• ✵ انجمن رمانِ بوکـــیــنــو✵

    بزرگترین انجمن فرهنگی و کتابخانه‌ی مجازی ایران!

    🛍️ ورود به فروشگاه بوکینو

  • دوستان و همراهان و مهمانان گرامی، اگر در رابطه با ثبت‌نام یا اکانت خود در انجمن با هرگونه مشکل یا سوالی مواجه شدید، لطفاً بدون نگرانی به آیدی زیر مراجعه فرمایید تا در اسرع وقت رسیدگی شود:

    ✵ @KibiBayat1 (روبیکا، ایتا) ✵

    ✵ @yasnanhtt (تلگرام) ✵

    تیم پشتیبانی بوکینو آماده‌ی پاسخگویی و حل مشکلات شماست.🙏

Melina.N

[مدیر بازنشسته]
تاریخ ثبت‌نام
2023-08-19
نوشته‌ها
123
سکه
911
نام‌کاربری: Melina.N

نام و نام خانوادگی: ملینا نامور

نوع کتاب: رمان

عنوان کتاب: میراژ

ژانر کتاب: اجتماعی_معمایی

نویسنده کتاب: ملینا نامور

زبان اصلی کتاب: فارسی

تعداد صفحات (پارت)‌: نامشخص

خلاصه کتاب: خلاصه: می‌گفتند زن باید صبور باشد، باید مادر باشد، اما هیچ‌کس نگفت زن می‌تواند زنده بماند. در شغلی که تنها مُسکن درد دیگران است و در ذهنی که شب‌ها ساکت نمی‌شود! اتفاق‌ها، شبیه همان چیزهایی شدند که نباید واقعی باشند. در جهانی که هر حقیقتی می‌تواند سرابی بیش نباشد. ویان، پزشک مغز و اعصابی در آستانه فروپاشی تحت فشارهای خانواده، سایه‌ای از گذشته گرفتار بازی‌ای می‌شود که مرز واقعیت و توهم را تار می‌کند و در منجلاب دردسر غرق می‌شود تا متوجه بشود خودش را می‌تواند نجات دهد. «میراژ» داستان زنی است که در جستجوی حقیقت،
خودش را در همه مشکلات می‌شکند تا ببیند کدام یک از این دو، سراب است!


مقدمه کتاب: میراژ» داستان زنی است که در جستجوی حقیقت،
خودش را در همه مشکلات می‌شکند تا ببیند کدام یک از این دو، سراب است!


در صورت بیان ایرادات توسط ناظر، آیا خودتان آنها را ویرایش می‌کنید یا به ناظر واگذار می‌کنید؟ خودم ویرایش می‌کنم.

مورخ ثبت درخواست: Jan 24, 2025
 
  • لـایک
واکنش‌ها[ی پسندها]: mahban

YAS

[ بنیانگذار دوم سایت + مدیریت تالار نظارت ]
عضو کادر مدیریت
تاریخ ثبت‌نام
2024-09-04
نوشته‌ها
1,485
سکه
36,686
Username: Arjmand

نام و نام خانوادگی: تهمینه ارجمندپور|کاربر انجمن بوکینو

نوع کتاب: رمان

عنوان کتاب: وصله‌ی جانت شدم

ژانر کتاب: #عاشقانه

نویسنده کتاب: تهمینه ارجمندپور

زبان اصلی کتاب: فارسی

تعداد صفحات (پارت)‌: ۲۰۰

خلاصه کتاب: خلاصه رمان:
روایت داستان عاشقانه‌ی ما در مورد دختری به نام شاهدخت است که با مادر و مادربزرگش در خانواده‌ی مذهبی زندگی می‌کند. علاقه‌ی خامش در نوجوانی به سامان همان قطعه‌ی ناجوری و گمشده‌ایی بود از اهتمامش برای چپانده شدن در زندگی آدمی اشتباه که او را با چالش‌هایِ پرفراز و نشیبی در سرنوشتش روبرو می‌کند. در روز عروسی دختردایی‌اش با رخ دادن سؤتفاهمی، مسیر زندگی‌اش تغییر می‌کند و برای پنهان نمودن فریفتگی‌اش، ناچار به ازدواجی اجباری با پسردایی مغرورش می‌شود. در نهایت پی می‌برد احساسش به ارسلان که حکم دشمنش را دارد، آن‌گونه که همیشه فکر می‌کرد نیست و دوست‌داشتنی وهم‌انگیز تبدیل به وصله‌ی جانش می‌شود. آیا شاهدخت دوباره عشق را در زندگی به دست می‌آورد؟
با پایان خوش.


