعداد و دنیایی پر از شور و شوق! اما گاهی پیش میاد که سر به زير میشیم، مطیع میشیم، ساکت میشیم. نه برای این‌که ترسیدیم یا که ضعیفیم؛ نه برای این‌که تو قدرتمند یا ترسناکی! نه‌نه اصلاً! چون عاشق میشیم! لوس میشیم، الکی مریض میشیم و اين بند کفش مدام میره زیر پامون تا بیوفتیم توی ب*غل تو... آره ما مثلاً ضعیف میشیم... .


در صورت بیان ایرادات توسط ناظر، آیا خودتان آنها را ویرایش می‌کنید یا به ناظر واگذار می‌کنید؟ خودم ویرایش می‌کنم.

مورخ ثبت درخواست: Sep 9, 2025
سلام و درود.
با درخواست نظارت شما موافقت شد.✅
ناظر شما: @gece ayı
لطفا منتظر گفت‌و‌گویی از جانب ناظر خود بمانید و تاپیک اثر خود را تا زمان تایید توسط ناظر ایجاد نکنید.
موفق و موید باشید.🤝🤍
 

نگار

نگار
تاریخ ثبت‌نام
2025-08-30
نوشته‌ها
38
سکه
183
Username: رز.

نام و نام خانوادگی: زهرا

نوع کتاب: داستان کوتاه

عنوان کتاب: نیمه‌روشن باران

ژانر کتاب: عاشقانه درام اجتماعی رئالیستی

نویسنده کتاب: زهرا(رز)

زبان اصلی کتاب: فارسی

تعداد صفحات (پارت)‌: نامشخص

خلاصه کتاب: در شهری بارانی که همیشه بوی نم و خاطره می‌دهد، زنی جوان با گذشته‌ای پنهان به زندگی آرام اما تنهای خود خو گرفته است. آشنایی اتفاقی او با مردی گوشه‌گیر، مسیری تازه برای هر دو رقم می‌زند؛ مسیری که در آن اعتماد، ترس، و زخم‌های قدیمی، دیوارهایی بلند می‌سازند.
داستان درباره‌ی کشف خود، معنای عشق در دل زخم‌ها، و پذیرفتن گذشته‌ای که نمی‌توان تغییر داد است.


مقدمه کتاب: «باران بی‌وقفه می‌بارید؛ انگار شهر سال‌هاست که جز صدای باران، رازی برای گفتن ندارد. خیابان‌های سنگفرش خیس، نور چراغ‌ها را هزار تکه کرده بودند و او، با قدم‌هایی محتاط، به سایه‌هایی نگاه می‌کرد که هرکدام خاطره‌ای گم‌شده در دل شب بودند.
این، داستان کسی‌ست که گمان می‌کرد زندگی‌اش آرام است... تا روزی که یک نگاه، تمام آرامشش را به تردید بدل کرد.»


در صورت بیان ایرادات توسط ناظر، آیا خودتان آنها را ویرایش می‌کنید یا به ناظر واگذار می‌کنید؟ به ناظر واگذار می‌کنم.

مورخ ثبت درخواست: Sep 12, 2025
 

YAS

[ بنیانگذار دوم سایت + مدیریت تالار نظارت ]
عضو کادر مدیریت
تاریخ ثبت‌نام
2024-09-04
نوشته‌ها
1,485
سکه
36,686
Username: رز.

نام و نام خانوادگی: زهرا

نوع کتاب: داستان کوتاه

عنوان کتاب: نیمه‌روشن باران

ژانر کتاب: عاشقانه درام اجتماعی رئالیستی

نویسنده کتاب: زهرا(رز)

زبان اصلی کتاب: فارسی

تعداد صفحات (پارت)‌: نامشخص

خلاصه کتاب: در شهری بارانی که همیشه بوی نم و خاطره می‌دهد، زنی جوان با گذشته‌ای پنهان به زندگی آرام اما تنهای خود خو گرفته است. آشنایی اتفاقی او با مردی گوشه‌گیر، مسیری تازه برای هر دو رقم می‌زند؛ مسیری که در آن اعتماد، ترس، و زخم‌های قدیمی، دیوارهایی بلند می‌سازند.
داستان درباره‌ی کشف خود، معنای عشق در دل زخم‌ها، و پذیرفتن گذشته‌ای که نمی‌توان تغییر داد است.


