• ✵ انجمن رمانِ بوکـــیــنــو✵

    بزرگترین انجمن فرهنگی و کتابخانه‌ی مجازی ایران!

    🛍️ ورود به فروشگاه بوکینو

  • دوستان و همراهان و مهمانان گرامی، اگر در رابطه با ثبت‌نام یا اکانت خود در انجمن با هرگونه مشکل یا سوالی مواجه شدید، لطفاً بدون نگرانی به آیدی زیر مراجعه فرمایید تا در اسرع وقت رسیدگی شود:

    ✵ @KibiBayat1 (روبیکا، ایتا) ✵

    ✵ @yasnanhtt (تلگرام) ✵

    تیم پشتیبانی بوکینو آماده‌ی پاسخگویی و حل مشکلات شماست.🙏

  1. mahban

    اشعار اشعار سجاد سامانی | تالار شعر

    🫧 اشعار سجاد سامانی 🫧
  2. Saghar ✿

    اشعار اشعار یغما گلروئی | تالار شعر

    در این تاپیک اشعار یغما گلروئی قرار داده می‌شود. *اسپم ممنوع*
  3. Saghar ✿

    اشعار اشعار ناهید عباسی | تالار شعر

    در این تاپیک اشعار ناهید عباسی قرار داده می‌شود. *اسپم ممنوع*
  4. Saghar ✿

    اشعار اشعار هیوا مسیح | تالار شعر

    در این تاپیک اشعار هیوا مسیح قرار داده می‌شود. *اسپم ممنوع*
  5. SEYRAN

    اشعار تک بیتی‌های بیدل دهلوی | تالار شعر

    در این تاپیک تک بیتی‌های برگزیده از شاعر بیدل دهلوی قرار داده می‌شود. *اسپم ممنوع*
  6. اشعار اشعار حامد عسکری | تالار شعر

    به نام خداوند بخشنده و بسی مهربان
  7. اشعار اشعار فردوسی | تالار شعر

    سر مردمی بردباری بود سبک سر همیشه به خواری بود
  8. SETAYESH.M

    اشعار اشعار بیژن الهی | تالار شعر

    تنها یک‌بار می‌توانست در آغوش‌اش کِشَد و می‌دانست آن‌گاه چون بهمنی فرو می‌ریزد و می‌خواست به آغوش‌ام پناه آورد؛ نام‌اش برف بود تن‌اش برفی قلب‌اش از برف و تپش‌اش صدای چکیدن برف بر بام‌های کاه‌گلی، و من او را چون شاخه‌ای که زیر بهمن شکسته باشد دوست می‌داشتم
  9. اشعار اشعار شاملو | تالار شعر

    ‌ | متن‌های زیبای شاملو | ‌الف.بامداد یا الف‌.صبح، القاب احمد شاملو می‌باشد!
  10. SETAYESH.M

    اشعار اشعار فریدون مشیری | تالار شعر

    درد بی درمان شنیدی؟ حال من یعنی همین! بی تو بودن، درد دارد! می زند من را زمین می زند بی تو مرا، این خاطراتت روز و شب درد پیگیر من است، صعب العلاج یعنی همین!
  11. SETAYESH.M

    اشعار اشعار شفیع کدکنی | تالار شعر

    اگر می شد صدا را دید چه گل هایی چه گل هایی که از باغ صدای تو به هر آواز می شد چید اگر می شد صدا را دید
  12. SETAYESH.M

    اشعار اشعار قیصر امین پور | تالار شعر

    نه چندان بزرگم که کوچک بیابم خودم را نه آنقدر کوچک که خود را بزرگ… گریز از میان‌مایگی آرزویی بزرگ است؟
  13. SETAYESH.M

    اشعار اشعار نیما یوشیج | تالار شعر

    از شعرم خلقی بهم انگیخته‌ام خوب و بدشان بهم درآمیخته‌ام خود گوشه گرفته‌ام تماشا را کآب در خوابگه مورچگان ریخته‌ام
  14. لین

    اشعار اشعار شیخ بهایی | تالار شعر

    بخش ۱ بسم الله الرحمن الرحیم ای که روز و شب زنی از علم لاف هیچ بر جهلت نداری اعتراف ادعای اتباع دین و شرع شرع و دین مقصود دانسته به فرع و آن هم استحسان و رأی از اجتهاد نه خبر از مبداء و نه از معاد بر ظواهر گشته قائل، چون عوام گاه ذم حکمت و گاهی کلام گه تنیدت بر ارسطالیس، گاه بر فلاطون طعن کردن...
  15. ARAMESH

    اشعار اشعار خاقانی | تالار شعر

    مرا روزی مباد آن دم که بی یاد تو بنشینم
  16. پَریمـآه

    اشعار اشعار علیرضا بدیع | تالار شعر

    ◆◆◆ شاعر: علیرضا بدیع ◆◆◆ از دفتر شعر پنجره‌های بی‌پَرنده.. ؛ خاتون من! آن جا که تویی مشک ختن چیست؟ جز عطر تو در این غزل تازه ی من نیست این قصه که واگویه شده سینه به سینه افسانه ی عشق است که آوازه ی من نیست من ماهی ام اما به سرم شور نهنگ است این برکه ی بی حوصله اندازه ی من نیست شهری که منم،...
  17. پَریمـآه

    اشعار اشعار حسین دهلوی | تالار شعر

    ◆ ◆ ◆ شاعر: حسین دهلوی ◆ ◆ ◆ غُنچه‌ای ل*ب بسته‌ام، برچیده دامان در ب*غل دور از آسیبِ خزان دارم گلستان در ب*غل از دو رنگی‌هایِ مردم خسته‌ام، حق با تو بود باده پنهان در قبا دارند و قرآن در ب*غل هیچ‌کس باور ندارد عشق را؛ تکلیف چیست؟ باید از این کُفر بگریزیم، ایمان در ب*غل جُز تو معنای سکوتم را...
  18. پَریمـآه

    اشعار اشعار جواد منفرد | تالار شعر

    ◆ ◆ ◆ شاعر: جواد منفرد ◆ ◆ ◆ شبیهِ سایه با من هم‌نفس بود از همان آغاز گریز از طالعم کاری عبث بود از همان آغاز پُرَم از بازدم‌هایی که بی‌دَم مانده در سینه هوایِ زندگی بی‌عشق پس بود از همان آغاز به خنجر احتیاجی نیست، خو کردن به تنهایی برایِ کُشتن این مرد، بس بود از همان آغاز چه بی‌شرمانه...
  19. ARAMESH

    اشعار اشعار حسین جنتی | تالار شعر

    گذشت خوبی ام از حد، به شک دچار شدند به احترام، کمی خم شدم، سوار شدند! خودم به تیشه‌ی تزیین تراششان دادم کجای کار غلط بود کردگار شدند؟! عجب مدار ازین شهر، باده نوشانش به شرحِ حرمت مِی بر سرِ منار شدند! دلم ز آینه بودن به تنگ آمده است که یک به یک همه یاران من غبار شدند! رفو کنید رفیقان من! چه...
  20. NaRvꪖꪀ

    اشعار اشعار احمد پروین | تالار شعر

    اهل مه غلیظ توهم شدیم ما در جاده های حیرت و غم گم شدیم ما فانوس کور سوی تفکر به یک نسیم خاموش شد که قحط تبسم شدیم ما رسوای دل شدیم و بی آبروی عشق وقتی شبیه اغلب مردم شدیم ما از فرط طعنه ها که ز مردم شنیده ایم انگار اسیر لشکر کژدم شدیم ما
بالا