• ✵ انجمن رمانِ بوکـــیــنــو✵

    بزرگترین انجمن فرهنگی و کتابخانه‌ی مجازی ایران!

    🛍️ ورود به فروشگاه بوکینو

  • دوستان و همراهان و مهمانان گرامی، اگر در رابطه با ثبت‌نام یا اکانت خود در انجمن با هرگونه مشکل یا سوالی مواجه شدید، لطفاً بدون نگرانی به آیدی زیر مراجعه فرمایید تا در اسرع وقت رسیدگی شود:

    ✵ @KibiBayat1 (روبیکا، ایتا) ✵

    ✵ @yasnanhtt (تلگرام) ✵

    تیم پشتیبانی بوکینو آماده‌ی پاسخگویی و حل مشکلات شماست.🙏

YAS

[ بنیانگذار دوم سایت + مدیریت تالار نظارت ]
عضو کادر مدیریت
تاریخ ثبت‌نام
2024-09-04
نوشته‌ها
1,485
سکه
36,686
نام‌کاربری: پناه

نام و نام خانوادگی: مینا مرادی

نوع کتاب: دلنوشته

عنوان کتاب: تاوان

ژانر کتاب: عاشقانه ـ تراژدی

نویسنده کتاب: مینا مرادی

زبان اصلی کتاب:

تعداد صفحات (پارت)‌:

خلاصه کتاب:
برای دلنوشته خلاصه‌ای در نظر نگرفتم.

مقدمه کتاب: به نام او...
نام اثر: تاوان
نویسنده: مینا مرادی
ژانر: عاشقانه ـ تراژدی

مقدمه:
دلی که شکست، مانند چینی بندزده می‌شود؛ اما
ترَک‌هایش در ته‌‌وتو‌های قلبم به یادگار می‌ماند.
آخرش را می‌سپارم به دست خدایی که خوب می‌داند،
کجا و چگونه تاوان بگیرد.


در صورت بیان ایرادات توسط ناظر، آیا خودتان آنها را ویرایش می‌کنید یا به ناظر واگذار می‌کنید؟ خودم ویرایش می‌کنم.

مورخ ثبت درخواست: 2025-04-22
سلام و درود.
با درخواست نظارت شما موافقت شد.✅
ناظر شما: @Elaheh_A
لطفا منتظر گفت‌و‌گویی از جانب ناظر خود بمانید و تاپیک اثر خود را تا زمان تایید توسط ناظر ایجاد نکنید.
موفق و موید باشید.🤝🤍
 

پناه

کاربر بوکینو
تاریخ ثبت‌نام
2024-12-29
نوشته‌ها
182
سکه
893
نام‌کاربری: پناه

نام و نام خانوادگی: مینا مرادی

نوع کتاب: دلنوشته

عنوان کتاب: تاوان

ژانر کتاب: عاشقانه ـ تراژدی

نویسنده کتاب: مینا مرادی

زبان اصلی کتاب:

تعداد صفحات (پارت)‌:

خلاصه کتاب: برای دلنوشته خلاصه‌ای در نظر ندارم.

مقدمه کتاب: دلی که شکست، مانند چینی بندزده می‌شود؛ اما
ترَک‌هایش در ته‌‌وتو‌های قلبم به یادگار می‌ماند.
آخرش را می‌سپارم به دست خدایی که خوب می‌داند،
کجا و چگونه تاوان بگیرد.


در صورت بیان ایرادات توسط ناظر، آیا خودتان آنها را ویرایش می‌کنید یا به ناظر واگذار می‌کنید؟ خودم ویرایش می‌کنم.

مورخ ثبت درخواست: Apr 27, 2025
 

پناه

کاربر بوکینو
تاریخ ثبت‌نام
2024-12-29
نوشته‌ها
182
سکه
893
نام‌کاربری: پناه

نام و نام خانوادگی: مینا مرادی

نوع کتاب: دلنوشته

عنوان کتاب: رقص نامرئی

ژانر کتاب: عاشقانه ـ تراژدی

نویسنده کتاب:

زبان اصلی کتاب:

تعداد صفحات (پارت)‌:

خلاصه کتاب: برای دلنوشته خلاصه‌ای درنظر ندارم.

