• ✵ انجمن رمانِ بوکـــیــنــو✵

    بزرگترین انجمن فرهنگی و کتابخانه‌ی مجازی ایران!

    🛍️ ورود به فروشگاه بوکینو

  • دوستان و همراهان و مهمانان گرامی، اگر در رابطه با ثبت‌نام یا اکانت خود در انجمن با هرگونه مشکل یا سوالی مواجه شدید، لطفاً بدون نگرانی به آیدی زیر مراجعه فرمایید تا در اسرع وقت رسیدگی شود:

    ✵ @KibiBayat1 (روبیکا، ایتا) ✵

    ✵ @yasnanhtt (تلگرام) ✵

    تیم پشتیبانی بوکینو آماده‌ی پاسخگویی و حل مشکلات شماست.🙏

mahban

کاربر نقره‌ای
تاریخ ثبت‌نام
2024-07-04
نوشته‌ها
2,019
سکه
34,189
نام‌کاربری: Melina.N

نام و نام خانوادگی: ملینا نامور

نوع کتاب: داستانک

عنوان کتاب: مجموعه داستانک‌های تقاص خونین

ژانر کتاب: جنایی

نویسنده کتاب: ملینا نامور

زبان اصلی کتاب: فارسی

تعداد صفحات (پارت)‌: نامشخص

خلاصه کتاب: این مجموعه روایاتی از داستان‌هایی است که بعضی جنایی، بعضی عاشقانه و گاهی تکان دهنده‌ی روزگار است!

مقدمه کتاب: لازمه یک قتل خوب، خونسردی است!

در صورت بیان ایرادات توسط ناظر، آیا خودتان آنها را ویرایش می‌کنید یا به ناظر واگذار می‌کنید؟ خودم ویرایش می‌کنم.

مورخ ثبت درخواست: Jun 2, 2025

سلام و درود.
با درخواست نظارت شما موافقت شد.✅
ناظر شما: @Narin ✿
لطفا منتظر گفت‌و‌گویی از جانب ناظر خود بمانید و تاپیک اثر خود را تا زمان تایید توسط ناظر ایجاد نکنید.
موفق و موید باشید.🤝🤍
 

Darcy

« مدیریت آزمایشی تالار سناریو »
تاریخ ثبت‌نام
2025-06-05
نوشته‌ها
73
سکه
345
Username: Marde_Tanha

نام و نام خانوادگی: (Marde_Tanha) حسام.ف

نوع کتاب: رمان

عنوان کتاب: ساقی

ژانر کتاب: اجتماعی درام

نویسنده کتاب: حسام.ف

زبان اصلی کتاب: فارسی

تعداد صفحات (پارت)‌: نامشخص

خلاصه کتاب: «ساقی» داستان سقوط نیست. داستان آدم‌هایی‌ست که به مرزهای ناگفته‌ی وجدان و بقا می‌رسند. نه قهرمان‌اند، نه کاملاً مقصر. فقط انتخاب‌هایی کرده‌اند که حالا باید جوابش را پس بدهند. شاید به بازجو، شاید به فرزندشان... شاید به خودشان.

مقدمه کتاب: ندارد

در صورت بیان ایرادات توسط ناظر، آیا خودتان آنها را ویرایش می‌کنید یا به ناظر واگذار می‌کنید؟ خودم ویرایش می‌کنم.

مورخ ثبت درخواست: Jun 6, 2025
 
  • لـایک
واکنش‌ها[ی پسندها]: mahban

mahban

کاربر نقره‌ای
تاریخ ثبت‌نام
2024-07-04
نوشته‌ها
2,019
سکه
34,189
Username: Marde_Tanha

نام و نام خانوادگی: (Marde_Tanha) حسام.ف

نوع کتاب: رمان

عنوان کتاب: ساقی

ژانر کتاب: اجتماعی درام

نویسنده کتاب: حسام.ف

زبان اصلی کتاب: فارسی

تعداد صفحات (پارت)‌: نامشخص

خلاصه کتاب: «ساقی» داستان سقوط نیست. داستان آدم‌هایی‌ست که به مرزهای ناگفته‌ی وجدان و بقا می‌رسند. نه قهرمان‌اند، نه کاملاً مقصر. فقط انتخاب‌هایی کرده‌اند که حالا باید جوابش را پس بدهند. شاید به بازجو، شاید به فرزندشان... شاید به خودشان.

