• ✵ انجمن رمانِ بوکـــیــنــو✵

    بزرگترین انجمن فرهنگی و کتابخانه‌ی مجازی ایران!

    🛍️ ورود به فروشگاه بوکینو

  • دوستان و همراهان و مهمانان گرامی، اگر در رابطه با ثبت‌نام یا اکانت خود در انجمن با هرگونه مشکل یا سوالی مواجه شدید، لطفاً بدون نگرانی به آیدی زیر مراجعه فرمایید تا در اسرع وقت رسیدگی شود:

    ✵ @KibiBayat1 (روبیکا، ایتا) ✵

    ✵ @yasnanhtt (تلگرام) ✵

    تیم پشتیبانی بوکینو آماده‌ی پاسخگویی و حل مشکلات شماست.🙏

باوان

کاربر اخراجی
تاریخ ثبت‌نام
2023-02-19
نوشته‌ها
94
سکه
0
اشک رازیست
لبخند رازیست
عشق رازیست
اشک آن شب لبخند عشقم بود
قصه نیستم که بگویی
نغمه نیستم که بخوانی
صدا نیستم که بشنوی
یا چیزی چنان که ببینی
یا چیزی چنان که بدانی
من درد مشترکم
مرا فریاد کن.
 

باوان

کاربر اخراجی
تاریخ ثبت‌نام
2023-02-19
نوشته‌ها
94
سکه
0
همه لرزش دست و دلم از آن بود
که عشق
پناهی گردد،
پروازی نه
گریزگاهی گردد
آی عشق، آی عشق
چهره‌ی آبی‌ات پیدا نیست

و خنکای مرهمی
بر شعله‌ی زخمی
نه شور شعله
بر سرمای درون
آی عشق، آی عشق
چهره‌ی سرخ‌ات پیدا نیست

غبار تیره‌ی تسکینی
بر حضور وهن
و دنج رهایی
بر گریز حضور
سیاهی
بر آرامش آبی
و سبزه‌ی برگچه
بر ارغوان
آی عشق، آی عشق
رنگ آشنایت پیدا نیست.
 

باوان

کاربر اخراجی
تاریخ ثبت‌نام
2023-02-19
نوشته‌ها
94
سکه
0
بلبل من! نوای تو خواهم
عمر را در هوای تو خواهم
زندگی را برای تو خواهم
تو بپائی اگر من نپایم...
 

باوان

کاربر اخراجی
تاریخ ثبت‌نام
2023-02-19
نوشته‌ها
94
سکه
0
روزی ما دوباره کبوترهایمان را پیدا خواهیم کرد
و مهربانی دست زیبایی را خواهد گرفت
روزی که کمترین سرود
بوسه است
و هر انسان
برای هر انسان
برادری است
روزی که دیگر درهای خانه‌شان را نمی‌بندند
قفل
افسانه‌ایست
و قلب
برای زندگی بس است
روزی که معنای هر سخن دوست داشتن است
تا تو به خاطر آخرین حرف دنبال سخن نگردی
روزی که آهنگ هر حرف
زندگی‌ست
تا من به خاطر آخرین شعر رنج جست و جوی قافیه نبرم.
روزی که هر ل*ب ترانه‌ای ست
تا کمترین سرود، بوسه باشد

روزی که تو بیایی برای همیشه بیایی
و مهربانی با زیبایی یکسان شود.
روزی که ما دوباره برای کبوترهایمان دانه بریزیم . . .
و من آن روز را انتظار می‌کشم
حتی روزی که دیگر نباشم
 

NDA;

[معاونت کل سایت]
عضو کادر مدیریت
تاریخ ثبت‌نام
2023-02-17
نوشته‌ها
1,202
سکه
6,160
مگذار دیگران نام تو را بدانند …
همین زلال بی‌کران چشمانت
برای پچ پچ هزار ساله آنان کافیست!
 

NDA;

[معاونت کل سایت]
عضو کادر مدیریت
تاریخ ثبت‌نام
2023-02-17
نوشته‌ها
1,202
سکه
6,160
گر بدین‌سان زیست باید پست

من چه بی‌شرمم اگر فانوسِ عمرم را به رسوایی نیاویزم

بر بلندِ کاجِ خشکِ کوچه‌ی بن‌بست.

گر بدین‌سان زیست باید پاک

من چه ناپاکم اگر ننشانم از ایمانِ خود، چون کوه

یادگاری جاودانه، بر ترازِ بی‌بقایِ خاک
 

NDA;

[معاونت کل سایت]
عضو کادر مدیریت
تاریخ ثبت‌نام
2023-02-17
نوشته‌ها
1,202
سکه
6,160
اندیشیدن

در سکوت

آن که می‌اندیشد

به‌ناچار دَم فرو می‌بندد

اما آنگاه که زمانه

زخم‌خورده و معصوم

به شهادتش طلبد

به هزار زبان سخن خواهد گفت
 

NDA;

[معاونت کل سایت]
عضو کادر مدیریت
تاریخ ثبت‌نام
2023-02-17
نوشته‌ها
1,202
سکه
6,160
قصه نیستم که بگویی
نغمه نیستم که بخوانی
صدا نیستم که بشنوی
یا چیزی چنان که ببینی
یا چیزی چنان که بدانی

من درد مشترکم ….
مرا فریاد کن !
 

NDA;

[معاونت کل سایت]
عضو کادر مدیریت
تاریخ ثبت‌نام
2023-02-17
نوشته‌ها
1,202
سکه
6,160
من سرگذشتِ یأسم و امید

با سرگذشتِ خویش:

می‌مُردم از عطش،

آبی نبود تا ل*بِ خشکیده تر کنم

می‌خواستم به نیمه‌شب آتش،

خورشید شعله‌زن به‌درآمد چنان که من

گفتم دو دست را به دو چشمان سپر کنم

با سرگذشتِ خویش

من سرگذشتِ یأس و امیدم…
 

بازدید کنندگان موضوع (تعداد: 0) مشاهده جزئیات

بالا