• ✵ انجمن رمانِ بوکـــیــنــو✵

    بزرگترین انجمن فرهنگی و کتابخانه‌ی مجازی ایران!

    🛍️ ورود به فروشگاه بوکینو

  • دوستان و همراهان و مهمانان گرامی، اگر در رابطه با ثبت‌نام یا اکانت خود در انجمن با هرگونه مشکل یا سوالی مواجه شدید، لطفاً بدون نگرانی به آیدی زیر مراجعه فرمایید تا در اسرع وقت رسیدگی شود:

    ✵ @KibiBayat1 (روبیکا، ایتا) ✵

    ✵ @yasnanhtt (تلگرام) ✵

    تیم پشتیبانی بوکینو آماده‌ی پاسخگویی و حل مشکلات شماست.🙏

متفرقه تکنیک‌های روان‌سازی متن ترجمه در سه حوزة ساختار جمله، زمان و ضمایر | انجمن فرهنگی هنری بوکینو

M O B I N A

[مدیریت آزمایشی تالار ترجمه]
عضو کادر مدیریت
ارسال‌کننده‌ی برتر ماه
تاریخ ثبت‌نام
2026-08-15
نوشته‌ها
211
سکه
1,060
فیما: در حالی که، این در حالی است که/ فیما لو: در صورتی که، چنانچه/ بما فیها: از جمله/ بینما: در حالی که/ ما إذا کان: اینکه آیا/ إذا ما: در صورتی که/ إلاّ أن، غیر أن، بید أن: اما در عین حال، البته/ اللّهم إلا: مگر اینکه/ لایتعدّی کونه، لا تعدو کونها: از این فراتر نمی‌رود که، چیزی جز... نیست/ من شأنه: می‌تواند، در نوع خود/ هذا و أن: از سوی دیگر، همچنین/ علی النّحو: آن طور که، همان گونه که، همچون/ کونها: زیرا، به دلیل اینکه/ بما: به طوری که، از جمله/ ذلک أن: زیرا/ ممّا: از جمله، به طوری که، تا آنجا که، که/ مثلما: همان طور که، همچنان که، همچون/ إذ: زیرا، به طوری که، اینکه، زمانی که/ إذ ما: اگر/ و فی السیاق نفسه: در همین راستا/ ما یعنی: این بدان معناست که».

m «معادلة سَتُهیمِن علی مقاربة اسرائیل العدائیة وشرکائها تجاه حزب الله فی مُقبل الأیام، ما یعنی توقّع المزید من الفبرکات و رفع الصوت بالتحذیرات».

r «معادله‌ای که بر همکاری خصمانة اسرائیل و شرکای آن در مواجهه با حزب‌الله در روزهای آینده سایه خواهد انداخت و این بدان معناست که باید سناریوهای بیشتر و فریادهای هشدارآمیز بلندتری را انتظار داشت».

8. معادل‌یابی برای تعابیر

اصطلاحات و تعبیرها در همة زبان‌ها از دو ویژگی برخوردارند: اول اینکه معمولاً بر پایة مجاز و کنایه شکل گرفته‌اند و دوم اینکه با بار فرهنگی و دینی آن زبان عجین شده‌اند. از‌این‌رو، معادل‌یابی برای تعابیر از بزرگترین چالش‌های مترجم است؛ زیرا نخست باید معنای حقیقی تعابیر را تشخیص دهد و آنگاه باید معادلی پیدا کند که با بافت متن همخوانی داشته باشد و خواننده آن را بفهمد و بپذیرد. مثال‌های زیر تلاش مترجم برای روان‌سازی متن ترجمه از طریق معادل‌یابی برای تعابیر را نشان می‌دهد:

8ـ1. تعبیر مجازی

m «قبل الدّخول فی دهالیز مؤتمر وارسو و ما نتج عنه، نستعرض بلمحة سریعة سبب هذه الإندفاعة لهذا الحشد و تخصیصه لمواجهة ایران».

r «پیش از آنکه به موضوع کنفرانس ورشو و نتایج آن بپردازیم، نگاهی گذرا می‌اندازیم به اینکه چرا این مجموعه از کشورها چنین حرکتی انجام دادند و چرا به مبارزه با ایران تخصیص یافت؟» (چرا هدف اصلی آن‌ها از این کنفرانس، رویارویی با ایران بود؟).

