• ✵ انجمن رمانِ بوکـــیــنــو✵

    بزرگترین انجمن فرهنگی و کتابخانه‌ی مجازی ایران!

    🛍️ ورود به فروشگاه بوکینو

  • دوستان و همراهان و مهمانان گرامی، اگر در رابطه با ثبت‌نام یا اکانت خود در انجمن با هرگونه مشکل یا سوالی مواجه شدید، لطفاً بدون نگرانی به آیدی زیر مراجعه فرمایید تا در اسرع وقت رسیدگی شود:

    ✵ @KibiBayat1 (روبیکا، ایتا) ✵

    ✵ @yasnanhtt (تلگرام) ✵

    تیم پشتیبانی بوکینو آماده‌ی پاسخگویی و حل مشکلات شماست.🙏

YAS

[ بنیانگذار دوم سایت + مدیریت تالار نظارت ]
عضو کادر مدیریت
تاریخ ثبت‌نام
2024-09-04
نوشته‌ها
1,485
سکه
36,686
درخواست نظارت رمان:
نام کتاب:
«قیام ماه: آواز در تاریکی»
ژانر:
تاریخی، عاشقانه
خلاصه:
در اعماق شهری پر از خون و دود، آواز پرنسسی جوان سکوت شب را می‌شکند.
لارا، دختر ولیعهدِ کشته شده؛ زخمی و سرکش، در تاریک‌ترین مخفیگاه‌ِ شهر پنهان می‌‌شود.
غرور، آتشِ درون و اراده‌ای که نمی‌میرد، او را زنده نگه داشته و هر نفسش بانگِ ظهور زنی‌ست که جهان را با حضور خود تکان خواهد داد.
بی‌آنکه بداند، قلبش در مسیری قدم می‌گذارد که عشق را به خطرناک‌ترین سلاحِ سرنوشتش بدل خواهد کرد!
سلام و درود.
با درخواست نظارت شما موافقت شد.✅
ناظر شما: @YAS
لطفا منتظر گفت‌و‌گویی از جانب ناظر خود بمانید و تاپیک اثر خود را تا زمان تایید توسط ناظر ایجاد نکنید.
موفق و موید باشید.🤝
🤍
 

پناه

کاربر بوکینو
تاریخ ثبت‌نام
2024-12-29
نوشته‌ها
182
سکه
893
درود.
درخواست ناظر دارم.
عنوان دلنوشته: پژواک
ژانر: تراژدی ـ عاشقانه
خلاصه:
در حوالی خواب‌هایم، میان انبوهی از سایه‌های گمشده، نام تو می‌پیچد؛
صدایی که از عمق چاه‌های فراموشی برمی‌خیزد و هربار که به دیوارهای قلبم می‌خورد،
خونی تازه از زخم‌های کهنه می‌جوشد.
من، عاشقی سرگردان در کویر تنهایی، دست‌هایم را به باد می‌سپارم تا تو را لمس کنند،
اما باد خیانتکار، فقط شمیم موهایت را می‌آورد؛ عطری که همچون خنجری در سینه‌ام فرو می‌رود.
و اشک‌هایم را به باران شب‌های بی‌انتها مبدل می‌کند.
حالا هر پژواک، فریاد روح توست که در رگ‌هایم می‌دود،
و عشق، این شمع نیمه‌سوخته در باد سرنوشت، شعله‌ورتر می‌سوزد و خاموش‌تر می‌شود.
بیا، حتی اگر سایه‌ای، حتی اگر رویایی، تا در آغوش این تراژدی ابدی دوباره بمیریم از عشق...
و زنده شویم در پژواک یکدیگر.
 