مقدمه کتاب: در هیاهوی روزمرگی‌ها، جایی میان صدای زنگ ساعت، بوی نان تازه، و اضطراب نرسیدن‌ها…
زنی هست که دیده نمی‌شود،
صدایش در غوغای دنیا گم می‌شود،
اما حضورش، مثل نبضی آرام، زندگی را جاری می‌کند.
او نمی‌رقصد روی صحنه‌های روشن،
لباس پر زرق و برق ندارد،
تماشاگر ندارد،
اما در سکوتِ خانه، در بی‌صداترین لحظه‌ها،
رقصی آغاز می‌کند که ریشه در عشق دارد و جان در فداکاری.
روایت زنی‌ست که نامش مادر است…
روایتی از رقصی نامرئی،
که با هر حرکتش، آجر به آجر آینده‌ی فرزندانش را بنا می‌کند…
بی‌آن‌که حتی لحظه‌ای به دیده شدن بیندیشد.
«رقص نامرئی» حکایت عاشقانه‌ای‌ست از یک زن…
که با دل، با درد، با دستان خسته،
اما با نگاهی سرشار از امید، جهان را می‌چرخاند.

«تقدیم به تمامی مادران سرزمینم»


در صورت بیان ایرادات توسط ناظر، آیا خودتان آنها را ویرایش می‌کنید یا به ناظر واگذار می‌کنید؟ خودم ویرایش می‌کنم.

مورخ ثبت درخواست: Apr 27, 2025
 

YAS

[ بنیانگذار دوم سایت + مدیریت تالار نظارت ]
عضو کادر مدیریت
تاریخ ثبت‌نام
2024-09-04
نوشته‌ها
1,485
سکه
36,686
نام‌کاربری: پناه

نام و نام خانوادگی: مینا مرادی

نوع کتاب: دلنوشته

عنوان کتاب: تاوان

ژانر کتاب: عاشقانه ـ تراژدی

نویسنده کتاب: مینا مرادی

زبان اصلی کتاب:

تعداد صفحات (پارت)‌:

خلاصه کتاب:
برای دلنوشته خلاصه‌ای در نظر ندارم.

مقدمه کتاب: دلی که شکست، مانند چینی بندزده می‌شود؛ اما
ترَک‌هایش در ته‌‌وتو‌های قلبم به یادگار می‌ماند.
آخرش را می‌سپارم به دست خدایی که خوب می‌داند،
کجا و چگونه تاوان بگیرد.


در صورت بیان ایرادات توسط ناظر، آیا خودتان آنها را ویرایش می‌کنید یا به ناظر واگذار می‌کنید؟ خودم ویرایش می‌کنم.

مورخ ثبت درخواست: Apr 27, 2025
سلام و درود.
با درخواست نظارت شما موافقت شد.✅
ناظر شما: @Blueberry
لطفا منتظر گفت‌و‌گویی از جانب ناظر خود بمانید و تاپیک اثر خود را تا زمان تایید توسط ناظر ایجاد نکنید.
موفق و موید باشید.🤝🤍
 

YAS

[ بنیانگذار دوم سایت + مدیریت تالار نظارت ]
عضو کادر مدیریت
تاریخ ثبت‌نام
2024-09-04
نوشته‌ها
1,485
سکه
36,686
نام‌کاربری: پناه

نام و نام خانوادگی: مینا مرادی

نوع کتاب: دلنوشته

عنوان کتاب: رقص نامرئی

ژانر کتاب: عاشقانه ـ تراژدی

نویسنده کتاب:

زبان اصلی کتاب:

تعداد صفحات (پارت)‌:

خلاصه کتاب:
برای دلنوشته خلاصه‌ای درنظر ندارم.

