What's new

بزرگترین مرجع تایپِ کتاب | بوکینو | بهترین انجمن فرهنگی و هنری

انجمن فرهنگی بوکینو، مکانی‌ برای انتشار و تایپ آثارِ شما عزیزان بوده و طبقِ قوانین جمهوری اسلامی ایران اداره می‌شود. هدف ما همواره ایجاد یک محیط گرم و صمیمانه است. برای دسترسی به امکانات انجمن و تعامل در آن، همین حالا ثبت نام کنید.

سوالات متداول

آموزش کار با انجمن را از این لینک مطالعه کنید.

ایجاد موضوع

برای شروع موضوعی در تالار مورد نظر خود بفرستید.

کسب مقام

به خانواده‌ی بزرگ بوکینو بپیوندید!
  • ✵ انجمن رمانِ بوکـــیــنــو✵

    بزرگترین انجمن فرهنگی و کتابخانه‌ی مجازی ایران!

SETAYESH.M

[مدیریت ارشد بخش خدماتینو]
Staff member
LV
0
 
Joined
Mar 14, 2023
Messages
305
Reaction score
1,001
Time online
7d 55m
Points
288
Location
تــهــران
سکه
1,897
  • #1
این چه عشقی است که در دل دارم
من از این عشق چه حاصل دارم
می گیریزی زمن و در طلبت
بازهم کوشش باطل دارم
 
  • قلب
Reactions: AVA

Melina.N

[مدیریت بازنشسته تالار شعر]
LV
1
 
Joined
Aug 19, 2023
Messages
124
Reaction score
730
Time online
1d 10h 41m
Points
228
Awards
1
Location
جزیره داستان
سکه
911
  • #2
از من رمیده‌ای و منِ ساده‌ دل هنوز ؛
بی مهری و جفای تو باور نمی‌کنم
دل را چنان به مِهر تو بستم که بعد از این
دیگر هوای دلبر دیگر نمی‌کنم ...
 

Melina.N

[مدیریت بازنشسته تالار شعر]
LV
1
 
Joined
Aug 19, 2023
Messages
124
Reaction score
730
Time online
1d 10h 41m
Points
228
Awards
1
Location
جزیره داستان
سکه
911
  • #3
باز در چهرهٔ خاموش خیال
خنده زد چشم گناه آموزت
باز من ماندم و در غربت دل
حسرت بوسهٔ هستی سوزت


باز من ماندم و یک مشت هوس
باز من ماندم و یک مشت امید
یاد آن پرتو سوزندهٔ عشق
که ز چشمت به دل من تابید


باز در خلوت من دست خیال
صورت شاد تو را نقش نمود
بر لبانت هوس مستی ریخت
در نگاهت عطش طوفان بود


یاد آن شب که تو را دیدم و گفت
دل من با دلت افسانهٔ عشق
چشم من دید در آن چشم سیاه
نگهی تشنه و دیوانهٔ عشق


یاد آن بوسه که هنگام وداع
بر لبم شعلهٔ حسرت افروخت
یاد آن خندهٔ بیرنگ و خموش
که سراپای وجودم را سوخت


رفتی و در دل من ماند به جای
عشقی آلوده به نومیدی و درد
نگهی گمشده در پردهٔ اشک
حسرتی یخ زده در خندهٔ سرد


آه اگر باز بسویم آیی
دیگر از کف ندهم آسانت
ترسم این شعلهٔ سوزندهٔ عشق
آخر آتش فکند بر جانت
 

Melina.N

[مدیریت بازنشسته تالار شعر]
LV
1
 
Joined
Aug 19, 2023
Messages
124
Reaction score
730
Time online
1d 10h 41m
Points
228
Awards
1
Location
جزیره داستان
سکه
911
  • #4
از خانهٔ بلوری ماهی ها
دیگر صدای آب نمی آمد

#فروغ_فرخزاد
 

Melina.N

[مدیریت بازنشسته تالار شعر]
LV
1
 
Joined
Aug 19, 2023
Messages
124
Reaction score
730
Time online
1d 10h 41m
Points
228
Awards
1
Location
جزیره داستان
سکه
911
  • #5
بعد از او بر هر چه رو كردم
ديدم افسون سرابی بود
آنچه می‌گشتم به دنبالش
وای بر من، نقش خوابی بود
 

