• ✵ انجمن رمانِ بوکـــیــنــو✵

    بزرگترین انجمن فرهنگی و کتابخانه‌ی مجازی ایران!

    🛍️ ورود به فروشگاه بوکینو

  • دوستان و همراهان و مهمانان گرامی، اگر در رابطه با ثبت‌نام یا اکانت خود در انجمن با هرگونه مشکل یا سوالی مواجه شدید، لطفاً بدون نگرانی به آیدی زیر مراجعه فرمایید تا در اسرع وقت رسیدگی شود:

    ✵ @KibiBayat1 (روبیکا، ایتا) ✵

    ✵ @yasnanhtt (تلگرام) ✵

    تیم پشتیبانی بوکینو آماده‌ی پاسخگویی و حل مشکلات شماست.🙏

Nargess86

کاربر بوکینو
تاریخ ثبت‌نام
2024-08-24
نوشته‌ها
284
سکه
1,391


نام رمان: گزیده خاطرات مرگ.
ژانر: تاریخی.
نویسنده: سیده نرگس مرادی خانقاه.
خلاصه:
هوشنگ امیرالدوله‌بیج، فرزند امیرالدوله‌بیج که این فرد بسیار عیاش و خوشگذران است. در دهه ششم، او یک دفتری را پیدا می‌کند که اسم آن دفتر گزیده خاطرات مرگ است. در آن دفتر، خاطرات یک مادر پیر و شکسته و همان‌طور رنج‌دیده را به تصویر می‌کشد که سخت در همت بستن برای دیدن فرزندش گلی است. گلی حالا فردی پنجاه‌ساله است که برای به‌دست‌آوردن حافظه‌ی ازدست‌رفته‌اش سخت در تلاش است که او نمی‌تواند آن‌ها را به‌یاد بیاورد، اما هوشنگ امیرالدوله‌بیج باید بتواند حافظه‌ی گلی را به‌دست بیاورد که... .
 

YAS

[ بنیانگذار دوم سایت + مدیریت تالار نظارت ]
عضو کادر مدیریت
تاریخ ثبت‌نام
2024-09-04
نوشته‌ها
1,485
سکه
36,686


نام رمان: گزیده خاطرات مرگ.
ژانر: تاریخی.
نویسنده: سیده نرگس مرادی خانقاه.
خلاصه:
هوشنگ امیرالدوله‌بیج، فرزند امیرالدوله‌بیج که این فرد بسیار عیاش و خوشگذران است. در دهه ششم، او یک دفتری را پیدا می‌کند که اسم آن دفتر گزیده خاطرات مرگ است. در آن دفتر، خاطرات یک مادر پیر و شکسته و همان‌طور رنج‌دیده را به تصویر می‌کشد که سخت در همت بستن برای دیدن فرزندش گلی است. گلی حالا فردی پنجاه‌ساله است که برای به‌دست‌آوردن حافظه‌ی ازدست‌رفته‌اش سخت در تلاش است که او نمی‌تواند آن‌ها را به‌یاد بیاورد، اما هوشنگ امیرالدوله‌بیج باید بتواند حافظه‌ی گلی را به‌دست بیاورد که... .
سلام و درود.
با درخواست نظارت شما موافقت شد.✅
ناظر شما: @YAS
لطفا منتظر گفت‌و‌گویی از جانب ناظر خود بمانید و تاپیک اثر خود را تا زمان تایید توسط ناظر ایجاد نکنید.
موفق و موید باشید.🤝
🤍
 
  • لـایک
واکنش‌ها[ی پسندها]: Nargess86

NeginYO

[مدیر آزمایشی ویرایش]
تاریخ ثبت‌نام
2026-04-14
نوشته‌ها
3
سکه
0
نام‌کاربری: Negin Yo

نام و نام خانوادگی: نگین جعفری (ماهی)

نوع کتاب: داستان کوتاه

عنوان کتاب: نُتِ دو

ژانر کتاب: عاشقانه

نویسنده کتاب: نگین (ماهی)

زبان اصلی کتاب: فارسی

تعداد صفحات (پارت)‌: نامشخص

خلاصه کتاب: لی سو-آه، دختری که همیشه تنها بود، نه تنهایی که پدر و مادر نداشته باشد، داشت، یک مادر داشت، اما پدرش نبود، مُرده بود، چند سال پیش. اما او در مدرسه تنها بود، نه، شاید قبل‌تر، زمانی که مهدکودک می‌رفت و زیر درخت می‌نشست و نقاشی می‌کشید، اما کسی به سمت او نمی‌رفت، و او حالا عادت کرده، شاید هم نکرده و خودش را با آرایش و گریم پنهان می‌کند. گیوم هیون-جین، آیدل ۱۷ ساله، همسن سو-آه، کسی که به مدرسه‌ی سو-آه میاید. یک طوفان در زندگی سو-آه، طوفانی به نام دوستی، شاید هم به دنبال نت گم شده‌اش!