مقدمه کتاب: در هیاهوی روزمرگی‌ها، جایی میان صدای زنگ ساعت، بوی نان تازه، و اضطراب نرسیدن‌ها…
زنی هست که دیده نمی‌شود،
صدایش در غوغای دنیا گم می‌شود،
اما حضورش، مثل نبضی آرام، زندگی را جاری می‌کند.
او نمی‌رقصد روی صحنه‌های روشن،
لباس پر زرق و برق ندارد،
تماشاگر ندارد،
اما در سکوتِ خانه، در بی‌صداترین لحظه‌ها،
رقصی آغاز می‌کند که ریشه در عشق دارد و جان در فداکاری.
روایت زنی‌ست که نامش مادر است…
روایتی از رقصی نامرئی،
که با هر حرکتش، آجر به آجر آینده‌ی فرزندانش را بنا می‌کند…
بی‌آن‌که حتی لحظه‌ای به دیده شدن بیندیشد.
«رقص نامرئی» حکایت عاشقانه‌ای‌ست از یک زن…
که با دل، با درد، با دستان خسته،
اما با نگاهی سرشار از امید، جهان را می‌چرخاند.

«تقدیم به تمامی مادران سرزمینم»


در صورت بیان ایرادات توسط ناظر، آیا خودتان آنها را ویرایش می‌کنید یا به ناظر واگذار می‌کنید؟ خودم ویرایش می‌کنم.

مورخ ثبت درخواست: Apr 27, 2025
سلام و درود.
با درخواست نظارت شما موافقت شد.✅
ناظر شما: @ریحانه زنگنه
لطفا منتظر گفت‌و‌گویی از جانب ناظر خود بمانید و تاپیک اثر خود را تا زمان تایید توسط ناظر ایجاد نکنید.
موفق و موید باشید.🤝🤍
 

BITA

[نویسنده برتر مرداد ماه]
تاریخ ثبت‌نام
2024-12-25
نوشته‌ها
51
سکه
351
نام‌کاربری: BITA

نام و نام خانوادگی: محدثه رستگار

نوع کتاب: دلنوشته

عنوان کتاب: نغمه‌های تیمار

ژانر کتاب: تراژدی. اجتماعی. عاشقانه

نویسنده کتاب: محدثه رستگار

زبان اصلی کتاب: فارسی

تعداد صفحات (پارت)‌: نامشخص

خلاصه کتاب: سالیان است که واژگانم آغشته‌اند به جنون و خود را از اسارت دارالمجانین ذهن متروکه‌ام می‌رهانند تا به یک دنیا فریاد بکشند شوریدگی حال مرا... کلماتی که در جهنم درونم متولد می‌شوند برای نغمه شدن و شنیده شدن اما قبل از اینکه به سوی جهان بیرون پرواز کنند، شعله‌های آتش بطنم بال و پرشان را می‌سوزاند! نواهایی که پیش از آواز شدن در اعماق وجود مخروبه‌‌ام اسیر خفقان می‌شوند و به کلمات بدل می‌گردند تا به‌جای گفته شدن، بر صفحه‌های سرد و بی‌روح کاغذ آرام بگیرند. نغمه‌های تیماری که در من جان می‌دهند و می‌میرند، خاطرات غم‌زده‌ای را از سفر به گذشته برای دلم سوغات می‌آورند. خاطراتی که هرکدام قصه‌هایی تلخ را بازگو می‌کنند... قصه‌‌های آرزوهای رنگارنگی که گور هرکدامشان را در گورستان بطنم کنده‌ام! زیرا اگر آن آرزوهای زیبا ولی خطرناک را دفن نمی‌کردم، بی‌شک آن‌ها گور مرا می‌کندند! رویاهایی که زاده‌ی وهم و خیال و خوش‌باوری من بودند و بس... کَس نمی‌داند که چند من را به همراه رویاهای شیرینم در وجودم به خاک سپردم تا بشوم منی که من نیستم ولی افسوس که منم!

