What's new

بزرگترین مرجع تایپِ کتاب | بوکینو | بهترین انجمن فرهنگی و هنری

انجمن فرهنگی بوکینو، مکانی‌ برای انتشار و تایپ آثارِ شما عزیزان بوده و طبقِ قوانین جمهوری اسلامی ایران اداره می‌شود. هدف ما همواره ایجاد یک محیط گرم و صمیمانه است. برای دسترسی به امکانات انجمن و تعامل در آن، همین حالا ثبت نام کنید.

سوالات متداول

آموزش کار با انجمن را از این لینک مطالعه کنید.

ایجاد موضوع

برای شروع موضوعی در تالار مورد نظر خود بفرستید.

کسب مقام

به خانواده‌ی بزرگ بوکینو بپیوندید!
  • ✵ انجمن رمانِ بوکـــیــنــو✵

    بزرگترین انجمن فرهنگی و کتابخانه‌ی مجازی ایران!

  • تصاویر لینک‌دار
  • تصاویر لینک‌دار
  • تصاویر لینک‌دار

رمان کوتاه حمام خلوت اثر یسنا نهتانی

Status
Not open for further replies.

YAS

[ مدیریت کل سایت + مدیریت تالار نظارت ]
Staff member
LV
0
 
Joined
Sep 4, 2024
Messages
1,156
Reaction score
5,082
Time online
28d 9h 59m
Points
533
Location
بیرجند
سکه
8,682
  • #21
صبح روز بعد، اخبار همه جا را پر کرده بود:
- افشای جنایت هولناک؛ قاتل پس از اعتراف کامل دستگیر شد.
عکس شایان و تصاویر مبهمی از ویدیوی اعتراف، همه شبکه‌ها را تسخیر کرده بود. اما در قلب این ماجرا، نام "سارا" می‌درخشید. او دیگر تنها یک قربانی گمنام نبود؛ نامش تبدیل به نمادی شده بود برای همهٔ زنانی که صدایشان به جایی نمی‌رسد.
الهه اخبار را در سکوت خانه تماشا می‌کرد. گوشی‌اش پر از پیام‌های همسایه‌ها و افرادی شده بود که از ماجرا باخبر شده بودند. برخی می‌ترسیدند، برخی قدردان بودند. اما در میان تمام پیام‌ها، یکی توجهش را جلب کرد:
- ممنون که سکوت نکردی.
این پیام از طرف دختری بود که او نیز سال‌ها قبل قربانی خشونت شده بود و هرگز جرات بیانش را نیافته بود. الهه فهمید که کارش فراتر از انتقام شخصی بوده است.
آن شب، برای اخرین دیدار سارا به حمام رفت. دیگر از آن حضور سنگین و نفس‌های سرد خبری نبود. هوای حمام پاک و آرام بود. او رو به آینه کرد و با صدایی محکم گفت:
- سارا، قول می‌دم که صدای تو، همیشه صدای تمام دخترایی باشه که جرات فریاد زدن ندارن.
در همان لحظه، روی سطح آینه، بدون هیچ بخاری، تصویری شفاف از چهره سارا ظاهر شد. این بار نه با نگاهی غمگین، بلکه با لبخندی آرام و سرشار از امید. زیر تصویرش، کلمه‌ای نقش بست:
- فریاد ما.
سپس تصویر به آرامی محو شد، اما آن حس امید و قدرت در فضای حمام باقی ماند.
فردای آن روز، الهه خانه را ترک نکرد. او در همان خانه ماند، اما این بار نه به عنوان یک ساکن ترسو، بلکه به عنوان نمادی از مقاومت. او تبدیل به پناهگاهی شد برای دیگرانی که تجربه‌هایی مشابه داشتند؛ کسی که می‌شنید، باور می‌کرد و مهم‌تر از همه، سکوت نمی‌کرد.
سارا رفت، اما نه به عنوان یک روح خشمگین، بلکه به عنوان یک نماد جاودانه از مبارزه با سکوت در برابر ظلم. و الهه، قهرمانی شد که فهمید گاهی بزرگ‌ترین عمل قهرمانی، بلند کردن صدایی است که می‌خواهند برای همیشه خاموشش کنند.
پایان.
۷:۱۵ صبح ۲۳ آبان سال ۱۴۰۴

از زبان نویسنده:
این داستان، تنها یک روایت ترسناک نیست؛ تلنگری است به وجدان خفته‌ی جامعه.
سارا، نماد تمام زنانی است که صدایشان در پشت دیوارهای سکوت و بی‌عدالتی خفه شده است.
و الهه، یادآور این حقیقت است که گاهی قهرمانی، نه در اسلحه و زور، که در شجاعت «بلند کردن صدا» و «شکستن زنجیرهای سکوت» معنا می‌شود.
امیدوارم این روایت، نه فقط برای هیجان، که برای تفکر و تلاش برای جهانی امن‌تر برای سارا‌های دیگری که صدای فریادشان به گوش جهان نمی‌رسد خوانده شود.
دوست‌دار یکآیک شما، یسنا نهتانی.
 
Last edited:

آینازاولادی

[ارشد عمومینو+مدیر مینیمال+گرافیست+ناظر-آزمایشی]
Staff member
LV
3
 
Joined
Sep 24, 2024
Messages
393
Reaction score
1,251
Time online
6d 9h 57m
Points
208
Awards
6
Location
چادر فاطمه زهرا یک دختر مذهبی
سکه
2,142
  • #22
a38008_Negar_1745610608667.png
پایان اثر، خسته نباشيد نویسنده عزیز.
 
Last edited:
Status
Not open for further replies.

Who has read this thread (Total: 0) View details

shape1
shape2
shape3
shape4
shape5
shape6
Top Bottom