What's new

بزرگترین مرجع تایپِ کتاب | بوکینو | بهترین انجمن فرهنگی و هنری

انجمن فرهنگی بوکینو، مکانی‌ برای انتشار و تایپ آثارِ شما عزیزان بوده و طبقِ قوانین جمهوری اسلامی ایران اداره می‌شود. هدف ما همواره ایجاد یک محیط گرم و صمیمانه است. برای دسترسی به امکانات انجمن و تعامل در آن، همین حالا ثبت نام کنید.

سوالات متداول

آموزش کار با انجمن را از این لینک مطالعه کنید.

ایجاد موضوع

برای شروع موضوعی در تالار مورد نظر خود بفرستید.

کسب مقام

به خانواده‌ی بزرگ بوکینو بپیوندید!
  • ✵ انجمن رمانِ بوکـــیــنــو✵

    بزرگترین انجمن فرهنگی و کتابخانه‌ی مجازی ایران!

  • تصاویر لینک‌دار
  • تصاویر لینک‌دار
  • تصاویر لینک‌دار

سیـــــران

مدیر ارشد بازنشسته
LV
1
 
Joined
Feb 12, 2025
Messages
363
Reaction score
4,799
Time online
4d 14h 2m
Points
208
Awards
2
Age
21
Location
☁️
سکه
2,349
  • #1
بنام خالقِ چشم‌هایش
نام اثر: در بند اسارت
ژانر: تراژدی
ناظر: @Elaheh_A
IMG_20250316_093524_483.jpg
مقدمه:
این چه عشقی است که در دل دارم
من از این عشق چه حاصل دارم
می‌گیریزی زِ من و در طلبت
بازهم کوشش باطل دارم
(فروخ فرخزاد)
 
Last edited:

mahban

کاربر افتخاری
LV
3
 
Joined
Jul 4, 2024
Messages
2,053
Reaction score
14,915
Points
468
Awards
7
Location
کوچه‌ی اقاقیا
سکه
34,189
  • #2
1733465430433.png
نویسنده‌ی عزیز، از این‌که انجمن بوکینو را برای انتشار آثارتان برگزیدید، خرسند و سپاسگزاریم.

لطفا قبل از تایپ دلنوشته‌ی خود، قوانین مربوط به تایپ دلنوشته را مطالعه کنید.

᯽ [ قوانین تایپ دلنوشته | تالار ادبیات توصیفی ] ᯽

همچنین شما می‌توانید در صورت نیاز به راهنمایی و بهبود بخشیدن قلم خود، درخواست ناظر دهید.

{ درخواست نظارت }

پس از تایپ حداقل ۱۵ پست، می‌توانید درخواست نقد
و تگ دهید.


[ درخواست نقد ادبی شورا ]
[ درخواست - درخواست تگ آثار | تالار نقد ]

شما می‌توانید پس از تایپ ١٠ پست برای اثر خود درخواست طراحی جلد دهید‌.

[ درخواست - جلد آثار | تالار طراحی ]

بعد از ۲۰ پست می‌توانید پایان دلنوشته‌تان را اعلام کنید.

[ اطلاعیه‌ - اعلام پایان آثار ادبی | تالار ادبیات توصیفی ]

در صورت تصمیم به عدم ادامه‌ی تایپ دلنوشته، شما می‌توانید درخواست انتقال به متروکه دهید و همچنین در صورت تصمیم به ادامه‌ی تایپ دلنوشته و انتشار اثرتان می‌توانید درخواست بازگردانی اثر از متروکه را دهید.

[ درخواست - انتقال و بازگردانی از متروکه | تالار ادبیات توصیفی]

𖡼 با سپاس از توجه شما 𖡼

[کادر مدیریت تالار ادبیات]

 
Last edited by a moderator:

سیـــــران

مدیر ارشد بازنشسته
LV
1
 
Joined
Feb 12, 2025
Messages
363
Reaction score
4,799
Time online
4d 14h 2m
Points
208
Awards
2
Age
21
Location
☁️
سکه
2,349
  • #3
گمان کنم یک توهم به سرم زده باشد، وجود او!
خیالم گر عجلش آمد به کدامین رویا پناه برم؟
بی‌رویا می‌مانم که...
 
Last edited by a moderator:

سیـــــران

مدیر ارشد بازنشسته
LV
1
 
Joined
Feb 12, 2025
Messages
363
Reaction score
4,799
Time online
4d 14h 2m
Points
208
Awards
2
Age
21
Location
☁️
سکه
2,349
  • #4
آن پروانه‌ای که به دورم می‌چرخید را سوزاندم؛ اما خود از شعله‌هایی می‌سوختم که اجاقش جایی دیگر هم روشن و برایش ذوب می‌شود.
 