«دهالیز» جمع «دهلیز»، به معنای «راهرو و سالن» است که در این جمله، ذکر محل (دهالیز) و ارادة حالّ (موضوع مورد بحث) می‌باشد و کاربرد مجازی دارد. «اندفاعة» نیز به معنای «روانه شدن و انگیزش» است که در اینجا معادل «حرکت» را برای آن قرار دادیم و سعی کردیم ترجمه‌ای روان و درخور فهم عموم خوانندگان ارائه دهیم.
 

M O B I N A

[مدیریت آزمایشی تالار ترجمه]
عضو کادر مدیریت
ارسال‌کننده‌ی برتر ماه
تاریخ ثبت‌نام
2026-08-15
نوشته‌ها
211
سکه
1,060
ـ2. تعبیر استعاری

m «تشکیل الحکومة و لو بعد مخاض، یُفقد اسرائیل تعقیدات و "لایقین" کان یشهدها لبنان».

r «تشکیل کابینه، هرچند با دشواری‌های زیادی همراه است، اما آن پیچیدگی‌ها و بلاتکلیفی حاکم بر لبنان را از اسرائیل می‌گیرد».

تشکیل دولت یا کابینه، استعاره‌ای از زایمان است؛ زیرا سختی‌ها و مشقت‌های زیادی دارد و سرانجام، وزرا معرفی می‌شوند. پایان سختی‌های زایمان نیز ولادت انسان است، اما کلمة زایمان با این متن تناسب ندارد و برای طبیعی شدن متن ترجمه و روان‌سازی آن از تعبیر «دشواری‌های زیاد» که وجه‌شبه یا علاقة استعاره است، استفاده کرده‌ایم.

8ـ3. تعبیرکنایی

m «تحاول بکین تدویر الزّوایا فی مشکلاتها الناشئة مع الولایات المتحدة».

r «پکن سعی می‌کند در مشکلاتی که با آمریکا دارد، جانب احتیاط را رعایت کند».

«تدویر الزوایا» به معنای «چرخاندن گوشه‌ها» است. این تعبیر به یک بازی روی صفحه اشاره دارد که گیر افتادن در گوشة صفحه و محاصره شدن به معنای باختن است. پس بازیکن سعی می‌کند دائماً گوشه‌ها را بچرخاند تا در گوشه قرار نگیرد. ما مفهوم «احتیاط» را معادل آن قرار داده‌ایم تا با بافت متن تناسب پیدا کند و خواننده به‌خوبی آن را درک کند.

9. ذکر معنای ثانوی فعل

معنا و معادل مستقیم برخی از افعال نمی‌تواند جایگزین خوبی برای کلمة عربی در نثر ترجمه باشد. از‌این‌رو، مترجم به سراغ معانی ثانوی می‌رود تا تناسب متن ترجمه و روانی آن حفظ شود. معنای ثانوی، همان معادلی است که با تطبیق معنای اصلی کلمه در بافت جمله پیدا می‌شود؛ به عنوان مثال، کلمة «یُرشّح» در جملة زیر به معنای «نامزد یا کاندید کردن» است، ولی این معنا هیچ تناسبی با سایر اجزای جمله ندارد و به همین دلیل، فعل «باعث می‌شود» را به‌کار برده‌ایم:

m «وهکذا یعود بحر قزوین لدائرة الضوء مرة ثانیة مرتبطاً بزیادة مخاوف واشنطن من التغلغل الروسی فی بعض جمهوریات الإتحاد السوفییتی السابق، الأمر الّذی یرشح هذه المنطقة لتصبح مسرحاً لنزاعات تکون فیها روسیاً والولایات المتحدة طرفاً مباشراً أو غیر مباشر».

r «بدین ترتیب، بار دیگر دریای خزر مورد توجه قرا می‌گیرد؛ زیرا آمریکا می‌ترسد روسیه در برخی از جمهوری‌های اتحاد جماهیر شوروی سابق نفوذ کند و همین امر باعث می‌شود این منطقه صحنة درگیری‌هایی باشد که آمریکا و روسیه به طور مستقیم یا غیرمستقیم در آن حضور خواهند داشت».
 

