• ✵ انجمن رمانِ بوکـــیــنــو✵

    بزرگترین انجمن فرهنگی و کتابخانه‌ی مجازی ایران!

SABA

[مدیر آزمایشی تالار شعر]
کادر مدیریت بوکینو
ارسال‌کننده‌ی برتر ماه
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
2025-11-15
نوشته‌ها
214
سکه
1,063
اکنون بالش از هر دو روی داغ است
شمع دیگری
می‌ میرد، کلاغ‌ ها فریاد می‌ کشند
آنجا بی‌ سرانجام
همه شب هیچ نخوابیدم
خیلی دیر است به خواب بیندیشم
چه سفیدی بی‌ تابانه‌ ای
در ژرفای سفید پرده
سلام ای‌ بامداد
 

SABA

[مدیر آزمایشی تالار شعر]
کادر مدیریت بوکینو
ارسال‌کننده‌ی برتر ماه
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
2025-11-15
نوشته‌ها
214
سکه
1,063
طلا رنگ می بازد
مرمر خاک می شود
فولاد زنگ می زند
نابودی با همه چیزی است در این جهان
تنها اندوه است که پایدار است
 

SABA

[مدیر آزمایشی تالار شعر]
کادر مدیریت بوکینو
ارسال‌کننده‌ی برتر ماه
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
2025-11-15
نوشته‌ها
214
سکه
1,063
تو همواره اسرار آمیزی و غافلگیر کننده
و با هر روزی که می‌ گذرد مرا بیشتر اسیر می‌ کنی
اما ای دوست جدی من
احساس من به تو
نبرد آتش و آهن است
باز میداری مرا از سرودن و خندیدن
از دعا کردن در کلیسا
اما تنها ترس من
از دست دادن عشق توست
و دیگر هیچ چیز اهمیتی ندارد
نه آوازی نه ترانه‌ ای
و من روز از پس روز
چون بیگانه‌ ای در آسمان و زمین زندگی می‌ کنم
گوئی تو راه روحم رابه بهشت و دوزخ بسته‌ ای
 

SABA

[مدیر آزمایشی تالار شعر]
کادر مدیریت بوکینو
ارسال‌کننده‌ی برتر ماه
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
2025-11-15
نوشته‌ها
214
سکه
1,063
اگر تو موسیقی بودی
بی وقفه به تو گوش می‌ سپردم
و اندوهم به شادی بدل می‌ شد
 

SABA

[مدیر آزمایشی تالار شعر]
کادر مدیریت بوکینو
ارسال‌کننده‌ی برتر ماه
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
2025-11-15
نوشته‌ها
214
سکه
1,063
بیا و سراغی از من بگیر
می‌ دانم باید جائی در این نزدیکی‌ ها باشی
بیا که تنهای تنهایم
در حسرت صدای بال کبوتر پیام
جائی می‌ روم که دیگر به چیزی نیاز ندارم
جائی که عزیزترین همراهم سایه‌ ای است
فقط بادی از میان درختان باغ زوزه می‌ کشد
و گور در یک قدمی‌ ست
اکنون از دنیا و هرچه در اوس تچه مانده برایم؟
تنها نان روزانه و کلام یک نفر
انسانی و آشنا و آواز چکاوک بر فراز سرم
 

SABA

[مدیر آزمایشی تالار شعر]
کادر مدیریت بوکینو
ارسال‌کننده‌ی برتر ماه
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
2025-11-15
نوشته‌ها
214
سکه
1,063
آن ها مى گويند بيش از اين نمى توان نزديک بود
بيش از اين نمى توان عشق ورزيد
و من مثل سايه كه بخواهد از تن جدا شود
مثل تن كه بخواهد از جان جدا شود
مى خواهم كه از ياد بروم
 

SABA

[مدیر آزمایشی تالار شعر]
کادر مدیریت بوکینو
ارسال‌کننده‌ی برتر ماه
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
2025-11-15
نوشته‌ها
214
سکه
1,063
و اینک پاییز رسید پررنگ و میوه
چه دیر پا بود انتظار من
پانزده بهار سراسر شادکامی
زمین را در آغوش کشیدم
و هرگز از آن جدا نشدم
تا پاییز راز خفت خود را
در جانم زمزمه کرد
 

SABA

[مدیر آزمایشی تالار شعر]
کادر مدیریت بوکینو
ارسال‌کننده‌ی برتر ماه
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
2025-11-15
نوشته‌ها
214
سکه
1,063
من چون عاشقی چنگ به دست نیامدم
تا در دل مردم رخنه کنم
شعر من صدای پای یک جزامی است
به شنیدن صدای آن ناله خواهی‌کرد
و نفرین
هرگز نه شهرتی خواستم نه ستایشی
سی سال تمام
در زیر بال نابودی زیستم
 

SABA

[مدیر آزمایشی تالار شعر]
کادر مدیریت بوکینو
ارسال‌کننده‌ی برتر ماه
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
2025-11-15
نوشته‌ها
214
سکه
1,063
قلب تو دیگر ترانه قلب مرا
در شادی و اندوه نخواهد شنید
آن گونه که می شنید
دیگر پایان راه است
ترانه من در دوردست ها
در دل شب سفر می کند
جایی که دیگر تو در آن نیستی
 

SABA

[مدیر آزمایشی تالار شعر]
کادر مدیریت بوکینو
ارسال‌کننده‌ی برتر ماه
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
2025-11-15
نوشته‌ها
214
سکه
1,063
همه روزه، هر بامداد
چشم ها هنوز اسیر خواب
با خود هنوز سخن می گویم
به صدای بلند و او چون خون در رگ هایم
چون هرم نفس در سینه ام
چون عشقی سعادت آمیز
و ستمی حسابگرانه
در وجودم نبض میزند
 

بازدید کنندگان موضوع (تعداد: 1) مشاهده جزئیات

بالا