مقدمه کتاب: دفتر اشتراکی کرم رنگ... نه، نه، قبل‌تر از آن؛ آن دفتر کوچکِ مشکی و چرمی، همانی که همیشه نُت‌ها را داخل‌اش می‌نوشتی، با آن دستخطِ بزرگ و عجله‌ای! همان روز، روز اول مدرسه، کنارم نشسته بودی، با آن خودکاری که از من قرض گرفته بودی، روی دفتر نوشتی: "نُتِ دو روی خط اول حامل. سومی از چپ. شاید تو هم یه روز نُتِ من باشی." من آن روز نمی‌دانستم، بچگانه فکر می‌کردم هیچوقت قرار نیست نُتِ تو باشم؛ شاید هم برعکس، تو نُتِ من هستی، شاید اول، شاید دوم، شاید سوم یا چهارم. همان نتی که گم کرده بودم. من حوصله‌ی گشتن ندارم، وقتی خودت گم می‌شوی، خودت پیشِ من برگرد، نُت دو من!

مورخ ثبت درخواست: 2026-4-20
 

YAS

[ بنیانگذار دوم سایت + مدیریت تالار نظارت ]
عضو کادر مدیریت
تاریخ ثبت‌نام
2024-09-04
نوشته‌ها
1,485
سکه
36,686
نام‌کاربری: Negin Yo

نام و نام خانوادگی: نگین جعفری (ماهی)

نوع کتاب: داستان کوتاه

عنوان کتاب: نُتِ دو

ژانر کتاب: عاشقانه

نویسنده کتاب: نگین (ماهی)

زبان اصلی کتاب: فارسی

تعداد صفحات (پارت)‌: نامشخص

خلاصه کتاب: لی سو-آه، دختری که همیشه تنها بود، نه تنهایی که پدر و مادر نداشته باشد، داشت، یک مادر داشت، اما پدرش نبود، مُرده بود، چند سال پیش. اما او در مدرسه تنها بود، نه، شاید قبل‌تر، زمانی که مهدکودک می‌رفت و زیر درخت می‌نشست و نقاشی می‌کشید، اما کسی به سمت او نمی‌رفت، و او حالا عادت کرده، شاید هم نکرده و خودش را با آرایش و گریم پنهان می‌کند. گیوم هیون-جین، آیدل ۱۷ ساله، همسن سو-آه، کسی که به مدرسه‌ی سو-آه میاید. یک طوفان در زندگی سو-آه، طوفانی به نام دوستی، شاید هم به دنبال نت گم شده‌اش!

مقدمه کتاب: دفتر اشتراکی کرم رنگ... نه، نه، قبل‌تر از آن؛ آن دفتر کوچکِ مشکی و چرمی، همانی که همیشه نُت‌ها را داخل‌اش می‌نوشتی، با آن دستخطِ بزرگ و عجله‌ای! همان روز، روز اول مدرسه، کنارم نشسته بودی، با آن خودکاری که از من قرض گرفته بودی، روی دفتر نوشتی: "نُتِ دو روی خط اول حامل. سومی از چپ. شاید تو هم یه روز نُتِ من باشی." من آن روز نمی‌دانستم، بچگانه فکر می‌کردم هیچوقت قرار نیست نُتِ تو باشم؛ شاید هم برعکس، تو نُتِ من هستی، شاید اول، شاید دوم، شاید سوم یا چهارم. همان نتی که گم کرده بودم. من حوصله‌ی گشتن ندارم، وقتی خودت گم می‌شوی، خودت پیشِ من برگرد، نُت دو من!