سیـــــران

مدیر ارشد بازنشسته
LV
1
 
Joined
Feb 12, 2025
Messages
363
Reaction score
4,799
Time online
4d 14h 2m
Points
208
Awards
2
Age
21
Location
☁️
سکه
2,349
  • #5
صادق بودن، اتهامی‌ست برای تو!
نقاب شجاعت زده و ادعای عاشقی در سر داری؛ اما هرگز عاشق نبودی!
آدمِ عاشق هاوار نمی‌کند، نشانش می‌دهد؛ اما برای تو، من بودم و او بود و آن یکی دیگر هم بود، به همه‌‌‌مان هاورش کردی اِلّا عمل‌اش!
خب مگر آدم عاشق چند نفر باشد به همه‌شان نشانش دهد؟!
من و او و آن دیگری‌ هم در خفای خود، همه عاشقت؛ جز پس گرفتن قرض عشق‌مان از تو!
 
Last edited:

سیـــــران

مدیر ارشد بازنشسته
LV
1
 
Joined
Feb 12, 2025
Messages
363
Reaction score
4,799
Time online
4d 14h 2m
Points
208
Awards
2
Age
21
Location
☁️
سکه
2,349
  • #6
ای دریغا جوانی‌ام که هم‌اكنون در گذر نفس‌های بی‌جان استکان چای، جان می‌سپارد به انتظارت!
هرم نفس‌های بی‌جانش را مهمان آئورت بی دریچه احساسم می‌کنم، بلکه سبز شود دلی که در انتظارت سپید گشته است.
 

سیـــــران

مدیر ارشد بازنشسته
LV
1
 
Joined
Feb 12, 2025
Messages
363
Reaction score
4,799
Time online
4d 14h 2m
Points
208
Awards
2
Age
21
Location
☁️
سکه
2,349
  • #7
نفسی به عمق جان می‌فرستم و بازدمی سر می‌دهم و انده و محنتم را با دودش در بند می‌بندم و آن را با خود به آسمان می‌برد... می‌کشم گه‌گاهی برای همراه شدن دودش با مرواریدهایی که از سیاه چاله‌ی دیجورم می‌ریزد، گه‌گاهی برای به تنگ نفس افتادن و سرفه در میان حزن‌هایم.
این عشقِ معشوق آدمِ عاقل را هم دیوانه و روانه می‌کند؛ به چه چیزهایی که آدم پناه نمی‌آورد!
 
Last edited:

سیـــــران

مدیر ارشد بازنشسته
LV
1
 
Joined
Feb 12, 2025
Messages
363
Reaction score
4,799
Time online
4d 14h 2m
Points
208
Awards
2
Age
21
Location
☁️
سکه
2,349
  • #8
همان زمان که از گهواره‌ی خیال پرت شدم دانستم، آدم عیاش را چه به لالایی خواندن از عشق!
این‌ها همه لالایی خواباندن من بود، نه او.
 

سیـــــران

مدیر ارشد بازنشسته
LV
1
 
Joined
Feb 12, 2025
Messages
363
Reaction score
4,799
Time online
4d 14h 2m
Points
208
Awards
2
Age
21
Location
☁️
سکه
2,349
  • #9
هر*ز*ه‌ها چه دانند معنی عشق را؟
بی وفا چه داند ارزش عهد و پیمان را؟
اما نمی‌داند یکی از داغِ عشق، سیلابِ خون می‌چکاند! نمی‌داند دردِ فراق، کوهِ غم است! نمی‌داند که با رفتنش رویاهایی می‌میرند که روزی آن‌چنان شوق به حیات داشتند که گویی ققنوس‌اند.
او نمی‌داند دل شکستن یعنی چه... او دلش نشکسته خود؛ اما پیاپی دلی را می‌شکاند.
 

سیـــــران

مدیر ارشد بازنشسته
LV
1
 
Joined
Feb 12, 2025
Messages
363
Reaction score
4,799
Time online
4d 14h 2m
Points
208
Awards
2
Age
21
Location
☁️
سکه
2,349
  • #10
چشمانت، چشمانت با من چه کرد؟
چشمانت آبی‌ست، به رنگ دریا؛ اما همچون دریای بی کران، بی رحمانه مرا به اعماق خود می‌برد و سپس خفه‌ام می‌کند و این‌بار شرورانه پسم می‌زند. چشمان تو قاتل من بود.
 

Who has read this thread (Total: 0) View details

shape1
shape2
shape3
shape4
shape5
shape6
Top Bottom