جدیدترین‌ها

بزرگترین مرجع تایپِ کتاب | انجمن رمان نویسی بوکینو

انجمن فرهنگی بوکینو، مکانی‌ برای انتشار و تایپ آثارِ شما عزیزان بوده و طبقِ قوانین جمهوری اسلامی ایران اداره می‌شود. هدف ما همواره ایجاد یک محیط گرم و صمیمانه است. برای دسترسی به امکانات انجمن و تعامل در آن، همین حالا ثبت نام کنید.

سوالات متداول

آموزش کار با انجمن را از این لینک مطالعه کنید.

ایجاد موضوع

برای شروع موضوعی در تالار مورد نظر خود بفرستید.

کسب مقام

به خانواده‌ی بزرگ بوکینو بپیوندید!
  • ✵ انجمن رمانِ بوکـــیــنــو✵

    بزرگترین انجمن فرهنگی و کتابخانه‌ی مجازی ایران!

درخواست تعیین ناظر رمان | تالار نظارت

وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.

Blueberry

[مدیریت ارشد صوتینو - مدیر تالار نظارت]
کادر مدیریت بوکینو
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
2024-09-04
نوشته‌ها
599
پسندها
2,722
زمان آنلاین بودن
15d 6h 44m
امتیازها
183
محل سکونت
بیرجند
سکه
4,054
  • #21
نام‌کاربری: حوراء

نام و نام خانوادگی: حوراء تقی‌پور

نوع کتاب: داستان کوتاه

عنوان کتاب: مجموعه داستانک کراوات

ژانر کتاب: جنایی، تریلر، تراژدی، عاشقانه

نویسنده کتاب: حوراء

زبان اصلی کتاب: فارسی

تعداد صفحات (پارت)‌: نامعلوم

خلاصه کتاب: مجموعه داستانک کراوات روایت‌گر جنایت‌های مردی با زیبایی افسانه‌ای‌ست. تمامی اهالی وایت‌سیتی، یعنی شهر سفید، این مرد را با کراوات سفیدرنگی که همیشه به همراه دارد می‌شناسند.
داستانک‌ها از زبان مقتول‌ها روایت می‌شود و پس از پایان هر قتل، راوی داستان عوض خواهد شد. آیا در این زنجیره، آخرین مقتولی وجود خواهد داشت؟


مقدمه کتاب: در دیاری که در او نیست کسی یار کسی
کاش یارب که نیفتد به کسی کار کسی
هر کس آزار من زار پسندید ولی
نپسندید دل زار من آزار کسی
آخرش محنت جانکاه به چاه اندازد
هر که چون ماه برافروخت شب تار کسی
سودش این بس که به‌ هیچش بفروشند چو من
هر که با قیمت جان بود خریدار کسی
سود بازار محبت همه آه سرد است
تا نکوشید پی گرمی بازار کسی
من به بیداری از این خواب چه سنجم که بود
بخت خوابیدهٔ کس دولت بیدار کسی
غیر آزار ندیدم چو گرفتارم دید
کس مبادا چو من زار گرفتار کسی

*این شعر از زبان یکی از مقتول‌ها برای مرد جانی داستان گقته شده.


در صورت بیان ایرادات توسط ناظر، آیا خودتان آنها را ویرایش می‌کنید یا به ناظر واگذار می‌کنید؟ خودم ویرایش می‌کنم.

مورخ ثبت درخواست: 2025-01-31
سلام و درود.
با درخواست همراه نویسنده شما موافقت شد.✅
همراه شما: @Blueberry
لطفا منتظر گفت‌وگویی از جانب همراه خود بمانید.
موفق و موید باشید.🤝🤍
 
  • لایک
واکنش‌ها[ی پسندها]: mahban

Aytak

[مدیر ارشد بازنشسته]
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
2023-09-06
نوشته‌ها
270
پسندها
2,877
امتیازها
258
محل سکونت
نُتِ سیاه.
سکه
1,808
  • #22
نام‌کاربری: Aytak

نام و نام خانوادگی: ‌Aytak

نوع کتاب: پاکت نامه

عنوان کتاب: نامه‌ی مچاله، برای اکو.

