• ✵ انجمن رمانِ بوکـــیــنــو✵

    بزرگترین انجمن فرهنگی و کتابخانه‌ی مجازی ایران!

    🛍️ ورود به فروشگاه بوکینو

  • دوستان و همراهان و مهمانان گرامی، اگر در رابطه با ثبت‌نام یا اکانت خود در انجمن با هرگونه مشکل یا سوالی مواجه شدید، لطفاً بدون نگرانی به آیدی زیر مراجعه فرمایید تا در اسرع وقت رسیدگی شود:

    ✵ @KibiBayat1 (روبیکا، ایتا) ✵

    ✵ @yasnanhtt (تلگرام) ✵

    تیم پشتیبانی بوکینو آماده‌ی پاسخگویی و حل مشکلات شماست.🙏

rogaye24

کاربر بوکینو
تاریخ ثبت‌نام
2024-10-17
نوشته‌ها
58
سکه
274
رمان خاکستر دل انگیز
درخواست ناظر
 

حوراء

کاربر بوکینو
تاریخ ثبت‌نام
2024-11-30
نوشته‌ها
622
سکه
2,174
عرض درود و مهر
نام اثر: غایت
نام نویسنده: حوراء
ژانر: پلیسی، جنایی، معمایی، عاشقانه
 
  • لـایک
واکنش‌ها[ی پسندها]: YAS

YAS

[ بنیانگذار دوم سایت + مدیریت تالار نظارت ]
عضو کادر مدیریت
تاریخ ثبت‌نام
2024-09-04
نوشته‌ها
1,485
سکه
36,686
عرض درود و مهر
نام اثر: غایت
نام نویسنده: حوراء
ژانر: پلیسی، جنایی، معمایی، عاشقانه
سلام و درود.
با درخواست نظارت شما موافقت شد.✅
ناظر شما: @YAS
لطفا منتظر گفت‌و‌گویی از جانب ناظر خود بمانید و تاپیک اثر خود را تا زمان تایید توسط ناظر ایجاد نکنید.
موفق و موید باشید.🤝
🤍
 

Borzouf

کاربر بوکینو
تاریخ ثبت‌نام
2026-06-30
نوشته‌ها
2
سکه
10
نام اثر: You are Mine
نام نویسنده: Borzouf
ژانر: عاشقانه ، روانشناسی
خلاصه: مگر می شود با عشق بروی و بی عشق برگردی!مگر مغزِ خر خورده ام که فیلم یادِ هندوستان کند؟! من همان عاشق پیشه ی سابقم، فقط همه چیز که گفتنی نیست؟ هست؟!
مقدمه:
چند سالی ست که زیادی سردرد می گیرم،دقیقا پشتِ سرم ، همانجا که می گویند مرکز عشق است، دردش که نفس گیر می شود دستم را پشت سرم می گذارم و چشمانم را با درد می بندم ،شنیده ام تاریکی دوای دردِ بی درمانش است، چراغ ها را خاموش می کنم ، هیچ نوری درزی پیدا نمی کند که به اتاق کوچک و بی روح بتابد ! روی چشمانم را هم می بندم،با همان روسری قدیمی و گلداری که مامانی زمانِ به سنِ بلوغ رسیدنم برایم خریده بود، واقعا عجب جنسی داشت ! بعد از بیست و یکسال آخ نگفته نه جنسش ،نه رنگ و تار و پودش.
می گویند سکوت هم در کاهش دردِ مزخرفش کارساز است، دخترها نفس نمی کشند، بابا اخبار شبانگاهی اش را در سکوت نگاه می کند ، مادر سبدهای نشسته در سینک را به امان خدا رها می کند مبادا که تقی به توقی بخورد و دردم بیشتر فوران کند ، هرازگاهی در اتاق نیمه باز می شود و کسی اوضاعم را چک می کند ،مادر است! نمی بینمش اما بویش را حس می کنم .
همه دست به دست هم می دهند مگر که این درد لعنتی برود و گورش را گم کند ، اما نبض سرم با چنان شتابی می زند که حس می کنم هر لحظه تمامِ متعلقاتش رو به انفجار می رود .
دردش دلم را به هم می ریزد ، سرم را روی موکتِ رنگ و رو رفته می گذارم و پاهایم را میزنم بیخِ دیوار ، چه می دانم قدیمی ها می گفتند پا را که بزنی قرقره ی اسمان خون به مغز سرازیر می شود و درد را کم می کند .
خودم از وضعیتِ مزخرفمم خنده ام میگیرد.
همان داستانِ " خنده ی تلخِ من از گریه غم انگیزتر است...."
 

