• ✵ انجمن رمانِ بوکـــیــنــو✵

    بزرگترین انجمن فرهنگی و کتابخانه‌ی مجازی ایران!

    🛍️ ورود به فروشگاه بوکینو

  • دوستان و همراهان و مهمانان گرامی، اگر در رابطه با ثبت‌نام یا اکانت خود در انجمن با هرگونه مشکل یا سوالی مواجه شدید، لطفاً بدون نگرانی به آیدی زیر مراجعه فرمایید تا در اسرع وقت رسیدگی شود:

    ✵ @KibiBayat1 (روبیکا، ایتا) ✵

    ✵ @yasnanhtt (تلگرام) ✵

    تیم پشتیبانی بوکینو آماده‌ی پاسخگویی و حل مشکلات شماست.🙏

mahban

کاربر نقره‌ای
تاریخ ثبت‌نام
2024-07-04
نوشته‌ها
2,019
سکه
34,189
از الان یه نامه به خود چهل ساله ت بنویس
می تونی توی نامه خودتو برای انجام دادن یه سری کار ها ترقیب یا تشویق کنی

بنویس ببینم چیکار می کنی :slight_ smile:🫰
 

حوراء

کاربر بوکینو
تاریخ ثبت‌نام
2024-11-30
نوشته‌ها
622
سکه
2,174
منِ چهل ساله‌ی عزیز! سلام.
امیدوارم حالا که این نامه رو می‌خونی، حالت از الانی که دارم این نامه رو می‌نویسم خیلی‌خیلی بهتر باشه. امیدوارم وقتت رو، چهل سال عمرت رو در کنار آدم‌های لایقی گذرونده باشی.
ازت می‌خوام بهم یه قولی بدی. باقی عمرت رو صرف خوشحال بودن و زندگی کردن کنی، حتی اگه فقط یه ثانیه از زندگیت مونده، لبخند بزن.
 

Elaheh_A

[مدیریت ارشد بازنشسته+نویسنده]
تاریخ ثبت‌نام
2024-08-06
نوشته‌ها
1,417
سکه
8,906
چهل سال...!‌(من واقعا خودمو تو این سن نمیبینم)
روزای سختی رو گذروندی رفیق، روزایی که هیچکس کنارت نبود. روزایی که شاید هیچوقت با هیچکس راجبشون حرف نزدی.
تحمل کردی و دم نزدی، این تو بودی! محکوم به سوختن و ساختن!
چهل‌‌سال زمان زیادیه برای زنده موندن، شاید توی این چهل‌سال به چیزایی که لایقش بودی نرسیدی و طوری که شایسته‌ت بود باهات رفتار نشد؛ اما تو تونستی.
تونستی از پس همه چیز بربیای، خودت تنها!
شبایی که فکر میکردی تا صبح دووم نمیاری اما شد؛ گذشت. رفیقایی که فکر میکردی همیشه هستن ولی رفتن. در آخر تو موندی و کوله‌باری از تجربه‌های تلخ و شیرین.
امیدوارم منِ چهل‌ساله آرامشی که لایقش هست رو داشته باشه.
 

فردین رادفر

فردین‌رادفر
تاریخ ثبت‌نام
2025-01-20
نوشته‌ها
164
سکه
2,018
امیدی برای چهل سالگی ندارم پس نامه‌ ای براش نمینویسم... اگرم زنده بمونم پنج سال چیزی عوض نمیشه... چهل همون الانه منه...
 

mahban

کاربر نقره‌ای
تاریخ ثبت‌نام
2024-07-04
نوشته‌ها
2,019
سکه
34,189
سلام به من چهل ساله

اگه یادت بیاد، بچه که بودی میگفتی کاش زودتر بزرگ شم، کلی کار انجام میدم. هنوز خیلی کوچیکم. کو تا بزرگسالی.
یهو چشم باز کردی و دیدی ۲۰ ساله شدی. استرس و درموندگی از هر طرف بهت حمله کرد. حس این که داری پیر میشی، سنت بالا میره و هنوز هیچ کاری نکردی. از این ترسیدی که نکنه کسی درموردت فکر بدی بکنه، نکنه قضاوت بشی، نکنه پشت سرت حرف بزنن. نکنه رشته ای که انتخاب کردی، کاری که می کنی از نظر بقیه بی اهمیت باشه، نکنه ......

وقتی ۳۰ شدی ترسیدی از این که مسئولیتت هر روز داره بیشتر و بیشتر میشه. داری فرتوت میشی و چندسال دیگه باید به ویلچر و عصا تکیه کنی.
هنوز اونقدری پول جمع نکردی که بتونی مابقی زندگی تو بگذرونی

حالا چهل ساله شدی.
تولدت مبارک.
میخوام بهت یه چیزی بگم. طول کشید ولی بالاخره فهمیدی.

چقدر ترس داشتی. چقدر استرس و نگرانی.
چقدر خودتو محدود کردی و برای آینده ای که ازش خبر نداشتی، غصه خوردی.

من عزیز، من گرامی
هیچکس بهت نگفت در لحظه زندگی کن.
هیچکس نگفت ۹۹ درصد ترس هات به واقعیت نمی پیونده.
هیچکس نگفت غم فردا رو نخور، منفی بافی نکن، حرف بقیه برات مهم نباشه.

چهل سال رو فقط با دلهره گذروندی، با ترس از بقیه خود واقعی تو حتی از خودت مخفی کردی.
الان وقتشه آزاد باشی.

وقتی داری با عصای فرضیت توی خیابون قدم میزنی برای خودت مثل دیوونه ها شعر بخون، قهقه بزن، روی جدول قدم بزن، به آشنا و غریبه با لبخند سلام کن، به خودت کادو بده، خودتو دوست داشته باش، بذار اول از عشق به خودت سیراب بشی تا کاسه گدایی محبت از دیگران رو توی کوچه و خیابون به دست نگیری.

مهم نیست این ۴۰ سال چطور گذشت. مهم الانه. الان لذت ببر. همه چیز در لحظه حال جریان داره و ما رو فقط با واژه ای به نام" گذشته " و " آینده " گول زدن.

من ۴۰ ساله عزیز تولدت مبارک 🌱
 

بازدید کنندگان موضوع (تعداد: 0) مشاهده جزئیات

بالا