Melina.N

[مدیریت بازنشسته تالار شعر]
LV
1
 
Joined
Aug 19, 2023
Messages
124
Reaction score
730
Time online
1d 10h 41m
Points
228
Awards
1
Location
جزیره داستان
سکه
911
  • #6
از هیچ سوی این شب منفور
نقبی به سوی نور نخواهد زد ؟
 

Melina.N

[مدیریت بازنشسته تالار شعر]
LV
1
 
Joined
Aug 19, 2023
Messages
124
Reaction score
730
Time online
1d 10h 41m
Points
228
Awards
1
Location
جزیره داستان
سکه
911
  • #7
تو را می خواهم و دانم که هرگز
به کام دل در آغوشت نگیرم
تویی آن آسمان صاف و روشن
من این کنج قفس ، مرغی اسیرم


ز پشت میله های سرد تیره
نگاه حسرتم حیران به رویت
در این فکرم که دستی پیش آید
و من ناگه گشایم پر به سویت


در این فکرم که در یک لحظه غفلت
از این زندان خامُش پر بگیرم
به چشم مرد زندانبان بخندم
کنارت زندگی از سر بگیرم


در این فکرم من و دانم که هرگز
مرا یارای رفتن زین قفس نیست
اگر هم مرد زندانبان بخواهد
دگر از بهر پروازم نفس نیست


ز پشت میله ها هر صبح روشن
نگاه کودکی خندد به رویم
چو من سر می کنم آواز شادی
لبش با بوسه می آید به سویم


اگر ای آسمان ، خواهم که یک روز
از این زندان خامُش پر بگیرم
به چشم کودک گریان چه گویم
ز من بگذر ، که من مرغی اسیرم


من آن شمعم که با سوز دل خویش
فروزان می کنم ویرانه ای را
اگر خواهم که خاموشی گزینم
پریشان می کنم کاشانه ای را
 

Melina.N

[مدیریت بازنشسته تالار شعر]
LV
1
 
Joined
Aug 19, 2023
Messages
124
Reaction score
730
Time online
1d 10h 41m
Points
228
Awards
1
Location
جزیره داستان
سکه
911
  • #8
می روم خسته و افسرده و زار
سوی منزلگه ویرانهٔ خویش
به خدا می برم از شهر شما
دل شوریده و دیوانهٔ خویش


می برم تا که در آن نقطهٔ دور
شستشویش دهم از رنگ گناه
شستشویش دهم از لکهٔ عشق
زین همه خواهش بیجا و تباه


می برم تا ز تو دورش سازم
ز تو ، ای جلوهٔ امید محال
می برم زنده بگورش سازم
تا از این پس نکند یاد وصال


ناله می لرزد ، می رقصد اشک
آه ، بگذار که بگریزم من
از تو ، ای چشمهٔ جوشان گناه
شاید آن به که بپرهیزم من


به خدا غنچهٔ شادی بودم
دست عشق آمد و از شاخم چید
شعلهٔ آه شدم صد افسوس
که لبم باز بر آن ل*ب نرسید


عاقبت بند سفر پایم بست
می روم ، خنده به ل*ب ، خونین دل
می روم از دل من دست بدار
ای امید عبث بی حاصل
 

Melina.N

[مدیریت بازنشسته تالار شعر]
LV
1
 
Joined
Aug 19, 2023
Messages
124
Reaction score
730
Time online
1d 10h 41m
Points
228
Awards
1
Location
جزیره داستان
سکه
911
  • #9
همیشه سعی کرده ام مثل یک در بسته باشم
تا زندگی وحشتناک درونیم را کسی نبیند و
نشناسد..!
 

Melina.N

[مدیریت بازنشسته تالار شعر]
LV
1
 
Joined
Aug 19, 2023
Messages
124
Reaction score
730
Time online
1d 10h 41m
Points
228
Awards
1
Location
جزیره داستان
سکه
911
  • #10
پر از شهاب می شود
تو آمدی ز دورها و دورها
ز سرزمین عطر ها و نورها
نشانده ای مرا کنون به زورقی
ز عاجها ، ز ابرها ، بلورها
مرا ببر امید دلنواز من
ببر به شهر شعر ها و شورها
 

Who has read this thread (Total: 0) View details

shape1
shape2
shape3
shape4
shape5
shape6
Top Bottom