ژانر کتاب:

نویسنده کتاب: Aytak

زبان اصلی کتاب: فارسی

تعداد صفحات (پارت)‌: نامشخص

خلاصه کتاب:

مقدمه کتاب: برداشت‌ شده از تکه‌های پاره‌ی چرک‌نویسی مالامال از درد، لبریز از رنج‌ِ نهفته در حرف‌های ناگفته؛ برای اویی که می‌داند مرا، و از برم او را.

در صورت بیان ایرادات توسط ناظر، آیا خودتان آنها را ویرایش می‌کنید یا به ناظر واگذار می‌کنید؟ خودم ویرایش می‌کنم.

مورخ ثبت درخواست: 2025-02-06
 
  • تشویق
واکنش‌ها[ی پسندها]: mahban

Blueberry

[مدیریت ارشد صوتینو - مدیر تالار نظارت]
کادر مدیریت بوکینو
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
2024-09-04
نوشته‌ها
599
پسندها
2,722
زمان آنلاین بودن
15d 6h 44m
امتیازها
183
محل سکونت
بیرجند
سکه
4,054
  • #23
نام‌کاربری: Aytak

نام و نام خانوادگی: ‌Aytak

نوع کتاب: پاکت نامه

عنوان کتاب: نامه‌ی مچاله، برای اکو.

ژانر کتاب:

نویسنده کتاب: Aytak

زبان اصلی کتاب: فارسی

تعداد صفحات (پارت)‌: نامشخص

خلاصه کتاب:

مقدمه کتاب: برداشت‌ شده از تکه‌های پاره‌ی چرک‌نویسی مالامال از درد، لبریز از رنج‌ِ نهفته در حرف‌های ناگفته؛ برای اویی که می‌داند مرا، و از برم او را.

در صورت بیان ایرادات توسط ناظر، آیا خودتان آنها را ویرایش می‌کنید یا به ناظر واگذار می‌کنید؟ خودم ویرایش می‌کنم.

مورخ ثبت درخواست: 2025-02-06
سلام و درود.
با درخواست همراه نویسنده پاکت‌نامه شما موافقت شد.
همراه شما: @Blueberry
لطفا منتظر گفت‌و‌گویی از جانت همراه نویسنده خود بمانید.
موفق و موید باشید.🤝🤍
 

Narin ✿

کاربر بوکینو
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
2025-02-12
نوشته‌ها
156
پسندها
3,405
زمان آنلاین بودن
3d 6h 13m
امتیازها
63
سن
20
محل سکونت
☁️
سکه
1,354
  • #24
نام‌کاربری: ✿Narin

نام و نام خانوادگی: نارین فرهنگی

نوع کتاب: دلنوشته

عنوان کتاب: در بند اسارت

ژانر کتاب: تراژدی

نویسنده کتاب: خودم

زبان اصلی کتاب: لابد قراره ژاپنی باشه

تعداد صفحات (پارت)‌: نمی‌دونم

خلاصه کتاب: دلنوشته‌ست

مقدمه کتاب: این چه عشقی است که در دل دارم
من از این عشق چه حاصل دارم
می گیریزی زمن و در طلبت
بازهم کوشش باطل دارم


در صورت بیان ایرادات توسط ناظر، آیا خودتان آنها را ویرایش می‌کنید یا به ناظر واگذار می‌کنید؟ خودم ویرایش می‌کنم.