M O B I N A

[مدیریت آزمایشی تالار ترجمه]
عضو کادر مدیریت
ارسال‌کننده‌ی برتر ماه
تاریخ ثبت‌نام
2026-08-15
نوشته‌ها
211
سکه
1,060
تقدیم جملة پیرو

جمله‌های معترضه، اعم از جملة وصفی، حالیه، دعایی و... در زبان عربی کاربرد زیادی دارند و همین ویژگی باعث شده‌است که جمله‌های عربی، ساختاری طولانی داشته باشند. در متون مطبوعاتی عربی، این ویژگی نمود بیشتری دارد. برای روان ساختن نثر ترجمه، بهتر است ابتدا جملة پیرو را ترجمه کنیم و آنگاه جملة پایه را بیاوریم. در واقع، رعایت توالی و ترتیب جملة عربی باعث سنگینی نثر ترجمه و سخت‌خوانی آن می‌شود. در مثال زیر، دو ترجمه ارائه شده که در ترجمة دوم، تقدیم و تأخیر صورت گرفته‌است. میزان روانی و سلاست نثر ترجمه را در دو ترجمه مقایسه کنید:

m «تحاول الجماعات التکفیریة الإحتفاظ بأجندتها الخاصة، رغم التأثیر الکبیر للولایات المتحدة وأدواتها، وذلک للحفاظ علی موقعها فی بیئتها الإستقطابیة وفعالیتها السیاسیة».

r الف) «گروه‌های تکفیری سعی می‌کنند برنامه‌های ویژة خود را حفظ کنند، با وجود تأثیر زیادی که از آمریکا و ابزارهای آن می‌گیرند و آن برای حفظ موقعیت خود در محیط مرکزی و فعالیت‌های سیاسی خود است».

r ب) «گروه‌های تکفیری با وجود حمایت‌های مادّی و معنوی که از سوی آمریکا می‌شوند، سعی دارند استقلال خود را در برنامه‌ریزی حفظ کنند، تا مبادا جایگاه خود را در محیط مرکزی و فعالیت‌های سیاسی از دست بدهند».

m«وقد تکثّفت محاولات الطعن بإیران وتشویه صورتها، بعد سلسلة الإنتصارات الّتی حققتها المقاومة علی الکیان الصهیونی».

r «پس از سلسله پیروزی‌هایی که مقاومت در رویارویی با رژیم صهیونیستی به دست آورد، تلاش برای ضربه زدن به ایران و زشت جلوه دادن تصویر آن دوچندان شد».

11. تقدیم ظرف زمان

برای روان‌تر شدن متن ترجمه، بهتر است در فارسی، قید زمان و مکان را در ابتدای جمله قرار دهیم. به ترجمه‌های پیشنهادی این جمله توجه کنید که جای قید «ماه مارس گذشته» و شهر «رفح» تغییر یافته‌است و جملة وصفی «الّتی سحقتها...» به صورت جمله‌ای مستقل آمده‌است. به ترجمة جملة حالیه «و هی تتصدی...» دقت کنید:

m«هذه العبارة وردت فی رسالة الناشطة الأمریکیة "راشیل کوری" الّتی سحقتها جرافة اسرائیلیة فی رفح فی شهر آذار الماضی و هی تتصدی لقوات الاحتـلال فی محاولة لِمَنْعها مِن هَدْم البیوت الفلسطینیة».

r «این عبارت در نامة خانم "راشل کوری"، فعال آمریکایی آمده‌است. وی در ماه مارس گذشته، در حالی که سعی داشت در شهر رفح مانع از تخریب خانه‌های فلسطینیان به دست نیروهای اشغالگر شود، (زیر چرخ‌های) یک بولدوزر اسرائیلی کشته شد».
 

