جدیدترین‌ها

بزرگترین مرجع تایپِ کتاب | انجمن رمان نویسی بوکینو

انجمن فرهنگی بوکینو، مکانی‌ برای انتشار و تایپ آثارِ شما عزیزان بوده و طبقِ قوانین جمهوری اسلامی ایران اداره می‌شود. هدف ما همواره ایجاد یک محیط گرم و صمیمانه است. برای دسترسی به امکانات انجمن و تعامل در آن، همین حالا ثبت نام کنید.

سوالات متداول

آموزش کار با انجمن را از این لینک مطالعه کنید.

ایجاد موضوع

برای شروع موضوعی در تالار مورد نظر خود بفرستید.

کسب مقام

به خانواده‌ی بزرگ بوکینو بپیوندید!
  • ✵ انجمن رمانِ بوکـــیــنــو✵

    بزرگترین انجمن فرهنگی و کتابخانه‌ی مجازی ایران!

mahban

[مدیریت ارشد کتابینو]
کادر مدیریت بوکینو
ارسال‌کننده‌ی برتر ماه
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
2024-07-04
نوشته‌ها
5,391
پسندها
9,430
امتیازها
418
سکه
32,878
  • #11
بهارِ با تو بودن‌ها چه شد؟ پاییز دلتنگی‌ست
کجایی صبح من؟ شامِ ملال‌انگیز دلتنگی‌ست

کجایی ماهیِ آرام در آغوش اقیانوس؟
به من برگرد! این دریایِ غم لبریزِ دلتنگی‌ست

اگر چیزی به دست آورده‌ام از عشق، می‌بخشم
غزل‌هایی که خود سرمایۀ ناچیزِ دلتنگی‌ست

در آن دنیا برای دیدنت شاید مجالی شد
همانا مرگ، پایانِ سرورآمیزِ دلتنگی‌ست...

نسیمی شاخه‌هایم را شکست و با خودم خواندم:
بهارِ با تو بودن‌ها چه شد؟ پاییزِ دلتنگی‌ست
‌‌
 

mahban

[مدیریت ارشد کتابینو]
کادر مدیریت بوکینو
ارسال‌کننده‌ی برتر ماه
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
2024-07-04
نوشته‌ها
5,391
پسندها
9,430
امتیازها
418
سکه
32,878
  • #12
بی من چگونه رفت؟ مگر دوستم نداشت؟
آخر چه خواستم که دگر دوستم نداشت؟

آن اشک‌های شوق در آغازِ هر سلام
آن خنده‌ها چه بود؟ اگر دوستم نداشت

آه ای دل صبورِ کماکان در انتظار!
آه ای نگاه مانده به در! دوستم نداشت

کار رقیب بود که نامهربان من
از روز دیدنش به نظر دوستم نداشت

من تا سحر به گریه و او تا سحر به خواب
دردا که قدر خواب سحر دوستم نداشت... .
 

mahban

[مدیریت ارشد کتابینو]
کادر مدیریت بوکینو
ارسال‌کننده‌ی برتر ماه
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
2024-07-04
نوشته‌ها
5,391
پسندها
9,430
امتیازها
418
سکه
32,878
  • #13
آمد به مزار من و خشنودترین بود
پس وعده‌ی دیدار که می‌گفت، همین بود ...

از دشت گذر کرد خرامان و خرامان
صیاد، فراوان و فراوان به کمین بود

از جانب خود راندن و بر خاک نشاندن
پاداش دعای منِ سجاده نشین بود ...

زاهد، به نگاهی دل و دین باختی آخر
ای وای اگر آخر تقوای تو این بود

کم سرزنشت میکنم ای دل که به هر حال
تقدیر تو در مساله عشق چنین بود ...
 

mahban

[مدیریت ارشد کتابینو]
کادر مدیریت بوکینو
ارسال‌کننده‌ی برتر ماه
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
2024-07-04
نوشته‌ها
5,391
پسندها
9,430
امتیازها
418
سکه
32,878
  • #14
به وعده‌های تو آنکس که اعتماد کند
عجیب نیست اگر تکیه هم به باد کند

به ابروان هلالت مجال جلوه بده
که کار و کاسبی ماه را کساد کند ...

رقیب گفت که دور تو ماهرو کم نیست
به طعنه گفتمش آری، خدا زیاد کند !