مقدمه کتاب: ندارد

در صورت بیان ایرادات توسط ناظر، آیا خودتان آنها را ویرایش می‌کنید یا به ناظر واگذار می‌کنید؟ خودم ویرایش می‌کنم.

مورخ ثبت درخواست: Jun 6, 2025
سلام و درود.
با درخواست نظارت شما موافقت شد.✅
ناظر شما: @Elaheh_A
لطفا منتظر گفت‌و‌گویی از جانب ناظر خود بمانید و تاپیک اثر خود را تا زمان تایید توسط ناظر ایجاد نکنید.
موفق و موید باشید.🤝🤍
 
  • لـایک
واکنش‌ها[ی پسندها]: Darcy

mahban

کاربر نقره‌ای
تاریخ ثبت‌نام
2024-07-04
نوشته‌ها
2,019
سکه
34,189
نام‌کاربری: Melina.N

نام و نام خانوادگی: ملینا نامور

نوع کتاب: داستانک

عنوان کتاب: مجموعه داستانک‌های تقاص خونین

ژانر کتاب: جنایی

نویسنده کتاب: ملینا نامور

زبان اصلی کتاب: فارسی

تعداد صفحات (پارت)‌: نامشخص

خلاصه کتاب: این مجموعه روایاتی از داستان‌هایی است که بعضی جنایی، بعضی عاشقانه و گاهی تکان دهنده‌ی روزگار است!

مقدمه کتاب: لازمه یک قتل خوب، خونسردی است!

در صورت بیان ایرادات توسط ناظر، آیا خودتان آنها را ویرایش می‌کنید یا به ناظر واگذار می‌کنید؟ خودم ویرایش می‌کنم.

مورخ ثبت درخواست: Jun 2, 2025
سلام و درود.
با درخواست نظارت شما موافقت شد.✅
"تعویض ناظر"
ناظر شما: @Blueberry
لطفا منتظر گفت‌و‌گویی از جانب ناظر خود بمانید و تاپیک اثر خود را تا زمان تایید توسط ناظر ایجاد نکنید.
موفق و موید باشید.🤝🤍​
 
  • قلب
واکنش‌ها[ی پسندها]: Melina.N

یاس؛

کاربر بوکینو
تاریخ ثبت‌نام
2025-06-12
نوشته‌ها
3
سکه
12
نام‌کاربری: یاس؛

نام و نام خانوادگی: هستی جباری

نوع کتاب: رمان

عنوان کتاب: کالویِت

ژانر کتاب: عاشقانه، تراژدی

نویسنده کتاب: هستی جباری

زبان اصلی کتاب: فارسی

تعداد صفحات (پارت)‌: نامشخص

خلاصه کتاب: من به کسی تکیه کرده بودم که خرابه‌ای بیش نبود؛ مأمن آرامش، معشوقه‌ی زیبایم، کسی که به من حس پرواز و رهایی را می‌داد؛ تنها یک تصور پوچ و تو خالی بود!
شادترین لحظات زندگی من به منفورترین لحظات مبدل شده بود و من در این ویرانه‌‌ی احساسات بودم.
به این باور رسیده ام که تنها و خسته‌‌تر از همیشه هستم و... زندگی من به خاطر یک شیطان فرشته‌نما به جهنمی دلگیر تبدیل شده بود.
به روزهای بارانی با آسمانی تار..‌‌. و بابت روزهایی که برایم ساختی از تو یک خواهش دارم:
- تو مرا دفن کن... .


مقدمه کتاب: می‌خواهم تو مرا دفن کنی؛ نه به خاطر این‌که کسی را ندارم. به این خاطر، من آنقدر تو را دوست دارم که می‌خواهم زودتر از تو بمیرم... می‌دانم که اگر تو زودتر از من از دنیا بروی من امیدی به این زندگی نخواهم داشت.
من بدون تو نمی‌توانم... به این فکر کردم که تو مرا ترک کنی ولی هیچ‌وقت نتوانستم حتی نبود تو را زمانی که من حضور دارم تصور کنم.
من تو را می‌پرستیدم! من به جز تو کسی را در قلبم نداشتم... .