پناه

کاربر بوکینو
تاریخ ثبت‌نام
2024-12-29
نوشته‌ها
182
سکه
893
درود درخواست ناظر دارم
عنوان دلنوشته: بانگ سیسیفوس
ژانر: تراژدی ـ فلسفی
مقدمه:
سیسیفوس محکوم بود سنگی را تا قله ببرد، تنها برای آن‌که هربار فروغلتد و دوباره آغاز کند.
اما شاید تراژدی او نه در سنگ بود و نه در سقوط؛
تراژدی در این بود که هربار، میان امید و یأس، سکوت می‌کرد.
این نوشته، بانگ همان سکوت است؛
فریادی در تکرارِ چرخه‌ی بی‌پایان، میان بودن و بیهودگی.
*سیسیفوس، پادشاهی از اسطوره‌های کهن بود که به سبب فریب دادن خدایان، به مجازاتی ابدی محکوم شد: او باید سنگی عظیم را تا بالای کوهی می‌غلتاند، اما هر بار پیش از رسیدن به قله، سنگ فرو می‌افتاد و کار از نو آغاز می‌شد؛ نمادی از تلاش بی‌پایان و بی‌ثمر.
 
آخرین ویرایش:

YAS

[ بنیانگذار دوم سایت + مدیریت تالار نظارت ]
عضو کادر مدیریت
تاریخ ثبت‌نام
2024-09-04
نوشته‌ها
1,485
سکه
36,686
درود.
درخواست ناظر دارم.
عنوان دلنوشته: پژواک
ژانر: تراژدی ـ عاشقانه
خلاصه:
در حوالی خواب‌هایم، میان انبوهی از سایه‌های گمشده، نام تو می‌پیچد؛
صدایی که از عمق چاه‌های فراموشی برمی‌خیزد و هربار که به دیوارهای قلبم می‌خورد،
خونی تازه از زخم‌های کهنه می‌جوشد.
من، عاشقی سرگردان در کویر تنهایی، دست‌هایم را به باد می‌سپارم تا تو را لمس کنند،
اما باد خیانتکار، فقط شمیم موهایت را می‌آورد؛ عطری که همچون خنجری در سینه‌ام فرو می‌رود.
و اشک‌هایم را به باران شب‌های بی‌انتها مبدل می‌کند.
حالا هر پژواک، فریاد روح توست که در رگ‌هایم می‌دود،
و عشق، این شمع نیمه‌سوخته در باد سرنوشت، شعله‌ورتر می‌سوزد و خاموش‌تر می‌شود.
بیا، حتی اگر سایه‌ای، حتی اگر رویایی، تا در آغوش این تراژدی ابدی دوباره بمیریم از عشق...
و زنده شویم در پژواک یکدیگر.
درود درخواست ناظر دارم
عنوان دلنوشته: بانگ سیسیفوس
ژانر: تراژدی ـ فلسفی
مقدمه:
سیسیفوس محکوم بود سنگی را تا قله ببرد، تنها برای آن‌که هربار فروغلتد و دوباره آغاز کند.
اما شاید تراژدی او نه در سنگ بود و نه در سقوط؛
تراژدی در این بود که هربار، میان امید و یأس، سکوت می‌کرد.
این نوشته، بانگ همان سکوت است؛
فریادی در تکرارِ چرخه‌ی بی‌پایان، میان بودن و بیهودگی.
*سیسیفوس، پادشاهی از اسطوره‌های کهن بود که به سبب فریب دادن خدایان، به مجازاتی ابدی محکوم شد: او باید سنگی عظیم را تا بالای کوهی می‌غلتاند، اما هر بار پیش از رسیدن به قله، سنگ فرو می‌افتاد و کار از نو آغاز می‌شد؛ نمادی از تلاش بی‌پایان و بی‌ثمر.
سلام و درود.
با درخواست نظارت شما موافقت شد.✅
ناظر شما: @TWCA
لطفا منتظر گفت‌و‌گویی از جانب ناظر خود بمانید و تاپیک اثر خود را تا زمان تایید توسط ناظر ایجاد نکنید.
موفق و موید باشید.🤝
🤍
 

