• ✵ انجمن رمانِ بوکـــیــنــو✵

    بزرگترین انجمن فرهنگی و کتابخانه‌ی مجازی ایران!

    🛍️ ورود به فروشگاه بوکینو

  • دوستان و همراهان و مهمانان گرامی، اگر در رابطه با ثبت‌نام یا اکانت خود در انجمن با هرگونه مشکل یا سوالی مواجه شدید، لطفاً بدون نگرانی به آیدی زیر مراجعه فرمایید تا در اسرع وقت رسیدگی شود:

    ✵ @KibiBayat1 (روبیکا، ایتا) ✵

    ✵ @yasnanhtt (تلگرام) ✵

    تیم پشتیبانی بوکینو آماده‌ی پاسخگویی و حل مشکلات شماست.🙏

Emily

کاربر بوکینو
تاریخ ثبت‌نام
2025-10-23
نوشته‌ها
23
سکه
85
سلام، درخواست تعیین ناظر.
نام اثر: کبوترهای بلورین
نوع اثر: داستان کوتاه.
نام نویسنده: شهرزاد قصه‌گو
در صورت وجود اشتباه: خودم ویرایش می‌کنم.
تعداد پارت: بین ۱۵-۲۰.
ژانر: روانشناختی.
خلاصه: آسمان مملوء از کبوترانی از جنس عاج و بلور بود. زیبا می‌نمودند؛ لیکن کمتر از باد کافی بود تا بر زمین بیفتند.
آنان را می‌دید و به آدمیان می‌نگریست که به زیبایی‌اشان خیره می‌شدند.
کبوتری از جنس گوشت و پر و استخوان وجود نداشت، یا آن‌ها فقط در هیاهوی شیشه‌ایان گم می‌شدند؟
 
آخرین ویرایش:

؛Raha Adabagheri؛

کاربر بوکینو
تاریخ ثبت‌نام
2024-12-06
نوشته‌ها
282
سکه
1,395
سلام وقت بخیر درخواست ناظر دارم

نام اثر: آبینه
نام نویسنده: رها آداباقری
ژانر: عاشقانه،اجتماعی
خلاصه:
قلمم را روی کاغذ می‌چرخانم و از آبینه می‌نویسم؛
از آبینه‌ای که با از دست دادن‌های زندگی غریبه نیست و با اشک‌هایی که آرام‌آرام در گوشه‌ی چشمانش جوانه می‌زنند، آشناست.
آبینه، قصه‌ی خواستن و نرسیدن و همچنان خواستن است
آرزوهایی که هرچه بیشتر به آن‌ها نزدیک می‌شوی، دورتر به نظر می‌رسند. روایت بزرگ شدن، درست در میان روزهایی که زندگی چیزی جزٔ سختی برایت به ارمغان ندارد.
سخت است؛ آدم بودن را می‌گویم؛ از آدم‌هایی می‌گویم که گاهی مجبورند لبخند بزنند، حتی وقتی چیزی درونشان فرو ریخته است؛ آدم‌هایی که از ترسیدن خسته‌اند، اما هنوز چیزی در وجودشان برای ادامه دادن باقی مانده.

مقدمه:
من او بدم من او شدم

با او بدم بی او شدم

در عشق او چون او شدم

زین رو چنین بی‌سو شدم


مولانا
 

YAS

[ بنیانگذار دوم سایت + مدیریت تالار نظارت ]
عضو کادر مدیریت
تاریخ ثبت‌نام
2024-09-04
نوشته‌ها
1,514
سکه
36,831
سلام وقت بخیر درخواست ناظر دارم

نام اثر: آبینه
نام نویسنده: رها آداباقری
ژانر: عاشقانه،اجتماعی
خلاصه:
قلمم را روی کاغذ می‌چرخانم و از آبینه می‌نویسم؛
از آبینه‌ای که با از دست دادن‌های زندگی غریبه نیست و با اشک‌هایی که آرام‌آرام در گوشه‌ی چشمانش جوانه می‌زنند، آشناست.
آبینه، قصه‌ی خواستن و نرسیدن و همچنان خواستن است
آرزوهایی که هرچه بیشتر به آن‌ها نزدیک می‌شوی، دورتر به نظر می‌رسند. روایت بزرگ شدن، درست در میان روزهایی که زندگی چیزی جزٔ سختی برایت به ارمغان ندارد.
سخت است؛ آدم بودن را می‌گویم؛ از آدم‌هایی می‌گویم که گاهی مجبورند لبخند بزنند، حتی وقتی چیزی درونشان فرو ریخته است؛ آدم‌هایی که از ترسیدن خسته‌اند، اما هنوز چیزی در وجودشان برای ادامه دادن باقی مانده.

مقدمه:
من او بدم من او شدم

با او بدم بی او شدم

در عشق او چون او شدم

زین رو چنین بی‌سو شدم


مولانا
سلام و درود.
با درخواست نظارت شما موافقت شد.✅
ناظر شما: @Rezi
لطفا منتظر گفت‌و‌گویی از جانب ناظر خود بمانید و تاپیک اثر خود را تا زمان تایید توسط ناظر ایجاد نکنید.
موفق و موید باشید.🤝
🤍
​
 

بازدید کنندگان موضوع (تعداد: 6) مشاهده جزئیات

بالا