• ✵ انجمن رمانِ بوکـــیــنــو✵

    بزرگترین انجمن فرهنگی و کتابخانه‌ی مجازی ایران!

    🛍️ ورود به فروشگاه بوکینو

  • دوستان و همراهان و مهمانان گرامی، اگر در رابطه با ثبت‌نام یا اکانت خود در انجمن با هرگونه مشکل یا سوالی مواجه شدید، لطفاً بدون نگرانی به آیدی زیر مراجعه فرمایید تا در اسرع وقت رسیدگی شود:

    ✵ @KibiBayat1 (روبیکا، ایتا) ✵

    ✵ @yasnanhtt (تلگرام) ✵

    تیم پشتیبانی بوکینو آماده‌ی پاسخگویی و حل مشکلات شماست.🙏

YAS

[ بنیانگذار دوم سایت + مدیریت تالار نظارت ]
عضو کادر مدیریت
تاریخ ثبت‌نام
2024-09-04
نوشته‌ها
1,485
سکه
36,686
نام‌کاربری: S.NAJM

نام و نام خانوادگی: سارا بهار

نوع کتاب: رمان

عنوان کتاب: دختر چشم جنگلی

ژانر کتاب: فانتزی، معمایی

نویسنده کتاب: سارابهار

زبان اصلی کتاب: فارسی

تعداد صفحات (پارت)‌: نامشخص

خلاصه کتاب: خلاصه:
مولی بعد از چاپ کتابش درگیر ماجراهایی می‌شود که در باورش هم نمی‌گنجند.
ماجراهایی مبنی بر واقعی شدن تک‌تک قتل‌های زنجیره‌ای کتاب چاپ شده‌اش و ورود موجوداتی تاریک به زندگی‌اش، موجوداتی که کمترین چیزی‌که از مولی می‌گیرند ثانیه‌ای خوابِ راحت است.
ولی آیا همه چیز فقط به کتابش ربط دارد... .


مقدمه کتاب: مقدمه:
تاریکی همیشه در تعقیبش بود. همیشه در هر کجا احساسش می‌کرد؛ اما هیچ‌گاه با تاریکی رو در رو نشده بود. ناگهان دنیایش چرخید، دور سرش چرخید، آن‌قدر چرخید که آسمان شکافته شد، ستاره‌های آسمان سیاه شدند و ماه به زمین افتاد. زمین را خونی رقیق در برگرفت.
خونی که از ماه چکه می‌کرد.
ماه در خون خود غرق گشت و جهان را تاریکی در برگرفت. این‌ بار خودش چشم‌ بست، ندانست و مانند دخترکی گمشده در جنگل، از ترس تاریکی به سمت تاریکی قدم برداشت، تاریکی را یافت در آغوشش گرفت چون؛ تصور می‌کرد دنیای بیرون از تاریکی، خطرناک و پلید است؛ اما حقیقت این بود که دنیای بیرون، هرچه که بود امن‌تر از تاریکی بود.
و او از خودِ تاریکی به تاریکی پناه آورد بود... .


در صورت بیان ایرادات توسط ناظر، آیا خودتان آنها را ویرایش می‌کنید یا به ناظر واگذار می‌کنید؟ به ناظر واگذار می‌کنم.

مورخ ثبت درخواست: 2025-02-22
سلام و درود.
با درخواست ناظر شما موافقت شد.✅
ناظر: @Blueberry
لطفا منتظر گفت‌و‌گویی از جانب ناظر خود بمانید.
موفق و موید باشید.🤍🤝
 

Mavi

کاربر بوکینو
تاریخ ثبت‌نام
2025-02-20
نوشته‌ها
1
سکه
2
نام‌کاربری: Mavi

نام و نام خانوادگی: زهرا غلامی

نوع کتاب: داستان کوتاه

عنوان کتاب: سلن

ژانر کتاب: تراژدی-عاشقانه

نویسنده کتاب:

زبان اصلی کتاب:

تعداد صفحات (پارت)‌: نامشخص

خلاصه کتاب: سرنوشت با نوای نهان خود کلاویه‌های سیاه و سفید را نوازش می‌کند و رازهایی نهفته را بر بوم زمان می‌نگارد.
در میانه‌ی جهان صامتش، شیدایی‌ با حزن و الم درآمیخته می‌شود و او را به سفری در دل سایه‌ها و نور می‌کشاند.
حقیقتی گم‌شده پرده از رازهای عمیق برمی‌دارد؛ رازهایی که فراتر از مرزهای زمان و مکان قرار دارند.