مورخ ثبت درخواست: 2026-4-20
سلام و درود.
با درخواست نظارت شما موافقت شد.✅
ناظر شما: @Rezi
لطفا منتظر گفت‌و‌گویی از جانب ناظر خود بمانید و تاپیک اثر خود را تا زمان تایید توسط ناظر ایجاد نکنید.
موفق و موید باشید.🤝
🤍
 

Emily

کاربر بوکینو
تاریخ ثبت‌نام
2025-10-23
نوشته‌ها
23
سکه
85
سلام، درخواست ناظر.
نام کتاب: برف در صیف.
نام کاربری:Emily
نام و نام خانوادگی:نورا.ف(شهرزاد قصه‌گو).
نام نویسنده کتاب: شهرزاد قصه‌گو.
نوع کتاب: رمان.
ژانر کتاب: اجتماعی.
زبان اصلی:فارسی
ژانر: اجتماعی.
تعداد پارت‌ها: بین پنجاه تا پنجاه و پنج.
خلاصه:
از هنگامی کودکی را که پشت سر گذاشت، گمان می‌کرد آن چیزی که از طفولیت در گوشش می‌خواندند، برف تابستانیست؛ دلخواه و شیرین؛ لیکن بدون جامه‌ی حقیقت. مدتی گذشت و ناگاه دید دیگر نمی‌داند چه نظری دارد.
مقدمه:
اگر کودک بود، در میان برف‌هایی می‌دوید که در موسم تموز باریده بودند. اگر به جوانه‌ای سر از خاک برآورده می‌مانست، شکوفه‌های گیلاس را در ابتدای زمستان نوازش می‌کرد و به این نمی‌اندیشید که از واقع آمده‌اند یا از وهم.
اگر کلمات قادر به آفرینش دروغ‌ها بودند، پس چرا نمی‌توانستند حقیقت را زیبا سازند؟
اشتباهات را خودتان ویرایش می‌کنید یا به ناظر واگذار می‌‌کنید؟ خودم ویرایش می‌کنم.
 
آخرین ویرایش:

SETAYESH.M

[مدیریت ارشد بازنشسته]
تاریخ ثبت‌نام
2023-03-14
نوشته‌ها
361
سکه
2,089
سلام، درخواست ناظر.
نام کتاب: برف در صیف.
نام کاربری:Emily
نام و نام خانوادگی:نورا.ف(شهرزاد قصه‌گو).
نام نویسنده کتاب: شهرزاد قصه‌گو.
نوع کتاب: رمان.
ژانر کتاب: اجتماعی.
زبان اصلی:فارسی
ژانر: اجتماعی.
تعداد پارت‌ها: بین پنجاه تا پنجاه و پنج.
خلاصه:
از هنگامی کودکی را که پشت سر گذاشت، گمان می‌کرد آن چیزی که از طفولیت در گوشش می‌خواندند، برف تابستانیست؛ دلخواه و شیرین؛ لیکن بدون جامه‌ی حقیقت. مدتی گذشت و ناگاه دید دیگر نمی‌داند چه نظری دارد.
مقدمه:
اگر کودک بود، در میان برف‌هایی می‌دوید که در موسم تموز باریده بودند. اگر به جوانه‌ای سر از خاک برآورده می‌مانست، شکوفه‌های گیلاس را در ابتدای زمستان نوازش می‌کرد و به این نمی‌اندیشید که از واقع آمده‌اند یا از وهم.
اگر کلمات قادر به آفرینش دروغ‌ها بودند، پس چرا نمی‌توانستند حقیقت را زیبا سازند؟
اشتباهات را خودتان ویرایش می‌کنید یا به ناظر واگذار می‌‌کنید؟ خودم ویرایش می‌کنم.
سلام و درود.
با درخواست نظارت شما موافقت شد.✅
ناظر شما: @SETAYESH.M
لطفا منتظر گفت‌و‌گویی از جانب ناظر خود بمانید و تاپیک اثر خود را تا زمان تایید توسط ناظر ایجاد نکنید.
موفق و موید باشید.🤝
🤍
 
  • قلب
واکنش‌ها[ی پسندها]: YAS

آیناز فکری

کاربر بوکینو
تاریخ ثبت‌نام
2026-04-26
نوشته‌ها
1
سکه
5
نام اثر: ترانه گناهکاران
نام نویسنده: آیناز فکری
ژانر: معمایی، جنایی، پلیسی، درام
خلاصه:
تو اون دادگاه تاریک و سنگین، جایی که هر نگاه یه حکم می‌داد، عروشا فرزانه درست وسط دردناک‌ترین ماجرای عمرش گیر کرده؛

بهش می‌گن قاتل خواهرش.

