جدیدترین‌ها

بزرگترین مرجع تایپِ کتاب | انجمن رمان نویسی بوکینو

انجمن فرهنگی بوکینو، مکانی‌ برای انتشار و تایپ آثارِ شما عزیزان بوده و طبقِ قوانین جمهوری اسلامی ایران اداره می‌شود. هدف ما همواره ایجاد یک محیط گرم و صمیمانه است. برای دسترسی به امکانات انجمن و تعامل در آن، همین حالا ثبت نام کنید.

سوالات متداول

آموزش کار با انجمن را از این لینک مطالعه کنید.

ایجاد موضوع

برای شروع موضوعی در تالار مورد نظر خود بفرستید.

کسب مقام

به خانواده‌ی بزرگ بوکینو بپیوندید!
  • ✵ انجمن رمانِ بوکـــیــنــو✵

    بزرگترین انجمن فرهنگی و کتابخانه‌ی مجازی ایران!

پگاسوس

Saghar ✿

[مدیر آزمایشی سرگرمی]
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
2025-02-25
نوشته‌ها
601
پسندها
1,011
زمان آنلاین بودن
1d 13h 36m
امتیازها
73
محل سکونت
☁️
سکه
3,179
  • #1
0bb2d4215d5de184c10e9f50ee1d9553.jpg

پگاسوس اسبی بالدار و جاودانه و از اساطیر یونان باستان است. طبق افسانه های یونان باستان، پگاسوس حاصل را*ب*طه مدوسا و پوزئیدون بود.
پوزئیدون که خدای دریاها بود، مدوسا، که دختری زیبا بود را در معبد آتنا اغوا کرد که این امر خشم الهه آتنا را برانگیخت و او مدوسا را به یک گورگون تبدیل کرد.
گورگون ها هیولاهایی مؤنث، با بدنی پوشیده از فلس‌هایی نفوذ ناپذیر، موهایی از مارهای زنده، دندان‌هایی تیز و چهره‌ای چنان زشت بوده‌اند که هر کس به آن‌ها نگاه می‌کرد به سنگ تبدیل می‌شد.
مدوسا در نهایت توسط پرسئوس، یکی دیگر از اساطیر یونان کشته شد و او سر مدوسا را از تنش جدا کرد و پیش آتنا برد ولی در همان زمان که سر مدوسا را از تنش جدا می کرد، از گردن مدوسا که از پوزئیدون حامله بود، پگاسوس یا همان اسب بالدار به دنیا آمد. ﭘﮕﺎﺳﻮس در ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺗﻨها ﻓﺮزﻧﺪ ﻣﺪوﺳﺎ ﺑﻪ ﺣﺴﺎب ﻣﻲ آﻣﺪ.
پگاسوس توسط بلروفون، فرزند بهترین اسب سوار آن زمان اهلی شد. بلروفون در جنگ با خیمایرا، اژدهای آتشین، موفق شد با کمک اسب بالدار خود اژدها را بکشد. پگاسوس در طی ماجراهای این قهرمان، همدم وی بود و به او در از بین بردن کایمرا، موجودی با سر شیر و دم مار نیز کمک کرد. با این وجود زمانی که بلروفون می‌خواست به کمک او به المپ برسد، توسط زئوس از اسب سرنگون شد و پگاسوس به تنهایی به المپ رسید و در آنجا ماندگار شد.
اﺳﺐ ﺑﺎﻟﺪار ﺟﺎوداﻧﻲ ﮐﻪ آذرﺧﺶ ھﺎي زﺋﻮس را ﺣﻤﻞ ﻣﻲ ﮐﺮد. ﮐﻪ ﭘﺲ از ﮐﺸﺘﻪ ﺷﺪن ﻣﺎدرش ﺑﻪ دﺳﺖ ﭘﺮﺳﯿﻮس ﻣﺘﻮﻟﺪ ﺷﺪ و
یونانی ھﺎ ﻣﻌﺘﻘﺪ ﺑﻮدﻧﺪ ﭘﮕﺎﺳﻮس در ﺻﻮرت ﻓﻠﮑﻲ اش ﺟﺎوداﻧﻪ ﺷﺪه است.
در ﻏﺮب ﭘﮕﺎﺳﻮس در دوره ھﺎي ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺳﻤﺒﻞ ﺧﯿﻠﻲ ﭼﯿﺰھﺎ ﺑﻮده؛ از ﻋﻘﻞ ﺗﺎ ﺷهرت. اﺳﺎﺳﺎً ﮐﻤﺘﺮ اﺳﻄﻮره ﻳﻮﻧﺎﻧﻲ اي را ﻣﻲ ﺗﻮان ﭘﯿﺪا ﮐﺮد ﮐﻪ ﺷهرت ﺳﻤﺒﻠﯿﮏ ﭘﮕﺎﺳﻮس را داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ.
بلروفون قصد داشت تا به وسیله اسب بالدار خود به کوه المپ رفته و وارد آسمان‌ها و قلمرو خدایان شود اما زئوس، پادشاه خدایان خرمگسی را فرستاد و خرمگس پگاسوس را نیش زند و اسب بلروفون را به زمین انداخت. بلروفون تا پایان عمر روی زمین زیست اما پگاسوس به تنهایی به المپ رسید و در آن جا ماندگار و جاودان شد.
 