مقدمه کتاب: دلم شرحه‌شرحه است؛ خون از روحم چکه می‌کند و پیراهن سپید بختی‌ام را گلگون کرده است.
آری! دلم دست به خودکشی زده است که شاید تویی که در لا‌به‌لای بطن‌ها و عروق‌اش لانه گزیده‌ای را طرد کند.
نت‌هایی که می‌نوازی در گوشه به گوشه‌ی خانه فریاد خاموشی سر می‌دهند و گویی پیانویت تبدیل به پیانولایی شده است که تو را دوباره برای من به ارمغان آورد... .


در صورت بیان ایرادات توسط ناظر، آیا خودتان آنها را ویرایش می‌کنید یا به ناظر واگذار می‌کنید؟ به ناظر واگذار می‌کنم.

مورخ ثبت درخواست: 2025-02-22
 
  • لـایک
واکنش‌ها[ی پسندها]: mahban

YAS

[ بنیانگذار دوم سایت + مدیریت تالار نظارت ]
عضو کادر مدیریت
تاریخ ثبت‌نام
2024-09-04
نوشته‌ها
1,485
سکه
36,686
نام‌کاربری: Mavi

نام و نام خانوادگی: زهرا غلامی

نوع کتاب: داستان کوتاه

عنوان کتاب: سلن

ژانر کتاب: تراژدی-عاشقانه

نویسنده کتاب:

زبان اصلی کتاب:

تعداد صفحات (پارت)‌:
نامشخص

خلاصه کتاب: سرنوشت با نوای نهان خود کلاویه‌های سیاه و سفید را نوازش می‌کند و رازهایی نهفته را بر بوم زمان می‌نگارد.
در میانه‌ی جهان صامتش، شیدایی‌ با حزن و الم درآمیخته می‌شود و او را به سفری در دل سایه‌ها و نور می‌کشاند.
حقیقتی گم‌شده پرده از رازهای عمیق برمی‌دارد؛ رازهایی که فراتر از مرزهای زمان و مکان قرار دارند.


مقدمه کتاب: دلم شرحه‌شرحه است؛ خون از روحم چکه می‌کند و پیراهن سپید بختی‌ام را گلگون کرده است.
آری! دلم دست به خودکشی زده است که شاید تویی که در لا‌به‌لای بطن‌ها و عروق‌اش لانه گزیده‌ای را طرد کند.
نت‌هایی که می‌نوازی در گوشه به گوشه‌ی خانه فریاد خاموشی سر می‌دهند و گویی پیانویت تبدیل به پیانولایی شده است که تو را دوباره برای من به ارمغان آورد... .


در صورت بیان ایرادات توسط ناظر، آیا خودتان آنها را ویرایش می‌کنید یا به ناظر واگذار می‌کنید؟ به ناظر واگذار می‌کنم.

مورخ ثبت درخواست: 2025-02-22
سلام و درود.
با درخواست نظارت شما موافقت شد.✅
ناظر شما: @Blueberry
لطفا منتظر گفت‌و‌گویی از جانب ناظر خود بمانید.
موفق و موید باشید.🤍🤝
 
  • لـایک
واکنش‌ها[ی پسندها]: mahban

mahban

کاربر نقره‌ای
تاریخ ثبت‌نام
2024-07-04
نوشته‌ها
2,019
سکه
34,189
نام‌کاربری: mahban

نام و نام خانوادگی: Mahban Nami

نوع کتاب: شعر

عنوان کتاب: مجموعه اشعار رهگذر

ژانر کتاب: عاشقانه و احساسی

نویسنده کتاب: Mahban

زبان اصلی کتاب: فارسی

تعداد صفحات (پارت)‌: نامشخص

خلاصه کتاب: ویرایش میشه

مقدمه کتاب: چیزی بگو.
گاهی چنانم بی تو
که عبور سایه‌ام از کنارم،
نگرانم می‌کند.

