• ✵ انجمن رمانِ بوکـــیــنــو✵

    بزرگترین انجمن فرهنگی و کتابخانه‌ی مجازی ایران!

    🛍️ ورود به فروشگاه بوکینو

  • دوستان و همراهان و مهمانان گرامی، اگر در رابطه با ثبت‌نام یا اکانت خود در انجمن با هرگونه مشکل یا سوالی مواجه شدید، لطفاً بدون نگرانی به آیدی زیر مراجعه فرمایید تا در اسرع وقت رسیدگی شود:

    ✵ @KibiBayat1 (روبیکا، ایتا) ✵

    ✵ @yasnanhtt (تلگرام) ✵

    تیم پشتیبانی بوکینو آماده‌ی پاسخگویی و حل مشکلات شماست.🙏

Leila.Moradi

کاربر بوکینو
تاریخ ثبت‌نام
2025-04-16
نوشته‌ها
381
سکه
1,896
نام‌کاربری: Leila.Moradi

نام و نام خانوادگی: لیلا مرادی

نوع کتاب: داستان کوتاه

عنوان کتاب: گله‌ی خارزار

ژانر کتاب: اجتماعی و درام

نویسنده کتاب: لیلا مرادی

زبان اصلی کتاب: فارسی

تعداد صفحات (پارت)‌: نامعلوم

خلاصه کتاب: عنوان: گله‌ خارزار
نویسنده: لیلا مرادی
ژانر: اجتماعی و درام
خلاصه:
گله‌ی خارزار روایتی از قشر سیاه جامعه‌ای است که زندگی‌شان توأم با پس‌زدگی، فقر و زوال درهم آمیخته است. در آن‌سوی ماجرا، دانشجوی جوانی به نام ستاره که برای اول شدن در مسابقه‌ی عکاسی به دنبال سوژه‌ای متفاوت می‌گردد، به طرز ناگهانی مسیرش با این قماش گره می‌خورد که در تضاد با دنیای او زیر پوست شهر زندگی می‌کنند، جنس خارشان، به مرور گسل‌های خوابیده‌ی درونش را لرزاند و پرده‌ی سیاه را از روی چشمانش کنار زد. ورود به این گله اما، بهای خود را دارد که باید دید دختر داستان چطور با آن مقابله خواهد کرد‌.


مقدمه کتاب: مقدمه:
گاهی یک تلنگر لازم است که از هاله‌ی واهی دورمان بیرون بیاییم و حقایق را لمس کنیم. تیغ‌ها همیشه در این ویرانه وجود دارند؛ جوری پنهانی زخمه می‌زنند که گاهی برای فهمیدنش دیر می‌شود. به خود می‌آیی می‌بینی، عفونت تمام گله را گرفته و تو عاجز از آنی که میان این خارها شکوفه دهی.


در صورت بیان ایرادات توسط ناظر، آیا خودتان آنها را ویرایش می‌کنید یا به ناظر واگذار می‌کنید؟ خودم ویرایش می‌کنم.

مورخ ثبت درخواست: Apr 3, 2025
 
  • لـایک
واکنش‌ها[ی پسندها]: mahban

YAS

[ بنیانگذار دوم سایت + مدیریت تالار نظارت ]
عضو کادر مدیریت
تاریخ ثبت‌نام
2024-09-04
نوشته‌ها
1,485
سکه
36,686
نام‌کاربری: سارابـهار❁

نام و نام خانوادگی: سارابهار

نوع کتاب: رمان

عنوان کتاب: غریزه سیاه

ژانر کتاب: جنایی

نویسنده کتاب: سارابهار

زبان اصلی کتاب: فارسی

تعداد صفحات (پارت)‌: نامشخص

خلاصه کتاب: خلاصه:
همه‌چیز در حال تغییر است. آنچه که به نظر می‌آید حقیقت باشد، می‌تواند در یک چشم به هم زدن به دروغی وحشتناک تبدیل شود. داستانی که در آن کارآگاه، خود را در دام گذشته‌ای گمشده و تهدیدی بزرگ‌تر از هر چیزی که تصور کرده بود، گرفتار می‌یابد.