مقدمه کتاب: سالیان است که واژگانم آغشته‌اند به جنون و خود را از اسارت دارالمجانین ذهن متروکه‌ام می‌رهانند تا به یک دنیا فریاد بکشند شوریدگی حال مرا... کلماتی که در جهنم درونم متولد می‌شوند برای نغمه شدن و شنیده شدن اما قبل از اینکه به سوی جهان بیرون پرواز کنند، شعله‌های آتش بطنم بال و پرشان را می‌سوزاند! نواهایی که پیش از آواز شدن در اعماق وجود مخروبه‌‌ام اسیر خفقان می‌شوند و به کلمات بدل می‌گردند تا به‌جای گفته شدن، بر صفحه‌های سرد و بی‌روح کاغذ آرام بگیرند. نغمه‌های تیماری که در من جان می‌دهند و می‌میرند، خاطرات غم‌زده‌ای را از سفر به گذشته برای دلم سوغات می‌آورند. خاطراتی که هرکدام قصه‌هایی تلخ را بازگو می‌کنند... قصه‌‌های آرزوهای رنگارنگی که گور هرکدامشان را در گورستان بطنم کنده‌ام! زیرا اگر آن آرزوهای زیبا ولی خطرناک را دفن نمی‌کردم، بی‌شک آن‌ها گور مرا می‌کندند! رویاهایی که زاده‌ی وهم و خیال و خوش‌باوری من بودند و بس... کَس نمی‌داند که چند من را به همراه رویاهای شیرینم در وجودم به خاک سپردم تا بشوم منی که من نیستم ولی افسوس که منم!

در صورت بیان ایرادات توسط ناظر، آیا خودتان آنها را ویرایش می‌کنید یا به ناظر واگذار می‌کنید؟ خودم ویرایش می‌کنم.

مورخ ثبت درخواست: Apr 29, 2025
 
  • لـایک
واکنش‌ها[ی پسندها]: mahban

YAS

[ بنیانگذار دوم سایت + مدیریت تالار نظارت ]
عضو کادر مدیریت
تاریخ ثبت‌نام
2024-09-04
نوشته‌ها
1,485
سکه
36,686
نام‌کاربری: BITA

نام و نام خانوادگی: محدثه رستگار

نوع کتاب: دلنوشته

عنوان کتاب: نغمه‌های تیمار

ژانر کتاب: تراژدی. اجتماعی. عاشقانه

نویسنده کتاب: محدثه رستگار

زبان اصلی کتاب: فارسی

تعداد صفحات (پارت)‌: نامشخص

خلاصه کتاب: سالیان است که واژگانم آغشته‌اند به جنون و خود را از اسارت دارالمجانین ذهن متروکه‌ام می‌رهانند تا به یک دنیا فریاد بکشند شوریدگی حال مرا... کلماتی که در جهنم درونم متولد می‌شوند برای نغمه شدن و شنیده شدن اما قبل از اینکه به سوی جهان بیرون پرواز کنند، شعله‌های آتش بطنم بال و پرشان را می‌سوزاند! نواهایی که پیش از آواز شدن در اعماق وجود مخروبه‌‌ام اسیر خفقان می‌شوند و به کلمات بدل می‌گردند تا به‌جای گفته شدن، بر صفحه‌های سرد و بی‌روح کاغذ آرام بگیرند. نغمه‌های تیماری که در من جان می‌دهند و می‌میرند، خاطرات غم‌زده‌ای را از سفر به گذشته برای دلم سوغات می‌آورند. خاطراتی که هرکدام قصه‌هایی تلخ را بازگو می‌کنند... قصه‌‌های آرزوهای رنگارنگی که گور هرکدامشان را در گورستان بطنم کنده‌ام! زیرا اگر آن آرزوهای زیبا ولی خطرناک را دفن نمی‌کردم، بی‌شک آن‌ها گور مرا می‌کندند! رویاهایی که زاده‌ی وهم و خیال و خوش‌باوری من بودند و بس... کَس نمی‌داند که چند من را به همراه رویاهای شیرینم در وجودم به خاک سپردم تا بشوم منی که من نیستم ولی افسوس که منم!