اما خودش داد می‌زنه بی‌گناهه… یا فقط ادعاشه؟

وقتی حقیقت لای یه عالمه دروغ و پچ‌پچ گم می‌شه، وقتی خونواده پشتت رو خالی می‌کنن و عشقت فقط نگاهت می‌کنه و رد می‌شه، وقتی تنها چیزی که برات می‌مونه سکوت و یه عالمه راز نگفته‌ست… آدم چجوری باید نجات پیدا کنه؟


مقدمه:

روزگار بازی‌های عجیبی برایمان رقم می‌زند.
گاهی همچون بازی های کودکانه، شیرین و لذت بخش می‌شود.
و گاهی چنان تلخ می‌شود که گویی خنجری زهرآلود بر جان زده‌شده است.
و حال روزگار می‌گوید:
خوب بنگر، به تنی که خیال داشتنت را دارد؛ اما چه حیف که این تن دگر همچون قبل نمی‌تواند گرمای تنت را بچشد.
خوب بنگر، به تنی که روی دست‌های تو جان می‌دهد.
به چشم‌هایی که دیگر هیچ گاه منتظرت نمی‌مانند.
به ل*ب‌هایی که هیچ گاه کامی شیرین بر بوسه هایت نمی‌دهد.
خوب نگاه کن؛ به منی که دیگر وجود ندارم.
به منی که جای رخت سفید، کفن بر تنم کرده‌اند.
لبریز از درد است؛ مگر نه؟! ا
نه جانان من! نه!
از سکوت، از دلتنگی لبریز است؛ از دستانی که جای آغوش گرمت، خاک سرد را بر جان می‌خرد.
 

YAS

[ بنیانگذار دوم سایت + مدیریت تالار نظارت ]
عضو کادر مدیریت
تاریخ ثبت‌نام
2024-09-04
نوشته‌ها
1,485
سکه
36,686
نام اثر: ترانه گناهکاران
نام نویسنده: آیناز فکری
ژانر: معمایی، جنایی، پلیسی، درام
خلاصه:
تو اون دادگاه تاریک و سنگین، جایی که هر نگاه یه حکم می‌داد، عروشا فرزانه درست وسط دردناک‌ترین ماجرای عمرش گیر کرده؛

بهش می‌گن قاتل خواهرش.

اما خودش داد می‌زنه بی‌گناهه… یا فقط ادعاشه؟

وقتی حقیقت لای یه عالمه دروغ و پچ‌پچ گم می‌شه، وقتی خونواده پشتت رو خالی می‌کنن و عشقت فقط نگاهت می‌کنه و رد می‌شه، وقتی تنها چیزی که برات می‌مونه سکوت و یه عالمه راز نگفته‌ست… آدم چجوری باید نجات پیدا کنه؟


مقدمه:

روزگار بازی‌های عجیبی برایمان رقم می‌زند.
گاهی همچون بازی های کودکانه، شیرین و لذت بخش می‌شود.
و گاهی چنان تلخ می‌شود که گویی خنجری زهرآلود بر جان زده‌شده است.
و حال روزگار می‌گوید:
خوب بنگر، به تنی که خیال داشتنت را دارد؛ اما چه حیف که این تن دگر همچون قبل نمی‌تواند گرمای تنت را بچشد.
خوب بنگر، به تنی که روی دست‌های تو جان می‌دهد.
به چشم‌هایی که دیگر هیچ گاه منتظرت نمی‌مانند.
به ل*ب‌هایی که هیچ گاه کامی شیرین بر بوسه هایت نمی‌دهد.
خوب نگاه کن؛ به منی که دیگر وجود ندارم.
به منی که جای رخت سفید، کفن بر تنم کرده‌اند.
لبریز از درد است؛ مگر نه؟! ا
نه جانان من! نه!
از سکوت، از دلتنگی لبریز است؛ از دستانی که جای آغوش گرمت، خاک سرد را بر جان می‌خرد.
سلام و درود.
با درخواست نظارت شما موافقت شد.✅
ناظر شما: @YAS
لطفا منتظر گفت‌و‌گویی از جانب ناظر خود بمانید و تاپیک اثر خود را تا زمان تایید توسط ناظر ایجاد نکنید.
موفق و موید باشید.🤝
🤍
 

rogaye24

کاربر بوکینو
تاریخ ثبت‌نام
2024-10-17
نوشته‌ها
58
سکه
274
درخواست ناظر
 

YAS

[ بنیانگذار دوم سایت + مدیریت تالار نظارت ]
عضو کادر مدیریت
تاریخ ثبت‌نام
2024-09-04
نوشته‌ها
1,485
سکه
36,686
درخواست ناظر
سلام و درود.
با درخواست نظارت شما موافقت شد.✅
ناظر شما: @YAS
لطفا منتظر گفت‌و‌گویی از جانب ناظر خود بمانید و تاپیک اثر خود را تا زمان تایید توسط ناظر ایجاد نکنید.
موفق و موید باشید.🤝
🤍
 
  • لـایک
واکنش‌ها[ی پسندها]: rogaye24

بازدید کنندگان موضوع (تعداد: 7) مشاهده جزئیات

بالا