M O B I N A

[مدیریت آزمایشی تالار ترجمه]
عضو کادر مدیریت
ارسال‌کننده‌ی برتر ماه
تاریخ ثبت‌نام
2026-08-15
نوشته‌ها
211
سکه
1,060
. اظهار مرجع ضمایر

یکی از شیوه‌های ایجاز در زبان عربی آن است که از تکرار اسم خودداری شده‌است و به جای آن از ضمایر استفاده شود که این ویژگی در متون کهن نمودِ بیشتری دارد. البته این امر به نوبة خود باعث ایجاد ابهام می‌شود و به معماگونگی متن کمک می‌کند. علاوه بر معلوم نبودن مرجع ضمایر، گاهی جابه‌جایی اجزای جمله و نشاندن آن‌ها در جای نامناسب، اضافه کردن پی‌درپی کلمات به یکدیگر، آوردن افعالی که معانی دوپهلو دارند و عواملی از این دست نیز باعث مبهم‌نویسی شده‌است و مخاطب را در دریافت معنا و مفهوم جمله با مشکل روبه‌رو می‌کند. البته علاوه بر دلایل زیبایی‌شناسی چنین کاربردی، مبهم‌نویسی، شاید نوعی شگرد بوده تا کسانی که اهل فن نبوده‌اند، به ساحت معنای این متون دست نیابند (گفتنی است که در عربی جدید، این ویژگی جای خود را به تکرار اسم، صراحت بیان و مفهوم، و پرهیز از ضمایر متعدد داده‌است).

m«و رکّزت انتباهها علی معامل تولید الطاقة و معامل تکریر النفط و هما وراء زهاء أربعین فی المئة من الإنبعاثات فی الولایات المتحدة».

r «این دولت همة توجه خود را به کارخانه‌های تولید انرژی و پالایشگاه‌های نفت معطوف کرده‌است که عامل انتشار چهل درصد از گازهای گلخانه‌ای در آمریکا هستند».

m«فبعد أن کانت فی الموندیالات السابقة صیداً سهلاً للمنتخبات الأخری لاتَتَعدَّی مشارکتها الشَّرَفیة الدور الأول و الخروج منه و شُبَّاکها مُتّخمة بالأهداف أثبتت فی جنوب إفریقیا أنها لم تَعُد ذلک الحَمَل الودیع».

r «زیرا همین تیم‌های آسیایی که در دوره‌های گذشتة جام جهانی فوتبال، طعمه‌ای آسان برای سایر تیم‌ها به شمار می‌آمدند و شرکت افتخاری آن‌ها در جام، از دور مقدماتی تج*وز نمی‌کرد و با دروازه‌ای پُرگل، جام را ترک می‌کردند، در جنوب آفریقا ثابت کردند که دیگر آن برّة مطیع و رام نیستند!».

۱3. تبدیل مثبت به منفی

به‌کارگیری تعبیرها یا عبارت‌های مثبت و منفی در زبان‌های مختلف و یا حتّی در شیوة نویسندگان مختلف با یکدیگر تفاوت دارد؛ به عنوان مثال در زبان عربی از عبارت «باید تأثیر نداشته باشند» و در فارسی از عبارت «نباید تأثیر داشته باشند» استفاده می‌شود:

m«فقد ذکرت مصادر إعلامیة أنّ موسکو استطاعت إقناع شرکائها فی المنطقة بأن أیة دولة من خارج حوض بحر قزوین یجب ألا تؤثر علی القرارات المتعلقة بهذا البحر».

r «منابع تبلیغاتی اعلام کردند مسکو موفق شده‌است شرکای خود را در منطقه قانع کند که هیچ کشوری خارج از حوزة دریای خزر.

ـ قبل از تبدیل: باید بر تصمیم‌گیری‌های مربوط به این دریا تأثیر نگذارد.

ـ بعد از تبدیل: نباید بر تصمیم‌گیری‌های مربوط به این دریا تأثیر بگذارد».

m«لماذا لانستفید من النموذج المجرب و نلهث وراء نظریات لاتقبل التطبیق؟».

r «قبل از تبدیل: چرا از الگوی آزموده استفاده نکنیم و به دنبال نظریه‌هایی له‌له بزنیم که قابل اجرا نیستند؟

بعد از تبدیل: چرا الگوی آزموده‌شده را رها کنیم و بر نظریه‌هایی اصرار کنیم که قابل اجرا نیستند؟».
 