مقدمه کتاب: نهایت سپاس از خوانندگانی که همچنان در این کتاب با من همراه بودند. زیرا، همه درون خود وصله‌ی جانی برای دوست‌داشتن دارند. حتی آن جایی که خام و هیجان‌زده به آدم‌های اشتباه برمی‌خورند تا قسمتی از تجربه‌ی‌شان شود که چون منطق را نمی‌فهمد، شاید گذر زمان تسکینش ‌دهد"

در صورت بیان ایرادات توسط ناظر، آیا خودتان آنها را ویرایش می‌کنید یا به ناظر واگذار می‌کنید؟ به ناظر واگذار می‌کنم.

مورخ ثبت درخواست: Jul 24, 2025
سلام و درود.
با درخواست نظارت شما موافقت شد.✅
ناظر شما: @Narin ✿
لطفا منتظر گفت‌و‌گویی از جانب ناظر خود بمانید و تاپیک اثر خود را تا زمان تایید توسط ناظر ایجاد نکنید.
موفق و موید باشید.🤝🤍
 

YAS

[ بنیانگذار دوم سایت + مدیریت تالار نظارت ]
عضو کادر مدیریت
تاریخ ثبت‌نام
2024-09-04
نوشته‌ها
1,485
سکه
36,686
نام‌کاربری: Melina.N

نام و نام خانوادگی: ملینا نامور

نوع کتاب: رمان

عنوان کتاب: میراژ

ژانر کتاب: اجتماعی_معمایی

نویسنده کتاب: ملینا نامور

زبان اصلی کتاب: فارسی

تعداد صفحات (پارت)‌: نامشخص

خلاصه کتاب: خلاصه: می‌گفتند زن باید صبور باشد، باید مادر باشد، اما هیچ‌کس نگفت زن می‌تواند زنده بماند. در شغلی که تنها مُسکن درد دیگران است و در ذهنی که شب‌ها ساکت نمی‌شود! اتفاق‌ها، شبیه همان چیزهایی شدند که نباید واقعی باشند. در جهانی که هر حقیقتی می‌تواند سرابی بیش نباشد. ویان، پزشک مغز و اعصابی در آستانه فروپاشی تحت فشارهای خانواده، سایه‌ای از گذشته گرفتار بازی‌ای می‌شود که مرز واقعیت و توهم را تار می‌کند و در منجلاب دردسر غرق می‌شود تا متوجه بشود خودش را می‌تواند نجات دهد. «میراژ» داستان زنی است که در جستجوی حقیقت،
خودش را در همه مشکلات می‌شکند تا ببیند کدام یک از این دو، سراب است!


مقدمه کتاب: میراژ» داستان زنی است که در جستجوی حقیقت،
خودش را در همه مشکلات می‌شکند تا ببیند کدام یک از این دو، سراب است!


در صورت بیان ایرادات توسط ناظر، آیا خودتان آنها را ویرایش می‌کنید یا به ناظر واگذار می‌کنید؟ خودم ویرایش می‌کنم.

مورخ ثبت درخواست: Jan 24, 2025
سلام و درود.
با درخواست نظارت شما موافقت شد.✅
ناظر شما: @yeganeh
لطفا منتظر گفت‌و‌گویی از جانب ناظر خود بمانید و تاپیک اثر خود را تا زمان تایید توسط ناظر ایجاد نکنید.
موفق و موید باشید.🤝🤍
 
  • لـایک
واکنش‌ها[ی پسندها]: mahban

MaHdIs✿°

[مدیر ارشد بخش کتاب+مدیر تالار رمان+ناظر آزمایشی]
عضو کادر مدیریت
تاریخ ثبت‌نام
2025-04-22
نوشته‌ها
275
سکه
1,346
نام‌کاربری: Ayli🌙

