• ✵ انجمن رمانِ بوکـــیــنــو✵

    بزرگترین انجمن فرهنگی و کتابخانه‌ی مجازی ایران!

    🛍️ ورود به فروشگاه بوکینو

  • دوستان و همراهان و مهمانان گرامی، اگر در رابطه با ثبت‌نام یا اکانت خود در انجمن با هرگونه مشکل یا سوالی مواجه شدید، لطفاً بدون نگرانی به آیدی زیر مراجعه فرمایید تا در اسرع وقت رسیدگی شود:

    ✵ @KibiBayat1 (روبیکا، ایتا) ✵

    ✵ @yasnanhtt (تلگرام) ✵

    تیم پشتیبانی بوکینو آماده‌ی پاسخگویی و حل مشکلات شماست.🙏

دنباله دار بیا برا خودت داستان بساز جنایی مافیایی

  • نویسنده موضوع Dark dreamer
  • تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها 1
  • بازدیدها 428

Dark dreamer

تاکوپی‌چان
تاریخ ثبت‌نام
2024-09-14
نوشته‌ها
161
سکه
1,214
شخصیت اصلی چگونه وارد مافیا شده.
رقم اول سنت

۱ پدر و مادرش توی مافیا کار می‌کردن
۲ پدرش رییس مافیا بوده و مادرش یکی از معشوقه هاش بوده

۳ یکی از بزرگان مافیا متوجه استعداد بالایی تو توی روانشناسی تاریک و نفوذ درون داخل ذهن آدما شده برای همین شخصیت اصلی رو با پول می‌خره.

۴ پزشکی که برای کسب اطلاعات بیشتر نبش قبر می‌کرد ولی یک بار حین وقوع جرم دستگیر میشه و براش حکم ۴۰ سال حبس میاد رییس مافیا باهاش قرار داد می‌بنده که در ازای آزادی برده مافیا باشه

۵ وکیلی که متوجه میشه که قوانین نوشته شده بسیار ضعیف هست و نمی‌تونه جلوی مجرم ها رو بگیره و ضد نقیض هایی در قانون هست که بهشون راه فرار داده برای همین خودش یک مافیای مستقل هست که مجرمان رو قضاوت می‌کنه

۶ در ازای بدهی که پدر شخصیت اصلی به مافیا فروخته

۷ پدر خانواده به علت جاسوسی اعدام شده و شخصیت اصلی تبدیل به برده مافیا شده اون دست به هرکاری میزنه تا خانواده اش هم اعدام نشن

۸ فرزند رییس سابق مافیا که رییس فعلی جاش رو به ناحق گرفته و شخصیت اصلی قصد داره دوباره جای اون بشینه

۹ معلمی به خاطر بیماری سخت فرزندش معلمی رو رها می‌کنه و می‌ره تو آشپزخونه مافیا کار می‌کنه

۰ هیچکس از گذشته اون اطلاع نداره ولی همیشه پیش رییس بوده اما یه عده میگن اون شیطانه

ماه تولدت پلیس
۱/۲پلیسی وجود نداره
۳/۴ پلیس از همکاران مافیا هست
۵/۶ پلیس از مافیا فا*سد تره
۷/۸ از پلیس و دستگیری خیلی می‌ترسیم
۹/۱۰ یه جاسوس داخل مافیا هست که نمی‌دونیم کی هست و نفر بعدی که قراره دستگیر بشه کیه برای همین مافیا دچار اضطراب هست
۱۱/۱۲ چندتا از پلیس ها رو زدن کشتن هیچی جلودار مافیا نیست

رقم اول شارژ گوشیت
کی میخواد شخصیت اصلی رو بکشه

۱ یکی از معشوقه های رییس که فکر می‌کنه ممکنه شخصیت اصلی جاش رو بگیره

۲ همونی که شخصیت اصلی رو به مافیا آورده و الان مافوقش هست ولی میترسه روزی توسط شخصیت اصلی به قتل برسه چون خودش هم رییسش رو کشته و جاش رو گرفته

۳ پلیسی که برای جاسوسی وارد شده می‌دونه شخصیت اصلی می‌تونه قانون رو دور بزنه پس دستگیر کردنش بی فایده‌ هست برای همین می‌خواد بکشتش

۴ کسی که ادعا می‌کنه جادوگره ولی یک دروغگوه که رییس مافیا بهش اعتماد داره از گذشته کینه به دل داره و رییس رو به کشتن شخصیت اصلی ترغیب می‌کنه

۵ معشوقه اش برای قتلش تلاش می‌کنه چون شخصیت اصلی پدرش رو کشته

۶ زیر دست شخصیت اصلی که از رقیب پول میگیره تا اون رو به قتل برسونه

۷ جادوگر واقعی قدرتمندی که شخصیت اصلی رو طلسم می‌کنه

۸ قاتلی که حتی مافیا هم ازش وحشت داره و زندانی شده توسط دشمنت آزاد میشه و می‌فرسته سراغ شخصیت اصلی