در صورت بیان ایرادات توسط ناظر، آیا خودتان آنها را ویرایش می‌کنید یا به ناظر واگذار می‌کنید؟ خودم ویرایش می‌کنم.

مورخ ثبت درخواست: Jun 12, 2025
 
  • لـایک
واکنش‌ها[ی پسندها]: mahban

mahban

کاربر نقره‌ای
تاریخ ثبت‌نام
2024-07-04
نوشته‌ها
2,019
سکه
34,189
نام‌کاربری: یاس؛

نام و نام خانوادگی: هستی جباری

نوع کتاب: رمان

عنوان کتاب: کالویِت

ژانر کتاب: عاشقانه، تراژدی

نویسنده کتاب: هستی جباری

زبان اصلی کتاب: فارسی

تعداد صفحات (پارت)‌: نامشخص

خلاصه کتاب: من به کسی تکیه کرده بودم که خرابه‌ای بیش نبود؛ مأمن آرامش، معشوقه‌ی زیبایم، کسی که به من حس پرواز و رهایی را می‌داد؛ تنها یک تصور پوچ و تو خالی بود!
شادترین لحظات زندگی من به منفورترین لحظات مبدل شده بود و من در این ویرانه‌‌ی احساسات بودم.
به این باور رسیده ام که تنها و خسته‌‌تر از همیشه هستم و... زندگی من به خاطر یک شیطان فرشته‌نما به جهنمی دلگیر تبدیل شده بود.
به روزهای بارانی با آسمانی تار..‌‌. و بابت روزهایی که برایم ساختی از تو یک خواهش دارم:
- تو مرا دفن کن... .


مقدمه کتاب: می‌خواهم تو مرا دفن کنی؛ نه به خاطر این‌که کسی را ندارم. به این خاطر، من آنقدر تو را دوست دارم که می‌خواهم زودتر از تو بمیرم... می‌دانم که اگر تو زودتر از من از دنیا بروی من امیدی به این زندگی نخواهم داشت.
من بدون تو نمی‌توانم... به این فکر کردم که تو مرا ترک کنی ولی هیچ‌وقت نتوانستم حتی نبود تو را زمانی که من حضور دارم تصور کنم.
من تو را می‌پرستیدم! من به جز تو کسی را در قلبم نداشتم... .


در صورت بیان ایرادات توسط ناظر، آیا خودتان آنها را ویرایش می‌کنید یا به ناظر واگذار می‌کنید؟ خودم ویرایش می‌کنم.

مورخ ثبت درخواست: Jun 12, 2025


سلام و درود.
با درخواست نظارت شما موافقت شد.✅
"تعویض ناظر"
ناظر شما: @ZEINAB.S
لطفا منتظر گفت‌و‌گویی از جانب ناظر خود بمانید و تاپیک اثر خود را تا زمان تایید توسط ناظر ایجاد نکنید.
موفق و موید باشید.🤝🤍​
 

Rizer

کاربر بوکینو
تاریخ ثبت‌نام
2024-11-28
نوشته‌ها
126
سکه
442
نام‌کاربری: Rizer

نام و نام خانوادگی: محمدرضا حسنی

نوع کتاب: داستان کوتاه

عنوان کتاب: زندانِ پوست

ژانر کتاب: درام روان‌شناختی + تراژدی + عاشقانه‌ی تاریک

نویسنده کتاب: Rizer

زبان اصلی کتاب: فارسی

تعداد صفحات (پارت)‌: نامشخص

خلاصه کتاب: جمشید فردی با صورتی غیر عادی که نیمی از آن بر اثر حادثه ای سوخته از طرف جامعه ترد شده و تنها برای بهبودی بیماری مادرش تلاش میکند با دختری به نام رویا آشنا میشود که او در کودکی قربانی تج*وز پدرش و در همین زمان هم مورد آزار و اذیت های شوهرش قرار میگیرد.
آنها اتفاقی باهم آشنا شده و روابط عاطفی عمیقی برقرار مس کنند تا اینکه روزی رویا تا حد مرگ توسط شوهرش کتک می خورد و جمشید با شوهر او درگیر میشود و ناخواسته شوهر اورا میکشد و رویا تقاضای قصاص میدهد و به جمشید می گوید از او تنها برای راحت شدن از شر شوهرش استفاده کرده و اصلا به او علاقه ای ندارد.