مقدمه کتاب: سالیان است که واژگانم آغشته‌اند به جنون و خود را از اسارت دارالمجانین ذهن متروکه‌ام می‌رهانند تا به یک دنیا فریاد بکشند شوریدگی حال مرا... کلماتی که در جهنم درونم متولد می‌شوند برای نغمه شدن و شنیده شدن اما قبل از اینکه به سوی جهان بیرون پرواز کنند، شعله‌های آتش بطنم بال و پرشان را می‌سوزاند! نواهایی که پیش از آواز شدن در اعماق وجود مخروبه‌‌ام اسیر خفقان می‌شوند و به کلمات بدل می‌گردند تا به‌جای گفته شدن، بر صفحه‌های سرد و بی‌روح کاغذ آرام بگیرند. نغمه‌های تیماری که در من جان می‌دهند و می‌میرند، خاطرات غم‌زده‌ای را از سفر به گذشته برای دلم سوغات می‌آورند. خاطراتی که هرکدام قصه‌هایی تلخ را بازگو می‌کنند... قصه‌‌های آرزوهای رنگارنگی که گور هرکدامشان را در گورستان بطنم کنده‌ام! زیرا اگر آن آرزوهای زیبا ولی خطرناک را دفن نمی‌کردم، بی‌شک آن‌ها گور مرا می‌کندند! رویاهایی که زاده‌ی وهم و خیال و خوش‌باوری من بودند و بس... کَس نمی‌داند که چند من را به همراه رویاهای شیرینم در وجودم به خاک سپردم تا بشوم منی که من نیستم ولی افسوس که منم!

در صورت بیان ایرادات توسط ناظر، آیا خودتان آنها را ویرایش می‌کنید یا به ناظر واگذار می‌کنید؟ خودم ویرایش می‌کنم.

مورخ ثبت درخواست: Apr 29, 2025
سلام و درود.
با درخواست نظارت شما موافقت شد.✅
ناظر شما: @Elaheh_A
لطفا منتظر گفت‌و‌گویی از جانب ناظر خود بمانید و تاپیک اثر خود را تا زمان تایید توسط ناظر ایجاد نکنید.
موفق و موید باشید.🤝🤍
 

pegah.r8

کاربر بوکینو
تاریخ ثبت‌نام
2025-04-08
نوشته‌ها
74
سکه
367
نام‌کاربری: pegah.r8

نام و نام خانوادگی: پگاه رئیسی

نوع کتاب: رمان

عنوان کتاب: در حصار سایه

ژانر کتاب: عاشقانه- مافیایی

نویسنده کتاب: پگاه رئیسی

زبان اصلی کتاب: فارسی

تعداد صفحات (پارت)‌: نامشخص

خلاصه کتاب: سروش، مامور پلیس با تجربه و متعهد، در عملیات دستگیری یک باند قاچاق اسلحه منجر به قتل یکی از اعضای آن میشود .اما این ماموریت به قیمت سنگینی تمام می‌شود؛ آتش انتقام این باند دامان او را می‌گیرد و زندگی‌اش به شدت در خطر می‌افتد. در این شرایط بحرانی، نفس، دختر عموی سروش، همبازی و عشق دوران کودکی‌اش برای نجات او ناچار به اتخاذ تصمیمی دشوار و سرنوشت‌ساز می‌شود. تصمیمی که نه تنها زندگی سروش را تحت تأثیر قرار می‌دهد، بلکه عواقب آن بر زندگی نفس نیز سایه می‌اندازد.

مقدمه کتاب: نجاتم بده، آفتاب من!
که پیشاپیشم راه می روی
و تقدیر مرا می پاشی
دستم را بگیر
تا چون سایه، کنارت
لنگان لنگان
به خانه‌ی اولم برگردم.

-شمس لنگرودی


در صورت بیان ایرادات توسط ناظر، آیا خودتان آنها را ویرایش می‌کنید یا به ناظر واگذار می‌کنید؟ خودم ویرایش می‌کنم.

مورخ ثبت درخواست: May 2, 2025
 
  • لـایک
واکنش‌ها[ی پسندها]: mahban

YAS

[ بنیانگذار دوم سایت + مدیریت تالار نظارت ]
عضو کادر مدیریت
تاریخ ثبت‌نام
2024-09-04
نوشته‌ها
1,485
سکه
36,686
نام‌کاربری: pegah.r8

نام و نام خانوادگی: پگاه رئیسی

نوع کتاب: رمان

عنوان کتاب: در حصار سایه

ژانر کتاب: عاشقانه- مافیایی

نویسنده کتاب: پگاه رئیسی

زبان اصلی کتاب: فارسی

تعداد صفحات (پارت)‌: نامشخص

خلاصه کتاب: سروش، مامور پلیس با تجربه و متعهد، در عملیات دستگیری یک باند قاچاق اسلحه منجر به قتل یکی از اعضای آن میشود .اما این ماموریت به قیمت سنگینی تمام می‌شود؛ آتش انتقام این باند دامان او را می‌گیرد و زندگی‌اش به شدت در خطر می‌افتد. در این شرایط بحرانی، نفس، دختر عموی سروش، همبازی و عشق دوران کودکی‌اش برای نجات او ناچار به اتخاذ تصمیمی دشوار و سرنوشت‌ساز می‌شود. تصمیمی که نه تنها زندگی سروش را تحت تأثیر قرار می‌دهد، بلکه عواقب آن بر زندگی نفس نیز سایه می‌اندازد.