نام و نام خانوادگی: آیلی فام

نوع کتاب: رمان

عنوان کتاب: میان آغوش و آماج

ژانر کتاب: عاشقانه معمایی اجتماعی

نویسنده کتاب: آیلی فام

زبان اصلی کتاب: فارسی

تعداد صفحات (پارت)‌: نامشخص

خلاصه کتاب: وقتی نگاه‌ها در دل مه به هم گره می‌خورند، عشق آرام و بی‌صدا میانشان رخنه می‌کند؛
اما هر لبخند، هر سکوت، هر لمس شاید معنایی دیگر داشته باشد.
در جهانِ بی‌اعتمادی و خاطراتِ زخمی، هیچ‌کس آن‌طور که نشان می‌دهد نیست.
و عشق… گاهی تنها پرده‌ای‌ست بر چهره‌ی حقیقت.


مقدمه کتاب: همه‌چیز از یک نگاه شروع شد.
نگاهی که نه وعده بود، نه تهدید، فقط سکوتی مایل به لرز.
جنگل نفس می‌کشید، انگار خودش شاهد چیزی بود که هنوز گفته نشده.
او آمد… نه با فریاد، نه با خنجر، بلکه با حضوری که شبیه آغوش بود و شاید هم آماج.
و من میان حقیقت و خیال، میان خاطره‌های پنهان و لبخندهای ناآشنا فقط ماندم.
با قلبی که نمی‌دانست به کدام سمت بتپد.


در صورت بیان ایرادات توسط ناظر، آیا خودتان آنها را ویرایش می‌کنید یا به ناظر واگذار می‌کنید؟ به ناظر واگذار می‌کنم.

مورخ ثبت درخواست: 2025-06-28
 
  • لـایک
واکنش‌ها[ی پسندها]: mahban

YAS

[ بنیانگذار دوم سایت + مدیریت تالار نظارت ]
عضو کادر مدیریت
تاریخ ثبت‌نام
2024-09-04
نوشته‌ها
1,485
سکه
36,686
نام‌کاربری: Ayli🌙

نام و نام خانوادگی: آیلی فام

نوع کتاب: رمان

عنوان کتاب: میان آغوش و آماج

ژانر کتاب: عاشقانه معمایی اجتماعی

نویسنده کتاب: آیلی فام

زبان اصلی کتاب: فارسی

تعداد صفحات (پارت)‌: نامشخص

خلاصه کتاب: وقتی نگاه‌ها در دل مه به هم گره می‌خورند، عشق آرام و بی‌صدا میانشان رخنه می‌کند؛
اما هر لبخند، هر سکوت، هر لمس شاید معنایی دیگر داشته باشد.
در جهانِ بی‌اعتمادی و خاطراتِ زخمی، هیچ‌کس آن‌طور که نشان می‌دهد نیست.
و عشق… گاهی تنها پرده‌ای‌ست بر چهره‌ی حقیقت.


مقدمه کتاب: همه‌چیز از یک نگاه شروع شد.
نگاهی که نه وعده بود، نه تهدید، فقط سکوتی مایل به لرز.
جنگل نفس می‌کشید، انگار خودش شاهد چیزی بود که هنوز گفته نشده.
او آمد… نه با فریاد، نه با خنجر، بلکه با حضوری که شبیه آغوش بود و شاید هم آماج.
و من میان حقیقت و خیال، میان خاطره‌های پنهان و لبخندهای ناآشنا فقط ماندم.
با قلبی که نمی‌دانست به کدام سمت بتپد.


در صورت بیان ایرادات توسط ناظر، آیا خودتان آنها را ویرایش می‌کنید یا به ناظر واگذار می‌کنید؟ به ناظر واگذار می‌کنم.