مقدمه کتاب: گاهی درد نه در زخم‌های عمیق، که در پوست نازکی‌ست.
گاهی انسان، در زندانی متولد می‌شود که میله‌هایش دیده نمی‌شوند.
زندانِ گوشت و پوست.
تنهایی، مثل خونی که زیر پوست می‌دود،
آرام است، اما کشنده.

نه فراری هست،
نه نجات‌دهنده‌ای…
فقط چرخی از درد که روز و شب تکرار می‌شود
و سایه‌هایی که تو را از درون می‌بلعند.

این قصه، قصه‌ی کسانی‌ست
که هیچ‌وقت در آینه، خودشان را نشناختند.


در صورت بیان ایرادات توسط ناظر، آیا خودتان آنها را ویرایش می‌کنید یا به ناظر واگذار می‌کنید؟ به ناظر واگذار می‌کنم.

مورخ ثبت درخواست: Jun 12, 2025
 
  • لـایک
واکنش‌ها[ی پسندها]: mahban

mahban

کاربر نقره‌ای
تاریخ ثبت‌نام
2024-07-04
نوشته‌ها
2,019
سکه
34,189
نام‌کاربری: Rizer

نام و نام خانوادگی: محمدرضا حسنی

نوع کتاب: داستان کوتاه

عنوان کتاب: زندانِ پوست

ژانر کتاب: درام روان‌شناختی + تراژدی + عاشقانه‌ی تاریک

نویسنده کتاب: Rizer

زبان اصلی کتاب: فارسی

تعداد صفحات (پارت)‌: نامشخص

خلاصه کتاب: جمشید فردی با صورتی غیر عادی که نیمی از آن بر اثر حادثه ای سوخته از طرف جامعه ترد شده و تنها برای بهبودی بیماری مادرش تلاش میکند با دختری به نام رویا آشنا میشود که او در کودکی قربانی تج*وز پدرش و در همین زمان هم مورد آزار و اذیت های شوهرش قرار میگیرد.
آنها اتفاقی باهم آشنا شده و روابط عاطفی عمیقی برقرار مس کنند تا اینکه روزی رویا تا حد مرگ توسط شوهرش کتک می خورد و جمشید با شوهر او درگیر میشود و ناخواسته شوهر اورا میکشد و رویا تقاضای قصاص میدهد و به جمشید می گوید از او تنها برای راحت شدن از شر شوهرش استفاده کرده و اصلا به او علاقه ای ندارد.


مقدمه کتاب: گاهی درد نه در زخم‌های عمیق، که در پوست نازکی‌ست.
گاهی انسان، در زندانی متولد می‌شود که میله‌هایش دیده نمی‌شوند.
زندانِ گوشت و پوست.
تنهایی، مثل خونی که زیر پوست می‌دود،
آرام است، اما کشنده.

نه فراری هست،
نه نجات‌دهنده‌ای…
فقط چرخی از درد که روز و شب تکرار می‌شود
و سایه‌هایی که تو را از درون می‌بلعند.

این قصه، قصه‌ی کسانی‌ست
که هیچ‌وقت در آینه، خودشان را نشناختند.


در صورت بیان ایرادات توسط ناظر، آیا خودتان آنها را ویرایش می‌کنید یا به ناظر واگذار می‌کنید؟ به ناظر واگذار می‌کنم.

مورخ ثبت درخواست: Jun 12, 2025

سلام و درود.
با درخواست نظارت شما موافقت شد.✅
ناظر شما: @Elaheh_A
لطفا منتظر گفت‌و‌گویی از جانب ناظر خود بمانید و تاپیک اثر خود را تا زمان تایید توسط ناظر ایجاد نکنید.
موفق و موید باشید.🤝🤍


