• ✵ انجمن رمانِ بوکـــیــنــو✵

    بزرگترین انجمن فرهنگی و کتابخانه‌ی مجازی ایران!

    🛍️ ورود به فروشگاه بوکینو

  • دوستان و همراهان و مهمانان گرامی، اگر در رابطه با ثبت‌نام یا اکانت خود در انجمن با هرگونه مشکل یا سوالی مواجه شدید، لطفاً بدون نگرانی به آیدی زیر مراجعه فرمایید تا در اسرع وقت رسیدگی شود:

    ✵ @KibiBayat1 (روبیکا، ایتا) ✵

    ✵ @yasnanhtt (تلگرام) ✵

    تیم پشتیبانی بوکینو آماده‌ی پاسخگویی و حل مشکلات شماست.🙏

SABA

[مدیریت تالار شعر + تاریخ+صداپیشه]
عضو کادر مدیریت
صـدا پیـشه
تاریخ ثبت‌نام
2025-11-15
نوشته‌ها
323
سکه
1,608
اکنون بالش از هر دو روی داغ است
شمع دیگری
می‌ میرد، کلاغ‌ ها فریاد می‌ کشند
آنجا بی‌ سرانجام
همه شب هیچ نخوابیدم
خیلی دیر است به خواب بیندیشم
چه سفیدی بی‌ تابانه‌ ای
در ژرفای سفید پرده
سلام ای‌ بامداد
 

SABA

[مدیریت تالار شعر + تاریخ+صداپیشه]
عضو کادر مدیریت
صـدا پیـشه
تاریخ ثبت‌نام
2025-11-15
نوشته‌ها
323
سکه
1,608
طلا رنگ می بازد
مرمر خاک می شود
فولاد زنگ می زند
نابودی با همه چیزی است در این جهان
تنها اندوه است که پایدار است
 

SABA

[مدیریت تالار شعر + تاریخ+صداپیشه]
عضو کادر مدیریت
صـدا پیـشه
تاریخ ثبت‌نام
2025-11-15
نوشته‌ها
323
سکه
1,608
تو همواره اسرار آمیزی و غافلگیر کننده
و با هر روزی که می‌ گذرد مرا بیشتر اسیر می‌ کنی
اما ای دوست جدی من
احساس من به تو
نبرد آتش و آهن است
باز میداری مرا از سرودن و خندیدن
از دعا کردن در کلیسا
اما تنها ترس من
از دست دادن عشق توست
و دیگر هیچ چیز اهمیتی ندارد
نه آوازی نه ترانه‌ ای
و من روز از پس روز
چون بیگانه‌ ای در آسمان و زمین زندگی می‌ کنم
گوئی تو راه روحم رابه بهشت و دوزخ بسته‌ ای
 

SABA

[مدیریت تالار شعر + تاریخ+صداپیشه]
عضو کادر مدیریت
صـدا پیـشه
تاریخ ثبت‌نام
2025-11-15
نوشته‌ها
323
سکه
1,608
اگر تو موسیقی بودی
بی وقفه به تو گوش می‌ سپردم
و اندوهم به شادی بدل می‌ شد
 

SABA

[مدیریت تالار شعر + تاریخ+صداپیشه]
عضو کادر مدیریت
صـدا پیـشه
تاریخ ثبت‌نام
2025-11-15
نوشته‌ها
323
سکه
1,608
بیا و سراغی از من بگیر
می‌ دانم باید جائی در این نزدیکی‌ ها باشی
بیا که تنهای تنهایم
در حسرت صدای بال کبوتر پیام
جائی می‌ روم که دیگر به چیزی نیاز ندارم
جائی که عزیزترین همراهم سایه‌ ای است
فقط بادی از میان درختان باغ زوزه می‌ کشد
و گور در یک قدمی‌ ست
اکنون از دنیا و هرچه در اوس تچه مانده برایم؟
تنها نان روزانه و کلام یک نفر
انسانی و آشنا و آواز چکاوک بر فراز سرم
 

SABA

[مدیریت تالار شعر + تاریخ+صداپیشه]
عضو کادر مدیریت
صـدا پیـشه
تاریخ ثبت‌نام
2025-11-15
نوشته‌ها
323
سکه
1,608
آن ها مى گويند بيش از اين نمى توان نزديک بود
بيش از اين نمى توان عشق ورزيد
و من مثل سايه كه بخواهد از تن جدا شود
مثل تن كه بخواهد از جان جدا شود
مى خواهم كه از ياد بروم
 

SABA

[مدیریت تالار شعر + تاریخ+صداپیشه]
عضو کادر مدیریت
صـدا پیـشه
تاریخ ثبت‌نام
2025-11-15
نوشته‌ها
323
سکه
1,608
و اینک پاییز رسید پررنگ و میوه
چه دیر پا بود انتظار من
پانزده بهار سراسر شادکامی
زمین را در آغوش کشیدم
و هرگز از آن جدا نشدم
تا پاییز راز خفت خود را
در جانم زمزمه کرد
 

SABA

[مدیریت تالار شعر + تاریخ+صداپیشه]
عضو کادر مدیریت
صـدا پیـشه
تاریخ ثبت‌نام
2025-11-15
نوشته‌ها
323
سکه
1,608
من چون عاشقی چنگ به دست نیامدم
تا در دل مردم رخنه کنم
شعر من صدای پای یک جزامی است
به شنیدن صدای آن ناله خواهی‌کرد
و نفرین
هرگز نه شهرتی خواستم نه ستایشی
سی سال تمام
در زیر بال نابودی زیستم
 

SABA

[مدیریت تالار شعر + تاریخ+صداپیشه]
عضو کادر مدیریت
صـدا پیـشه
تاریخ ثبت‌نام
2025-11-15
نوشته‌ها
323
سکه
1,608
قلب تو دیگر ترانه قلب مرا
در شادی و اندوه نخواهد شنید
آن گونه که می شنید
دیگر پایان راه است
ترانه من در دوردست ها
در دل شب سفر می کند
جایی که دیگر تو در آن نیستی
 

SABA

[مدیریت تالار شعر + تاریخ+صداپیشه]
عضو کادر مدیریت
صـدا پیـشه
تاریخ ثبت‌نام
2025-11-15
نوشته‌ها
323
سکه
1,608
همه روزه، هر بامداد
چشم ها هنوز اسیر خواب
با خود هنوز سخن می گویم
به صدای بلند و او چون خون در رگ هایم
چون هرم نفس در سینه ام
چون عشقی سعادت آمیز
و ستمی حسابگرانه
در وجودم نبض میزند
 

بازدید کنندگان موضوع (تعداد: 0) مشاهده جزئیات

بالا