مقدمه کتاب: مقدمه:
در دل شب، جایی میان سایه‌ها و خیابان‌های خالی، کارآگاهی ایستاده است که هدفش روشن است: شکستن دیوارهای یک سازمان مافیایی که در تاریکی کار می‌کند. تمام شواهد، تمام سرنخ‌ها، تنها به یک مکان ختم می‌شوند؛ جایی که هیچ‌چیز ساده و واضح نیست. کارآگاه پلیس، با اراده‌ای پولادین، خود را به دنیایی می‌اندازد که هر قدمی که برمی‌دارد او را به حقیقتی هولناک‌تر نزدیک‌تر می‌کند؛ اما چیزی در این معادله اشتباه است. هر سرنخی که پیدا می‌کند، از هم می‌پاشد. هر گامی که به جلو برمی‌دارد، او را بیشتر در منجلاب پیچیده‌ای فرو می‌برد. کارآگاه نمی‌داند که در این مسیر، خودش هم بخشی از بازی است. هر قدم که به حقیقت نزدیک‌تر می‌شود، سایه‌هایی از گذشته‌ی گمشده‌اش به سراغش می‌آیند. کابوس‌هایی که واقعی‌تر از خوابند، چهره‌هایی که نباید بشناسد اما آشنا هستند، و رازهایی که خودش برای خودش باقی گذاشته است!


در صورت بیان ایرادات توسط ناظر، آیا خودتان آنها را ویرایش می‌کنید یا به ناظر واگذار می‌کنید؟ به ناظر واگذار می‌کنم.

مورخ ثبت درخواست: May 2, 2025
سلام و درود.
با درخواست نظارت شما موافقت شد.✅
ناظر شما: @Blueberry
لطفا منتظر گفت‌و‌گویی از جانب ناظر خود بمانید و تاپیک اثر خود را تا زمان تایید توسط ناظر ایجاد نکنید.
موفق و موید باشید.🤝🤍
 

YAS

[ بنیانگذار دوم سایت + مدیریت تالار نظارت ]
عضو کادر مدیریت
تاریخ ثبت‌نام
2024-09-04
نوشته‌ها
1,485
سکه
36,686
نام‌کاربری: Leila.Moradi

نام و نام خانوادگی: لیلا مرادی

نوع کتاب: داستان کوتاه

عنوان کتاب: گله‌ی خارزار

ژانر کتاب: اجتماعی و درام

نویسنده کتاب: لیلا مرادی

زبان اصلی کتاب: فارسی

تعداد صفحات (پارت)‌: نامعلوم

خلاصه کتاب: عنوان: گله‌ خارزار
نویسنده: لیلا مرادی
ژانر: اجتماعی و درام
خلاصه:
گله‌ی خارزار روایتی از قشر سیاه جامعه‌ای است که زندگی‌شان توأم با پس‌زدگی، فقر و زوال درهم آمیخته است. در آن‌سوی ماجرا، دانشجوی جوانی به نام ستاره که برای اول شدن در مسابقه‌ی عکاسی به دنبال سوژه‌ای متفاوت می‌گردد، به طرز ناگهانی مسیرش با این قماش گره می‌خورد که در تضاد با دنیای او زیر پوست شهر زندگی می‌کنند، جنس خارشان، به مرور گسل‌های خوابیده‌ی درونش را لرزاند و پرده‌ی سیاه را از روی چشمانش کنار زد. ورود به این گله اما، بهای خود را دارد که باید دید دختر داستان چطور با آن مقابله خواهد کرد‌.


مقدمه کتاب: مقدمه:
گاهی یک تلنگر لازم است که از هاله‌ی واهی دورمان بیرون بیاییم و حقایق را لمس کنیم. تیغ‌ها همیشه در این ویرانه وجود دارند؛ جوری پنهانی زخمه می‌زنند که گاهی برای فهمیدنش دیر می‌شود. به خود می‌آیی می‌بینی، عفونت تمام گله را گرفته و تو عاجز از آنی که میان این خارها شکوفه دهی.


در صورت بیان ایرادات توسط ناظر، آیا خودتان آنها را ویرایش می‌کنید یا به ناظر واگذار می‌کنید؟ خودم ویرایش می‌کنم.

مورخ ثبت درخواست: Apr 3, 2025
سلام و درود.
با درخواست نظارت شما موافقت شد.✅
ناظر شما: @ریحانه زنگنه
لطفا منتظر گفت‌و‌گویی از جانب ناظر خود بمانید و تاپیک اثر خود را تا زمان تایید توسط ناظر ایجاد نکنید.
موفق و موید باشید.🤝🤍
 

Rizer

کاربر بوکینو
تاریخ ثبت‌نام
2024-11-28
نوشته‌ها
126
سکه
442
نام‌کاربری: Rizer

نام و نام خانوادگی: محمدرضا حسنی

نوع کتاب: رمان

عنوان کتاب: سایه بر تخت

ژانر کتاب: تاریخی، تخیلی

نویسنده کتاب: rizer

زبان اصلی کتاب: پارسی

تعداد صفحات (پارت)‌: نامشخص

خلاصه کتاب: در ایران باستان در عصر هخامنشیان هنگامی که شاه از دنیا میرود کاتب دربار برتخت مینشیند او فردی ارام و مثبت اندیش است که به مرور جنون تاج و تخت اورا فرا میگیرد.....

