• ✵ انجمن رمانِ بوکـــیــنــو✵

    بزرگترین انجمن فرهنگی و کتابخانه‌ی مجازی ایران!

  • تصاویر لینک‌دار
  • تصاویر لینک‌دار
  • تصاویر لینک‌دار

(SINA)

کاربر بوکینو
LV
0
 
Joined
Mar 28, 2025
Messages
231
سکه
1,126
۹. مسیر بالای تپه

راهِ دانشکده
بلنده،
نه فقط تپه
نه فقط پله‌ها،
یه چیزی
ته دلت سنگینه
که با هر قدم، جا به‌جا می‌شه.

سگ‌های ولگرد
زیر چشمی نگاهم می‌کنن،
نه که حمله کنن،
فقط انگار
می‌دونن
چیزی توی من
بوی ترس میده...
 
امضا : (SINA)

(SINA)

کاربر بوکینو
LV
0
 
Joined
Mar 28, 2025
Messages
231
سکه
1,126
۱۰. پارکینگ بی‌حرکت

ماشین‌ها
یکی‌یکی
می‌رسند، می‌روند
بی‌آن‌که حتی خاکِ دلم را
بلرزونند...

پشت فرمون یکی نشسته،
خیره به گوشی،
خنده‌اش پر از مقصد
و من
همچنان بدون مقصد
در پارکینگ ایستاده‌ام
 
امضا : (SINA)

(SINA)

کاربر بوکینو
LV
0
 
Joined
Mar 28, 2025
Messages
231
سکه
1,126
۱۱. صف خاموش

بوفه شلوغه
صدای سکه، نوشابه، خنده
همه یه چیزی می‌خوان
همه یه جایی دارن که برن...

و من
پشتِ صف ایستاده‌م
نه برای غذا
نه برای شکلات...
فقط برای اینکه
دلیلی داشته باشم
برای ایستادن.
 
امضا : (SINA)

(SINA)

کاربر بوکینو
LV
0
 
Joined
Mar 28, 2025
Messages
231
سکه
1,126
۱۲. کتابخانه‌ی بی‌صدا

نشستم گوشه‌ی کتابخانه،
روی صندلی‌ای که
نه گرم است
نه سرد،
فقط بی‌احساس.

قفسه‌ها
تا سقف بالا رفته‌اند
اما هیچ‌کدامشان
جواب سوال‌هایی که
شب‌ها می‌خورندم را نمی‌دانند.
 
امضا : (SINA)

(SINA)

کاربر بوکینو
LV
0
 
Joined
Mar 28, 2025
Messages
231
سکه
1,126
۱۳. حیاط یخ‌زده

برف،
آروم و بی‌صدا می‌باره
روی نیمکت‌هایی
که هیچ‌کس
دیگه روشون نمی‌شینه.

رد پاها
زود محو می‌شن
مثل دوست‌هایی
که فقط تا ظهر موندن…
 
امضا : (SINA)

(SINA)

کاربر بوکینو
LV
0
 
Joined
Mar 28, 2025
Messages
231
سکه
1,126
۱۴. همکلاسیم

او
همیشه می‌نشست
دو ردیف جلوتر،
نه زیاد نزدیک
نه زیاد دور
اما همیشه آن‌قدر بود
که دلم بخواهد نزدیک‌تر باشد.

اسمم را بلد بود،
و صدایش
بینِ شلوغ‌ترین لحظه‌های کلاس
به‌راحتی پیدایم می‌کرد.
 
امضا : (SINA)

(SINA)

کاربر بوکینو
LV
0
 
Joined
Mar 28, 2025
Messages
231
سکه
1,126
۱۵. درس ایمان

کلاس دین بود،
اما بیشتر شبیه تریبون.
استاد،
با صدای پر از خشم،
خدا را
در سایه‌ی سیاست
مچاله می‌کرد.

ما نشسته بودیم
در صندلی‌هایی
که زیر وزن داوری‌اش
لرزش داشتند.
 
امضا : (SINA)

(SINA)

کاربر بوکینو
LV
0
 
Joined
Mar 28, 2025
Messages
231
سکه
1,126
۱۶. فرم نمره

فرم نمره را گرفتم
و فهمیدم
برای هیچ‌کدام از دردهایم
کد
تعریف نشده بود...

پزشکی،
علم بزرگی‌ست
اما
نه آن‌قدر که بفهمد
چرا بعضی شب‌ها
نمی‌توان گریه کرد.
 
امضا : (SINA)

(SINA)

کاربر بوکینو
LV
0
 
Joined
Mar 28, 2025
Messages
231
سکه
1,126
۱۷. آیینه شکسته

در انتهای راهروی شمالی،
کنار در همیشه بسته‌ی مشاوره،
آیینه‌ای بود
قدی، بلند،
ولی ترک‌خورده.

گاهی خودم را در آن می‌دیدم،
پراکنده،
در چند تکه‌ی ناهم‌راستا،
لبخندی که وصله‌ی اشتباهی بود،
چشمانی که هیچ‌جا کامل نمی‌شدند،
و دستی
که نمی‌دانست بالا بیاید
یا بی‌افتد.
 
امضا : (SINA)

(SINA)

کاربر بوکینو
LV
0
 
Joined
Mar 28, 2025
Messages
231
سکه
1,126
۱۸. سالن کامپیوتر

نور آبی مانیتورها
روی صورت‌ها افتاده بود،
مثل مهتابی که از پنجره‌ی بسته
به اتاقی خالی سرک بکشد.

صدای تیک‌تیک کیبوردها،
مثل بارانی یکنواخت،
روی سقف سکوت می‌بارید،
و هر از گاهی
صدای آه کوتاهی
میان کلیدها گم می‌شد.
 
امضا : (SINA)

Who has read this thread (Total: 7) View details

Top Bottom