مورخ ثبت درخواست: 2025-02-21
 
  • لایک
واکنش‌ها[ی پسندها]: mahban

Blueberry

[مدیریت ارشد صوتینو - مدیر تالار نظارت]
کادر مدیریت بوکینو
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
2024-09-04
نوشته‌ها
599
پسندها
2,722
زمان آنلاین بودن
15d 6h 44m
امتیازها
183
محل سکونت
بیرجند
سکه
4,054
  • #25
نام‌کاربری: ✿Narin

نام و نام خانوادگی: نارین فرهنگی

نوع کتاب: دلنوشته

عنوان کتاب: در بند اسارت

ژانر کتاب: تراژدی

نویسنده کتاب: خودم

زبان اصلی کتاب: لابد قراره ژاپنی باشه

تعداد صفحات (پارت)‌: نمی‌دونم

خلاصه کتاب: دلنوشته‌ست

مقدمه کتاب: این چه عشقی است که در دل دارم
من از این عشق چه حاصل دارم
می گیریزی زمن و در طلبت
بازهم کوشش باطل دارم


در صورت بیان ایرادات توسط ناظر، آیا خودتان آنها را ویرایش می‌کنید یا به ناظر واگذار می‌کنید؟ خودم ویرایش می‌کنم.

مورخ ثبت درخواست: 2025-02-21
سلام و درود.
با درخواست همراه نویسنده شما موافقت شد.✅
همراه شما: @Elaheh_A
لطفا منتظر گفت‌و‌گویی از جانب همراه خود بمانید.
موفق و موید باشید.🤝🤍
 

سارابـهار❁

کاربر بوکینو
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
2025-02-16
نوشته‌ها
93
پسندها
284
زمان آنلاین بودن
12h 2m
امتیازها
88
سن
24
سکه
458
  • #26
نام‌کاربری: S.NAJM

نام و نام خانوادگی: سارا بهار

نوع کتاب: رمان

عنوان کتاب: اِل تایلر

ژانر کتاب: فانتزی، معمایی

نویسنده کتاب: سارابهار

زبان اصلی کتاب: فارسی

تعداد صفحات (پارت)‌: نامشخص

خلاصه کتاب: «یاارحم‌الراحمین»
خلاصه:
دو گونه، هر دو اسیرِ طلسمی تاریک!
لایکنتروپ‌هایی که در هیچ‌ یک از شب‌های ماهِ کامل تبدیل به گرگِ درون‌شان نمی‌شوند و خون‌آشام‌هایی که با برخوردِ نور آفتاب و حتی نورِ کم‌سوی مهتاب، می‌سوزند!
در این بین، همه‌چیز به‌دست مخلوقی عجیب‌الخلقه از هم می‌پاشد.
نفرین نمی‌شکند هیچ که حتی نفرینی عظیم‌تر زاده می‌شود... .


مقدمه کتاب: مقدمه:
نیازی مبهم به چیزی داشت که احساسش می‌کرد؛ اما نمی‌دانست آن چیست و دقیقاً در کدام سمت قرار دارد؟!
مانند لحظه‌ای که به سیاهیِ لابه‌لای ستارگان خیره می‌شد و می‌دانست در آن فضا ستاره‌ای هست که دیده نمی‌شود.
تمامِ وجودش در تمنای ستاره‌ای ناپیدا بود.
ستاره‌ای که فقط برای او بود.
اما انگار هیچ‌‌ چیز نبود!
شاید هم چیزی وجود داشت، اما آن‌ انبوه سیاهی که از دنیای ماوراء بر دلش سایه افکنده بود، مانع از آن می‌شد که آن را ببیند.
شاید باید بال‌هایش را باز و به سمت روشنایی پرواز می‌کرد. به‌ سمتِ خورشید، به‌ سمتِ نوری کُشنده. شاید لازم بود اجازه بدهد چیزی در درونش بمیرد تا چیزی دیگری بتواند در درونش آغاز به زندگی کند... .


در صورت بیان ایرادات توسط ناظر، آیا خودتان آنها را ویرایش می‌کنید یا به ناظر واگذار می‌کنید؟ به ناظر واگذار می‌کنم.