مورخ ثبت درخواست: 2025-06-28
سلام و درود.
با درخواست نظارت شما موافقت شد.✅
ناظر شما: @یآس
لطفا منتظر گفت‌و‌گویی از جانب ناظر خود بمانید و تاپیک اثر خود را تا زمان تایید توسط ناظر ایجاد نکنید.
موفق و موید باشید.🤝🤍
 

Vigen

کاربر بوکینو
تاریخ ثبت‌نام
2025-07-26
نوشته‌ها
1
سکه
2
نام‌کاربری: Vigen

نام و نام خانوادگی: محمد منظری

نوع کتاب: رمان

عنوان کتاب: Villager

ژانر کتاب: عاشقانه ، اجتماعی ، دارم

نویسنده کتاب: Vigen

زبان اصلی کتاب: فارسی

تعداد صفحات (پارت)‌: نامشخص

خلاصه کتاب: در روستایی دورافتاده، دختری به نام الی، یتیم و ساده‌دل، زیر نظر خانواده‌ای سخت‌گیر به نام هتر‌برگ بزرگ می‌شود. تنها دلخوشی‌اش دوستی‌ با دختری به نام امیلی است. اما سرنوشت با او بازی می‌کند؛ وقتی برخلاف انتظار، نه امیلی بلکه الی برای ازدواج با مرد مرموز و ثروتمندی به نام ادوارد انتخاب می‌شود — ارباب ناشناخته‌ای که صاحب کل روستاست. ورود الی به دنیای او، آغاز برخورد دو جهان کاملاً متفاوت است: دنیای بی‌پیرایه‌ی روستا و دنیای تاریک، قدرتمند و ناشناخته‌ی شهری

مقدمه کتاب: گاهی سرنوشت بی‌صدا سراغت می‌آید، نه با طوفان، که با سکوتی سنگین.
الی، دختری از دل روستا، زندگی‌اش را میان خاک، باد و نگاه‌های سرد می‌گذراند؛ بی‌پناه، اما با قلبی زنده.
وقتی انتخاب شد — نه برای هدیه، بلکه برای معامله‌ای خاموش — هیچ‌کس فکر نمی‌کرد این دختر ساده‌دل، قدم به دنیایی بگذارد که حتی رؤیاهایش را هم آلوده می‌کند.

دنیای مردی که همه از او حرف می‌زنند، اما هیچ‌کس چهره‌اش را ندیده.
دنیای قدرت، ثروت، و رازهایی که حتی زمان از فاش‌کردنشان می‌ترسد.
این داستان برخورد دو جهان است: جهان سکوت و فرمان، جهان ترس و جسارت.

و شاید... داستان عشقی که هرگز نباید شکل می‌گرفت.


در صورت بیان ایرادات توسط ناظر، آیا خودتان آنها را ویرایش می‌کنید یا به ناظر واگذار می‌کنید؟ خودم ویرایش می‌کنم.

مورخ ثبت درخواست: 1970-01-01
 
  • لـایک
واکنش‌ها[ی پسندها]: mahban

YAS

[ بنیانگذار دوم سایت + مدیریت تالار نظارت ]
عضو کادر مدیریت
تاریخ ثبت‌نام
2024-09-04
نوشته‌ها
1,485
سکه
36,686
نام‌کاربری: Vigen

نام و نام خانوادگی: محمد منظری

نوع کتاب: رمان

عنوان کتاب: Villager

ژانر کتاب: عاشقانه ، اجتماعی ، دارم

نویسنده کتاب: Vigen

زبان اصلی کتاب: فارسی

تعداد صفحات (پارت)‌: نامشخص

خلاصه کتاب: در روستایی دورافتاده، دختری به نام الی، یتیم و ساده‌دل، زیر نظر خانواده‌ای سخت‌گیر به نام هتر‌برگ بزرگ می‌شود. تنها دلخوشی‌اش دوستی‌ با دختری به نام امیلی است. اما سرنوشت با او بازی می‌کند؛ وقتی برخلاف انتظار، نه امیلی بلکه الی برای ازدواج با مرد مرموز و ثروتمندی به نام ادوارد انتخاب می‌شود — ارباب ناشناخته‌ای که صاحب کل روستاست. ورود الی به دنیای او، آغاز برخورد دو جهان کاملاً متفاوت است: دنیای بی‌پیرایه‌ی روستا و دنیای تاریک، قدرتمند و ناشناخته‌ی شهری