بخند بیشتر و بیشتر که خنده تو
دل مرا که اسیر غم است شاد کند

چقدر برگ گل آویختم به خود که بهار
از این درخت که خشکیده است یاد کند ... .
 

mahban

[مدیریت ارشد کتابینو]
کادر مدیریت بوکینو
ارسال‌کننده‌ی برتر ماه
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
2024-07-04
نوشته‌ها
5,391
پسندها
9,430
امتیازها
418
سکه
32,878
  • #15
نسبت شاعری به من دادی
کاش دشنام می‌فرستادی!

«عاشقم»، عاشقی که در غم عشق
لذتی یافت بهتر از شادی

منِ تنها اسیر تنگم و تو
ماهی آب‌های آزادی ... ‌

از پریزادگان و سنگدلان
دل ربودی و آدمیزادی

گرچه یادی نمی‌کنی از من
رفتی و تا همیشه در یادی

سایه‌ات را خدا نگه دارد
ای غم ای نعمت خدادادی!
 

mahban

[مدیریت ارشد کتابینو]
کادر مدیریت بوکینو
ارسال‌کننده‌ی برتر ماه
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
2024-07-04
نوشته‌ها
5,391
پسندها
9,430
امتیازها
418
سکه
32,878
  • #16
نازپرورده‌ای و درد نمی‌دانی چیست
گریۀ ممتد یک مرد نمی‌دانی چیست
.

روی پوشاندی و پوشاندن این ماه تمام
آنچه با اهل زمین کرد نمی‌دانی چیست
.

در کجا علم سخن یاد گرفتی که هنوز
ظاهرا معنی «برگرد» نمی‌دانی چیست
.

شادمان باش ولی حال مرا هیچ مپرس !
آنچه غم بر سرم آورد نمی‌دانی چیست
.

گفتم از عشق تو دلخون شده‌ام، خندیدی
نازپرورده‌ای و درد نمی‌دانی چیست
 

mahban

[مدیریت ارشد کتابینو]
کادر مدیریت بوکینو
ارسال‌کننده‌ی برتر ماه
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
2024-07-04
نوشته‌ها
5,391
پسندها
9,430
امتیازها
418
سکه
32,878
  • #17
نشست بر دل تو مهر همدمی دیگر
نشست بر دل من گرد ماتمی دیگر

چه میهمان عزیزی، چراغ روشن کن!
که آمده‌ست به دیدار من غمی دیگر

چرا زبان بگشایم؟ که دردهای بزرگ
به جز سکوت ندارند مرهمی دیگر

هوای پر زدنم در حصار دنیا نیست
مرا ببر به تماشای عالمی دیگر !

زمان مردنم ای بی‌وفا به بالینم
فقط بیا که نگاهت کنم کمی دیگر ‌
 

mahban

[مدیریت ارشد کتابینو]
کادر مدیریت بوکینو
ارسال‌کننده‌ی برتر ماه
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
2024-07-04
نوشته‌ها
5,391
پسندها
9,430
امتیازها
418
سکه
32,878
  • #18
ياراي گريه نيست، به آهي بسنده کن !
آري، به آه گاه به گاهي بسنده کن!

درد دل تو را چه کسي گوش مي‌کند؟
اي در جهان غريب! به چاهي بسنده کن!

دستت به گيسوان رهايش نمي‌رسد
از دوردست‌ها به نگاهي بسنده کن!

سرمستي صواب اگر کارساز نيست
گاهي به آهِ بعدِ گناهي بسنده کن!

اهل نظر نگاه به دنيا نمي‌کنند
تنها به ياد چشم سياهي بسنده کن!
 

mahban

[مدیریت ارشد کتابینو]
کادر مدیریت بوکینو
ارسال‌کننده‌ی برتر ماه
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
2024-07-04
نوشته‌ها
5,391
پسندها
9,430
امتیازها
418
سکه
32,878
  • #19
بیدل بی همزبان! چه بر تو گذشته ست؟
پیر به ظاهر جوان! چه بر تو گذشته ست؟

در شب طوفان بگو چه بر سرت آمد؟
ای گل بی‌باغبان چه بر تو گذشته ست؟

شیفته‌اش بودی و فریفته‌ات کرد
ملعبۀ این و آن، چه بر تو گذشته ست؟‌

صاعقۀ عشق آتشت زد و سوزاند
سوختۀ ناگهان! چه بر تو گذشته ست؟

از تو که در راه مانده‌ای چه بگویم؟
گم شدۀ کاروان! چه بر تو گذشته ست؟

آه که از های و هوی تو خبری نیست
ای دل دیوانه، هان! چه بر تو گذشته ست؟
 

بازدید کنندگان موضوع (تعداد: 1) مشاهده جزئیات

shape1
shape2
shape3
shape4
shape5
shape6
بالا پایین