• ✵ انجمن رمانِ بوکـــیــنــو✵

    بزرگترین انجمن فرهنگی و کتابخانه‌ی مجازی ایران!

    🛍️ ورود به فروشگاه بوکینو

  • دوستان و همراهان و مهمانان گرامی، اگر در رابطه با ثبت‌نام یا اکانت خود در انجمن با هرگونه مشکل یا سوالی مواجه شدید، لطفاً بدون نگرانی به آیدی زیر مراجعه فرمایید تا در اسرع وقت رسیدگی شود:

    ✵ @KibiBayat1 (روبیکا، ایتا) ✵

    ✵ @yasnanhtt (تلگرام) ✵

    تیم پشتیبانی بوکینو آماده‌ی پاسخگویی و حل مشکلات شماست.🙏

NDA;

[معاونت کل سایت]
عضو کادر مدیریت
تاریخ ثبت‌نام
2023-02-17
نوشته‌ها
1,202
سکه
6,160
عشاق به درگهت اسیرند بیا

بدخویی تو بر تو نگیرند بیا

هرجور و جفا که کرده‌ای معذوری

زان پیش که عذرت نپذیرند بیا
 

NDA;

[معاونت کل سایت]
عضو کادر مدیریت
تاریخ ثبت‌نام
2023-02-17
نوشته‌ها
1,202
سکه
6,160
ای چشم تو م*س*ت خواب و سرمست شر*اب

صاحب نظران تشنه و وصل تو سراب

مانند تو آدمی در آباد و خراب

باشد که در آیینه توان دید و در آب
 

NDA;

[معاونت کل سایت]
عضو کادر مدیریت
تاریخ ثبت‌نام
2023-02-17
نوشته‌ها
1,202
سکه
6,160
روزی گفتی شبی کنم دلشادت

وز بند غمان خود کنم آزادت


دیدی که از آن روز چه شبها بگذشت

وز گفتهٔ خود هیچ نیامد یادت؟
 

بـــآنـــؤَك

[مدیر ارشد بازنشسته]
تاریخ ثبت‌نام
2023-02-17
نوشته‌ها
399
سکه
1,684
آیین برادری و شرط یاری

آن نیست که عیب من هنر پنداری

آنست که گر خلاف شایسته روم

از غایت دوستیم دشمن داری​

“اشعار سعدی“​
 

بـــآنـــؤَك

[مدیر ارشد بازنشسته]
تاریخ ثبت‌نام
2023-02-17
نوشته‌ها
399
سکه
1,684
دلبرا پیش وجودت همه خوبان عدمند

سروران بر در سودای تو خاک قدمند​
 

بـــآنـــؤَك

[مدیر ارشد بازنشسته]
تاریخ ثبت‌نام
2023-02-17
نوشته‌ها
399
سکه
1,684
اي مهر تو در دل‌ها وی مهر تو بر ل*ب‌ها

وی شور تو در سرها وی سر تو در جان‌ها

تا عهد تو دربستم عهد همه ی بشکستم

بعد از تو روا باشد نقض همه ی پیمان‌ها

تا خار غم عشقت آویخته در دامن

کوته نظری باشد رفتن به گلستان‌ها

آن راکه چنین دردی از پای دراندازد

باید که فروشوید دست از همه ی درمان‌ها

“اشعار سعدی”
 

بـــآنـــؤَك

[مدیر ارشد بازنشسته]
تاریخ ثبت‌نام
2023-02-17
نوشته‌ها
399
سکه
1,684
هر ساعتم اندرون بجوشد خون را

واگاهی نیست مردم بیرون را

الا مگر آنکه روی لیلی دیدست

داند که چه درد می‌کشد مجنون را؟
 

Rezasham

کاربر بوکینو
تاریخ ثبت‌نام
2023-03-17
نوشته‌ها
368
سکه
1,877
از در درآمدی و من از خود به در شدم

گفتی کز این جهان به جهان دگر شدم

گوشم به راه تا که خبر می‌دهد ز دوست

صاحب خبر بیامد و من بی‌خبر شدم

چون شبنم اوفتاده بدم پیش آفتاب

مهرم به جان رسید و به عیوق بر شدم

گفتم ببینمش مگرم درد اشتیاق

ساکن شود بدیدم و مشتاق‌تر شدم
 

بـــآنـــؤَك

[مدیر ارشد بازنشسته]
تاریخ ثبت‌نام
2023-02-17
نوشته‌ها
399
سکه
1,684
علاج واقعه پیش از وقوع باید کرد

دریغ سود ندارد چو رفت کار از دست

به روزگار سلامت سلاح جنگ بساز

وگرنه سیل چو بگرفت،سد نشایدبست
 

Melina.N

[مدیر بازنشسته]
تاریخ ثبت‌نام
2023-08-19
نوشته‌ها
123
سکه
911
ای که شمشیر جفا بر سر ما آخته‌ای
دشمن از دوست ندانسته و نشناخته‌ای

من ز فکر تو به خود نیز نمی‌پردازم
نازنینا تو دل از من به که پرداخته‌ای

چند شب‌ها به غم روی تو روز آوردم
که تو یک روز نپرسیده و ننواخته‌ای

گفته بودم که دل از دست تو بیرون آرم
باز دیدم که قوی پنجه درانداخته‌ای

تا شکاری ز کمند سر زلفت نجهد
ز ابروان و مژه‌ها تیر و کمان ساخته‌ای

لاجرم صید دلی در همه شیراز نماند
که نه با تیر و کمان در پی او تاخته‌ای

ماه و خورشید و پری و آدمی اندر نظرت
همه هیچند که سر بر همه افراخته‌ای

با همه جلوه طاووس و خرامیدن کبک
عیبت آن است که بی مهرتر از فاخته‌ای

هر که می‌بیندم از جور غمت می‌گوید
سعدیا بر تو چه رنج است که بگداخته‌ای

بیم مات است در این بازی بیهوده مرا
چه کنم دست تو بردی که دغل باخته‌ای
 

بازدید کنندگان موضوع (تعداد: 0) مشاهده جزئیات

بالا