foruzan

[مدیر آزمایشی موسیقی]
تاریخ ثبت‌نام
2025-03-19
نوشته‌ها
142
سکه
917
سلام وقت بخیر
درخواست ناظر برای رمانم رو دارم
عنوان: مِهِ خون
ژانر: جنایی، معمایی، عاشقانه
خلاصه رمان: لندن، ۱۹۲۱.
شهری که فس*اد مثل مه در کوچه‌هایش پیچیده.
شهری که نفس‌هایش بوی راز می‌دهد و دیوارهایش گوش دارند.
شب‌هایی که مه از پنجره‌ها به درون می‌خزد و روی سینه‌ی آدم می‌نشیند.
شب‌هایی که سایه‌ها زنده می‌شوند و روی دیوار قصه می‌گویند.
در یکی از همین شب‌ها، کسی مرد.
و کسی دیگر، بی‌آنکه بداند، راهی شد برای پیدا کردن حقیقتی که خودش هم نمی‌دانست چیست.
 
آخرین ویرایش:

YAS

[ بنیانگذار دوم سایت + مدیریت تالار نظارت ]
عضو کادر مدیریت
تاریخ ثبت‌نام
2024-09-04
نوشته‌ها
1,485
سکه
36,686
سلام وقت بخیر
درخواست ناظر برای رمانم رو دارم
عنوان: مِهِ خون
ژانر: جنایی، معمایی، عاشقانه
خلاصه رمان: لندن، ۱۹۲۱.
شهری که فس*اد مثل مه در کوچه‌هایش پیچیده.
شهری که نفس‌هایش بوی راز می‌دهد و دیوارهایش گوش دارند.
شب‌هایی که مه از پنجره‌ها به درون می‌خزد و روی سینه‌ی آدم می‌نشیند.
شب‌هایی که سایه‌ها زنده می‌شوند و روی دیوار قصه می‌گویند.
در یکی از همین شب‌ها، کسی مرد.
و کسی دیگر، بی‌آنکه بداند، راهی شد برای پیدا کردن حقیقتی که خودش هم نمی‌دانست چیست.
سلام و درود.
با درخواست نظارت شما موافقت شد.✅
ناظر شما: @Rezi
لطفا منتظر گفت‌و‌گویی از جانب ناظر خود بمانید و تاپیک اثر خود را تا زمان تایید توسط ناظر ایجاد نکنید.
موفق و موید باشید.🤝
🤍
 
  • قلب
واکنش‌ها[ی پسندها]: foruzan

سارابـهار❁

[نویسنده برتر بوکینو]
تاریخ ثبت‌نام
2025-02-16
نوشته‌ها
259
سکه
1,263
دروود♡
درخواست تایید رمان
عنوان رمان: نایرول
ژانر: فانتزی
نویسنده: سارابهار

خلاصه:
پس از نشر فیلمی ابر شرورانه، تصویری تاریک و شیطانی از بزرگ‌ترین ابر قهرمان جهان ساخته می‌شود. قهرمانی که سال‌ها ناجی بشر بوده، ناگهان در نگاه مردم به هیولایی قدرت‌طلب تبدیل می‌شود. شبکه‌های اجتماعی پر می‌شود از تمسخر، تئوری توطئه و نفرت و حالا او... .
 
  • قلب
واکنش‌ها[ی پسندها]: Rezi

YAS

[ بنیانگذار دوم سایت + مدیریت تالار نظارت ]
عضو کادر مدیریت
تاریخ ثبت‌نام
2024-09-04
نوشته‌ها
1,485
سکه
36,686
دروود♡
درخواست تایید رمان
عنوان رمان: نایرول
ژانر: فانتزی
نویسنده: سارابهار