مقدمه کتاب: «باران بی‌وقفه می‌بارید؛ انگار شهر سال‌هاست که جز صدای باران، رازی برای گفتن ندارد. خیابان‌های سنگفرش خیس، نور چراغ‌ها را هزار تکه کرده بودند و او، با قدم‌هایی محتاط، به سایه‌هایی نگاه می‌کرد که هرکدام خاطره‌ای گم‌شده در دل شب بودند.
این، داستان کسی‌ست که گمان می‌کرد زندگی‌اش آرام است... تا روزی که یک نگاه، تمام آرامشش را به تردید بدل کرد.»


در صورت بیان ایرادات توسط ناظر، آیا خودتان آنها را ویرایش می‌کنید یا به ناظر واگذار می‌کنید؟ به ناظر واگذار می‌کنم.

مورخ ثبت درخواست: Sep 12, 2025
سلام و درود.
با درخواست نظارت شما موافقت شد.✅
ناظر شما: @yeganeh
لطفا منتظر گفت‌و‌گویی از جانب ناظر خود بمانید و تاپیک اثر خود را تا زمان تایید توسط ناظر ایجاد نکنید.
موفق و موید باشید.🤝🤍
 

سارابـهار❁

[نویسنده برتر بوکینو]
تاریخ ثبت‌نام
2025-02-16
نوشته‌ها
259
سکه
1,263
نام‌کاربری: سارابـهار❁

نام و نام خانوادگی: کار گروهی _ سارا بهار و امیر احمد

نوع کتاب: رمان

عنوان کتاب: احمق‌های جهنمی

ژانر کتاب: فانتزی، طنز

نویسنده کتاب: سارابهار و امیر احمد

زبان اصلی کتاب: فارسی

تعداد صفحات (پارت)‌: نامشخص

خلاصه کتاب: خلاصه: وقتی سیارک داشت به زمین نزدیک می‌شد، چهار شخصیت عجیب در کافه‌ای کوچک گرفتار می‌شوند: یک فیلسوفِ بی‌پول، یک پیشخدمتِ حق‌به‌جانب، یک آشپزِ سریال‌باز و یک مشتریِ نودل‌خورِ مرموز. پس از مرگ، آن‌ها جهنم را به هم می‌ریزند، شیطان را تا مرز جنون پیش می‌برند و حتی قوانین الهی را دستکاری می‌کنند. داستان به جایی می‌رسد که شیطان و حتی خودِ خدا برای رهایی از شر آن‌ها تصمیمی بی‌برگشت می‌گیرند.

مقدمه کتاب: مقدمه: با وقوع آخرالزمان و پایان دنیا چهار فرد سر از جهنم که محل حکومت شیطان است درمی‌آورند تا توسط او و دیو‌هایش طعم عذابِ گناهان خود در زمین را بچشند اما حوادثی دیوانه‌وار سرنوشت آن‌ها را تغییر می‌دهد، حوادثی که مرگ شیطان را فراهم می‌سازد و زمان را تکان می‌دهد.

در صورت بیان ایرادات توسط ناظر، آیا خودتان آنها را ویرایش می‌کنید یا به ناظر واگذار می‌کنید؟ به ناظر واگذار می‌کنم.

مورخ ثبت درخواست: Sep 20, 2025
 

YAS

[ بنیانگذار دوم سایت + مدیریت تالار نظارت ]
عضو کادر مدیریت
تاریخ ثبت‌نام
2024-09-04
نوشته‌ها
1,485
سکه
36,686
نام‌کاربری: سارابـهار❁

نام و نام خانوادگی: کار گروهی _ سارا بهار و امیر احمد

نوع کتاب: رمان

عنوان کتاب: احمق‌های جهنمی

ژانر کتاب: فانتزی، طنز

نویسنده کتاب: سارابهار و امیر احمد

زبان اصلی کتاب: فارسی

تعداد صفحات (پارت)‌: نامشخص

خلاصه کتاب: خلاصه: وقتی سیارک داشت به زمین نزدیک می‌شد، چهار شخصیت عجیب در کافه‌ای کوچک گرفتار می‌شوند: یک فیلسوفِ بی‌پول، یک پیشخدمتِ حق‌به‌جانب، یک آشپزِ سریال‌باز و یک مشتریِ نودل‌خورِ مرموز. پس از مرگ، آن‌ها جهنم را به هم می‌ریزند، شیطان را تا مرز جنون پیش می‌برند و حتی قوانین الهی را دستکاری می‌کنند. داستان به جایی می‌رسد که شیطان و حتی خودِ خدا برای رهایی از شر آن‌ها تصمیمی بی‌برگشت می‌گیرند.