مقدمه کتاب: می‌گویند که تاریخ را فاتحان می‌نویسند، اما این‌بار، قلم از آنِ کسی بود که نه فاتح بود و نه وارث.
در سرزمین سنگ و سکوت، جایی که ستون‌ها تا آسمان قد کشیده‌اند و نام‌ها بر خاک حک شده‌اند، پادشاهی مُرد؛ بی‌وارث، بی‌جانشین، با تنها یک وصیت:
«کاتبم، آن‌که حقیقت را چون آینه بر من می‌نمود، تا هنگامی که وارثی شایسته پدید آید، بر تخت من بنشیند.»

و چنین شد که قلم بر جای تاج نشست.
و مردی که عمری را در سایه نوشت، ناگاه در پرتو خورشید ایستاد.

اما خورشید، که بر سنگ‌نوشته‌ها روشنایی می‌پاشد، گاه چنان داغ می‌شود که سنگ را هم به آتش می‌کشد...


در صورت بیان ایرادات توسط ناظر، آیا خودتان آنها را ویرایش می‌کنید یا به ناظر واگذار می‌کنید؟ به ناظر واگذار می‌کنم.

مورخ ثبت درخواست: May 6, 2025
 
  • لـایک
واکنش‌ها[ی پسندها]: mahban

YAS

[ بنیانگذار دوم سایت + مدیریت تالار نظارت ]
عضو کادر مدیریت
تاریخ ثبت‌نام
2024-09-04
نوشته‌ها
1,485
سکه
36,686
نام‌کاربری: Rizer

نام و نام خانوادگی: محمدرضا حسنی

نوع کتاب: رمان

عنوان کتاب: سایه بر تخت

ژانر کتاب: تاریخی، تخیلی

نویسنده کتاب: rizer

زبان اصلی کتاب: پارسی

تعداد صفحات (پارت)‌: نامشخص

خلاصه کتاب: در ایران باستان در عصر هخامنشیان هنگامی که شاه از دنیا میرود کاتب دربار برتخت مینشیند او فردی ارام و مثبت اندیش است که به مرور جنون تاج و تخت اورا فرا میگیرد.....

مقدمه کتاب: می‌گویند که تاریخ را فاتحان می‌نویسند، اما این‌بار، قلم از آنِ کسی بود که نه فاتح بود و نه وارث.
در سرزمین سنگ و سکوت، جایی که ستون‌ها تا آسمان قد کشیده‌اند و نام‌ها بر خاک حک شده‌اند، پادشاهی مُرد؛ بی‌وارث، بی‌جانشین، با تنها یک وصیت:
«کاتبم، آن‌که حقیقت را چون آینه بر من می‌نمود، تا هنگامی که وارثی شایسته پدید آید، بر تخت من بنشیند.»

و چنین شد که قلم بر جای تاج نشست.
و مردی که عمری را در سایه نوشت، ناگاه در پرتو خورشید ایستاد.

اما خورشید، که بر سنگ‌نوشته‌ها روشنایی می‌پاشد، گاه چنان داغ می‌شود که سنگ را هم به آتش می‌کشد...


در صورت بیان ایرادات توسط ناظر، آیا خودتان آنها را ویرایش می‌کنید یا به ناظر واگذار می‌کنید؟ به ناظر واگذار می‌کنم.

مورخ ثبت درخواست: May 6, 2025
سلام و درود.
با درخواست نظارت شما موافقت شد.✅
ناظر شما: @ریحانه زنگنه
لطفا منتظر گفت‌و‌گویی از جانب ناظر خود بمانید و تاپیک اثر خود را تا زمان تایید توسط ناظر ایجاد نکنید.
موفق و موید باشید.🤝🤍
 
  • لـایک
واکنش‌ها[ی پسندها]: mahban

(SINA)

کاربر بوکینو
تاریخ ثبت‌نام
2025-03-28
نوشته‌ها
268
سکه
1,318
نام‌کاربری: (SINA)

