جدیدترین‌ها

بزرگترین مرجع تایپِ کتاب | انجمن رمان نویسی بوکینو

انجمن فرهنگی بوکینو، مکانی‌ برای انتشار و تایپ آثارِ شما عزیزان بوده و طبقِ قوانین جمهوری اسلامی ایران اداره می‌شود. هدف ما همواره ایجاد یک محیط گرم و صمیمانه است. برای دسترسی به امکانات انجمن و تعامل در آن، همین حالا ثبت نام کنید.

سوالات متداول

آموزش کار با انجمن را از این لینک مطالعه کنید.

ایجاد موضوع

برای شروع موضوعی در تالار مورد نظر خود بفرستید.

کسب مقام

به خانواده‌ی بزرگ بوکینو بپیوندید!
  • ✵ انجمن رمانِ بوکـــیــنــو✵

    بزرگترین انجمن فرهنگی و کتابخانه‌ی مجازی ایران!

تالار نمایشنامه

  1. mahban

    نمایشنامه نمایشنامه _ ژانر هیجانی

    نمایشنامه ژانر : هیجانی ⚫️آقا⚪️خانوم🔴آقا ⚡️⚡️موقعیت⚡️⚡️ یک زن و شوهر به نام مونا و بابک هر دو با چشم بند... دست و پاها بسته ...در حال به هوش اومدن روی دو صندلی پشت به هم گروگان گرفته شده توسط شخصی ناشناش🔴 ⚫️(سرفه کنید) ...(با بیحالی) اخ خ سرم.. ⚪️(احساس تنگی نفس بعد سرفه) اخ...آی...
  2. mahban

    نمایشنامه نمایشنامه طنز 🎭

    (سوسک های تاریخی ) دوکاراکتر خانم واقا (تو این کار صداسازی کنید کار جذابتر میشه) ابن سوسک جگرخوار :( لبخند) کجایی ،ای بنت سوسک نازنازی ؟براستی کجایی ؟ بنت سوسک نازنازی: سلام بر تو ای ابن سوسک جگرخوار ، خوش شاخکه محل ،براستی در داخل چاه حمام بودم صابونی در درون چشمانم رفت دارد میسوزد وای...
  3. mahban

    نمایشنامه نمایشنامه طنز🎭

    (نمایش طنز پیرمرد پیرزن پرحاشیه) اقا شمس الله و سکینه خانم پیرزن پیرمرده حدودا هفتاد هشتاد ساله لجباز ) پیرزن:شمس الله الهے درد نگیرے که دندون عملیاے منو باز اشتباه گذاشتے تو دهنت پیرمرد :صدفعه بهت گفتم سکینه دندوناتو بالا سر من نزار من چشام درست نمی‌بینه اشتباهے می‌زارم تو دهنم...
  4. mahban

    نمایشنامه نمایشنامه🎭

    ♣️ نمایشنامه ♣️ ( دعوای زن وشوهر ) 🧔‍♂️ سلام خانمم خانمی ... کجایی اینجام توآشپزخونه بیا کمک از کت وکول افتادم 🧔‍♂️ (بالحن تعجب ) چیکار میکنی ؟ اینجا چخبره !!! 👩‍🦰 هیچی دارم وسایلهارو جابجا میکنم . بیا دیگه ناسلامتی تومرد خونه ایی وایستادی داری نگاه میکنی من دارم وسیله به این سنگینی رو...
  5. mahban

    نمایشنامه نمایشنامه غمگین🎭

    🌱نمایشنامه غمگین🌱 پسر : ضعیفه ! دلمون برات تنگ شده بود اومدیم زیارتت کنیم ! دختر : توباز گفتی ضعیفه ؟ پسر : خب ، منزل بگم چطوره ؟ دختر : وااااای . . . از دست تو ! پسر : باشه ؛ باشه ببخشید ویکتوریا خوبه ؟ دختر : اه . . . اصلاباهات قهرم ! پسر : باشه بابا ، توعزیز منی ، خوب شد ؟ آشتی ؟ دختر ...
shape1
shape2
shape3
shape4
shape5
shape6
بالا پایین