مورخ ثبت درخواست: 2025-02-17
 
  • لایک
واکنش‌ها[ی پسندها]: mahban

Aygunu

کاربر بوکینو
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
2025-02-17
نوشته‌ها
16
پسندها
25
زمان آنلاین بودن
3h 45m
امتیازها
13
سن
20
سکه
79
  • #27
نام‌کاربری: Aygunu

نام و نام خانوادگی: فاطمه رسولی

نوع کتاب: رمان

عنوان کتاب: دختری نامرئی در کلبه‌ی تاریک

ژانر کتاب: فانتزی، عاشقانه

نویسنده کتاب: فاطمه رسولی

زبان اصلی کتاب: فارسی

تعداد صفحات (پارت)‌: نامشخص

خلاصه کتاب: خلاصه: طبق افسانه‌ها جزیره‌ای وجود داشته که دارای تمدن بزرگ و باشکوه بوده، جزیره ی آتلانتیس که در دل دریا نهفته شده دارای موجودات افسانه‌ای بی‌شماری است، یک دختر زیبا که از چشم‌ها پنهان شده کنار رودخانه بزرگ وسط جنگل زندگی می‌کنه؛ هیچ کس نمی تونه اون رو ببینه، اون فقط می‌تونه تو خواب‌ها ظاهر شه، اون عاشق یک پسر میشه اما چطور می تونه دل اون رو به دست بیاره در حالی که اون نمی‌تونه ببینتش و توی دنیا و زندگی اون پسر هیچ نقشی نداره؟ داستان از جایی شروع میشه که اون تصمیم می‌گیره زادگاه خودش رو ترک کنه تا از کسی که دوستش داره محافظت کنه... .

مقدمه کتاب: مقدمه
هرکسی تعریفی از عشق داره و تعریف من از عشق اینه: وقتی شروع به دوست داشتن بی دلیل یک نفر می‌کنی در حالی که اون حتی تو رو ندیده و نمی‌دونی بعد از دیدن تو واکنشش ممکنه چی باشه؟ وقتی نقش پر رنگی تو زندگی اون نداری و باز هم دوست داری ازش محافظت کنی، سرگرمی روزانه‌ات فکر کردن بهش و نگاه کردن به اونه، نگرانشی و همین‌طور می‌خوای اون رو به سمت درست زندگی هدایت کنی، مثل یک کلبه‌ی تاریک چون نوری وجود نداره اون نمی‌تونه تو رو ببینه و تو آرزو می‌کنی مثل نور بودی و از چشم اون پنهان نبودی.


در صورت بیان ایرادات توسط ناظر، آیا خودتان آنها را ویرایش می‌کنید یا به ناظر واگذار می‌کنید؟ خودم ویرایش می‌کنم.

مورخ ثبت درخواست: 2025-02-17
 
  • لایک
واکنش‌ها[ی پسندها]: mahban

Blueberry

[مدیریت ارشد صوتینو - مدیر تالار نظارت]
کادر مدیریت بوکینو
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
2024-09-04
نوشته‌ها
599
پسندها
2,722
زمان آنلاین بودن
15d 6h 44m
امتیازها
183
محل سکونت
بیرجند
سکه
4,054
  • #28
نام‌کاربری: S.NAJM

نام و نام خانوادگی: سارا بهار

نوع کتاب: رمان

عنوان کتاب: اِل تایلر

ژانر کتاب: فانتزی، معمایی

نویسنده کتاب: سارابهار

زبان اصلی کتاب: فارسی

تعداد صفحات (پارت)‌: نامشخص

خلاصه کتاب: «یاارحم‌الراحمین»
خلاصه:
دو گونه، هر دو اسیرِ طلسمی تاریک!
لایکنتروپ‌هایی که در هیچ‌ یک از شب‌های ماهِ کامل تبدیل به گرگِ درون‌شان نمی‌شوند و خون‌آشام‌هایی که با برخوردِ نور آفتاب و حتی نورِ کم‌سوی مهتاب، می‌سوزند!
در این بین، همه‌چیز به‌دست مخلوقی عجیب‌الخلقه از هم می‌پاشد.
نفرین نمی‌شکند هیچ که حتی نفرینی عظیم‌تر زاده می‌شود... .