نام و نام خانوادگی: سینا صیقلی

نوع کتاب: رمان

عنوان کتاب: خلف

ژانر کتاب: تراژدی، ترسناک، تریلر، ماجراجویی

نویسنده کتاب: سینا صیقلی

زبان اصلی کتاب: فارسی

تعداد صفحات (پارت)‌: نامشخص

خلاصه کتاب: داستان درباره‌ی پسری هست که از ایران به روسیه مهاجرت کرده و متخصص بیوتکنولوژی هست و هم‌اکنون در حال کار تو آزمایشگاهی در شهر کراسنویارسک در آزمایشگاهی بزرگ بیوفیزیک مشغول ساخت واکسن برای یک بیماری هست که به دلیل اشتباهی که رخ می‌دهد ویروسی مرگبار کل شهر را فرا می‌گیرد که انسان‌ها را به موجوداتی ترسناک تبدیل می‌کند، حال باید او و تمام کسانی که زنده مانده‌اند برای بقا بجنگند.

مقدمه کتاب: جهان ما به خون آلوده می‌شود و مرگ، سایه به سایه دنبال آدم‌ها می‌افتد. در این دنیا رحمی نمانده، آدم‌های دنیا یکدیگر را می‌درند. ستاره‌های آسمان سیاه شدند و زمین را خونی رقیق در بر گرفت، خونی که جهان را در تاریکی فرو برد. امید کلید باز شدن در خوشبختی و اتمام لحظه‌های سخت و تاریکی‌هاست.

در صورت بیان ایرادات توسط ناظر، آیا خودتان آنها را ویرایش می‌کنید یا به ناظر واگذار می‌کنید؟ به ناظر واگذار می‌کنم.

مورخ ثبت درخواست: May 11, 2025
 

YAS

[ بنیانگذار دوم سایت + مدیریت تالار نظارت ]
عضو کادر مدیریت
تاریخ ثبت‌نام
2024-09-04
نوشته‌ها
1,485
سکه
36,686
نام‌کاربری: (SINA)

نام و نام خانوادگی: سینا صیقلی

نوع کتاب: رمان

عنوان کتاب: خلف

ژانر کتاب: تراژدی، ترسناک، تریلر، ماجراجویی

نویسنده کتاب: سینا صیقلی

زبان اصلی کتاب: فارسی

تعداد صفحات (پارت)‌: نامشخص

خلاصه کتاب: داستان درباره‌ی پسری هست که از ایران به روسیه مهاجرت کرده و متخصص بیوتکنولوژی هست و هم‌اکنون در حال کار تو آزمایشگاهی در شهر کراسنویارسک در آزمایشگاهی بزرگ بیوفیزیک مشغول ساخت واکسن برای یک بیماری هست که به دلیل اشتباهی که رخ می‌دهد ویروسی مرگبار کل شهر را فرا می‌گیرد که انسان‌ها را به موجوداتی ترسناک تبدیل می‌کند، حال باید او و تمام کسانی که زنده مانده‌اند برای بقا بجنگند.

مقدمه کتاب: جهان ما به خون آلوده می‌شود و مرگ، سایه به سایه دنبال آدم‌ها می‌افتد. در این دنیا رحمی نمانده، آدم‌های دنیا یکدیگر را می‌درند. ستاره‌های آسمان سیاه شدند و زمین را خونی رقیق در بر گرفت، خونی که جهان را در تاریکی فرو برد. امید کلید باز شدن در خوشبختی و اتمام لحظه‌های سخت و تاریکی‌هاست.

در صورت بیان ایرادات توسط ناظر، آیا خودتان آنها را ویرایش می‌کنید یا به ناظر واگذار می‌کنید؟ به ناظر واگذار می‌کنم.

مورخ ثبت درخواست: May 11, 2025
سلام و درود.
با درخواست نظارت شما موافقت شد.✅
ناظر شما: @ریحانه زنگنه
لطفا منتظر گفت‌و‌گویی از جانب ناظر خود بمانید و تاپیک اثر خود را تا زمان تایید توسط ناظر ایجاد نکنید.
موفق و موید باشید.🤝🤍
 

Melina.N

[مدیر بازنشسته]
تاریخ ثبت‌نام
2023-08-19
نوشته‌ها
123
سکه
911
نام‌کاربری: Melina.N

نام و نام خانوادگی: ملینا نامور

نوع کتاب: دلنوشته

عنوان کتاب: هریدا (خار و گل)

ژانر کتاب: عاشقانه_تراژدی

نویسنده کتاب: ملینا نامور

زبان اصلی کتاب: فارسی

تعداد صفحات (پارت)‌: نامشخص

خلاصه کتاب: زیبایی‌اش چشمم را گرفت تا آن‌جایی که خار‌های تیز وجودش را ندیدم!
من تمام عمر محسور سرخی گل بودم! لطافت و بوی خوش! نمی‌دانم خودم یا قلبم اما ندیدیم... خارهای تیز روی ساقه گل را ندیدیم و اجازه دادیم زخمی بزرگ بر روی دستانمان یادگاری بگذارد؛ فقط با امید این‌که شاید خار زمانی گل بدهد!