‌شمس لنگرودی


در صورت بیان ایرادات توسط ناظر، آیا خودتان آنها را ویرایش می‌کنید یا به ناظر واگذار می‌کنید؟ به ناظر واگذار می‌کنم.

مورخ ثبت درخواست: 2025-02-24
 

YAS

[ بنیانگذار دوم سایت + مدیریت تالار نظارت ]
عضو کادر مدیریت
تاریخ ثبت‌نام
2024-09-04
نوشته‌ها
1,485
سکه
36,686
نام‌کاربری: mahban

نام و نام خانوادگی: Mahban Nami

نوع کتاب: شعر

عنوان کتاب: مجموعه اشعار رهگذر

ژانر کتاب: عاشقانه و احساسی

نویسنده کتاب: Mahban

زبان اصلی کتاب: فارسی

تعداد صفحات (پارت)‌: نامشخص

خلاصه کتاب: ویرایش میشه

مقدمه کتاب: چیزی بگو.
گاهی چنانم بی تو
که عبور سایه‌ام از کنارم،
نگرانم می‌کند.


‌شمس لنگرودی

در صورت بیان ایرادات توسط ناظر، آیا خودتان آنها را ویرایش می‌کنید یا به ناظر واگذار می‌کنید؟ به ناظر واگذار می‌کنم.

مورخ ثبت درخواست: 2025-02-24
سلام و درود.
با درخواست نظارت شما موافقت شد.✅
ناظر شما: @Narin ✿
لطفا منتظر گفت‌و‌گویی از جانب ناظر خود بمانید.
موفق و موید باشید.🤍🤝
 

BITA-T

کاربر بوکینو
تاریخ ثبت‌نام
2025-02-24
نوشته‌ها
26
سکه
141
نام‌کاربری: BITA-T

نام و نام خانوادگی: بیتا تدین

نوع کتاب: دلنوشته

عنوان کتاب: کسوف

ژانر کتاب: تراژدی، عاشقانه

نویسنده کتاب:

زبان اصلی کتاب:

تعداد صفحات (پارت)‌: نامشخص

خلاصه کتاب: در کسوف جانکاه دلدادگی،
به هنگام لمس آخرین نگاهت و نوازش آخرین بار لبانت،
خورشید جانم چون پروانه‌ای در شعله‌‌ی نبودنت سوخت
و برای همیشه در زیر لایه‌ای از سیاهی‌ها مدفون شد... .


مقدمه کتاب: هزار و هشتصد و بیست و چهار روز است که تو رخت سفرت را بسته‌ای ای‌جان بی‌جانم.
در هر دم و بازدم، صدای بی‌صدای اندوه و هجران بر گلویم طنین‌انداز می‌شود
و من همچون شاپرکی گمشده در پاییز تا ابدالدهر در میان گرد و غبار خاطراتت حیران و سرگردانم.


در صورت بیان ایرادات توسط ناظر، آیا خودتان آنها را ویرایش می‌کنید یا به ناظر واگذار می‌کنید؟ به ناظر واگذار می‌کنم.

مورخ ثبت درخواست: 2025-03-01
 
  • لـایک
واکنش‌ها[ی پسندها]: SEYRAN

YAS

[ بنیانگذار دوم سایت + مدیریت تالار نظارت ]
عضو کادر مدیریت
تاریخ ثبت‌نام
2024-09-04
نوشته‌ها
1,485
سکه
36,686
نام‌کاربری: BITA-T

نام و نام خانوادگی: بیتا تدین

نوع کتاب: دلنوشته

عنوان کتاب: کسوف

ژانر کتاب: تراژدی، عاشقانه

نویسنده کتاب:

زبان اصلی کتاب:

تعداد صفحات (پارت)‌:
نامشخص

خلاصه کتاب: در کسوف جانکاه دلدادگی،
به هنگام لمس آخرین نگاهت و نوازش آخرین بار لبانت،
خورشید جانم چون پروانه‌ای در شعله‌‌ی نبودنت سوخت
و برای همیشه در زیر لایه‌ای از سیاهی‌ها مدفون شد... .


