• ✵ انجمن رمانِ بوکـــیــنــو✵

    بزرگترین انجمن فرهنگی و کتابخانه‌ی مجازی ایران!

    🛍️ ورود به فروشگاه بوکینو

  • دوستان و همراهان و مهمانان گرامی، اگر در رابطه با ثبت‌نام یا اکانت خود در انجمن با هرگونه مشکل یا سوالی مواجه شدید، لطفاً بدون نگرانی به آیدی زیر مراجعه فرمایید تا در اسرع وقت رسیدگی شود:

    ✵ @KibiBayat1 (روبیکا، ایتا) ✵

    ✵ @yasnanhtt (تلگرام) ✵

    تیم پشتیبانی بوکینو آماده‌ی پاسخگویی و حل مشکلات شماست.🙏

NaRvꪖꪀ

کاربر بوکینو
تاریخ ثبت‌نام
2023-02-17
نوشته‌ها
236
سکه
-15
در این تاپیک اشعارِ شاعرِ محترم، فاضل نظری قرار خواهد گرفت.
از فرستادن اسپم و شعر غیر مرتبط خودداری کنید.
 

NaRvꪖꪀ

کاربر بوکینو
تاریخ ثبت‌نام
2023-02-17
نوشته‌ها
236
سکه
-15
اما کم و بسیار! چه یک بار چه صد بار
تسبیح تو ای شیخ رسیده است به تکرار

سنگی سر خود را به سر سنگ دگر زد
صد مرتبه بردار سر از سجده و بگذار

از فلسفه تا سفسطه یک عمر دویدیم
آخر نه به اقرار رسیدیم نه به انکار

در وقت قنوتم به کف آیینه گرفتم
جز رنگِ ریا، هیچ نمانده است به رخسار

تنهایی خود را به چهار آینه دیدم
بیزارم،بیزارم،بیزارم، بیزار
 

NaRvꪖꪀ

کاربر بوکینو
تاریخ ثبت‌نام
2023-02-17
نوشته‌ها
236
سکه
-15
دین راهگشا بود و تو گمگشته ی دینی
تردید کن ای زاهد اگر اهل یقینی

آهو نگران است، بزن تیر خطا را
صیاد دل از کف شده! تا کی به کمینی؟

این قدر میاندیش به دریا شدن ای رود
هر جا بروی باز گرفتار زمینی

مهتاب به خورشید نظر کرد و درخشید
هر وقت شدی آینه، کافی است ببینی

ای عقل بپرهیز و مگو عشق چنان است
ای عشق کجایی که ببینند چنینی

هم هیزم سنگین سری دوزخیانی
هم باغ سبک سایه ی فردوس برینی
 

NaRvꪖꪀ

کاربر بوکینو
تاریخ ثبت‌نام
2023-02-17
نوشته‌ها
236
سکه
-15
یوسف از تعبیر خواب مصریان دلسرد شد
هفتصد سال است می‌بارد!فراوانی بس است

نسل پشت نسل تنها امتحان پس می‌دهیم
دیگر انسانی نخواهد بود قربانی بس است

بر سر خوان تو تنها کفر نعمت می‌کنیم
سفره ات را جمع کن ای عشق مهمانی بس است
 

NaRvꪖꪀ

کاربر بوکینو
تاریخ ثبت‌نام
2023-02-17
نوشته‌ها
236
سکه
-15
در راه رسیدن به تو گیرم که بمیرم
اصلاً به تو افتاد مسیرم که بمیرم

یک قطره‌ی آبم که در اندیشه‌ی دریا
افتادم و باید بپذیرم که بمیرم

یا چشم بپوش از من و از خویش برانم
یا تَنگ در آغوش بگیرم که بمیرم

این کوزه ترک خورد! چه جای نگرانی‌ست
من ساخته از خاک کویرم که بمیرم

خاموش مکن آتش افروخته‌ام را
بگذار بمیرم که بمیرم که بمیرم
 

NaRvꪖꪀ

کاربر بوکینو
تاریخ ثبت‌نام
2023-02-17
نوشته‌ها
236
سکه
-15
نه دل آزرده، نه دلتنگ ، نه دلسوخته ام
یعنی از عمر گران هیچ نیندوخته ام

