• ✵ انجمن رمانِ بوکـــیــنــو✵

    بزرگترین انجمن فرهنگی و کتابخانه‌ی مجازی ایران!

    🛍️ ورود به فروشگاه بوکینو

  • دوستان و همراهان و مهمانان گرامی، اگر در رابطه با ثبت‌نام یا اکانت خود در انجمن با هرگونه مشکل یا سوالی مواجه شدید، لطفاً بدون نگرانی به آیدی زیر مراجعه فرمایید تا در اسرع وقت رسیدگی شود:

    ✵ @KibiBayat1 (روبیکا، ایتا) ✵

    ✵ @yasnanhtt (تلگرام) ✵

    تیم پشتیبانی بوکینو آماده‌ی پاسخگویی و حل مشکلات شماست.🙏

SETAYESH.M

[مدیریت ارشد بازنشسته]
تاریخ ثبت‌نام
2023-03-14
نوشته‌ها
361
سکه
2,089
شب هیچ‌گاه کامل نیست
همیشه چون این را می‌گویم و تاکید می‌کنم
در انتهای اندوه پنجره‌ی بازی هست
پنجره‌ی روشنی.

همیشه رویای شب‌زنده‌داری هست
و میلی که باید بر آورده شود،
گرسنه‌گی‌یی که باید فرونشیند
یکی دلِ بخشنده
یکی دست که درازشده، دستی گشوده
چشمانی منتظر
یکی زندگی
زندگی‌یی که انسان با دیگران‌اش قسمت کند…
 

SETAYESH.M

[مدیریت ارشد بازنشسته]
تاریخ ثبت‌نام
2023-03-14
نوشته‌ها
361
سکه
2,089
بر سرِ راه‌ات، من آخرین‌ام
آخرین بهارم، آخرین برف
آخرین نبردم برای نمردن

و ما اینک
فروتر و فراتر از همیشه‌ایم.
 

mahban

کاربر نقره‌ای
تاریخ ثبت‌نام
2024-07-04
نوشته‌ها
2,019
سکه
34,189
مرا پیکری است
تا چشم انتظار تو باشم
تا از دروازه های صبح
تا دروازه های شب در پی تو بشتابم
مرا پیکری است
بهر آنکه عمرم را با عشق تو سر کنم
 

mahban

کاربر نقره‌ای
تاریخ ثبت‌نام
2024-07-04
نوشته‌ها
2,019
سکه
34,189
تو را به جای همه روزگارانی که نمی‌زیسته‌ام دوست دارم
برای خاطر عطر نان گرم
و برفی که آب می‌شود
و برای نخستین گل‌ها
تو را به خاطر دوست داشتن دوست دارم
تو را به جای همه کسانی که دوست نمی‌دارم دوست می‌دارم

بی تو جز گستره‌‌ایی بی‌کرانه نمی‌بینم
میان گذشته و امروز
از جدار آینه‌ی خویش گذشتن نتوانستم
می‌بایست تا زندگی را لغت به لغت فرا گیرم
راست از آن‌گونه که لغت به لغت از یادش می‌برند
تو را دوست می‌دارم
برای خاطر فرزانه‌گی‌ات که از آن من نیست
به رغم همه‌ی آن چیزها که جز وهمی نیست دوست دارم
برای خاطر این قلب جاودانی که بازش نمی‌دارم
می‌اندیشی که تردیدی اما تو تنها دلیلی
تو خورشید رخشانی که بر من می‌تابی هنگامی که به خویش مغرورم
سپیده که سر بزند
در این بیشه‌زار خزان زده شاید گلی بروید
شبیه آنچه در بهار بوییده ایم.
 

mahban

کاربر نقره‌ای
تاریخ ثبت‌نام
2024-07-04
نوشته‌ها
2,019
سکه
34,189
سپیده که سر بزند،
در این بیشه‌زارِ خزان‌ دیده
شاید دوباره گلی بروید؛
شبیه آنچه در بهار بوییدی.
پس به نام زندگی،
هرگز مگو: هرگز ...
 

mahban

کاربر نقره‌ای
تاریخ ثبت‌نام
2024-07-04
نوشته‌ها
2,019
سکه
34,189
شب همیشه به تمامی شب نیست!
چرا که من می‌گویم
چرا که من می‌دانم،
که همیشه در اوج غم
یک پنجره باز است
پنجره‌ای روشن
و همیشه هست
 

mahban

کاربر نقره‌ای
تاریخ ثبت‌نام
2024-07-04
نوشته‌ها
2,019
سکه
34,189

موج رودخانه را ..
چون کمانچه برمی‌گیرم ..
می گذارم بگذرند ابرها زورق ها ...
ملالْ نزدِ من مرده ست ..!
مرا تمام طنین های کودکیْ ..
گنجهای من با خنده در گلوست ...
 

mahban

کاربر نقره‌ای
تاریخ ثبت‌نام
2024-07-04
نوشته‌ها
2,019
سکه
34,189
تنها آرزو دارم تو را دوست داشته باشم
یک توفان، دره‌یی را پر می‌کند
یک ماهی، رودخانه‌یی را
تو را به اندازه‌ی تنهایی‌ام درآورده‌ام
تا همه‌ی دنیا در تو پنهان شود
و روزها و شب‌ها بدانند
که نباید به چشمانِ تو نگاه کنند
بیش‌تر از آن‌که
من به تو و جهانی که در تصویرِ توست
فکر می‌کنم
تا روزها و شب‌ها به فرمانِ پلک‌های تو در بیایند.
 

mahban

کاربر نقره‌ای
تاریخ ثبت‌نام
2024-07-04
نوشته‌ها
2,019
سکه
34,189
بر سرِ راه‌ات، من آخرین‌ام
آخرین بهارم، آخرین برف
آخرین نبردم برای نمردن
و ما اینک
فروتر و فراتر از همیشه‌ایم.
در هیمه‌ی ما همه‌چیز هست
مخروط کاج و شاخه‌ی تاک
و گل‌هایی تواناتر از آب
گِل و شبنم.
شعله زیرِ پای ماست
شعله تاج سرِ ماست
زیرِ پای ما حشرات و پرندگان و آدمیان
پر می‌کشند
آن‌ها که پر کشیده‌اند فرود می‌آیند.
 

mahban

کاربر نقره‌ای
تاریخ ثبت‌نام
2024-07-04
نوشته‌ها
2,019
سکه
34,189
روی دفترهای دبستانی‌ام
روی سه‌پایه‌ام و روی درختان
روی شن، روی برف
نام تو را می‌نویسم
روی هر پیکر موافق
بر پیشانی یارانم
روی هر دستی که دراز شود
نام تو را می‌نویسم
آزادی!
 

بازدید کنندگان موضوع (تعداد: 0) مشاهده جزئیات

بالا