• ✵ انجمن رمانِ بوکـــیــنــو✵

    بزرگترین انجمن فرهنگی و کتابخانه‌ی مجازی ایران!

    🛍️ ورود به فروشگاه بوکینو

  • دوستان و همراهان و مهمانان گرامی، اگر در رابطه با ثبت‌نام یا اکانت خود در انجمن با هرگونه مشکل یا سوالی مواجه شدید، لطفاً بدون نگرانی به آیدی زیر مراجعه فرمایید تا در اسرع وقت رسیدگی شود:

    ✵ @KibiBayat1 (روبیکا، ایتا) ✵

    ✵ @yasnanhtt (تلگرام) ✵

    تیم پشتیبانی بوکینو آماده‌ی پاسخگویی و حل مشکلات شماست.🙏

وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.

YAS

[ بنیانگذار دوم سایت + مدیریت تالار نظارت ]
عضو کادر مدیریت
تاریخ ثبت‌نام
2024-09-04
نوشته‌ها
1,485
سکه
36,686
نوشته نوزدهم.
صبح را با سرفه‌های خونی آغاز کردم.
پرستار با چهره‌ای خسته دستمالی تمیز به من داد.
از پنجره دیدمت که آمدی، با همان قدم‌های مرددانه‌ای که روزی از زندگی من بیرون رفتی.
دخترک را همراهت آورده‌ای. روبانی صورتی به موهایش بسته‌ای، درست مانند گذشته که برای من هم این کار را می‌کردی.
پرستار گفت:
"باز هم می‌خواهد تو را ببیند."
گفتم:
"نه. دیر شده."
نامه‌ات را باز نکردم.
همان‌طور کنار تخت مانده، روی میز پر از دارو درست مثل عشق‌های قدیمی‌مان که میان انبوه دروغ‌هایت گم شد.
دست‌هایم را نگاه می‌کنم، دیگر اثری از آن حلقه‌ی ازدواج نیست.
تو آن را برداشتی، درست همان‌طور که همه‌ی زیبایی‌های زندگی‌ام را دزدیدی.
پرستار مرفین را تزریق می‌کند. چشمانم سنگین می‌شود و آخرین تصویرم از تو:
مردی که پشت شیشه‌ی آی‌سی‌یو ایستاده و نوزادی در آغوش دارد که هرگز مادر واقعی‌اش نخواهد شد.
پ.ن: می‌گویند هنگام مرگ باید به چیزهای زیبا فکر کرد، پس چرا آخرین تصویر من از توست؟
 

YAS

[ بنیانگذار دوم سایت + مدیریت تالار نظارت ]
عضو کادر مدیریت
تاریخ ثبت‌نام
2024-09-04
نوشته‌ها
1,485
سکه
36,686
نوشته آخر، وداع.
دستت را روی صورتم گذاشتی.
دستانت یخ بود، همان دستانی که روزی به گرمی به من قول همیشه دادند، همان دستانی که بعداً بدنِ دیگری را لمس کردند.
"ببخش..." گفتی.
چشمانت پر از اشک بود، اما من دیگر چیزی برای گفتن نداشتم.
نفس‌هایم کند شد. دختر کوچکت گریه میکرد.
پرستار شمارهٔ ضربانم را نگاه کرد و چراغ‌ها کمکم محو شدند... .
پ.ن: مردی که یک عمر دروغ گفت، تازه وقتی مُردم،
یادش افتاد راستش را بگوید.

پایان.
تاریخ ۱۴۰۴/۴/۱۷ ساعت ۱۰:۲۰ شب.
 
وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.

بازدید کنندگان موضوع (تعداد: 0) مشاهده جزئیات

بالا