• ✵ انجمن رمانِ بوکـــیــنــو✵

    بزرگترین انجمن فرهنگی و کتابخانه‌ی مجازی ایران!

    🛍️ ورود به فروشگاه بوکینو

  • دوستان و همراهان و مهمانان گرامی، اگر در رابطه با ثبت‌نام یا اکانت خود در انجمن با هرگونه مشکل یا سوالی مواجه شدید، لطفاً بدون نگرانی به آیدی زیر مراجعه فرمایید تا در اسرع وقت رسیدگی شود:

    ✵ @KibiBayat1 (روبیکا، ایتا) ✵

    ✵ @yasnanhtt (تلگرام) ✵

    تیم پشتیبانی بوکینو آماده‌ی پاسخگویی و حل مشکلات شماست.🙏

وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.

Aytak

[مدیر ارشد بازنشسته]
تاریخ ثبت‌نام
2023-09-06
نوشته‌ها
245
سکه
1,808
«به نام خداوند شعر و ادب»

نقد یک اثر در جهتِ توسعه‌ی نوشته بوده و هدف از آن توهین و بی‌ارزش جلوه دادن اثر شما نیست!
نویسنده‌ای موفق خواهد بود که انتقادپذیر باشد و از موارد ذکر شده بیاموزد، نه آنکه در مقابل منتقد جبهه بگیرد.

@اهورا.
ضمن درود و عرض وقت‌بخیر خدمت شما نویسنده گرامی!
بابت اعتماد شما به نقد آثار خود در انجمن بوکینو سپاسگذاریم و امیدواریم که بتوانیم در پیشرفت شما نقش به‌سزایی داشته باشیم!

منتقد اثر شما: @خوابآلوی جذاب:)

لازم به ذکر است که:
1. پس از نقد، بر روی دلنوشته شما نظارت خواهد شد و در صورت عدم توجه به سخنان و راهنمایی‌های منتقد اثرتان، با درخواست‌های نقد بعدی شما‌، موافقت نخواهد شد!
2. نقد‌ها در کمال انصاف بوده و منتقد فرد وارد به مباحث ادبی‌ست؛ و از بابت صحت نقد و راهنمایی‌ِ منتقد، نگرانی نداشته باشید.
3. تمام تلاش ما در جهت پیشرفت نویسنده‌هاست؛ پس نقدپذیر باشید و در برابر نقد خود، جبهه نگیرید.
4. تا بعد از قرارگیری نقد اثر توسط منتقد، از ارسال پست اسپم، تشکر و... خودداری فرمائید.
5. در صورتی که از نقد یا منتقد خود ناراضی بودید و یا شکایتی از تالار نقد داشتید، می‌توانید شکایت خود را در تاپیک زیر ثبت کنید تا مورد بررسی قرار گیرد!
🔷️تایپک جامع پیشنهادات، اعتراضات و انتقادات

به امید موفقیت روز افزون شما!​
 

Aytak

[مدیر ارشد بازنشسته]
تاریخ ثبت‌نام
2023-09-06
نوشته‌ها
245
سکه
1,808
عنوان دلنوشته: کالبد مادرم
نویسنده: اهورا تابش
ژانر: تراژدی
مقدمه:
هنگامی که کالبد مادرم را شکافتند
گویی تمام دلش، برای من سوخته بود!
دلش خوشبخت نبود زیرا من مرتکب شده‌ام
بگذار بهمن یخ زده نسیان
مرا در کام خود فرو ببرد که اورا خوشبخت نکرده‌ام!
من به آن خ*یانت کردم
از این رو که هیچ‌وقت خوشبخت نبوده است...

لینک اثر:
https://forumbockino.ir/threads/دلنوشته-کالبد-مادرم-اثر-اهورا-تابش-کاربر-انجمن-بوکینو.2571/
 

کاربر حذف شده 412

Guest
¤:
نقد کلی:
به طور کامل، دلنوشته‌ی 《کالبد مادرم 》از محتوایی زیبا که نشان از اندوه است، برخوردار است و این نشانگر قلم زیبای نویسنده است؛ محتوای داستان سرتاسر اندوهی از فراق مادر را نشان می‌دهد، که با ژانر هماهنگ است. همچنین دل‌نویس از کلماتی زیبا و مفهومی، نوین و آرایه‌های ادبی برای زیبا سازی جملات دلنوشته استفاده کرده است.