YAS

[ بنیانگذار دوم سایت + مدیریت تالار نظارت ]
عضو کادر مدیریت
تاریخ ثبت‌نام
2024-09-04
نوشته‌ها
1,485
سکه
36,686
نام اثر: You are Mine
نام نویسنده: Borzouf
ژانر: عاشقانه ، روانشناسی
خلاصه: مگر می شود با عشق بروی و بی عشق برگردی!مگر مغزِ خر خورده ام که فیلم یادِ هندوستان کند؟! من همان عاشق پیشه ی سابقم، فقط همه چیز که گفتنی نیست؟ هست؟!
مقدمه:
چند سالی ست که زیادی سردرد می گیرم،دقیقا پشتِ سرم ، همانجا که می گویند مرکز عشق است، دردش که نفس گیر می شود دستم را پشت سرم می گذارم و چشمانم را با درد می بندم ،شنیده ام تاریکی دوای دردِ بی درمانش است، چراغ ها را خاموش می کنم ، هیچ نوری درزی پیدا نمی کند که به اتاق کوچک و بی روح بتابد ! روی چشمانم را هم می بندم،با همان روسری قدیمی و گلداری که مامانی زمانِ به سنِ بلوغ رسیدنم برایم خریده بود، واقعا عجب جنسی داشت ! بعد از بیست و یکسال آخ نگفته نه جنسش ،نه رنگ و تار و پودش.
می گویند سکوت هم در کاهش دردِ مزخرفش کارساز است، دخترها نفس نمی کشند، بابا اخبار شبانگاهی اش را در سکوت نگاه می کند ، مادر سبدهای نشسته در سینک را به امان خدا رها می کند مبادا که تقی به توقی بخورد و دردم بیشتر فوران کند ، هرازگاهی در اتاق نیمه باز می شود و کسی اوضاعم را چک می کند ،مادر است! نمی بینمش اما بویش را حس می کنم .
همه دست به دست هم می دهند مگر که این درد لعنتی برود و گورش را گم کند ، اما نبض سرم با چنان شتابی می زند که حس می کنم هر لحظه تمامِ متعلقاتش رو به انفجار می رود .
دردش دلم را به هم می ریزد ، سرم را روی موکتِ رنگ و رو رفته می گذارم و پاهایم را میزنم بیخِ دیوار ، چه می دانم قدیمی ها می گفتند پا را که بزنی قرقره ی اسمان خون به مغز سرازیر می شود و درد را کم می کند .
خودم از وضعیتِ مزخرفمم خنده ام میگیرد.
همان داستانِ " خنده ی تلخِ من از گریه غم انگیزتر است...."
سلام و درود.
با درخواست نظارت شما موافقت شد.✅
ناظر شما: @Rezi
لطفا منتظر گفت‌و‌گویی از جانب ناظر خود بمانید و تاپیک اثر خود را تا زمان تایید توسط ناظر ایجاد نکنید.
موفق و موید باشید.🤝
🤍
 

rogaye24

کاربر بوکینو
تاریخ ثبت‌نام
2024-10-17
نوشته‌ها
58
سکه
274
درخواست رمان کوتاه
 

YAS

[ بنیانگذار دوم سایت + مدیریت تالار نظارت ]
عضو کادر مدیریت
تاریخ ثبت‌نام
2024-09-04
نوشته‌ها
1,485
سکه
36,686
درخواست رمان کوتاه
سلام و درود.
با درخواست نظارت شما موافقت شد.✅
ناظر شما: @YAS
لطفا منتظر گفت‌و‌گویی از جانب ناظر خود بمانید و تاپیک اثر خود را تا زمان تایید توسط ناظر ایجاد نکنید.
موفق و موید باشید.🤝
🤍
 
  • لـایک
واکنش‌ها[ی پسندها]: Borzouf

Sarina_SA887

کاربر بوکینو
تاریخ ثبت‌نام
2024-04-25
نوشته‌ها
12
سکه
60
سلام درخواست ناظر دارم
نام اثر: یین و یانگ
نام نویسنده: سارینا الماسی
ژانر: فانتزی، عاشقانه، تراژدی
خلاصه: روایت عشقی ممنوعه میان کوچه پس‌کوچه‌های دنیایی جادویی که در خاطر کسی نمانده است. دنیایی که در آن هیچ‌کس نتواند ادعای بی‌گناهی کند و حتی گناهکارترین قلب‌ها هم قربانی احساس و دلیلی پاک و بی‌آلایش باشند.
چه خواهد شد اگر دو قلب که باید دشمن باشند، برای یکدیگر بتپند؟ در تقابل میان منطق و احساس چه اتفاقی خواهد افتاد؟
مقدمه: یین و یانگ هیچ‌گاه یکی نخواهند شد و اگر روزی ناممکن، ممکن شود؛ چه کسی می‌تواند جلودار فاجعه باشد؟
 

YAS

[ بنیانگذار دوم سایت + مدیریت تالار نظارت ]
عضو کادر مدیریت
تاریخ ثبت‌نام
2024-09-04
نوشته‌ها
1,485
سکه
36,686
سلام درخواست ناظر دارم
نام اثر: یین و یانگ
نام نویسنده: سارینا الماسی
ژانر: فانتزی، عاشقانه، تراژدی
خلاصه: روایت عشقی ممنوعه میان کوچه پس‌کوچه‌های دنیایی جادویی که در خاطر کسی نمانده است. دنیایی که در آن هیچ‌کس نتواند ادعای بی‌گناهی کند و حتی گناهکارترین قلب‌ها هم قربانی احساس و دلیلی پاک و بی‌آلایش باشند.
چه خواهد شد اگر دو قلب که باید دشمن باشند، برای یکدیگر بتپند؟ در تقابل میان منطق و احساس چه اتفاقی خواهد افتاد؟
مقدمه: یین و یانگ هیچ‌گاه یکی نخواهند شد و اگر روزی ناممکن، ممکن شود؛ چه کسی می‌تواند جلودار فاجعه باشد؟
سلام و درود.
با درخواست نظارت شما موافقت شد.✅
ناظر شما: @Rezi
لطفا منتظر گفت‌و‌گویی از جانب ناظر خود بمانید و تاپیک اثر خود را تا زمان تایید توسط ناظر ایجاد نکنید.
موفق و موید باشید.🤝
🤍
 

بازدید کنندگان موضوع (تعداد: 7) مشاهده جزئیات

بالا