مقدمه کتاب: گاهی سرنوشت بی‌صدا سراغت می‌آید، نه با طوفان، که با سکوتی سنگین.
الی، دختری از دل روستا، زندگی‌اش را میان خاک، باد و نگاه‌های سرد می‌گذراند؛ بی‌پناه، اما با قلبی زنده.
وقتی انتخاب شد — نه برای هدیه، بلکه برای معامله‌ای خاموش — هیچ‌کس فکر نمی‌کرد این دختر ساده‌دل، قدم به دنیایی بگذارد که حتی رؤیاهایش را هم آلوده می‌کند.

دنیای مردی که همه از او حرف می‌زنند، اما هیچ‌کس چهره‌اش را ندیده.
دنیای قدرت، ثروت، و رازهایی که حتی زمان از فاش‌کردنشان می‌ترسد.
این داستان برخورد دو جهان است: جهان سکوت و فرمان، جهان ترس و جسارت.

و شاید... داستان عشقی که هرگز نباید شکل می‌گرفت.


در صورت بیان ایرادات توسط ناظر، آیا خودتان آنها را ویرایش می‌کنید یا به ناظر واگذار می‌کنید؟ خودم ویرایش می‌کنم.

مورخ ثبت درخواست: 1970-01-01
سلام و درود.
با درخواست نظارت شما موافقت شد.✅
ناظر شما: @Narin ✿
لطفا منتظر گفت‌و‌گویی از جانب ناظر خود بمانید و تاپیک اثر خود را تا زمان تایید توسط ناظر ایجاد نکنید.
موفق و موید باشید.🤝🤍
 

Darcy

« مدیریت آزمایشی تالار سناریو »
تاریخ ثبت‌نام
2025-06-05
نوشته‌ها
73
سکه
345
Username: Marde_Tanha

نام و نام خانوادگی: حسام.ف

نوع کتاب: رمان

عنوان کتاب: وارث نفرین

ژانر کتاب: #ترسناک #گوتیک

نویسنده کتاب: حسام.ف

زبان اصلی کتاب: فارسی

تعداد صفحات (پارت)‌: نامشخص

خلاصه کتاب: یک نیروی پنهان داره تکه‌تکه آرامش خونه‌ی فرزاد رو می‌بلعه. اتفاقات از کنترل خارجه و هیچ‌کس نمی‌تونه جلوشو بگیره، مگر کسی که خودش، بخشی از همون تاریکیه.

مقدمه کتاب: بعضی چیزها، درست وقتی فکر می‌کنی گذشته است، تازه شروع می‌شود.
ماجراهایی هست که نه در صدا اتفاق می‌افتند، نه در نور؛ بلکه در سکوت، تاریکی و جایی میان باور و خیال.
نه کسی هشدار داده بود، نه چیزی قابل دیدن بود.
اما اتفاقی افتاد و از همان‌جا همه‌چیز تغییر کرد.
حالا هر شب، چیزی هست که نمی‌گذارد بخوابم.
نه به خاطر آن‌چه دیده‌ام...
بلکه به خاطر آن‌چه هنوز ندیده‌ام، اما مطمئنم که نزدیک است.


در صورت بیان ایرادات توسط ناظر، آیا خودتان آنها را ویرایش می‌کنید یا به ناظر واگذار می‌کنید؟ خودم ویرایش می‌کنم.

مورخ ثبت درخواست: 2025-07-29
 
  • لـایک
واکنش‌ها[ی پسندها]: mahban

YAS

[ بنیانگذار دوم سایت + مدیریت تالار نظارت ]
عضو کادر مدیریت
تاریخ ثبت‌نام
2024-09-04
نوشته‌ها
1,485
سکه
36,686
Username: Marde_Tanha

نام و نام خانوادگی: حسام.ف

نوع کتاب: رمان

عنوان کتاب: وارث نفرین

ژانر کتاب: #ترسناک #گوتیک

نویسنده کتاب: حسام.ف

زبان اصلی کتاب: فارسی

تعداد صفحات (پارت)‌: نامشخص

خلاصه کتاب: یک نیروی پنهان داره تکه‌تکه آرامش خونه‌ی فرزاد رو می‌بلعه. اتفاقات از کنترل خارجه و هیچ‌کس نمی‌تونه جلوشو بگیره، مگر کسی که خودش، بخشی از همون تاریکیه.

