• ✵ انجمن رمانِ بوکـــیــنــو✵

    بزرگترین انجمن فرهنگی و کتابخانه‌ی مجازی ایران!

    🛍️ ورود به فروشگاه بوکینو

  • دوستان و همراهان و مهمانان گرامی، اگر در رابطه با ثبت‌نام یا اکانت خود در انجمن با هرگونه مشکل یا سوالی مواجه شدید، لطفاً بدون نگرانی به آیدی زیر مراجعه فرمایید تا در اسرع وقت رسیدگی شود:

    ✵ @KibiBayat1 (روبیکا، ایتا) ✵

    ✵ @yasnanhtt (تلگرام) ✵

    تیم پشتیبانی بوکینو آماده‌ی پاسخگویی و حل مشکلات شماست.🙏

NaRvꪖꪀ

کاربر بوکینو
تاریخ ثبت‌نام
2023-02-17
نوشته‌ها
236
سکه
-15
نگاه مرد مسافر به روی زمین افتاد:
چه سیب‌های قشنگی!
حیات نشئه تنهایی است.
و میزبان پرسید:
قشنگ یعنی چه؟
– قشنگ یعنی تعبیر عاشقانه اشکال
و عشق، تنها عشق ترا به گرمی یک سیب می‌کند مأنوس.
و عشق، تنها عشق
مرا به وسعت اندوه زندگی‌ها برد،
مرا رساند به امکان یک پرنده شدن.
ـ و نوشداری اندوه؟
ـ صدای خالص اکسیر می‌دهد این نوش
حال، شب شده بود.
چراغ روشن بود.
و چای می‌خوردند.
- چرا گرفته دلت، مثل آنکه تنهایی.
ـ چقدر هم تنها!
ـ خیال می‌کنم
دچار آن رگ پنهان رنگ‌ها هستی.
ـ دچار یعنی…
ـ عاشق.
ـ و فکر کن که چه تنهاست
اگر ماهی کوچک، دچار آبی دریای بی کران باشد.
ـ چه فکر نازک غمناکی!
ـ و غم تبسم پوشیده نگاه گیاه است.
و غم اشاره محوی به رد وحدت اشیاست.
- خوشا به حال گیاهان که عاشق نورند
و دست منبسط نور روی شانه آنهاست.
ـ نه، وصل ممکن نیست،
همیشه فاصله‌ای هست.​
 

NaRvꪖꪀ

کاربر بوکینو
تاریخ ثبت‌نام
2023-02-17
نوشته‌ها
236
سکه
-15
صبح یعنی پرواز...
قد کشیدن در باد،چه کسی می گوید!
پشت این ثانیه ها
تاریک است؟!
گام اگر برداریم
روشنی نزدیک است
 

NaRvꪖꪀ

کاربر بوکینو
تاریخ ثبت‌نام
2023-02-17
نوشته‌ها
236
سکه
-15
من به آمار زمین مشکوکم تو چطور؟
اگر این سطح پر از آدمهاست
پس چرا این همه دلها تنهاست؟
بیخودی می گویند هیچ کس تنها نیست
چه کسی تنها نیست؟ همه از هم دورند
همه در جمع ولی تنهایند
من که در تردیدم تو چطور؟
نکند هیچکسی اینجا نیست
گفته بود آن شاعر :
هر که خود تربیت خود نکند حیوان است
آدم آنست که او را پدر ومادر نیست
من به آمار،به این جمع
و به این سطح که گویند پر از آدمهاست
مشکوکم
 

NaRvꪖꪀ

کاربر بوکینو
تاریخ ثبت‌نام
2023-02-17
نوشته‌ها
236
سکه
-15
از دریاها و اسب ها
هم از قساوت سنگ خبر دارم
هم از بیرحمی آتش .
هم از باران های سرب
هم از درازای روزهای گرسنگی .
هم از خودکشی نهنگ ها خبر دارم
هم از ترک برداشتن تخم کبوترها
از خزیدن مار
زیر شیروانی های ساکت
با این همه باید از گل ها حرف بزنم
از دریاها
اسب ها
پرنده ها
و رودخانه ها
که از باغ های دوردست
سیب و گل سرخ می آورند
باید از زیبایی حرف بزنم
وظیفه من دعوت به زندگی ست !
 

NaRvꪖꪀ

کاربر بوکینو
تاریخ ثبت‌نام
2023-02-17
نوشته‌ها
236
سکه
-15
خانه دوست کجاست
در فلق بود که پرسید سوار
آسمان مکثی کرد
رهگذر شاخه نوری که به ل*ب داشت به تاریکی شن‌ها بخشید
و به انگشت نشان داد سپیداری و گفت:
«نرسیده به درخت
کوچه باغی است که از خواب خدا سبزتر است
و در آن عشق به اندازه پرهای صداقت آبی است
می‌روی تا ته آن کوچه که از پشت بلوغ، سر به در می‌آ رد
پس به سمت گل تنهایی می‌پیچی،
دو قدم مانده به گل،
پای فواره جاوید اساطیر زمین می‌مانی
و تو را ترسی شفاف فرا می‌گیرد
در صمیمیت سیال فضا، خش خشی می‌شنوی:
کودکی می‌بینی
رفته از کاج بلندی بالا، جوجه بردارد از لانه نور
و از او می‌پرسی
خانه دوست کجاست
 

Soheil

مدیر بازنشسته
تاریخ ثبت‌نام
2023-06-07
نوشته‌ها
354
سکه
2,020
مثل کبریت کشیدن در باد
زندگی دشوار است
من خلاف جهت آب شنا کردن را
مثل یک معجزه باور دارم
آخرین دانه کبریتم را
می‌کشم در این باد
هرچه بادا باد
 

Soheil

مدیر بازنشسته
تاریخ ثبت‌نام
2023-06-07
نوشته‌ها
354
سکه
2,020
زندگی، شاید شعر پدرم بود که خواند
چای مادر، که مرا گرم نمود
نان خواهر، که به ماهی‌ها داد
زندگی شاید آن لبخندی‌ست، که دریغش کردیم
 

Soheil

مدیر بازنشسته
تاریخ ثبت‌نام
2023-06-07
نوشته‌ها
354
سکه
2,020
نه تو میمانی،
نه اندوه
و نه هیچ یک از مردم این آبادی
به حباب نگران ل*ب یک رود قسم
و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت
غصه هم خواهد رفت
آنچنانی که فقط خاطره‌ای خواهد ماند
لحظه‌ها عریانند؛ به تن لحظه.ی خود جامه اندوه مپوشان هرگز...
 

بازدید کنندگان موضوع (تعداد: 0) مشاهده جزئیات

بالا