M O B I N A

[مدیریت آزمایشی تالار ترجمه]
عضو کادر مدیریت
ارسال‌کننده‌ی برتر ماه
تاریخ ثبت‌نام
2026-08-15
نوشته‌ها
211
سکه
1,060
تقطیع جمله

برای تقطیع جمله، یعنی شکست جمله‌های طولانی و تبدیل آن‌ها به جمله‌های کوتاه‌تر باید ابتدا جملة اصلی را تشخیص داد و آن را ترجمه کرد و آنگاه به سراغ ترجمة جمله‌های معترضه و پیرو رفت:

m «إنّ قمّة أوبک التی تَنعقد فی الذّکری الخمسین لتشکیل المُنظّمة و وسط إعلام غربی مُکثَّف یُلقی اللؤم علی المُنظمة فی إرتفاع الأسعار، تَتَحمَّل مسؤولیة کبیرة فی صیانة ثروة شعوبها».

r «کنفرانس اُپک که در پنجاهمین سالگرد تأسیس سازمان اُپک برگزار می‌شود، مسئولیت بزرگی را در حفظ ثروت مردمکشورهای نفت‌خیز بر عهده دارد. برگزاری این کنفرانس با تبلیغات گستردة غربی‌ها همزمان است که تقصیر بالا رفتن بهای نفت را بر گردن این سازمان می‌اندازند».

در این جمله، «إنّ» و اسم و خبر آن، جملة اصلی را تشکیل می‌دهند که در متن ترجمه مقدم شده‌است. جملة «وسط إعلام غربی..» جملة پیرو است که ترجمة آن در جمله‌ای جداگانه آمده‌است. معمولاً وقتی یک جمله را به دو جمله یا بیشتر تقطیع می‌کنیم، برای جملة دوم باید یک توضیح اضافی بیاوریم که اغلب نهاد یا فعلِ جمله محسوب می‌شود. در واقع، باید از دل جملة پیرو، یک توضیح بیرون بکشیم که بتواند جملة دوم را به جملة اول پیوند بزند. در مثال بالا، «برگزاری این کنفرانس» همین وظیفه را انجام می‌دهد. از برخی تعبیر‌های کلیشه‌ای مانند: در این راستا، گفتنی است که، شایان ذکر است که، این در حالی است که، در چنین شرایطی و... نیز می‌توان برای این پیوند استفاده کرد.

۱5. ویرایش زمان

تفاوت ساخت زمان جمله یا یکسان نبودن قالب بیانی، یکی از تفاوت‌هایی است که بین زبان مبدأ و مقصد وجود دارد؛ به دیگر سخن، زبان‌ها برای ارائة مفاهیم، از قالب‌های بیانی متفاوتی بهره می‌برند و مترجم باید ویژگی‌های بیانی زبان مقصد را به‌خوبی بشناسد، تا بتواند برای زمان‌های ارائه‌شده در متن مبدأ و اسلوب‌های بیانی و تعبیری جمله، معادل مناسبی را در زبان مقصد پیدا کند؛ به عنوان مثال، به جملة زیر و ترجمة آن دقت کنید:
 

M O B I N A

[مدیریت آزمایشی تالار ترجمه]
عضو کادر مدیریت
ارسال‌کننده‌ی برتر ماه
تاریخ ثبت‌نام
2026-08-15
نوشته‌ها
211
سکه
1,060
ففی أثناء القرن المنصرم حلّت حوالی۲۰۰ دولة و وحدة سیاسیة محلّ الامبراطوریة المُرکَّبة والشاسعة الّتی کان عددها القلیل یملأ الأرض و یتقاسمها».

r «در طول قرن گذشته، حدود دویست کشور و کیان سیاسی، جایگزین امپراتوری‌های به‌هم‌پیوسته و پهناوری شده‌اند...

قبل از ویرایش: که اگرچه تعداد آن‌ها اندک بود، اما سراسر جهان را فرامی‌گرفت و آن را بین خود تقسیم می‌کردند.

بعد از ویرایش: که اگرچه تعداد آن‌ها اندک بود، اما سراسر جهان را فرامی‌گرفت و آن را بین خود تقسیم کرده بودند».