عنوان:
عنوان، یک عنصر اصلی برای ارتباط خواننده با اثر می‌باشد؛ چرا که می‌تواند تصمیم بر خواندن یا نخواندن دلنوشته را معین کند، پس باید نویسنده در انتخاب عنوان اثر خود تمرکز کامل را داشته باشد و از کلماتی به‌ دور از کلیشه استفاده کند.
کالبد مادرم عنوانی است که از دو کلمه کالبد و مادرم تشکیل شده که بیان‌گر اندوه، است. این عنوان کلیشه‌ای نبوده، جذب خوبی دارد و با ژانر دلنوشته که غم از دوری مادر می‌دهد هماهنگ است.
به طور کلی این عنوان، با تمامی محتوای دلنوشته هماهنگ بوده و این یکی از توانایی‌های مثبت شماست.
دیباچه دلنوشته:
دیباچه خلاصه کلی از ایده دلنوشته و آغاز را در بر میگیرد، که خلاصه‌ی کلی دلنوشته نباید کل ایده را برای خواننده بر ملاء کند، بلکه باید حس ابهام را در ذهن خواننده پرورش دهد، تا خواننده کنجکاو شود و پس خواندن دلنوشته این حس را رفع کند.
دیباچه شما عالی بوده و توانسته‌اید چکیده‌ای از احساسات پر معنا را که با عنوان و موضوع دلنوشته نیز در یک راستا است را به نمایش بگذارید؛ همچین با انتخاب واژگان جدید، جملات پر مفهوم و آرایه‌های گوناگون ادبی توانسته‌اید، که مقدمه‌ای دلربا را ارایه دهید که از نظر جذب عالی است.
نکته‌ی مهم دیگر این است که باید اندازه‌ی مقدمه استاندارد باشد، یعنی نه کوتاه و نه بلند، که شما این امر را به خوبی رعایت نموده‌اید.
توصیفات و پردازش:
توصیفات شما در دلنوشته عالی بوده و پردازش آن نیز بسیار خوب صورت گرفته گرفته است.
شما با استفاده آرایه‌های ادبی و گوناگون توانسته‌اید احساسات خواننده را هدف بگیرید و این امر باعث می‌شود خواننده دلنوشته را نیمه رها نکند و تا آخرش با آن همراه باشد.
مثال:
(هیچ‌روزی از عمرم برای من آن‌قدر پارینه نبود
مادرم بر خود، شاید هم بر ما گریسته بود.
مادرم از دردها رها شده بود.
او را در تنگایی گود تشییع کردیم،
آنگاه بود که بر سر ما زنبق‌های ارزانی از ترس و وحشت نازل شده بود... )

انتقال احساسات:
در تک‌تک جملات دلنوشته، احساستی مبهم از اندوه موج می‌زند، که نشانگر این است که نویسنده در این امر بسیار ممتاز بوده توانسته احساسات نهان در جمله را به طور ابهام‌آمیزی به نمایش بگذارد و احساست خواننده را جریحه‌دار کند.
درک احساسات خواننده بسیار مهم بوده و یک نکته‌ی اساسی است که نویسنده توانسته به خوبی این‌کار را به عمل نماید.
استفاده از آرایه‌های ادبی و واژگان جدید و همچنین جملات پر مفهوم توانسته، احساسات خواننده را با خود همدم و همراه کنید.
مثالی از این انتقال احساس:
(هیچ‌روزی از عمرم برای من آن‌قدر پارینه نبود
مادرم بر خود، شاید هم بر ما گریسته بود.
مادرم از دردها رها شده بود.
او را در تنگایی گود تشییع کردیم،
آنگاه بود که بر سر ما زنبق‌های ارزانی از ترس و وحشت نازل شده بود... )
ساختار دلنوشته:
مت از انسجام خوبی برخوردار است و مفهوم و پیام هر یک از آن خواننده به خوبی درک و دریافت می‌کند.
جملات مناسب، واژگان صحیح، استفاده از لحن ادبی در تمامی پارت‌ها و عدم استفاده از واژگان محاوره‌ای، استفاده از آرایه‌های گوناگون و... همه بیسار عالی بوده و هیچ مشکلی در بافت و ساختار دلنوشته ایجاد نکرده.
ایده اصلی:
موضوع و ایده‌ی اصلی، بر فردی اشاره دارد گه مادر خود را از دست داده است و پس مادرش، خواهرش را نیز از دست داده و این م ضوع به شدت غم‌انگیز است.
نویسنده در همه پارت‌ها، به توصیف و پردازش همین موضوع پرداخته، با توجه به حقیقی بودن و اشاره به اندوه دل به خوبی می‌تواند خواننده جذب کند و درک بالایی داشته باشد.
انتخاب واژگان:
واژگانی که از آن استفاده شده جدید و متفاوت بوده و همین امر به زیبایی دلنوشته زینت بیشتر بخشیده است. همچنین این واژگان با ساختار متن مطابقت دارد. استفاده از این واژگان نوین باعث جذب خواننده شده و کلیشه را از دلنوشته جدا می‌سازد.
مثال:
(و در این غروب بارور شده از سکوت
در محفل عزای زنبق‌های ارزانی
در « اجتماع سوگوار تجربه‌های پریده رنگ »
صبور و سرگردان گفتم :
- او دیگر زنده نیست! مادرم دیگر زنده نیست!
در کوچه نسیم پاییزی می‌آید
)
نگارش:
غلط املایی در متن خیلی کم دیده می‌شود و همچنین علائم نگارشی کم و بیش درست در متن رعایت شده است.

غلط املایی و نگارشی:
اتاق‌هارا⬅️ اتاق‌ها را
دلنگران⬅️ دل‌نگران
آنرا⬅️ آن را
آنگاه⬅️ آن‌گاه
دلش خوشبخت نبود زیرا من⬅️ دلش خوشبخت نبود؛ زیرا من
پرسیدم ⬅️ پرسیدم:
می‌روم...⬅️ می‌روم... .
سفید می‌بینم. و در اخر⬅️ سفید می‌بینم و در آخر
گرفته بود مثل اکنون⬅️ گرفته بود؛ مثل اکنون
خیلی وقت است که⬅️ خیلی وقت است، که
حوصله می‌کنم شاید⬅️ حوصله می‌کنم، شاید
و...
سخن منتقد:
دلنویس عزیز باید بگویم دلنوشته‌ی 《کالبد مادرم》دارای نقاط قوت زیاد است که این ممتاز بودن شما را در این زمینه نشان می‌دهد.
از خواندن این اثر زیبا لذت بردم و منتظر آثار دیگری از شما هستم.
قلمتان جاودان.
@اهورا.
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.

بازدید کنندگان موضوع (تعداد: 0) مشاهده جزئیات

بالا