مقدمه کتاب: هزار و هشتصد و بیست و چهار روز است که تو رخت سفرت را بسته‌ای ای‌جان بی‌جانم.
در هر دم و بازدم، صدای بی‌صدای اندوه و هجران بر گلویم طنین‌انداز می‌شود
و من همچون شاپرکی گمشده در پاییز تا ابدالدهر در میان گرد و غبار خاطراتت حیران و سرگردانم.


در صورت بیان ایرادات توسط ناظر، آیا خودتان آنها را ویرایش می‌کنید یا به ناظر واگذار می‌کنید؟ به ناظر واگذار می‌کنم.

مورخ ثبت درخواست: 2025-03-01
سلام و درود.
با درخواست نظارت شما موافقت شد.✅
ناظر شما: @Narin ✿
منتظر گفت‌و‌گویی از جانب ناظر خود بمانید.
موفق و موید باشید.
 

ANLI

کاربر بوکینو
تاریخ ثبت‌نام
2024-09-14
نوشته‌ها
1,187
سکه
6,307
نام‌کاربری: ARNICA

نام و نام خانوادگی: زری

نوع کتاب: رمان

عنوان کتاب: اغواگر عنکبوت

ژانر کتاب: تاریخی، فانتزی، جنایی، عاشقانه

نویسنده کتاب: زری

زبان اصلی کتاب: فارسی

تعداد صفحات (پارت)‌: نامشخص

خلاصه کتاب: مرگ، شبیه یک بوته‌ی تمشک است. کوتاه اما پر از تیغ. زمانی که بچینی‌اش گس است و زیبا اما در عین حال فریبنده. بر روی تنت تیغه‌هایش را می‌زند و تا ابد زخمش بر روی قلبت باقی می‌ماند. بوته‌ی آن وسوسه‌انگیز و فریبنده است؛ اما می‌توان آن را رام و خام کرد. باید رازش را بلد شود تا بتواند او را در مشت بگیرد و اسیرش کند. اغواگر، جادوگری وسوسه‌انگیز که شمول تمام دروغ‌هاست.

مقدمه کتاب: صحبت از جنگ و جنایت است. اغواگری که باری دیگر، با موجودات جوروگومو و گاشادوکورو و پنانگالان می‌جنگد، اما همانند بوته‌ی تمشک فریبنده است. او، آن‌ها را اغواگری می‌‌کند. می‌تواند راز جوروموگو را بفهمد و او را در دستان زمختش بگیرد. سرنوشت آن، اینگونه می‌شود که با اراده‌ی جادوگر زنده بماند و یا با یک اشاره بمیرد. زمانی که تمامی کشورها و شهرها را جنایت فرا گرفته بود، اسپایدرمن باعث شد جنایت‌های کمتری صورت بگیرد و زمانی که دولت فدرال در اشتباه به سر می‌برد و جنایت سهمگینی را گر*دن اسپایدرمن انداخت، او اثبات کرد که یک قهرمان ابرقدرت می‌باشد که به‌جای مرگ به مردم زندگی و به کشور آسایش و آرامش بخشیده است.

در صورت بیان ایرادات توسط ناظر، آیا خودتان آنها را ویرایش می‌کنید یا به ناظر واگذار می‌کنید؟ خودم ویرایش می‌کنم.

مورخ ثبت درخواست: 2025-12-16
 
  • لـایک
واکنش‌ها[ی پسندها]: mahban

ANLI

کاربر بوکینو
تاریخ ثبت‌نام
2024-09-14
نوشته‌ها
1,187
سکه
6,307
نام‌کاربری: ARNICA

نام و نام خانوادگی: زری

نوع کتاب: رمان

عنوان کتاب: نبرد کریستین بایتگ‌ها

ژانر کتاب: تخیلی، فانتزی، عاشقانه

نویسنده کتاب: زری

زبان اصلی کتاب: فارسی

تعداد صفحات (پارت)‌: نامشخص

خلاصه کتاب: زخم‌ها همانند خوره، در انزوای روح و تنش، اندک‌اندک او را می‌خورد تا در تنهاترین جای غریب تمام شود. این دردها را نمی‌توان همانند خنجر اظهار کرد؛ اما می‌تواند در زندگی، آنی از خطر باشد. آن خطر که در سر پرورانده می‌شود. به وسیله‌ی کسانی است که به او از رگ گر*دن هم نزدیک‌تراند. سعی می‌کنند با خنجر، او را در برزخی از ج*ن*س باروت بیندازند. اما تلاش‌های پی‌درپی کریستین بایتگ‌ها هم چندان بی‌تاثیر نیست. آن‌ها از جان مایه می‌گذارند تا مردم آسایش و قرار داشته باشند. از جانشان در برابر دشمنان کشورشان، محافظت می‌کنند.