 
  • محزون
واکنش‌ها[ی پسندها]: Elaheh_A

~mohadese~

کاربر بوکینو
تاریخ ثبت‌نام
2025-06-18
نوشته‌ها
82
سکه
407
نام‌کاربری: ~mohadese~

نام و نام خانوادگی: محدثه وفایی

نوع کتاب: رمان

عنوان کتاب: سلاخ

ژانر کتاب: تراژدی، عاشقانه، جنایی_پلیسی، اجتماعی

نویسنده کتاب: محدثه وفایی

زبان اصلی کتاب: فارسی

تعداد صفحات (پارت)‌: نامشخص

خلاصه کتاب: : در میان بی‌گناهانی که قربانی طالعشان هستند؛ زنی ستم دیده از اجبارهای معین شده در طالعش، در پی اندک آرامش، سکوت می‌کند و چشم می‌بندد بر روی اهداف شوم بازیکنان قهار سرنوشت. اما داستان سرنوشت سری دراز دارد. دقیقا در جایی که تصورش را نمی‌کند، قلم می‌چرخد و آرزوهای محقق نشده‌اش زیر پاهای انسان‌هایی که از دل کینه متولد شده‌اند و دست به اهدافی فراتر از جنایت می‌زنند، لگدمال می‌شوند و به نهری از خون تبدیل می‌شوند.

مقدمه کتاب: در دنیایی که انسان به انسان رحم نمیکند چه انتظاریست از عدالت؟ پشت هر چهره و قامت، ذاتی خوب یا بد پنهان شده است که نمایان کردنش زندگی را دچار تغییرایی میکند و وای به حال زمانی که ذاتی پست و کریه پشت نقاب چهره، مخفی شده باشد و کمر به نابودی بشر بسته باشد...

در صورت بیان ایرادات توسط ناظر، آیا خودتان آنها را ویرایش می‌کنید یا به ناظر واگذار می‌کنید؟ به ناظر واگذار می‌کنم.

مورخ ثبت درخواست: Jun 25, 2025
 
  • لـایک
واکنش‌ها[ی پسندها]: mahban

YAS

[ بنیانگذار دوم سایت + مدیریت تالار نظارت ]
عضو کادر مدیریت
تاریخ ثبت‌نام
2024-09-04
نوشته‌ها
1,485
سکه
36,686
نام‌کاربری: ~mohadese~

نام و نام خانوادگی: محدثه وفایی

نوع کتاب: رمان

عنوان کتاب: سلاخ

ژانر کتاب: تراژدی، عاشقانه، جنایی_پلیسی، اجتماعی

نویسنده کتاب: محدثه وفایی

زبان اصلی کتاب: فارسی

تعداد صفحات (پارت)‌: نامشخص

خلاصه کتاب: : در میان بی‌گناهانی که قربانی طالعشان هستند؛ زنی ستم دیده از اجبارهای معین شده در طالعش، در پی اندک آرامش، سکوت می‌کند و چشم می‌بندد بر روی اهداف شوم بازیکنان قهار سرنوشت. اما داستان سرنوشت سری دراز دارد. دقیقا در جایی که تصورش را نمی‌کند، قلم می‌چرخد و آرزوهای محقق نشده‌اش زیر پاهای انسان‌هایی که از دل کینه متولد شده‌اند و دست به اهدافی فراتر از جنایت می‌زنند، لگدمال می‌شوند و به نهری از خون تبدیل می‌شوند.

مقدمه کتاب: در دنیایی که انسان به انسان رحم نمیکند چه انتظاریست از عدالت؟ پشت هر چهره و قامت، ذاتی خوب یا بد پنهان شده است که نمایان کردنش زندگی را دچار تغییرایی میکند و وای به حال زمانی که ذاتی پست و کریه پشت نقاب چهره، مخفی شده باشد و کمر به نابودی بشر بسته باشد...

در صورت بیان ایرادات توسط ناظر، آیا خودتان آنها را ویرایش می‌کنید یا به ناظر واگذار می‌کنید؟ به ناظر واگذار می‌کنم.

مورخ ثبت درخواست: Jun 25, 2025
سلام و درود.
با درخواست نظارت شما موافقت شد.✅
ناظر شما: @Elaheh_A
لطفا منتظر گفت‌و‌گویی از جانب ناظر خود بمانید و تاپیک اثر خود را تا زمان تایید توسط ناظر ایجاد نکنید.
موفق و موید باشید.🤝🤍
 

بازدید کنندگان موضوع (تعداد: 7) مشاهده جزئیات

بالا