• ✵ انجمن رمانِ بوکـــیــنــو✵

    بزرگترین انجمن فرهنگی و کتابخانه‌ی مجازی ایران!

    🛍️ ورود به فروشگاه بوکینو

  • دوستان و همراهان و مهمانان گرامی، اگر در رابطه با ثبت‌نام یا اکانت خود در انجمن با هرگونه مشکل یا سوالی مواجه شدید، لطفاً بدون نگرانی به آیدی زیر مراجعه فرمایید تا در اسرع وقت رسیدگی شود:

    ✵ @KibiBayat1 (روبیکا، ایتا) ✵

    ✵ @yasnanhtt (تلگرام) ✵

    تیم پشتیبانی بوکینو آماده‌ی پاسخگویی و حل مشکلات شماست.🙏

mahban

کاربر نقره‌ای
تاریخ ثبت‌نام
2024-07-04
نوشته‌ها
2,019
سکه
34,189
به گمانم نگهم دل به کسی بست که نیست
و دلم غرق تمنای کسی هست که نیست

همه شهر به دلدادگی ام می خندند
که فلانی شده از چشم کسی م*س*ت، که نیست

«تو به من گفتی ازین عشق حذر کن» ... آری
و تو گفتی که ره عشق تو سخت ست، که نیست

مدتی هست به دلسوزی خود مشغولم
که دلم بند نفس های کسی هست که نیست
 

mahban

کاربر نقره‌ای
تاریخ ثبت‌نام
2024-07-04
نوشته‌ها
2,019
سکه
34,189
بید مجنون، زیر بال خود، پناهم داده بود!
در حریم خلوتی جان‌بخش، راهم داده بود.

تکیه بر بال نسیم و چنگ در گیسوی بید!
مسندی والاتر از ایوانِ شاهم داده بود.

شاه بودم، بر سرِ آن تخت، شاهِ وقتِ خویش
یک چمن گل، تا افق، جای سپاهم داده بود!

چتر گردون، سجده‌ها بر سایبانم برده بود
عطر پیچک، بوسه‌ها بر پیشگاهم داده بود!

آسمان، دریای آبی، ابرها، قوهای م*س*ت!
شوقِ یک دریا تماشا بر نگاهم داده بود!...

آه! ای آرامش جاوید! کی آیی به دست؟
آسمان، یک لحظه، حالی دلبخواهم داده بود!
 

mahban

کاربر نقره‌ای
تاریخ ثبت‌نام
2024-07-04
نوشته‌ها
2,019
سکه
34,189
آخر پـرو بالی بزن
بشکن قفس را
آزاد باش
این یک نفس را
از این ملال آباد جانفرسا سفر کن
پرواز کن
پـرواز کن
از تنگنای این تباهی ها گذر کن
از چار دیوار ملال خود بپرهیز
آفاق را آغوش بر روی تو باز است
دستی برافشان
شوری برانگیز
در دامن آزادی و شادی بیاویز
از این نسیم نیمه شب درسی بیاموز
وز طبع خود هر لحظه خورشیدی برافـروز
اندوه بر اندوه افزودن روا نیست
دنیا همین یک ذره جـا نیست . . .!

 

mahban

کاربر نقره‌ای
تاریخ ثبت‌نام
2024-07-04
نوشته‌ها
2,019
سکه
34,189
می‌تپد سینه‌ام از وحشت مرگ
می‌رمد روحم از آن سایهٔ دور
می‌شکافد دلم از زهر سکوت
مانده‌ام خیره به راه
نه مرا پای گریز
نه مرا تاب نگاه
شرمگین می‌‌شوم از
وحشت بیهودهٔ خویش.
 

mahban

کاربر نقره‌ای
تاریخ ثبت‌نام
2024-07-04
نوشته‌ها
2,019
سکه
34,189
چشم در راه کسی هستم
کوله بارش بر دوش
آفتابش در دست..
خنده بر ل*ب، گل به دامن، پیروز..
کوله بارش سرشار از عشق، امید..
آفتابش نوروز
باسلامش، شادی
در کلامش، لبخند
از نفس هایش گُل می بارد
با قدم هایش گُل می کارد..
مهربان، زیبا، دوست..
روح هستی با اوست!
قصه ساده ست، معما مشمار.
چشم در راه بهارم،آری..
چشم در راه بهار..
 

بازدید کنندگان موضوع (تعداد: 0) مشاهده جزئیات

بالا