۹ پدرت از دیدن شخصیت اصلی که اینقدر سقوط کرده و همش به فکر کشتن هست وحشت می‌کنه و با خودش فکر می‌کنه که این هیولا رو به خاطر تربیت بدش وارد جامعه کرده و هر لحظه ممکنه خودش رو هم بکشه برای کشتنش اقدام می‌کنه

۰ به قدری افسرده هستی که خودت تلاش می‌کنی خودت رو بکشی


رقم دوم گوشیت شیوه مرگ و شیوه نجات از مرگ

۱ با سم تلاش می‌کنند که شخصیت اصلی رو بکشن ولی با بوی اون متوجه میشه و شخصیت اصلی هیچیش نمیشه

۲ تیر می‌خوره سقوط می‌کنه خودش رو میندازه تو آب از اونجایی که همه میدونستد شخصیت اصلی یک شناگر ماهر هست پس احتمال مرگش پنجاه پنجاهه همه در به در دنبال جنازه می‌گردن تا مطمئن بشن

۳ خونه‌ شخصیت اصلی رو آتیش می‌زنند اون شاهد زنده زنده سوختن عزیزانش میشه خودش با اینکه جسمش سالمه اما به خاطر مشکل روحی روانی توی تیمارستان بستری میشه بعداز چندسال که از تیمارستان خلاص میشه تبدیل به یک عضو ترسناک مافیا میشه


۴ تیر می‌خوره راهی بیمارستان میشه و با کمک دوستش مرگش رو جعل می‌کنه تا بفهمه کی توی مافیا قصد کشتنش رو داره بعداز اینکه می‌فهمه کی هست میاد سراغش


۵ نقشه دشمن از قبل لو می‌ره و توسط شخصیت اصلی کشته میشه

۶ قاتل منصرف میشه

۷ قاتل با موفقیت تیر رو میزنه تو قلبش شخصیت اصلی رو به قتل می‌رسونه اما چون اون فس*اد زیادی انجام داده شیطان دوباره اون رو به زندگی بر می‌گردونه تا بیشتر توی زمین گناه کنه

۸ تیر می‌خوره می‌برنش بیمارستان اون چند لحظه ای می‌میره وارد جهنم میشه ولی دکترها برش می‌گردونند و وقتی بیدار میشه جهنم رو به یاد میاره

۹/۰ رییس مافیا متوجه میشه که قصد کشتنت رو دارن خودش شخصاً برای نجاتت دست به کار میشه
 
آخرین ویرایش:

Kaya

کاربر بوکینو
تاریخ ثبت‌نام
2025-07-26
نوشته‌ها
168
سکه
867
شخصیت اصلی چگونه وارد مافیا شده.
رقم اول سنت

۱ پدر و مادرش توی مافیا کار می‌کردن
۲ پدرش رییس مافیا بوده و مادرش یکی از معشوقه هاش بوده

۳ یکی از بزرگان مافیا متوجه استعداد بالایی تو توی روانشناسی تاریک و نفوذ درون داخل ذهن آدما شده برای همین شخصیت اصلی رو با پول می‌خره.

۴ پزشکی که برای کسب اطلاعات بیشتر نبش قبر می‌کرد ولی یک بار حین وقوع جرم دستگیر میشه و براش حکم ۴۰ سال حبس میاد رییس مافیا باهاش قرار داد می‌بنده که در ازای آزادی برده مافیا باشه

۵ وکیلی که متوجه میشه که قوانین نوشته شده بسیار ضعیف هست و نمی‌تونه جلوی مجرم ها رو بگیره و ضد نقیض هایی در قانون هست که بهشون راه فرار داده برای همین خودش یک مافیای مستقل هست که مجرمان رو قضاوت می‌کنه

۶ در ازای بدهی که پدر شخصیت اصلی به مافیا فروخته

۷ پدر خانواده به علت جاسوسی اعدام شده و شخصیت اصلی تبدیل به برده مافیا شده اون دست به هرکاری میزنه تا خانواده اش هم اعدام نشن

۸ فرزند رییس سابق مافیا که رییس فعلی جاش رو به ناحق گرفته و شخصیت اصلی قصد داره دوباره جای اون بشینه

۹ معلمی به خاطر بیماری سخت فرزندش معلمی رو رها می‌کنه و می‌ره تو آشپزخونه مافیا کار می‌کنه

۰ هیچکس از گذشته اون اطلاع نداره ولی همیشه پیش رییس بوده اما یه عده میگن اون شیطانه

ماه تولدت پلیس
۱/۲پلیسی وجود نداره
۳/۴ پلیس از همکاران مافیا هست
۵/۶ پلیس از مافیا فا*سد تره
۷/۸ از پلیس و دستگیری خیلی می‌ترسیم
۹/۱۰ یه جاسوس داخل مافیا هست که نمی‌دونیم کی هست و نفر بعدی که قراره دستگیر بشه کیه برای همین مافیا دچار اضطراب هست
۱۱/۱۲ چندتا از پلیس ها رو زدن کشتن هیچی جلودار مافیا نیست