Saghar ✿

[مدیر آزمایشی سرگرمی]
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
2025-02-25
نوشته‌ها
601
پسندها
1,011
زمان آنلاین بودن
1d 13h 36m
امتیازها
73
محل سکونت
☁️
سکه
3,179
  • #2

اهلی شدن پگاسوس توسط بلروفون

پگاسوس توسط بلروفون اهلی شد. پگاسوس در طی ماجراهای این قهرمان، مرکب او بود و به او در از بین بردن کایمرا کمک کرد. اما زمانی که بلروفون می‌خواست به کمک او به المپ برسد، توسط زئوس از اسب سرنگون شد و پگاسوس به تنهایی به المپ رسید و در آنجا ماندگار شد.
در نوشته‌های هزیود آمده است که پگاسوس برای زئوس صاعقه حمل می‌کرد.
هنگامی که بلروفون تنها پسربچه‌ای در کورینتوس بود، آرزو داشت تا سوار بر پگاسوس اسب جادویی شود.
مانند هرکس دیگر، بلروفون قادر به نزدیک شدن به این اسب افسانه‌ای نبود. پس این چنین شد که او نصیحت‌های پولیدوس غیبگو که داناترین فرد در لیکیه بود را درپیش گرفت. پولیدوس که تحت تائیر شجاعت این جوان قرار گرفته بود درباره پگاسوس افسانه‌ای برای او سخن گفت. پولیدوس به او توصیه کرد شبی را در معبد آتنا بگذراند و به او هدایایی ارائه نماید. در عوض، هنگامی که بلروفون در خواب بسر می‌برد، آن ایزدبانو به رویای او آمده و افساری از جنس طلا به او اهدا کرده و چاهی را که پگاسوس در آن آب می‌نوشید برای پیداکردن او مشخص کرد. صبح آن روز بلروفون از خواب بیدار شده و افسار را در کنار خود پیدا کرد. بلروفون به سوی جنگل و چاهی که آتنا از آن صحبت کرده بود حرکت کرد. او در بوته‌های کنار چاه مخفی شد تا اینکه بالاخره پگاسوس از راه رسید. او منتظر ماند تا پگاسوس برای نوشیدن آب در لبه چاه خم شود و از این فرصت استفاده کرده و افسار را بدور سر پگاسوس انداخت. پگاسوس به آسمان پر کشید و سعی کرد بلروفون را از روی خود به زمین بیندازد، اما بلروفون اسب سوار ماهری بود و پگاسوس را به مبارزه طلبید. در این هنگام بود که پگاسوس قبول کرد که حالا دارای ارباب تازه‌ای شده‌است

چشمه‌ها

طبق اسطوره‌های اولیه، هر جا اسب بالدار سم خود را به زمین می‌زد، چشمه آبی الهام بخش بیرون می‌آمد. یکی از این چشمه‌ها بر کوه هلیکن، هیپوکرن «چشمه اسب» بود. این چشمه به دستور پوزیدون برای جلوگیری از متورم شدن کوه باز شد.
چشمه دیگر مرتبط با پگاسوس در تروزن بود. هزیود نقل می‌کند که چگونه پگاسوس با آرامش از چشمه آب می‌نوشید که قهرمان بلروفون او را اسیر کرد.
 
  • لایک
واکنش‌ها[ی پسندها]: Sara

بازدید کنندگان موضوع (تعداد: 4) مشاهده جزئیات

shape1
shape2
shape3
shape4
shape5
shape6
بالا پایین