نکتة این جمله، معادل‌یابی زمانی است. ماضی استمراری در این جملة فارسی چندان مأنوس و شیوا به نظر نمی‌آید. ازاین‌رو و از آنجا که نویسنده از گذشتة دور (قرن گذشته: قرینه لفظی) سخن می‌گوید، ماضی بعید را جایگزین ماضی استمراری کرده‌ایم؛ چراکه تغییری در مفهوم ایجاد نمی‌کند و به پیام جمله خللی وارد نمی‌سازد.

نکتة درخور توجه اینکه در این صورت، اگر خبر مربوط به گذشته باشد، آن را ماضی مطلق و اگر مربوط به آینده باشد، آن را مضارع اخباری ترجمه می‌کنیم؛ مانند:

m «وَصَلَ رئیس الوزراء السودانی إلی طهران الیوم: نخست‌وزیر سودان امروز وارد تهران شد».

m «سَیُسَافِر الرئیسُ غداً إلی سوریا: رئیس‌جمهور فردا به سوریه می‌رود».

۱6. ترجمة کامل «إذا»ی فجائیه

برای ترجمة «إذا»ی فجائیه باید فعل «دیدن» یا «متوجه شدن» را در متن ترجمه به‌کار ببریم، تا نثری روان داشته باشیم:

m «دخلت النیابة العامةفإذا بالشباب یتنافسون علی المثول امام المحکمة و الإدلاء بالشهادة».

r «وارد دادستانی کُل شدم. ناگهان دیدم جوانان برای حضور در دادگاه و ادای شهادت با یکدیگر رقابت می‌کردند».

۱7. قرار دادن نام کشور به جای پایتخت

در این تکنیک، به جای نام پایتخت که در متن عربی آمده‌است، نام کشور را ذکر می‌کنیم تا میزان شفافیت موضوع و برجستگی متن افزایش یابد:

m «لیس سرّا القول بأنّ واشنطن اعتادت التدخل فی شؤون جیرانها فی الجنوب».

r «پنهانی نیست اگر بگوییم آمریکا عادت کرده‌است در امور داخلی همسایگانش در کشورهای آمریکای جنوبی دخالت کند».

واضح است که در این جمله، به جای «واشنگتن» که پایتخت آمریکاست، «آمریکا» را در متن ذکر کرده‌ایم. به‌علاوه از تکنیک تبدیل ساختار فعلی به اسمی («بگوییم» به جای «گفتن») و افزودن توضیحی (کشورهای آمریکای جنوبی) و نیز افزودن توضیحی کلمة داخلی به امور و تکنیک ویراش زمان (فعل ماضی ساده «اعتادت» به ماضی نقلی ترجمه شده‌است) استفاده کرده‌ایم.
 

M O B I N A

[مدیریت آزمایشی تالار ترجمه]
عضو کادر مدیریت
ارسال‌کننده‌ی برتر ماه
تاریخ ثبت‌نام
2026-08-15
نوشته‌ها
211
سکه
1,060
نتیجه‌گیری

مهم‌ترین داده‌های این پژوهش عبارتند از:

۱ـ نثر ترجمه حاصل بازتولید پیام و اندیشه یا محتوای احساسی است که در دل متن اصلی نهفته است؛ یعنی مترجم در یک فرایند ذهنی که قوة تحلیل و منطق مترجم در آن دخیل است، پیام یا محتوای احساسی را از متن مبدأ می‌گیرد و آن را در یک ساختار دستوری زبان مقصد می‌ریزد که خود مناسب می‌داند. این فرایند، «ترجمه» نام دارد.

۲ـ مترجم در ترجمة ساخت دستوری نباید یک نقش را در جملة فارسی نشانه برود و به دنبال همان نقش در زبان عربی بگردد. ممکن است روابط معنایی او را به نقشی مشابه در زبان مقصد برساند که نقش‌های مشابه در دو زبان فارسی و عربی فراوانند و یا آنکه رابطة معنایی، مثلاً به جای نقش متمم، نقش مفعول را در عربی تولید کند. مترجم باید در جملة فارسی، رابطة معنایی بین دو یا چند واژه را تشخیص دهد، سپس به دنبال همان رابطة معنایی میان واژه‌ها در زبان عربی بگردد که این موضوع، تبدیل ساختار اسمی به فعلی یا برعکس را تفسیر می‌کند.