مقدمه کتاب: مقدمه:
نیازی مبهم به چیزی داشت که احساسش می‌کرد؛ اما نمی‌دانست آن چیست و دقیقاً در کدام سمت قرار دارد؟!
مانند لحظه‌ای که به سیاهیِ لابه‌لای ستارگان خیره می‌شد و می‌دانست در آن فضا ستاره‌ای هست که دیده نمی‌شود.

تمامِ وجودش در تمنای ستاره‌ای ناپیدا بود.
ستاره‌ای که فقط برای او بود.
اما انگار هیچ‌‌ چیز نبود!
شاید هم چیزی وجود داشت، اما آن‌ انبوه سیاهی که از دنیای ماوراء بر دلش سایه افکنده بود، مانع از آن می‌شد که آن را ببیند.
شاید باید بال‌هایش را باز و به سمت روشنایی پرواز می‌کرد. به‌ سمتِ خورشید، به‌ سمتِ نوری کُشنده. شاید لازم بود اجازه بدهد چیزی در درونش بمیرد تا چیزی دیگری بتواند در درونش آغاز به زندگی کند... .


در صورت بیان ایرادات توسط ناظر، آیا خودتان آنها را ویرایش می‌کنید یا به ناظر واگذار می‌کنید؟ به ناظر واگذار می‌کنم.

مورخ ثبت درخواست: 2025-02-17
سلام و درود.
با درخواست همراه نویسنده شما موافقت شد.✅
همراه شما: @Elaheh_A
لطفا منتظر گفت‌و‌گویی از جانب همراه خود بمانید.
موفق و موید باشید.🤝🤍
 

Blueberry

[مدیریت ارشد صوتینو - مدیر تالار نظارت]
کادر مدیریت بوکینو
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
2024-09-04
نوشته‌ها
599
پسندها
2,722
زمان آنلاین بودن
15d 6h 44m
امتیازها
183
محل سکونت
بیرجند
سکه
4,054
  • #29
نام‌کاربری: Aygunu

نام و نام خانوادگی: فاطمه رسولی

نوع کتاب: رمان

عنوان کتاب: دختری نامرئی در کلبه‌ی تاریک

ژانر کتاب: فانتزی، عاشقانه

نویسنده کتاب: فاطمه رسولی

زبان اصلی کتاب: فارسی

تعداد صفحات (پارت)‌: نامشخص

خلاصه کتاب: خلاصه: طبق افسانه‌ها جزیره‌ای وجود داشته که دارای تمدن بزرگ و باشکوه بوده، جزیره ی آتلانتیس که در دل دریا نهفته شده دارای موجودات افسانه‌ای بی‌شماری است، یک دختر زیبا که از چشم‌ها پنهان شده کنار رودخانه بزرگ وسط جنگل زندگی می‌کنه؛ هیچ کس نمی تونه اون رو ببینه، اون فقط می‌تونه تو خواب‌ها ظاهر شه، اون عاشق یک پسر میشه اما چطور می تونه دل اون رو به دست بیاره در حالی که اون نمی‌تونه ببینتش و توی دنیا و زندگی اون پسر هیچ نقشی نداره؟ داستان از جایی شروع میشه که اون تصمیم می‌گیره زادگاه خودش رو ترک کنه تا از کسی که دوستش داره محافظت کنه... .