رقم اول شارژ گوشیت
کی میخواد شخصیت اصلی رو بکشه

۱ یکی از معشوقه های رییس که فکر می‌کنه ممکنه شخصیت اصلی جاش رو بگیره

۲ همونی که شخصیت اصلی رو به مافیا آورده و الان مافوقش هست ولی میترسه روزی توسط شخصیت اصلی به قتل برسه چون خودش هم رییسش رو کشته و جاش رو گرفته

۳ پلیسی که برای جاسوسی وارد شده می‌دونه شخصیت اصلی می‌تونه قانون رو دور بزنه پس دستگیر کردنش بی فایده‌ هست برای همین می‌خواد بکشتش

۴ کسی که ادعا می‌کنه جادوگره ولی یک دروغگوه که رییس مافیا بهش اعتماد داره از گذشته کینه به دل داره و رییس رو به کشتن شخصیت اصلی ترغیب می‌کنه

۵ معشوقه اش برای قتلش تلاش می‌کنه چون شخصیت اصلی پدرش رو کشته

۶ زیر دست شخصیت اصلی که از رقیب پول میگیره تا اون رو به قتل برسونه

۷ جادوگر واقعی قدرتمندی که شخصیت اصلی رو طلسم می‌کنه

۸ قاتلی که حتی مافیا هم ازش وحشت داره و زندانی شده توسط دشمنت آزاد میشه و می‌فرسته سراغ شخصیت اصلی

۹ پدرت از دیدن شخصیت اصلی که اینقدر سقوط کرده و همش به فکر کشتن هست وحشت می‌کنه و با خودش فکر می‌کنه که این هیولا رو به خاطر تربیت بدش وارد جامعه کرده و هر لحظه ممکنه خودش رو هم بکشه برای کشتنش اقدام می‌کنه

۰ به قدری افسرده هستی که خودت تلاش می‌کنی خودت رو بکشی


رقم دوم گوشیت شیوه مرگ و شیوه نجات از مرگ

۱ با سم تلاش می‌کنند که شخصیت اصلی رو بکشن ولی با بوی اون متوجه میشه و شخصیت اصلی هیچیش نمیشه

۲ تیر می‌خوره سقوط می‌کنه خودش رو میندازه تو آب از اونجایی که همه میدونستد شخصیت اصلی یک شناگر ماهر هست پس احتمال مرگش پنجاه پنجاهه همه در به در دنبال جنازه می‌گردن تا مطمئن بشن

۳ خونه‌ شخصیت اصلی رو آتیش می‌زنند اون شاهد زنده زنده سوختن عزیزانش میشه خودش با اینکه جسمش سالمه اما به خاطر مشکل روحی روانی توی تیمارستان بستری میشه بعداز چندسال که از تیمارستان خلاص میشه تبدیل به یک عضو ترسناک مافیا میشه


۴ تیر می‌خوره راهی بیمارستان میشه و با کمک دوستش مرگش رو جعل می‌کنه تا بفهمه کی توی مافیا قصد کشتنش رو داره بعداز اینکه می‌فهمه کی هست میاد سراغش


۵ نقشه دشمن از قبل لو می‌ره و توسط شخصیت اصلی کشته میشه

۶ قاتل منصرف میشه

۷ قاتل با موفقیت تیر رو میزنه تو قلبش شخصیت اصلی رو به قتل می‌رسونه اما چون اون فس*اد زیادی انجام داده شیطان دوباره اون رو به زندگی بر می‌گردونه تا بیشتر توی زمین گناه کنه

۸ تیر می‌خوره می‌برنش بیمارستان اون چند لحظه ای می‌میره وارد جهنم میشه ولی دکترها برش می‌گردونند و وقتی بیدار میشه جهنم رو به یاد میاره

۹/۰ رییس مافیا متوجه میشه که قصد کشتنت رو دارن خودش شخصاً برای نجاتت دست به کار میشه
پدر و مادرم توی مافیا کار میکردن، پلیس از همکارای مافیا هست پدرم از دیدن شخصیت من که انقدر سقوط کرده و همش به فکر کشتن هست، وحشت میکنه و با خودش فکر می‌کنه که این هیولا رو به خاطر تربیت بدش وارد جامعه کرده و هر لحظه ممکنه خودش رو هم بکشه پس برای کشتنش اقدام میکنه
خثنه من رو آتیش میزنه اون شاهد زنده زنده سوختن عزیزانش میشه خودش با اینکه جسمش سالمه اما به خاطر مشکل روانی توی تیمارستان بستری میشه بعد از چند سال که از تیمارستان خلاص میشه تبدیل به یک عضو ترسناک مافیا میشه
 

بازدید کنندگان موضوع (تعداد: 0) مشاهده جزئیات

بالا