مقدمه کتاب: مقدمه: با وقوع آخرالزمان و پایان دنیا چهار فرد سر از جهنم که محل حکومت شیطان است درمی‌آورند تا توسط او و دیو‌هایش طعم عذابِ گناهان خود در زمین را بچشند اما حوادثی دیوانه‌وار سرنوشت آن‌ها را تغییر می‌دهد، حوادثی که مرگ شیطان را فراهم می‌سازد و زمان را تکان می‌دهد.

در صورت بیان ایرادات توسط ناظر، آیا خودتان آنها را ویرایش می‌کنید یا به ناظر واگذار می‌کنید؟ به ناظر واگذار می‌کنم.

مورخ ثبت درخواست: Sep 20, 2025
سلام و درود.
با درخواست نظارت شما موافقت شد.✅
ناظر شما: @gece ayı
لطفا منتظر گفت‌و‌گویی از جانب ناظر خود بمانید و تاپیک اثر خود را تا زمان تایید توسط ناظر ایجاد نکنید.
موفق و موید باشید.🤝🤍
 
  • لـایک
واکنش‌ها[ی پسندها]: TWCA

آرام

کاربر بوکینو
تاریخ ثبت‌نام
2025-09-25
نوشته‌ها
1
سکه
2
Username: آرام

نام و نام خانوادگی: آرام ویسی

نوع کتاب: رمان

عنوان کتاب: از این‌جا تا هیچ‌جا

ژانر کتاب: عاشقانه، درام

نویسنده کتاب: آرام ویسی

زبان اصلی کتاب: فارسی

تعداد صفحات (پارت)‌: نامشخص

خلاصه کتاب: خلاصه:
گاهی اوقات، بعضی لحظه‌ها آن‌قدر پررنگ‌اند که همه‌چیز را به دو بخش تقسیم می‌کنند:
قبل از دیدنش، و بعد از دیدنش.
شاید همین لحظه‌ها هستند که ما را به هم وصل می‌کنند. نه حرف‌ها، نه قول‌ها، فقط همان لحظه‌هایی که بی‌هوا می‌رسند و همه‌چیز را تغییر می‌دهند. شاید هم از اول، در سرنوشتمان نوشته شده بود که هر مسیری را که برویم، یک‌جایی از آن مسیر دوباره به هم برسیم. من نمی‌دانم این بازگشت، یک تصادف ساده است یا یک امتحان دوباره.
فقط می‌دانم که دیدنش، بعد از این‌همه سال، هنوز همان کاری را با دلم می‌کند که نباید.


مقدمه کتاب: مقدمه:
در این چند سال گذشته، به این نتیجه رسیده‌ام که هرکس، اتفاقات را با دیدگاه شخصی خودش پردازش می‌کند. با همان هم قضاوت می‌کند. شاید حتی دیدگاه‌های مختلف انسان‌ها نسبت به یک اتفاق مشترک، تا حدی متفاوت باشد که بتواند همه‌چیز را به سمتی بکشاند که هیچکس فکرش را هم نمی‌کرد. شاید فقط یک سوءتفاهم ساده، بتواند تبدیل به مشکلی بزرگ شود. مشکلی که اگر همان لحظه‌ای که به وجود آمده بود آن را حل می‌کردیم، هیچ‌گاه این‌گونه گریبان‌گیرمان نمی‌شد.
اما ما انسان‌ها همیشه فکر می‌کنیم وقت داریم، که بعداً توضیح می‌دهیم.
و بعد، یک روز به‌خودمان می‌آییم و می‌فهمیم که هیچ‌کدام از آن «بعداً»ها نیامده‌اند.


در صورت بیان ایرادات توسط ناظر، آیا خودتان آنها را ویرایش می‌کنید یا به ناظر واگذار می‌کنید؟ خودم ویرایش می‌کنم.

مورخ ثبت درخواست: Sep 25, 2025
 

بازدید کنندگان موضوع (تعداد: 7) مشاهده جزئیات

بالا