مقدمه کتاب: مقدمه
هرکسی تعریفی از عشق داره و تعریف من از عشق اینه: وقتی شروع به دوست داشتن بی دلیل یک نفر می‌کنی در حالی که اون حتی تو رو ندیده و نمی‌دونی بعد از دیدن تو واکنشش ممکنه چی باشه؟ وقتی نقش پر رنگی تو زندگی اون نداری و باز هم دوست داری ازش محافظت کنی، سرگرمی روزانه‌ات فکر کردن بهش و نگاه کردن به اونه، نگرانشی و همین‌طور می‌خوای اون رو به سمت درست زندگی هدایت کنی، مثل یک کلبه‌ی تاریک چون نوری وجود نداره اون نمی‌تونه تو رو ببینه و تو آرزو می‌کنی مثل نور بودی و از چشم اون پنهان نبودی.


در صورت بیان ایرادات توسط ناظر، آیا خودتان آنها را ویرایش می‌کنید یا به ناظر واگذار می‌کنید؟ خودم ویرایش می‌کنم.

مورخ ثبت درخواست: 2025-02-17
سلام و درود.
با درخواست همراه نویسنده شما موافقت شد.✅
همراه شما: @ریحانه زنگنه
لطفا منتظر گفت‌و‌گویی از جانب همراه خود بمانید.
موفق و موید باشید.🤝🤍
 

سارابـهار❁

کاربر بوکینو
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
2025-02-16
نوشته‌ها
93
پسندها
284
زمان آنلاین بودن
12h 2m
امتیازها
88
سن
24
سکه
458
  • #30
نام‌کاربری: S.NAJM

نام و نام خانوادگی: سارا بهار

نوع کتاب: رمان

عنوان کتاب: دختر چشم جنگلی

ژانر کتاب: فانتزی، معمایی

نویسنده کتاب: سارابهار

زبان اصلی کتاب: فارسی

تعداد صفحات (پارت)‌: نامشخص

خلاصه کتاب: خلاصه:
مولی بعد از چاپ کتابش درگیر ماجراهایی می‌شود که در باورش هم نمی‌گنجند.
ماجراهایی مبنی بر واقعی شدن تک‌تک قتل‌های زنجیره‌ای کتاب چاپ شده‌اش و ورود موجوداتی تاریک به زندگی‌اش، موجوداتی که کمترین چیزی‌که از مولی می‌گیرند ثانیه‌ای خوابِ راحت است.
ولی آیا همه چیز فقط به کتابش ربط دارد... .


مقدمه کتاب: مقدمه:
تاریکی همیشه در تعقیبش بود. همیشه در هر کجا احساسش می‌کرد؛ اما هیچ‌گاه با تاریکی رو در رو نشده بود. ناگهان دنیایش چرخید، دور سرش چرخید، آن‌قدر چرخید که آسمان شکافته شد، ستاره‌های آسمان سیاه شدند و ماه به زمین افتاد. زمین را خونی رقیق در برگرفت.
خونی که از ماه چکه می‌کرد.
ماه در خون خود غرق گشت و جهان را تاریکی در برگرفت. این‌ بار خودش چشم‌ بست، ندانست و مانند دخترکی گمشده در جنگل، از ترس تاریکی به سمت تاریکی قدم برداشت، تاریکی را یافت در آغوشش گرفت چون؛ تصور می‌کرد دنیای بیرون از تاریکی، خطرناک و پلید است؛ اما حقیقت این بود که دنیای بیرون، هرچه که بود امن‌تر از تاریکی بود.
و او از خودِ تاریکی به تاریکی پناه آورد بود... .


در صورت بیان ایرادات توسط ناظر، آیا خودتان آنها را ویرایش می‌کنید یا به ناظر واگذار می‌کنید؟ به ناظر واگذار می‌کنم.

مورخ ثبت درخواست: 2025-02-22
 
وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.

بازدید کنندگان موضوع (تعداد: 23) مشاهده جزئیات

shape1
shape2
shape3
shape4
shape5
shape6
بالا پایین