• ✵ انجمن رمانِ بوکـــیــنــو✵

    بزرگترین انجمن فرهنگی و کتابخانه‌ی مجازی ایران!

    🛍️ ورود به فروشگاه بوکینو

  • دوستان و همراهان و مهمانان گرامی، اگر در رابطه با ثبت‌نام یا اکانت خود در انجمن با هرگونه مشکل یا سوالی مواجه شدید، لطفاً بدون نگرانی به آیدی زیر مراجعه فرمایید تا در اسرع وقت رسیدگی شود:

    ✵ @KibiBayat1 (روبیکا، ایتا) ✵

    ✵ @yasnanhtt (تلگرام) ✵

    تیم پشتیبانی بوکینو آماده‌ی پاسخگویی و حل مشکلات شماست.🙏

mahban

کاربر نقره‌ای
تاریخ ثبت‌نام
2024-07-04
نوشته‌ها
2,019
سکه
34,189
چه زود پیر شد این گربه


سال
بر دامنه می‌افتد و
در اتاق باید دانست
ازین چشمه‌های آفتابی‌ی سوزن
یکی آشیانه‌ی سال است.
دیگر حشرات رحیم
بوی آفتاب دارند و
سال، خود، سایه‌ست
که می‌آید و امّا که نمی‌پوشاند.
تنها
سردرِ خانه خیس شده‌ست
از شبنمی انگشت‌شمار،
و تو آن‌جایی و
انگار به گودی‌ی شبنم
که چاهِ آفتاب بود.


 

mahban

کاربر نقره‌ای
تاریخ ثبت‌نام
2024-07-04
نوشته‌ها
2,019
سکه
34,189
به آن‌یکی

شراره‌ها، شراره‌ها:
این‌یکی خود آن‌یکی‌ست.
آن‌یکی نیست این‌یکی—
در شب، که چنان برق‌برق می‌زند هردم
که هردم انگار نمی‌زند.

جوانی‌ی تو
مال علفهایی بود
که خشّ‌وخشّ می‌کردند و خواب نمی‌دیدند...

اکنون رؤیا
پیرم می‌کند.

— علف ایّام
 

mahban

کاربر نقره‌ای
تاریخ ثبت‌نام
2024-07-04
نوشته‌ها
2,019
سکه
34,189
یا مگر چیز دیگری



ستاره‌ی صبح بود
یا مکث تو در کلام؟
یا مگر چیز دیگری
نه جز جنبه‌ی استفهام...

زبان کوچکی بود آری
پرنده‌ی کوچکی بود امّا
بالها بی‌جُنب
گسترده مانده بود
چون پرندگان بزرگ
در خُنکا...

زبان دیگری بود آری
که بگوید
بی‌ که گفته باشد و انگاری
که نام می‌دهد تنها
به دامنه‌‌های تپّه‌ها

که بلرزند چنان
که پرسیده شوند
به آرامیِ این خُنکا
همچنان که آهسته دران گرم می‌شوم.
 

بازدید کنندگان موضوع (تعداد: 0) مشاهده جزئیات

بالا