• ✵ انجمن رمانِ بوکـــیــنــو✵

    بزرگترین انجمن فرهنگی و کتابخانه‌ی مجازی ایران!

    🛍️ ورود به فروشگاه بوکینو

  • دوستان و همراهان و مهمانان گرامی، اگر در رابطه با ثبت‌نام یا اکانت خود در انجمن با هرگونه مشکل یا سوالی مواجه شدید، لطفاً بدون نگرانی به آیدی زیر مراجعه فرمایید تا در اسرع وقت رسیدگی شود:

    ✵ @KibiBayat1 (روبیکا، ایتا) ✵

    ✵ @yasnanhtt (تلگرام) ✵

    تیم پشتیبانی بوکینو آماده‌ی پاسخگویی و حل مشکلات شماست.🙏

پیشنهاد و معرفی سریال|سوپر نچرال

  • نویسنده موضوع MAHZAD.
  • تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها 0
  • بازدیدها 43

MAHZAD.

[مدیریت آزمایشی تالار فیلم و سریال]
تاریخ ثبت‌نام
2025-11-13
نوشته‌ها
191
سکه
939
سریال: سوپر نچرال
ولین قسمت از مجموعه تلویزیونی سوپرنچرال، با نویسندگی اریک کریپک و کارگردانی دیوید ناتر است؛ که در تاریخ ۱۳ سپتامبر ۲۰۰۵ در شبکه دابلیوبی برای اولین بار پخش شد. این قسمت، معرفی شخصیت‌های سم (جرد پادالکی) و دین وینچستر (جنسن اکلس) را نشان می‌دهد، که در سراسر کشور برای شکار موجودات فراطبیعی سفر می‌کنند. هم‌چنین، درحالی که به دنبال پدر خود جان وینچستر (جفری دین مورگان) هستند، به‌عنوان نبرد، با شبح سفیدرنگ یک زن (سارا شاهی) مواجه می‌شوند.
در لورنس، کانزاس، مری وینچستر (سامانتا اسمیت) متوجه صدا عجیبی از گهواره پسرش سم می‌شود. پس از رسیدن به اتاق سم، متوجه شخصی ایستاده در کنار گهواره می‌شود. شوهر او جان (مورگان)، با جیغ او از خواب بیدار، و پس از مراجعه به اتاق سم، شاهد سوختن مری در آتش و در سقف اتاق می‌شود. او در شعله‌های آتش می‌سوزد، و جان مجبور به تخلیه خانه با سام و پسر بزرگش، دین می‌شود.
بیست و دو سال بعد، سم (پادالکی) و دوست دخترش جسیکا مور (آدریان پالیکی)، پس از کسب رتبه بالا در آزمون پذیرش دانشکده حقوق، این موفقیت را جشن می‌گیرند. بعد از آن شب، دین (اکلس)، به خانه سم می‌رود. هرچند برادران در مدت چند سال پس از رفتن سم به کالج با یکدیگر صحبت نکردند، دین برای کمک در پیدا کردن پدر خود، در حالی که در یک شکار موجود فراطبیعی ناپدید شد، به سم مراجعه می‌کند. سپس سم از پیغام‌گیر صوتی پدر خود، صدا الکترونیکیه زنی را می‌شنود که می‌گوید: «من هرگز نمی‌توانم به خانه بروم»؛ پس او برای کمک به دین برای جستجوی پدرشان، موافقت می‌کند.
برادران سر به آخرین محل ناپدیدشدن -شناخته شده به‌عنوان شهر جریکو- مرد جوانی می‌زنند، جایی که در آنجا مردان جوان بسیاری طی ده سال ناپدید شده‌اند. سم و دین متوجه افسانه محلی‌ای در آن شهر می‌شوند، که در آن دختر جوانی که در گذشته به قتل رسیده، به‌عنوان یک آدم‌کش بازگشته است. در ادامه تحقیقات، آن‌ها متوجه کنستانس ولش (شاهی)، زنی که از روی یک پل در نزدیکی محل زندگی‌اش، پس از غرق شدن کودکان خود پرید، می‌شوند. در هنگام شب، و پس از رسیدن سم و دین به همان پل، سم به دین می‌گوید که دیگر نمی‌خواهد تا موجودات فراطبیعی را شکار کند. او به دین می‌گوید که یافتن هرچیزی که مادرشان را کشته‌است -هدف و چیزی که پدرشان برای خون‌خواهی به دنبالش است-، باعث بازگشت مادرشان نمی‌شود. سپس روح ولش پس از ظاهر شدن در لبه پل، به رودخانه می‌پرد.
سم و دین بعد از آن به یک موتل محلی برای استراحت می‌روند، و کشف می‌کنند که یک اتاق از همین موتل نیز، در اجاره پدرشان است. آن‌ها پس از ورود به اتاق، به جستجوی آن می‌پردازند؛ و متوجه می‌شوند، که کنستانس همان زن در سفید است. هنگامی که دین اتاق را برای گرفتن غذا ترک می‌کند، او توسط پلیس، که به اعتقاد آن‌ها او به ناپدیدی‌ها متصل است، دستگیر می‌شود. در ایستگاه پلیس، آن‌ها به دین دفتری را نشان می‌دهند، که متعلق به پدرش است؛ و پس از بازکردن آن، متوجه یادداشت «دین ۱۱۱–۳۵» در داخل آن می‌شود. زمانی که دین در بازجویی است، سم رد شوهر کنستانس (رایلزبک) را دنبال می‌کند؛ و متوجه مکان خاک کنستانس و خانه غرق‌شده کودکانش می‌شود. سپس سم یک تماس جعلی به ۹۱۱ می‌دهد، تا دین بتواند از آن‌جا فرار کند.
با این حال، کنستانس سم را هدف خود قرار می‌دهد، و از سم می‌خواهد تا او را به خانه ببرد. سم از این کار امتناع می‌کند، اما کنستانس ماشین را تسخیر کرده، به‌طوری‌که ماشین بدون رانندگی سم، او را به خانه می‌برد. او زمان‌که به خانه قدیمی‌اش می‌رسد، به سم حمله می‌کند. در همین لحظه، دین کنستانس را با استفاده از سنگ نمک، به‌طور موقت دور می‌کند؛ و سم با استفاده از این فرصت، ماشین را با ضربه‌ای به دیوار خانه، به داخل می‌برد. سپس کنستانس دوباره ظاهر می‌شود و به آن‌ها حمله می‌کند، اما روح کودکانش در مقابل او ظاهر می‌شود. سپس آن‌ها مادرشان را در آغوش می‌گیرند، و هر سه با یکدیگر از بین می‌روند.
در ادامه دین مختصاتی را از پیام جان دریافت می‌کند که نشان می‌دهد که آخرین بار در کجا بوده‌است. اما سم هنوز علاقه‌ای برای پیوستن به دین، برای جستجوی پدرشان ندارد؛ پس دین او را مقابل آپارتمانش پیاده می‌کند. سم پس از ورود به خانه و دراز کشیدن بر روی تخت، متوجه می‌شود که جسیکا مانند مادرش به سقف آویخته شده و در حال شعله گرفتن است. او زمانی‌که در شعله‌های آتش گرفتار می‌شود، دین وارد خانه شده و سم را نجات می‌دهد. در حالی که آتش‌نشان‌ها در تلاش برای خاموش کردن شعله‌های آتش بودند، سم تصمیم می‌گیرد تا برای جستجوی پدر خود و موجودی که مادرش و جسیکا را کشته‌است، به دین بپیوندد.
 

بازدید کنندگان موضوع (تعداد: 0) مشاهده جزئیات

بالا