• ✵ انجمن رمانِ بوکـــیــنــو✵

    بزرگترین انجمن فرهنگی و کتابخانه‌ی مجازی ایران!

    🛍️ ورود به فروشگاه بوکینو

  • دوستان و همراهان و مهمانان گرامی، اگر در رابطه با ثبت‌نام یا اکانت خود در انجمن با هرگونه مشکل یا سوالی مواجه شدید، لطفاً بدون نگرانی به آیدی زیر مراجعه فرمایید تا در اسرع وقت رسیدگی شود:

    ✵ @KibiBayat1 (روبیکا، ایتا) ✵

    ✵ @yasnanhtt (تلگرام) ✵

    تیم پشتیبانی بوکینو آماده‌ی پاسخگویی و حل مشکلات شماست.🙏

وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.

Ayda

[معاون بازنشسته]
تاریخ ثبت‌نام
2023-02-21
نوشته‌ها
2,090
سکه
12,041
عیدتون مبارکککک نرسیدم تایپک بزنم متاسفانهههه ولی متن تایپک آماده کرده بودم که بزنم و عیدی که قولشو دادم بدم اما آوا اینکارو کردو عیدتونم گرفتین اینم متن همینجا بزارمش

^ در یک روز بهاری و زیبا، در یک روستای کوچک، مردم به استقبال عید نوروز می‌رفتند. در این روستا، یک پیرمرد مهربان به نام "حاجی‌بابا" زندگی می‌کرد که همه او را به خاطر حکمت و مهربانی‌اش دوست داشتند. حاجی‌بابا همیشه به بچه‌ها داستان‌های جالبی می‌گفت و در روزهای عید، داستان‌هایش بیشتر از همیشه مورد توجه قرار می‌گرفت.
یک روز، در آستانه عید نوروز، بچه‌ها دور حاجی‌بابا جمع شدند و از او خواستند که داستانی برایشان بگوید. حاجی‌بابا با لبخند گفت: "بسیار خوب، بچه‌ها! امروز داستانی درباره‌ی عید نوروز و اهمیت آن برایتان می‌گویم."
او شروع به گفتن داستان کرد: "سال‌ها پیش، در همین روستای ما، یک جوان به نام "امید" زندگی می‌کرد. امید همیشه در تلاش بود تا بهترین سال را برای خانواده‌اش بسازد. اما هر سال، وقتی عید نوروز می‌رسید، او احساس می‌کرد که هیچ چیزی برای جشن گرفتن ندارد. او به خاطر مشکلات مالی و سختی‌های زندگی، غمگین بود.
یک روز، در آستانه عید، امید تصمیم گرفت که به کوه برود و کمی از طبیعت لذت ببرد. در راه، او با یک درخت بزرگ و زیبا مواجه شد که پر از شکوفه‌های رنگارنگ بود. درخت به او گفت: "چرا غمگینی، جوان؟"
امید پاسخ داد: "من هیچ چیزی برای جشن گرفتن ندارم و زندگی‌ام پر از مشکلات است."
درخت با مهربانی گفت: "عید نوروز زمان شادی و نو شدن است. تو باید به یاد داشته باشی که شادی در دل توست و نه در چیزهای مادی. اگر بخواهی، می‌توانی با محبت و دوستی، زندگی‌ات را تغییر دهی."
امید به حرف‌های درخت فکر کرد و تصمیم گرفت که به خانه برگردد و با خانواده‌اش جشن عید را برگزار کند. او با عشق و محبت، خانه را تزئین کرد و برای خانواده‌اش غذاهای خوشمزه تهیه کرد. وقتی عید نوروز رسید، خانواده‌اش دور هم جمع شدند و با شادی و خنده، سال جدید را جشن گرفتند.
حاجی‌بابا با لبخند ادامه داد: "از آن روز به بعد، امید فهمید که شادی واقعی در دل و در کنار خانواده و دوستان است. او هر سال عید نوروز را با عشق و محبت جشن می‌گرفت و به دیگران نیز یاد می‌داد که شادی را در دل خود پیدا کنند."
بچه‌ها با شوق و ذوق به داستان گوش می‌دادند و حاجی‌بابا با چشمانی پر از محبت گفت: "عید نوروز، زمان نو شدن و شادی است. بیایید با همدیگر محبت کنیم و این شادی را با دیگران تقسیم کنیم."
این داستان به بچه‌ها یادآوری کرد که عید نوروز نه تنها یک جشن مادی، بلکه فرصتی برای نو شدن، محبت و دوستی است. و این‌گونه، حاجی‌بابا با داستانش، عید نوروز را برای همه به یادماندنی‌تر کرد.
 

Saya

کاربر بوکینو
تاریخ ثبت‌نام
2023-09-14
نوشته‌ها
581
سکه
3,719
سال نوی همگی مبارک 🌱✨
 

Tavan

[مدیر ارشد بازنشسته]
تاریخ ثبت‌نام
2023-03-03
نوشته‌ها
593
سکه
3,206

سال نو مبارک
 

mahban

کاربر نقره‌ای
تاریخ ثبت‌نام
2024-07-04
نوشته‌ها
2,019
سکه
34,189
عید همه دوستان گل مبارک باشه ❤️❤️
آرزوی بهترین ها رو براتون از خدای منان خواستارم🤲❤️
 
  • قلب
واکنش‌ها[ی پسندها]: AVA

YAS

[ بنیانگذار دوم سایت + مدیریت تالار نظارت ]
عضو کادر مدیریت
تاریخ ثبت‌نام
2024-09-04
نوشته‌ها
1,486
سکه
36,691
سال نو جدید رو براتون با کلی خوشحالی آرزومندم.🤍
 

AVA

[مدیریت ارشد دانشینو]
عضو کادر مدیریت
تاریخ ثبت‌نام
2023-03-26
نوشته‌ها
1,732
سکه
10,963
دوستانی که توی تاپیک پیام ارسال کرده بودند ۲۰۰ سکه به عنوان عیدی بهشون تعلق گرفت.
باز هم عیدتون مبارک باشه🤍
 
وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.

بازدید کنندگان موضوع (تعداد: 0) مشاهده جزئیات

بالا