خلاصه:
پس از نشر فیلمی ابر شرورانه، تصویری تاریک و شیطانی از بزرگ‌ترین ابر قهرمان جهان ساخته می‌شود. قهرمانی که سال‌ها ناجی بشر بوده، ناگهان در نگاه مردم به هیولایی قدرت‌طلب تبدیل می‌شود. شبکه‌های اجتماعی پر می‌شود از تمسخر، تئوری توطئه و نفرت و حالا او... .
سلام و درود.
با درخواست نظارت شما موافقت شد.✅
ناظر شما: @Rezi
لطفا منتظر گفت‌و‌گویی از جانب ناظر خود بمانید و تاپیک اثر خود را تا زمان تایید توسط ناظر ایجاد نکنید.
موفق و موید باشید.🤝
🤍
 

.Mahdieh

کاربر بوکینو
تاریخ ثبت‌نام
2023-07-11
نوشته‌ها
245
سکه
786
باسلام... درخواست تائید رمانم رو دارم•
نام اثر: تلاقی لغزان
نام نویسنده: مهدیه مومنی
ژانر: عاشقانه، اجتماعی
خلاصه: در زندگی میشود انتخاب کرد، دختر داستان ما هم انتخاب می کند، اما آیا ته این انتخاب، اوج است یا ذلت؟!
مقدمه: می گویند در زندگی، آدمیزاد باید حق انتخاب داشته باشد!
من میگویم نه، کاش گاهی حق انتخاب نداشتند!
شاید بپرسید این نویسنده چه می گوید!
اما من می گویم وقتی قرار است بعضی از انتخاب ها به تباهی برسد، کاش هیچ وقت گرفته نمی شد.
وقتی انتخاب خوب است که تو را به اوج برساند نه اینکه به ذلت بکشاند.
گاهی انتخاب هایمان، ما را در راهی قرار می دهد که هیچ وقت انتظارش را نداشتیم.
آن چیزهایی که در ذهنمان پرسه میزند، نمی شود و می شود آنچه نباید بشود!
درست انتخاب کنیم، زندگی هایمان با انتخاب هایمان جلو می رود و سرنوشتمان با انتخاب هایمان رقم می خورد!
 

YAS

[ بنیانگذار دوم سایت + مدیریت تالار نظارت ]
عضو کادر مدیریت
تاریخ ثبت‌نام
2024-09-04
نوشته‌ها
1,485
سکه
36,686
باسلام... درخواست تائید رمانم رو دارم•
نام اثر: تلاقی لغزان
نام نویسنده: مهدیه مومنی
ژانر: عاشقانه، اجتماعی
خلاصه: در زندگی میشود انتخاب کرد، دختر داستان ما هم انتخاب می کند، اما آیا ته این انتخاب، اوج است یا ذلت؟!
مقدمه: می گویند در زندگی، آدمیزاد باید حق انتخاب داشته باشد!
من میگویم نه، کاش گاهی حق انتخاب نداشتند!
شاید بپرسید این نویسنده چه می گوید!
اما من می گویم وقتی قرار است بعضی از انتخاب ها به تباهی برسد، کاش هیچ وقت گرفته نمی شد.
وقتی انتخاب خوب است که تو را به اوج برساند نه اینکه به ذلت بکشاند.
گاهی انتخاب هایمان، ما را در راهی قرار می دهد که هیچ وقت انتظارش را نداشتیم.
آن چیزهایی که در ذهنمان پرسه میزند، نمی شود و می شود آنچه نباید بشود!
درست انتخاب کنیم، زندگی هایمان با انتخاب هایمان جلو می رود و سرنوشتمان با انتخاب هایمان رقم می خورد!
سلام و درود.
با درخواست نظارت شما موافقت شد.✅
ناظر شما: @YAS
لطفا منتظر گفت‌و‌گویی از جانب ناظر خود بمانید و تاپیک اثر خود را تا زمان تایید توسط ناظر ایجاد نکنید.
موفق و موید باشید.🤝
🤍
 
  • لـایک
واکنش‌ها[ی پسندها]: .Mahdieh

بازدید کنندگان موضوع (تعداد: 7) مشاهده جزئیات

بالا