What's new

بزرگترین مرجع تایپِ کتاب | بوکینو | بهترین انجمن فرهنگی و هنری

انجمن فرهنگی بوکینو، مکانی‌ برای انتشار و تایپ آثارِ شما عزیزان بوده و طبقِ قوانین جمهوری اسلامی ایران اداره می‌شود. هدف ما همواره ایجاد یک محیط گرم و صمیمانه است. برای دسترسی به امکانات انجمن و تعامل در آن، همین حالا ثبت نام کنید.

سوالات متداول

آموزش کار با انجمن را از این لینک مطالعه کنید.

ایجاد موضوع

برای شروع موضوعی در تالار مورد نظر خود بفرستید.

کسب مقام

به خانواده‌ی بزرگ بوکینو بپیوندید!
  • ✵ انجمن رمانِ بوکـــیــنــو✵

    بزرگترین انجمن فرهنگی و کتابخانه‌ی مجازی ایران!

  • تصاویر لینک‌دار
  • تصاویر لینک‌دار
  • تصاویر لینک‌دار

Ayli🌙

[مدیر ارشد بخش کتاب+مدیرتالار رمان+کتابخوان انجمن]
Staff member
LV
0
 
Joined
Apr 22, 2025
Messages
193
Reaction score
451
Time online
3d 5h 1m
Points
193
Age
18
سکه
926
  • #1
سلام و وقت بخیر خدمت کاربران عزیز بوکینو?
حتما براتون پیش اومده که داستان یک‌رمان رو یادتون باشه، اما اسمش رو نه... .
این تاپیک به منظور پیدا کردن رمان‌های بدون نشونی زده شده. می‌تونید چیزی که از رمان یادتونه رو بنویسید و اگر کسی یادش بود اسم رو به شما یادآوری کنه.​
 

کاربر حذف شده 412

Guest
  • #2
خلاصه:
یه دختر که به خاطر اینکه باباش رو اعدام نکنن میره خدمتکاره یه مردی میشه که خیلی ها به شرفش قسم میخورن اسم طرف سالار بود و اینا! اسم دختره هم سوگل بود فکر کنم!
 

حوراء

کاربر اخراجی
LV
0
 
Joined
Nov 30, 2024
Messages
618
Reaction score
1,896
Time online
8d 10h 44m
Points
143
Age
16
سکه
2,154
  • #3
خلاصه:
یه دختر که به خاطر اینکه باباش رو اعدام نکنن میره خدمتکاره یه مردی میشه که خیلی ها به شرفش قسم میخورن اسم طرف سالار بود و اینا! اسم دختره هم سوگل بود فکر کنم!
درود دوست عزیز. وقت به‌خیر🌹
اگه توی اون رمان را*ب*طه‌ی سوگل با خانواده‌ش و به خصوص پدرش خوب نبوده، اسم رمان ارباب سالار هست.
 

ندوش

معاونت اجرایی سایت
Staff member
LV
0
 
Joined
Feb 17, 2023
Messages
1,141
Reaction score
5,066
Time online
16d 10h 16m
Points
368
Location
..تهران
سکه
5,977
  • #4
سلام دنبال رمانی بودم که اسمشو نمیدونستم
یه دختره ای چادری بود بعد فکر کنم اسمش فاطمه بود
نشونش کرده بودن با پسر خالش فک کنم بعد پسر خاله اش یکی دیگه رو میخواست خود دختره هماونو نمیخواست
بعد توی دانشگاه یه پسره ای بود خیلی شیطون بود با همه میپرید
بعد دختره با خانواده پسر خاله اش می‌رن خاستگاری دختری که پسر خاله اش دوسش داشت
بعد میبینه همون پسره هم دانشگاهیش اونجاست
بعد روز عروسی پسر خاله اش فک کنم پسره بهش میگه بهت وقت میدم فکر کنی که دوسم داری یا نه
بعد یه هفته میره خاستگاری دختره و ازدواج میکنن
 

آینازاولادی

[ارشد عمومینو+مدیر مینیمال+گرافیست+ناظر-آزمایشی]
Staff member
LV
3
 
Joined
Sep 24, 2024
Messages
393
Reaction score
1,251
Time online
6d 9h 41m
Points
208
Awards
6
Location
چادر فاطمه زهرا یک دختر مذهبی
سکه
2,142
  • #5
سلام یک رمان بود که چاپ هم شده بود فکر کنم چاپ سال بین ۶۰ تا ۸۰ بود یادم نیست
کتاب دوستم بود خونده بودمش از کتاب فروشی دست دوم خریده بود
داستان یه دختر بود که موقع ای که دانشگاه قبول میشه و با شیرینی میاد خونه که به پدرش خبر خوب رو بده می‌فهمه تنها پدری که داشته توی این دنیا فونت شده مجبور میشه با فامیلش زندگی کنه و از ایران بره
حین همین پسر فامیله عاشقش میشه
اما دختره عاشق یه پسر دیگه میشه
پسر فامیله میاد می دزدش و میبرش یکجایی بزور وادارش کنه با تهدید و شکنجه که باهاش مراسم ازدواج بگیره
پسر غریبه میاد پیداش می‌کنه اونو میزنه و دختره رو با خودش میبره و عاشقانه زندگی میکنن
 

Who has read this thread (Total: 0) View details

shape1
shape2
shape3
shape4
shape5
shape6
Top Bottom