۳ـ ترجمه، درک معنا و پیام از ساختارهای بیانی متن مبدأ و ارائة آن معنا و پیام در زبان مقصد به بهترین و مناسب‌ترین شکل ممکن است، به طوری که خواننده یا شنونده ترجمه با میل و رغبت، متن ترجمه را دنبال کرده، آن را به پایان برساند. مترجم برای انتقال دقیق معنا یا پیام و یا ایجاد صراحت و وضوح بیشتر باید از شیوه‌ها و تکنیک‌هایی استفاده کند که کشش لازم برای ادامة متن را در خواننده به وجود آورد.

۴ـ گاه مترجم برای انتقال صحیح معنا وادار به افزایش یا کاهش حجم می‌شود. تجربه نشان داده‌است که کوتاهتر شدن ترجمة یک عبارت معمولاً به تفاوت قالب بیانی عربی با فارسی بازمی‌گردد، اما طولانی‌تر شدن آن که برای توضیح بیشتر متن مبدأ است، اغلب به دلیل رعایت حال خواننده و ایجاد شرایط مناسب برای درک بهتر وی از متن صورت می‌گیرد؛ به عبارت دیگر، گاهی مترجم عبارتی را به منظور توضیح سخن نویسنده به متن می‌افزاید و یا مقصود وی را که به صورت خلاصه و مبهم بیان شده‌است، به‌روشنی می‌رساند و یا از ابزارهای ارتباط بین جمله‌ها استفاده می‌کند تا ارتباط منطقی گویاتری بین اجزای یک جمله یا چند جمله برقرار کند.
 

M O B I N A

[مدیریت آزمایشی تالار ترجمه]
عضو کادر مدیریت
ارسال‌کننده‌ی برتر ماه
تاریخ ثبت‌نام
2026-08-15
نوشته‌ها
211
سکه
1,060
۵ـ ایجاز متن تأثیر زیادی در روان‌سازی متن دارد. طبیعی است که هرچه واژه‌های یک جمله کمتر باشد، مخاطب آن را بهتر و سریع‌تر درک می‌کند و زمان کمتری را برای فهم آن جمله می‌گذارد، در حالی که جمله‌های طولانی، علاوه بر اینکه ابهام و نارسایی ایجاد می‌کنند، زمان بیشتری از مخاطب می‌گیرند و سرانجام، باعث خستگی او می‌شود. فرایند توضیح و ابهام‌زدایی از متن ترجمه را در قالب «تکنیک‌های روان‌سازی متن ترجمه» بیان می‌کنیم، به طوری که نثر ترجمه خوشخوان شود و خواننده به‌راحتی آن را بخواند و به پیش برود. متن ترجمه مانند جاده است و خواننده همچون راننده‌ای است که روی این جاده می‌راند. اگر این جاده آسفالت و صاف باشد، راننده آن را بدون هیچ دشواری طی می‌کند و به مقصد می‌رسد، اما اگر این جاده قدم‌به‌قدم دست‌انداز وگودال‌های کوچک و بزرگ داشته باشد، راننده به‌زودی از آن خسته شده، عطایش را به لقایش می‌بخشد.

۶ـ بهترین ترجمه آن است که خواننده بوی ترجمه را از متن احساس نکند و فرایند ترجمه را از یاد ببرد و گمان کند متنی که می‌خواند به دست یک نویسنده به رشتة تحریر درآمده‌است. برای رسیدن به این هدف، باید از تکنیک‌های مختلفی استفاده کرد که این مقاله به مهم‌ترین آن‌ها پرداخته‌است.

پی‌نوشت‌ها:

1ـ لازم به توضیح است که این ویژگی‌ها به ترجمة ارتباطی یا پیامی اختصاص دارد و عموماً در ترجمة معنایی مجاز نیست.

2ـ این جمله و سایر مثال‌های این مقاله از صفحات مختلف روزنامة الوفاق شماره‌های 3840 و 9271 انتخاب شده‌اند
 

بازدید کنندگان موضوع (تعداد: 1) مشاهده جزئیات

بالا