مقدمه کتاب: بعضی چیزها، درست وقتی فکر می‌کنی گذشته است، تازه شروع می‌شود.
ماجراهایی هست که نه در صدا اتفاق می‌افتند، نه در نور؛ بلکه در سکوت، تاریکی و جایی میان باور و خیال.
نه کسی هشدار داده بود، نه چیزی قابل دیدن بود.
اما اتفاقی افتاد و از همان‌جا همه‌چیز تغییر کرد.
حالا هر شب، چیزی هست که نمی‌گذارد بخوابم.
نه به خاطر آن‌چه دیده‌ام...
بلکه به خاطر آن‌چه هنوز ندیده‌ام، اما مطمئنم که نزدیک است.


در صورت بیان ایرادات توسط ناظر، آیا خودتان آنها را ویرایش می‌کنید یا به ناظر واگذار می‌کنید؟ خودم ویرایش می‌کنم.

مورخ ثبت درخواست: 2025-07-29
سلام و درود.
با درخواست نظارت شما موافقت شد.✅
ناظر شما: @یآس
لطفا منتظر گفت‌و‌گویی از جانب ناظر خود بمانید و تاپیک اثر خود را تا زمان تایید توسط ناظر ایجاد نکنید.
موفق و موید باشید.🤝🤍
 

*RaHa._

نتیجه‌ی اعتماد بی‌جای ما شدین شما!
اشتباه بزرگ انجمن
تاریخ ثبت‌نام
2025-07-18
نوشته‌ها
403
سکه
2,220
نام‌کاربری: *RaHa._

نام و نام خانوادگی: رها سلطانی

نوع کتاب: شعر

عنوان کتاب: سوگاتا

ژانر کتاب: تراژدی

نویسنده کتاب: رها سلطانی

زبان اصلی کتاب: فارسی

تعداد صفحات (پارت)‌: نامشخص

خلاصه کتاب: سوگاتا سفری است به عمق شب‌های بی‌صدا،
جایی که تنهایی چون مه سنگین می‌خزد
و سکوت، زبان بی‌کلام درد است.
این‌جا هر شعر، زمزمه‌ای از دل تاریکی‌ست،
از انتظار و شکستن،
از جستجو و تردید،
از اشکی که به نور بدل می‌شود.
«سوگاتا» نام راهی‌ست،
راهی که از سردی شب عبور می‌کند
و به روشنایی درون می‌رسد؛
به شکوفایی نوری که حتی در خاموشی می‌درخشد... .


مقدمه کتاب: ره‌سپار روشنایی

من،
کسی که سال‌ها درونش را
با صدای آهسته‌ی شب پُر کرده بود،
روزی یاد گرفت
که حتی سکوت،
اگر از درون بجوشد،
می‌تواند
چراغی باشد.
این مجموعه،
صدای عبور است!
از غم،
از بی‌کسی،
از شب‌های بی‌پنجره
تا لحظه‌ای که
نوری، بی‌صدا
در دل آدم شکوفه می‌زند.
سوگاتا،
نام من نیست
نام راهی‌ست
که از تنهایی تا روشنایی می‌گذرد... .

____________________________
سوگاتا: کسی که راه نیکو و روشن را پیموده،
کسی که از تاریکی جهل عبور کرده و به آگاهی و روشنایی رسیده است.
این کلمه یادآور سفر درونی و تحول روحی و نشانه‌ی گذر از تنهایی و سکوت به سوی نور و بیداری است.


در صورت بیان ایرادات توسط ناظر، آیا خودتان آنها را ویرایش می‌کنید یا به ناظر واگذار می‌کنید؟ خودم ویرایش می‌کنم.

مورخ ثبت درخواست: 2025-07-30
 
  • لـایک
واکنش‌ها[ی پسندها]: mahban

بازدید کنندگان موضوع (تعداد: 7) مشاهده جزئیات

بالا