مقدمه کتاب: مقدمه:
زیبایی‌اش چشمم را گرفت تا آن‌جایی که خار‌های تیز وجودش را ندیدم!
من تمام عمر محسور سرخی گل بودم! لطافت و بوی خوش! نمی‌دانم خودم یا قلبم اما ندیدیم... خارهای تیز روی ساقه گل را ندیدیم و اجازه دادیم زخمی بزرگ بر روی دستانمان یادگاری بگذارد؛ فقط با امید این‌که شاید خار زمانی گل بدهد!


در صورت بیان ایرادات توسط ناظر، آیا خودتان آنها را ویرایش می‌کنید یا به ناظر واگذار می‌کنید؟ خودم ویرایش می‌کنم.

مورخ ثبت درخواست: Jun 2, 2025
 
  • بـه‌بـه
واکنش‌ها[ی پسندها]: mahban

Melina.N

[مدیر بازنشسته]
تاریخ ثبت‌نام
2023-08-19
نوشته‌ها
123
سکه
911
نام‌کاربری: Melina.N

نام و نام خانوادگی: ملینا نامور

نوع کتاب: داستانک

عنوان کتاب: مجموعه داستانک‌های تقاص خونین

ژانر کتاب: جنایی

نویسنده کتاب: ملینا نامور

زبان اصلی کتاب: فارسی

تعداد صفحات (پارت)‌: نامشخص

خلاصه کتاب: این مجموعه روایاتی از داستان‌هایی است که بعضی جنایی، بعضی عاشقانه و گاهی تکان دهنده‌ی روزگار است!

مقدمه کتاب: لازمه یک قتل خوب، خونسردی است!

در صورت بیان ایرادات توسط ناظر، آیا خودتان آنها را ویرایش می‌کنید یا به ناظر واگذار می‌کنید؟ خودم ویرایش می‌کنم.

مورخ ثبت درخواست: Jun 2, 2025
 

mahban

کاربر نقره‌ای
تاریخ ثبت‌نام
2024-07-04
نوشته‌ها
2,019
سکه
34,189
نام‌کاربری: Melina.N

نام و نام خانوادگی: ملینا نامور

نوع کتاب: دلنوشته

عنوان کتاب: هریدا (خار و گل)

ژانر کتاب: عاشقانه_تراژدی

نویسنده کتاب: ملینا نامور

زبان اصلی کتاب: فارسی

تعداد صفحات (پارت)‌: نامشخص

خلاصه کتاب: زیبایی‌اش چشمم را گرفت تا آن‌جایی که خار‌های تیز وجودش را ندیدم!
من تمام عمر محسور سرخی گل بودم! لطافت و بوی خوش! نمی‌دانم خودم یا قلبم اما ندیدیم... خارهای تیز روی ساقه گل را ندیدیم و اجازه دادیم زخمی بزرگ بر روی دستانمان یادگاری بگذارد؛ فقط با امید این‌که شاید خار زمانی گل بدهد!


مقدمه کتاب: مقدمه:
زیبایی‌اش چشمم را گرفت تا آن‌جایی که خار‌های تیز وجودش را ندیدم!
من تمام عمر محسور سرخی گل بودم! لطافت و بوی خوش! نمی‌دانم خودم یا قلبم اما ندیدیم... خارهای تیز روی ساقه گل را ندیدیم و اجازه دادیم زخمی بزرگ بر روی دستانمان یادگاری بگذارد؛ فقط با امید این‌که شاید خار زمانی گل بدهد!


در صورت بیان ایرادات توسط ناظر، آیا خودتان آنها را ویرایش می‌کنید یا به ناظر واگذار می‌کنید؟ خودم ویرایش می‌کنم.

مورخ ثبت درخواست: Jun 2, 2025


سلام و درود.
با درخواست نظارت شما موافقت شد.✅
ناظر شما: @ریحانه زنگنه
لطفا منتظر گفت‌و‌گویی از جانب ناظر خود بمانید و تاپیک اثر خود را تا زمان تایید توسط ناظر ایجاد نکنید.
موفق و موید باشید.🤝🤍​
 

بازدید کنندگان موضوع (تعداد: 7) مشاهده جزئیات

بالا