مقدمه کتاب: افسانه‌ها به دست خودمان نوشته می‌شوند
زمانی که همه چیز در قعر فراموشی بود آن‌گاه افسانه‌ها به وجود آمدند تا زندگی ما تنها رنگِ سیاهی نداشته باشد، این زندگی به رنگ‌های دیگر هم وابسته است. افسانه‌ها آمدند تا با رنگ‌‌های دیگر کامل و آمیخته شوند. افسانه یعنی همان نبرد کریستین بایتگ‌ها که تصویری از جنجگوترین و عاشقان ماه و تاریخ کهن را برای ما زنده کنند و به تصویر بکشند.


در صورت بیان ایرادات توسط ناظر، آیا خودتان آنها را ویرایش می‌کنید یا به ناظر واگذار می‌کنید؟ خودم ویرایش می‌کنم.

مورخ ثبت درخواست: 2025-12-16
 
  • لـایک
واکنش‌ها[ی پسندها]: mahban

YAS

[ بنیانگذار دوم سایت + مدیریت تالار نظارت ]
عضو کادر مدیریت
تاریخ ثبت‌نام
2024-09-04
نوشته‌ها
1,485
سکه
36,686
نام‌کاربری: ARNICA

نام و نام خانوادگی: زری

نوع کتاب: رمان

عنوان کتاب: اغواگر عنکبوت

ژانر کتاب: تاریخی، فانتزی، جنایی، عاشقانه

نویسنده کتاب: زری

زبان اصلی کتاب: فارسی

تعداد صفحات (پارت)‌: نامشخص

خلاصه کتاب: مرگ، شبیه یک بوته‌ی تمشک است. کوتاه اما پر از تیغ. زمانی که بچینی‌اش گس است و زیبا اما در عین حال فریبنده. بر روی تنت تیغه‌هایش را می‌زند و تا ابد زخمش بر روی قلبت باقی می‌ماند. بوته‌ی آن وسوسه‌انگیز و فریبنده است؛ اما می‌توان آن را رام و خام کرد. باید رازش را بلد شود تا بتواند او را در مشت بگیرد و اسیرش کند. اغواگر، جادوگری وسوسه‌انگیز که شمول تمام دروغ‌هاست.

مقدمه کتاب: صحبت از جنگ و جنایت است. اغواگری که باری دیگر، با موجودات جوروگومو و گاشادوکورو و پنانگالان می‌جنگد، اما همانند بوته‌ی تمشک فریبنده است. او، آن‌ها را اغواگری می‌‌کند. می‌تواند راز جوروموگو را بفهمد و او را در دستان زمختش بگیرد. سرنوشت آن، اینگونه می‌شود که با اراده‌ی جادوگر زنده بماند و یا با یک اشاره بمیرد. زمانی که تمامی کشورها و شهرها را جنایت فرا گرفته بود، اسپایدرمن باعث شد جنایت‌های کمتری صورت بگیرد و زمانی که دولت فدرال در اشتباه به سر می‌برد و جنایت سهمگینی را گر*دن اسپایدرمن انداخت، او اثبات کرد که یک قهرمان ابرقدرت می‌باشد که به‌جای مرگ به مردم زندگی و به کشور آسایش و آرامش بخشیده است.

در صورت بیان ایرادات توسط ناظر، آیا خودتان آنها را ویرایش می‌کنید یا به ناظر واگذار می‌کنید؟ خودم ویرایش می‌کنم.

مورخ ثبت درخواست: 2025-12-16
سلام و درود.
با درخواست نظارت شما موافقت شد.
ناظر شما: @Narin ✿
لطفا منتظر گفت‌و‌گویی از جانب ناظر خود بمانید.
موفق و موید باشید.🤝🤍
 
  • واو
واکنش‌ها[ی پسندها]: SEYRAN

بازدید کنندگان موضوع (تعداد: 7) مشاهده جزئیات

بالا