پاسخ ساده ی من سخت تر از پرسش توست
عشق درسی است که من نیز نیاموخته ام

رو سیاه محک عشق شدن نزدیک است
سکه ی قلب زیانی است که نفروخته ام

برکه ای گفت به خود ماه به من خیره شدست
ماه خندید که من چشم به خود دوخته ام

شده ام ابر که با گریه فرو بنشانم
آتش صاعقه ای را که خود افروخته ام
 

NaRvꪖꪀ

کاربر بوکینو
تاریخ ثبت‌نام
2023-02-17
نوشته‌ها
236
سکه
-15
از صلح می گویند یا از جنگ می‌خوانند؟!
دیوانه ها آواز بی آهنگ می‌خوانند

گاهی قناریها اگر در باغ هم باشند
مانند مرغان قفس دلتنگ می خوانند

کنج قفس می‌مانم و این خلق بازرگان
چون قصه ها مرگ مرا نیرنگ می دانند

سنگم به بدنامی زنند اکنون ولی روزی
نام مرا با اشک روی سنگ می خوانند

این ماهی افتاده در تنگ تماشارا
پس کی به آن دریای آبی رنگ می خوانند؟
 

Soheil

مدیر بازنشسته
تاریخ ثبت‌نام
2023-06-07
نوشته‌ها
354
سکه
2,020
از دردِ عشق گفتم و نشنید هیچ‌کس
حتی اگر شنید، نفهمید هیچ‌کس

زورِ شر*اب گر به غمِ عشق می‌رسید
ما را چنین خراب نمی‌دید هیچ‌کس

آدم حریصِ منع شدن‌هاست، گر نبود
آن میوه را ز شاخه نمی‌چید هیچ‌کس

شرمنده‌ی محبتت ای غم! که در فراق
حالِ مرا به جز تو نپرسید هیچ‌کس

فاضل ز خیرِ نام گذشته‌ست دوستان!
روی مزار او بنویسید هیچ‌کس
 

پرتوِماه

بنفشک*-*
تاریخ ثبت‌نام
2024-07-16
نوشته‌ها
70
سکه
750
🌿این چیست که چون دلهره افتاده به جانم
حال همه خوب است، من اما نگرانم

در فکر تو بستم چمدان را و همین فکر
مثل خوره افتاده به جانم که بمانم

چیزی که میان تو و من نیست غریبی است
صد بار تو را دیده‌ام ای غم به گمانم؟

انگار که یک کوه سفر کرده از این دشت
این‌قدر که خالی شده بعد از تو جهانم

از سایه سنگین تو من کمترم آیا؟
بگذار به دنبال تو خود را بکشانم

ای عشق، مرا بیشتر از پیش بمیران
آنقدر که تا دیدن او زنده بمانم
 

پرتوِماه

بنفشک*-*
تاریخ ثبت‌نام
2024-07-16
نوشته‌ها
70
سکه
750
🌿دیدن روی تو در خویش ز من خواب گرفت
آه از آیینه که تصویر تو را قاب گرفت

خواستم نوح شوم، موج غمت غرقم کرد
کشتی‌ام را شب طوفانی گرداب گرفت

در قنوتم ز خدا «عقل» طلب می‌کردم
«عشق» اما خبر از گوشه محراب گرفت

نتوانست فراموش کند مستی را
هر که از دست تو یک قطره می‌ ناب گرفت

کی به انداختن سنگ پیاپی در آب
ماه را می‌شود از حافظه آب گرفت؟!
 

بازدید کنندگان موضوع (تعداد: 0) مشاهده جزئیات

بالا