مقدمه کتاب: نجاتم بده، آفتاب من!
که پیشاپیشم راه می روی
و تقدیر مرا می پاشی
دستم را بگیر
تا چون سایه، کنارت
لنگان لنگان
به خانه‌ی اولم برگردم.

-شمس لنگرودی


در صورت بیان ایرادات توسط ناظر، آیا خودتان آنها را ویرایش می‌کنید یا به ناظر واگذار می‌کنید؟ خودم ویرایش می‌کنم.

مورخ ثبت درخواست: May 2, 2025
سلام و درود.
با درخواست نظارت شما موافقت شد.✅
ناظر شما: @ریحانه زنگنه
لطفا منتظر گفت‌و‌گویی از جانب ناظر خود بمانید و تاپیک اثر خود را تا زمان تایید توسط ناظر ایجاد نکنید.
موفق و موید باشید.🤝🤍
 

سارابـهار❁

[نویسنده برتر بوکینو]
تاریخ ثبت‌نام
2025-02-16
نوشته‌ها
259
سکه
1,263
نام‌کاربری: سارابـهار❁

نام و نام خانوادگی: سارابهار

نوع کتاب: رمان

عنوان کتاب: غریزه سیاه

ژانر کتاب: جنایی

نویسنده کتاب: سارابهار

زبان اصلی کتاب: فارسی

تعداد صفحات (پارت)‌: نامشخص

خلاصه کتاب: خلاصه:
همه‌چیز در حال تغییر است. آنچه که به نظر می‌آید حقیقت باشد، می‌تواند در یک چشم به هم زدن به دروغی وحشتناک تبدیل شود. داستانی که در آن کارآگاه، خود را در دام گذشته‌ای گمشده و تهدیدی بزرگ‌تر از هر چیزی که تصور کرده بود، گرفتار می‌یابد.


مقدمه کتاب: مقدمه:
در دل شب، جایی میان سایه‌ها و خیابان‌های خالی، کارآگاهی ایستاده است که هدفش روشن است: شکستن دیوارهای یک سازمان مافیایی که در تاریکی کار می‌کند. تمام شواهد، تمام سرنخ‌ها، تنها به یک مکان ختم می‌شوند؛ جایی که هیچ‌چیز ساده و واضح نیست. کارآگاه پلیس، با اراده‌ای پولادین، خود را به دنیایی می‌اندازد که هر قدمی که برمی‌دارد او را به حقیقتی هولناک‌تر نزدیک‌تر می‌کند؛ اما چیزی در این معادله اشتباه است. هر سرنخی که پیدا می‌کند، از هم می‌پاشد. هر گامی که به جلو برمی‌دارد، او را بیشتر در منجلاب پیچیده‌ای فرو می‌برد. کارآگاه نمی‌داند که در این مسیر، خودش هم بخشی از بازی است. هر قدم که به حقیقت نزدیک‌تر می‌شود، سایه‌هایی از گذشته‌ی گمشده‌اش به سراغش می‌آیند. کابوس‌هایی که واقعی‌تر از خوابند، چهره‌هایی که نباید بشناسد اما آشنا هستند، و رازهایی که خودش برای خودش باقی گذاشته است!


در صورت بیان ایرادات توسط ناظر، آیا خودتان آنها را ویرایش می‌کنید یا به ناظر واگذار می‌کنید؟ به ناظر واگذار می‌کنم.

مورخ ثبت درخواست: May 2, 2025
 
  • لـایک
واکنش‌ها[ی پسندها]: mahban

بازدید کنندگان موضوع (تعداد: 7) مشاهده جزئیات

بالا